آقای روحانی ! ای کاش رهبر شما سرهنگ‌شاهنشاهی بود

مجتبی واحدی

تحلیلگر سیاسی

روز بیست و هشتم‌مهرماه ، سید علی خامنه ای در وصف انتخابات امریکا چنین‌گفت : “رقابت های انتخاباتی در امریکا و موضوعات مطرح میان دو کاندیدا، نمونه ای بارز و آشکار از نتایج نبود معنویت و ایمان در صاحبان قدرت است.» بلافاصله پس از این اظهارات ، رسانه ها و سایت ها ی نزدیک به حاکمیت ، به بازگویی ادعاهای رهبر در خصوص سیستم انتخاباتی امریکا و افشای مفاسد آن‌پرداختند. آنچه توسط این رسانه ها انجام شد دور از انتظار نبود. آنها وظیفه عادی خود را انجام‌دادند. پیش از این نیز هر گاه رهبر سخنی – هر چند عجیب – گفته ، تریبون هاو رسانه های خاص با هیجانی وصف ناپذیر ، از مکاشفه رهبر و سخنان “الهام گونه ” او تجلیل کرده و دهها مقاله و گفتگو پیرامون‌سخنان رهبر منتشر کرده اند . برای این رسانه هاتفاوتی نمی کند که علی خامنه ای در موضوع مورد بحث، تخصصی دارد یا نه و آیا سخنان او از مبنای علمی و عقلی برخوردار است یا خیر . آنها درهر حال وظیفه محوله را انجام‌می دهند. اگر رهبر در خصوص افزایش جمعیت سخن بگوید این رسانه ها به تقبیح ” وازکتومی ” می پردازند و اگر او به قول خود

از ” ولنگاری درفضاهای مجازی ” حرفی بزند آن رسانه ها بلافاصله نمونه هایی کشف می کنند که فلان جوان در بهمان نقطه ، بعد از مراجعه به چند سایت اینترنتی ، کنترل خود را از دست داده و مبادرت به تجاوز و قتل کرده است. ” بیش فعالی ” رسانه های خاص که بلافاصله بعد از افاضات اخیر علی خامنه ای در مورد انتخابات امریکا مشاهده گردید نیز از این قاعده مستثنی نیست. اظهار نظر افرادی مانند حسن عباسی و حسین شریعتمداری نیز چندان دور از انتظار نبود .‌اما آنچه در میان‌قدری عجیب به نظر می رسد پرگویی حسن روحانی است. او که در سه سال گذشته به خاطر بر قراری ارتباط مستقیم‌با امریکایی ها ، به رقبای خود فخر فروشی کرده است ناگهان تغییر چهره داده و ضمن بازگویی تلویحی سخن‌خامنه ای ، از نبود اخلاق در امریکا سخن گفته و انتخابات ایالات متحده را انتخاب میان بد و بدتر دانسته است.

البته آقای روحانی، به خوبی با مفهوم‌” انتخاب میان بد و بدتر ” آشناست. هفت ماه پیش مثلث ” رفسنجانی ، روحانی و خاتمی ” مردم را تشویق کردند با رای دادن به تعدادی” قاتل ” همچون‌محمدی ری شهری و دری نجف آبادی ، از رای آوردن چند ” نظریه پرداز قتل” مانند مصباح یزدی برای عضویت در مجلس خبرگان جلوگیری نمایند. این ابتکار ، ظاهرا تدبیر مثلث فوق الذکر برای معرفی “بد ” به مردم برای خلاصی از ” بدتر ” بود. از سوی دیگر ، روحانی که بیش از دیگران ، خود را می شناسد به یاد می آورد که رای آوردن خودش مدیون تدبیر مردم برای انتخاب بد -روحانی – به جای بدتر- جلیلی – بود . روحانی می داند که در شرایط عادی، کمتر کسی او را شخصیت مناسب برای نمایندگی ملت بزرگ‌ایران می داند. مطمئن هستم‌وقتی روحانی این عبارات را در خصوص انتخابات امریکا بر زبان می آورد می دانست که اغلب ایرانیان‌با شنیدن این سخنان ، بیش از آنکه نگران سرنوشت انتخابات امریکا و انتخاب میان‌هیلاری کلینتون و دونالد ترامپ شوند به خاطر الزام‌به انتخاب میان‌” فاسد و فاسد تر ” در انتخابات جمهوری اسلامی ، غصه دار خواهند شد. با علم به این موضوع ، پس چرا روحانی حرف نسنجیده خامنه ای را تکرار کرده است ؟

معتقدم روحانی از نزدیک رهبر جمهوری اسلامی و عقده ” اطاعت خواهی ” او را درک کرده است. او می داند خامنه ای خود را یک فرمانده نظامی مقتدر می پندارد که همه مسئولان کشور باید همچون سربازان و نظامیان زیر دست ، دستورات او را بدون چون و چرا اجرا نمایند . از سوی دیگر ، روحانی در اندیشه حفظ وجهه داخلی خویش است و نمی تواند در برخی امور داخلی ، امربری خود از رهبر جمهوری اسلامی را در تریبون های عمومی اعلام‌نماید. سخن‌اخیر خامنه ای در مورد انتخابات امریکا ، فرصتی برای روحانی بود تا با تکرار هجویات رهبر ، اطاعت از فرمانده را به نمایش بگذارد . او که در مناظرات انتخاباتی ، خود را ” حقوقدان و نه سرهنگ‌” معرفی کرده بود در ماجرای اخیر همچون‌یک نظامی دون‌پایه ، فریاد ” اطاعت فرمانده ” سر داد تا با هزینه ای نسبتا قابل قبول ، دل رهبر را به دست بیاورد .

وقتی سخنان حسن روحانی در اراک- که کمتر از یکهفته بعد ازاظهارات خامنه ای در مورد انتخابات امریکا بیان‌شد- را شنیدم‌به یاد خاطره ای افتادم که روحانی از دوران سربازی خود تعریف کرد.‌او ادعا کرده که در دوران سربازی ، از تراشیدن ریش خودداری می کرده و همین‌امر موجب توبیخ او توسط سرهنگ‌ مافوق ‌شده است‌. روحانی می گوید که به عنوان یک‌حقوقدان‌ و با تکیه بر استنادات حقوقی افسر مافوق را قانع کرده و موفق شده ” ریش ” خود را حفظ کند.‌ با خود فکر می کردم‌ای کاش امروز نیز که روحانی خود را یک‌ حقوقدان می داند به جای تلاش برای به دست آوردن دل مافوق، در برابر بی ربط گویی رهبر ، استدلال های منطقی و قابل قبول ارائه می نمود. البته می دانم خواسته من ، محقق نخواهد شد زیرا نه روحانی ، آن‌جوان آرمانگرای پیش از انقلاب است نه خامنه ای سرهنگ درس خوانده شاهنشاهی .

در خاتمه ، تذکر‌این‌نکته را لازم‌می دانم‌ که سیستم‌انتخاباتی امریکا واجد اشکالات فراوان است و برخی مباحث مطرح شده توسط کاندیدهای ریاست جمهوری این‌کشور نیز موجب تاسف و سرشکستگی برای همه انسان هاست. اما هر چه باشد نه روحانی که خود مروج‌رای دادن به بدها برای حذف بدتر ها در انتخابات اسفند گذشته بوده صلاحیت اظهار نظر در این‌مورد دارد نه خامنه ای از حداقل شایستگی برای مذمت ” مرگ‌اخلاق در انتخابات امریکا ” برخوردار است زیرا تعفن فساد مدیران‌مورد حمایت خامنه ای همه دنیا را فراگرفته است .

سید مجتبی واحدی سیاست‌مدار، روزنامه نگار و مشاور ارشد مهدی کروبی است که از سال ۱۳۶۱ تا ۱۳۶۶ رئیس دفتر مهدی کروبی بوده‌است و از سال ۱۳۷۹ تا دی ۱۳۸۸، سردبیری روزنامه اصلاح طلب آفتاب یزد را بر عهده داشته‌است. از دیگر سوابق او، معاونت وزارت دارایی از سال ۱۳۶۷ و مشاور رسانه‌ای و مطبوعاتی مهدی کروبی در مجلس ششم و انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۴) می‌باشد. مجتبی واحدی پس از حصر خانگی مهدی کروبی در بهمن ماه ۱۳۸۹، به عنوان سخنگو و مشاور ارشد مهدی کروبی در خارج از ایران در حمایت از جنبش سبز فعالیت می‌کند.

#مجتبیواحدی #انتخاباتآمریکا #دیدگاهنو #خامنهای #ترامپ

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon