آیا خاورمیانه به کردها یک دولت بدهکار است؟

بدون شک در تاریخ جهان بویژه در طی یکصد سال اخیر، خاورمیانه از مناطقی در جهان بوده است که بستر حوادث مهمی بوده است. متاسفانه نام این منطقه بویژه پس از جنگ جهانی دوم با جنگ و خشونت های ملی و اعتقادی عجین شده است. پس از فروپاشی دولت ترک عثمانی و تاسیس کشورهای جدید، این منطقه هیچ دهه ای بدون خشونت را به خود ندیده است.

در تلگرام بخوانید

واژه «خاورمیانه» که منشاء ادیان الهی همچون یهودیت، مسیحیت، اسلام و باورهایی همچون بهاییت است، نخستین بار در سال ۱۹۰۲ میلادی از سوی یک افسر نیروی دریایی  آمریکا به نام «آلفرد تایر ماهان» برای توصیف منطقه بین خاوردور و نزدیک  به کار رفت.  او این پیشنهاد را طی مقاله‌ای پیرامون دشواری‌های خلیج (عرب/فارس/بصره) برای انگلیس در «نشریه نشنال ریویو» مطرح کرد. سپس این واژه از سوی روزنامه تایمز لندن و سپس در مکاتبات رسمی دولت انگلیس، و آنگاه از سوی  دول انگلیس و آمریکا در جنگ جهانی اول و دوم، مورد استفاده قرار گرفت. در واقع اصطلاح خاورمیانه به علت اینکه از قاره اروپا به آن نگریسته می شد، نه خاور نزدیک به حساب می آمد و نه خاور دور.

آن تعریفی که ماهان از خاورمیانه داشت به مراتب کوچکتر از آنی است که ما امروزه شاهد آن هستیم. در واقع مرزهای خاورمیانه (در دهه های پس از این نامگذاری)، در ادبیات سیاسی، منطقه ای و بین المللی دستخوش تغییر گردید و تا به امروز تعریف ثابتی از جغرافیای سیاسی خاورمیانه ارائه نشده است.

دایرهالمعارف بریتانیکا، خاورمیانه را با تفصیل بیشتری معرفی می‌کند: «خاورمیانه سرزمینی است که در اطراف سواحل جنوبی و شرقی دریای مدیترانه کشیده شده و از مراکش تا شبه جزیره عربستان و ایران و گاهی نیز تا فراتر از آن امتداد یافته است. بخش مرکزی این ناحیه کلی، پیش از این خاور نزدیک خوانده می‌شده است. نامی که پاره‌ای از جغرافیدانان و تاریخ نگاران جدید غربی به این منطقه داده اند که بیشتر تمایل داشتند شرق را به سه منطقه “خاور نزدیک” به نزدیک ترین منطقه به اروپا که از دریای مدیترانه تا خلیج فارس، خاورمیانه که از خلیج (عرب/فارس/بصره) تا جنوب شرق آسیا امتداد می‌یافت و “خاور دور” که به مناطق ساحلی اقیانوس آرام اطلاق می‌شد، تقسیم کنند.

اهمیت تاریخی، فرهنگی، اقتصادی  و سیاسی خاورمیانه بر هیچ کسی پوشیده نیست و بلکه همین دلایل نیز موجب شده اند که این منطقه طی مدت های زیادی نتواند روی آرامش را به خود ببیند. خاورمیانه همچنین میزبان ملت ها و فرهنگ های زیادی است. به لحاظ جمعیتی عربها، ترکها، فارسها و کردها بیشترین جمیت این منطقه را تشکیل میدهند. تقریبا هیچ کشوری از خاورمیانه را نمیتوان پیدا کرد که جمعیت آن از لحاظ دینی، قومیتی، ملیتی و فرهنگی یکدست باشد. بویژه آنکه این مرزها اکثرا خارج از اراده باشندگان آن سرزمین ترسیم شده است. ترکها علاوه بر کشور ترکیه در کشورهایی همچون ایران، عراق، سوریه، افغانستان حضور قابل توجهی دارند. در ایران نزدیک به نیمی از جمعیت این کشور را ترکها تشکیل میدهند. به مثابه ترکها، کردها نیز در کشورهای مختلف منطقه متراکم هستند. کشورهای ترکیه، عراق، ایران و سوریه میزبان جمعیت قابل توجهی از کردها هستند.

آمار دقیقی از جمعیت کردها وجود ندارد اما به صورت تقریبی میتوان گفت ۲۰ تا ۳۰ میلیون نفر جمعیت کرد در خاورمیانه زندگی می کنند. کردهای خاورمیانه هرچند که اکثرا مسلمان هستند (سنی، شیعه، علوی)، اما برخی از مردم کرد نیز به باورها و ادیان مختلف دیگری همچمون یارسانی، زرتشتی و یهودی باور دارند. همچنین گویش های مختلفی در بین کردها از جمله کرمانجی، ملکشاهی، سورانی و کلهری نیز وجود دارد.

کردها در طول صد سال اخیر مبارزات زیادی جهت تشکیل کشوری مستقل داشته اند و با توجه به بافت فرهنگی مردم کرد و شرایط سیاسی حاکم بر دولت های خاورمیانه این مبارزات اکثرا مسلحانه بوده اند و کردها علیرغم مبارزاتشان تاکنون موفق به تشکیل دولت کردی نشده اند. هر چند به نظر راقم این نوشته تمامی ملت ها می بایست دارای دولتی باشند اما اینکه کردها چرا و به چه علل و دلایلی نتوانسته اند به این مهم دست یابند، علل و دلایل مختلفی دارد. این عوامل را به دو دسته عوامل داخلی و خارجی می توان تقسیم کرد.

پس از جنگ جهانی دوم اعضاء کشورهای عضو سازمان ملل متحد افزایش یافته است اما تاکنون کردها موفق به داشتن کرسی بزرگترین سازمان جهانی نشده اند. بدون شک منافع و دخالت قدرتهای بزرگ  در تاسیس کشوری نوین بسیار مهم است که ما در مورد استقلال کوزوو شاهد آن بودیم، اما علاوه بر آن، عوامل مهم دیگری نیز دخیل هستند. برای داشتن یک دولت تمامی عوامل و جوانب را باید مد نظر داشت؛  مواردی همچون قدرت های منطقه ای و یا فرامنطقه ای. در رفراندوم اخیر (۲۵ سپتامبر ۲۰۱۷) در اقلیم کردستان عراق، اشتباه رهبران کردی یکی از بزرگترین فرصت های تاریخی را از کردها ستاند و برای بوجود آمدن فرصتی دوباره، باید سال ها و یا دهه ها منتظر ماند.

دو اشتباه عمده رهبران کرد در رفراندوم اخیر اقلیم کردستان عراق چه بود؟ ۱- توسعه طلبی ارضی بیش از حد ۲- غافل شدن از شرایط منطقه ای و نادیده گرفتن کشورها و قدرتهای منطقه ای. پس از سرنگونی صدام در عراق فرصتی برای کردهای عراق پیش آمد تا در این کشور بتوانند دولتی خودمختار تشکیل دهند. این خودمختاری تا آنجا پیش رفت که شهر اربیل به یکی از شهرهای زیبای منطقه تبدیل شد. ۱۷ درصد از کل بودجه عراق به اقلیم واگذار میشد و سرمایه گذاری خارجی زیادی در کردستان عراق صورت می گرفت.. بارزانی حتی بدون کسب اجازه از بغداد اقدام به فروش نفت میکرد.

اما کم کم بر اثر ضعف دولت مرکزی عراق و همچنین پس ازحمله داعش و سقوط موصل در سال ۲۰۱۴  اقلیم کردستان حوزه مرزی خود را گسترش داد و به هر منطقه ای که می رفت و یا از اشغال داعش رهایی می یافت آنجا را ضمیمه اقلیم کردستان می کرد. شهر نفت خیز و اکثرا ترکمن نشین کرکوک نیز یکی از این مناطق بود. بالطبع  ساکنین آن مناطق و دولت مرکزی عراق با این امر موافقت نمی کردند. حتی یکی از بزرگترین اشتباهات این اقلیم اعلام برگزاری رفراندوم در مناطق خارج از اقلیم بود که مشروعیت داخلی و بین المللی آن را زیز سوال برد. علاوه بر آنکه در آن وقت دولت مرکزی درحال جنگ با داعش بود و برگزاری رفراندوم در چنین شرایطی کاملا مغایر با قانون اساسی عراق نیز بود. چرا که در قانون اساسی این کشور محدوده اقلیم مشخص شده بود.

یکی از مهمترین دلایل دیگر، نادیده گرفتن نقش دولت های منطقه ای در مسئله رفراندوم بود. اقلیم دارای بهترین روابط با ترکیه و حتی ایران بود. اما رهبران کردی بدون در نظر گرفتن حساسیت های دو کشور در قبال این رفراندوم موجب شدند دو قدرت منطقه ای، یعنی ترکیه و ایران رسما با این رفراندوم مخالفت نمایند و تدابیر سیاسی و اقتصادی گسترده ای علیه اقلیم کردستان عراق برقرار کنند. ایران از نزدیکی بیش از حد اقلیم به اسرائیل خرسند نبود و ترکیه نیز نمی توانست کرکوک و سایر مناطق ترکمن نشین را در قالب اقلیم کردستان ببیند. هر چند که هر دو کشور دارای جمعیت قابل توجه  کرد هستند و مناطق کردنشین آن‌ها با اقلیم کردستان هم مرز است.. بسته شدن مرزهای دو کشور به روی اقلیم، بویژه از سوی ترکیه بزرگترین شوک اقتصادی محسوب می شد. این در حالی بود که  دولت مرکزی عراق نیز  قدرتمندتر از گذشته بود و از پرداخت بودجه به حکومت محلی اقلیم به علت برگزاری رفراندوم امتناع کرد.

با در نظر گرفتن شرایط فوق، می‌توان گفت کردها نیز می توانستند در مناطق خود دارای دولتی باشند، اما اشتباهات استراتژیک رهبران کردی باعث تاخیر جدی در تحقق این رویای کردها شد. آسیبی که نه تنها کردهای عراق متحمل شدند، بلکه به سایر ملت های آرزومند به استقلال در خاورمیانه نیز وارد شد.

در تلگرام بخوانید

*مطالب منتشر شده در سایت صرفا بازتاب دهنده نظرات نویسندگان است*

#استقلالطلبی #دیدگاهنو #کریماصغری

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon