آمریکا ستیزی به شیوه خامنه ای


مجتبی واحدی

تجلیلگر سیاسی

هنوز شش ماه از اعتراف خامنه ای به مذاکرات پنهانی با آمریکا با وساطت “یک شخصیت محترم منطقه ” نگذشته ، او دوباره  بر ممنوعیت مذاکره با آمریکا تاکید می کند . البته در فاصله آن اعتراف و این اعلام ممنوعیت، وزیران خارجه ایران و آمریکا مذاکرات متعدد و مفصل با هم داشته اند که شاید بدون اغراق از نظر مدت مذاکره ،با تمام مذاکراتی که در بیست و پنج سال رابطه صمیمانه شاه با آمریکا میان وزرای خارجه دو کشور برگزار شد برابری کند. اما آیا آمریکا ستیزی خامنه ای به‌خصوص دور جدید آن جدی است ؟ اگر قرار به مذاکره میان دو کشور باشد زمینه های مشترک چه بوده و چه خواهد بود؟ برای پاسخ به این پرسش باید به تحولات ده سال گذشته به صورت عام و سه سال اخیر به صورت خاص ،نگاهی عمیق تر کرد . در این دهه ،مهم ترین تحولات که به نوعی می توانست -و هنوز می تواند -سوژه مذاکره باشد وضعیت افغانستان ،بحران عراق ،  درگیری ها در سوریه وپرونده هسته ای ایران بوده که اخیرا “تهدید داعش” نیز به آنها اضافه شده است. در موضوع افغانستان ،به نظر می رسد ایران بدون آنکه امتیازی دریافت کند به آمریکا کمک کرد . البته قضاوت در مورد میزان تحقق اهداف امریکا در افغانستان ،نیاز به تعمق بیشتر دارد اما در مقطع همکاری،آمریکا با کمک جمهوری اسلامی به هدف اولیه خود دست یافت بدون آن که امتیازی به ایران بدهد.  

در موضوع عراق نیز خامنه ای در سخنرانی نوروزی سال هشتاد و پنج در مرقد امام رضا  ضمن رد مذاکره با آمریکا در مخصوص مسائل مورد اختلاف بین دو کشور ،اظهار داشت: ” در مورد هیچیک از مسائل مورد اختلاف ایران و آمریکا با آمریکایی ها مذاکره نخواهیم کرد…. اما اگر مسئولان ذیربط می توانند دیدگاههای ایران را درباره عراق به آمریکاییها  حالی کنند و بفهمانند گفتگو در این زمینه ایراد ندارد”.

نمی دانم این چه افتخاری برای رهبر یک حکومت است که بگوید در مورد مسائل مربوط به کشور خودمان گفتگو نمی کنیم اما برای حل مشکل سایر کشورها حاضر به مذاکره هستیم.  نکته جالب اینکه سید علی خامنه ای در همین سخنرانی ،اختلاف با آمریکایی ها بر سر پرونده هسته ای را مورد اشاره قرار داد و گفت :” ملت ما ،بنده و هیچ مسئولی به هیچ قیمتی زیر بار حرف زور آمریکا نخواهیم رفت .” آن روز که رهبر جمهوری اسلامی با قید “به هیچ قیمت ” بر عدم کنار آمدن با آمریکایی ها سخن گفت ظاهرا گمان نمی کرد که تحریم های نفتی و بانکی امریکا،جیب خود او را نشانه رود. اما کمتر از ده سال زمان لازم بود تا مشخص شود محدوده “به هیچ قیمت “از نظر خامنه ای چیست. در واقع فشار تحریم ها ،موجب باز شدن عرصه جدیدی برای مذاکره و همکاری با آمریکایی ها شد و اتفاقا این بار علیرغم شعار های سوپر انقلابی ،مذاکرات به صورت علنی و در عالی ترین سطوح ممکن صورت گرفت. حسن روحانی با اوباما گفتگوی تلفنی انجام داد و ظریف وزیر خارجه دولت او دهها و شاید صدها ساعت با وزیر خارجه آمریکا گفتگوهای دوجانبه و خصوصی داشت. همچنین قبل و بعد از علنی شدن مذاکره با آمریکایی ها، تهدید داعش عرصه ای بود که به مذاکرات پشت پرده ایران و آمریکا منجر شد

در واقع بر خلاف شعارهایی تریبونی خامنه ای ،در ده  دوازده سال اخیر در مهم ترین مسائل بین المللی ،ایران  نه تنها به مذاکره با آمریکایی ها تن داده بلکه سطح همکاری های دوجانبه از همکاری های دوطرفه آمریکا و متحدان  سنتی  آن بیشتر بوده است.  البته میدان دیگری نیز وجود داشته که دو کشور نتوانسته اند به حداقل  اشتراکات لازم برای گفتگو برسند. این عرصه ،درگیری های داخلی سوریه بوده که  ایران و  آمریکا درگیر آن هستند و تصمیمات دولت جمهوری اسلامی  هزینه ها ی فراوان مالی و سیاسی برای ملت ایران به دنبال داشته است.

با عنایت به موارد فوق ، نمی دانم انقلابی نمایی خامنه ای و ضدیت تریبونی او با آمریکا چه مفهومی دارد؟ در سالیان اخیر ایران با آمریکا همکاری هایی داشته  که عموما با  دادن امتیازات بیشتراز سوی ایران  همراه بوده است. در عین حال  خامنه ای حتی در اوج مذاکرات بر “عدم مذاکره با آمریکا” تاکید کرده است. به نظر می رسد در حال حاضر جبهه جدیدی  برای مذاکره با امریکایی ها گشوده نشده است ولذا خامنه ای با آسودگی بیشتر می تواند ژست ضد آمریکایی بگیرد اما نگاه به همه عرصه هایی که موجب همنشینی مقامات ایران و آمریکا شده و البته مورد تایید رهبر جمهوری اسلامی قرار گرفته ،نشان می دهد در همه آنها  نوعی تهدید علیه حکومت  خامنه ای، او را به مذاکره با آمریکایی ها وادار ساخته و هیچگاه منافع مردم ایران مدنظر او نبوده است. به عکس ،در زمینه هایی که احتمال منتفع شدن مردم ایران وجود داشته ، رهبر جمهوری اسلامی  با لجاجت در برابر همکاری و مذاکره با آمریکایی ها ایستاده تا به گفته خودش،ابهت جمهوری اسلامی در میان ملت های انقلابی خدشه دار نشود. البته او در “آمریکا ستیزی لجوجانه” نیم نگاهی به داخل نیز داشته و با زنده نگهداشتن دشمن فرضی ،    فضای ویژه در داخل کشور را حفظ کرده  که هم  گروهی از ساده اندیشان  را برای او در حالت آماده باش همیشگی نگه می دارد و هم موجب رضایت برخی رانت خواران وابسته به خود می شود که توصیف دقیق آنان  “کاسبان درگیری دائمی با امریکا” است . در واقع خامنه ای از یکسو شعار بی پشتوانه می دهد و از مواهب داخلی و خارجی آن بهره مند می شود  واز سوی دیگر   با سلب مسئولیت دروغین از خود ،دست مسئولان دولتی برای مذاکره بلکه معاشقه با آمریکایی ها را باز گذاشته تا از منافع جنگ علنی و صلح پنهانی با  امریکا  نیز منتفع شود  بدون آنکه  کسی بداند در این قهر و آشتی  فریب کارانه ،چقدر هزینه از کیسه ملت ایران صرف می شود .

البته این سخن به معنای تایید رفتار طرف آمریکایی نیست .آنان نیز بر خلاف بسیاری از شعارها ،دغدغه ای نسبت به رفتار عمومی دولتمردان جمهوری اسلامی ندارند و اگر گاه موضوعاتی مانند حقوق بشر یا رفتار تروریستی نظام جمهوری اسلامی را بیان می کنند نه به خاطر مقابله واقعی با موارد نقض حقوق بشر بلکه برای تحت فشار قرار دادن جمهوری اسلامی و گرفتن امتیازات بیشتر بر سر میز “مذاکره ممنوعه”است. گمان می کنم این مذاکرات ممنوعه تا کنون برای دو دولت ثمرات راضی کننده  داشته است.  ملت ایران هم کماکان باید شاهد امریکاستیزی به شیوه خامنه ای باشد وبه این عبارت عامیانه بیندیشد که “کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من”

سید مجتبی واحدی سیاست‌مدار، روزنامه نگار و مشاور ارشد مهدی کروبی است که از سال ۱۳۶۱ تا ۱۳۶۶ رئیس دفتر مهدی کروبی بوده‌است و از سال ۱۳۷۹ تا دی ۱۳۸۸، سردبیری روزنامه اصلاح طلب آفتاب یزد را بر عهده داشته‌است. از دیگر سوابق او، معاونت وزارت دارایی از سال ۱۳۶۷ و مشاور رسانه‌ای و مطبوعاتی مهدی کروبی در مجلس ششم و انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۴) می‌باشد. مجتبی واحدی پس از حصر خانگی مهدی کروبی در بهمن ماه ۱۳۸۹، به عنوان سخنگو و مشاور ارشد مهدی کروبی در خارج از ایران در حمایت از جنبش سبز فعالیت می‌کند.

#مجتبیواحدی #مذاکرهباآمریکا #غربستیزی #دیدگاهنو #خامنهای

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon