آینده ایران در اوپک نیست

مهرداد عمادی، دکترای اقتصاد از دانشگاه «وارویک» بریتانیا و متخصص مدل سازی ریاضی در اقتصاد است. با وی گفتگویی داشتیم درباره اقتصاد ایران پس از لغو تحریم ها و رویکرد افزایشی فروش نفت

– شما در طول سالهای اخیر تاثیر تحریمها بر اقتصاد ایران را تحلیل و بررسی کرده اید و اکنون به نظر می رسد که تحریمها به ایستگاه آخر رسیده اند. با توجه به این موضوع فکر می کنید که چه تاثیری بر اقتصاد ایران از این به بعد شاهد خواهیم بود؟

من تصور می کنم انتظاری که همه دارند، به ویژه آن کسانی که در کار تجارت خارجی ایران و اقتصاد ایران نگاه کرده و کار می کنند یا پژوهش دارند و یا در حقیقت فعالیت تجاری شان آنجاست، این است که ما شاهد افزایش قابل توجهی در حجم تجارت خارجی ایران خواهیم بود که بیشتر آن کالاهای سرمایه ای خواهد بود. به این دلیل که ما در این سال ها دشواری در خصوص ورود کالاهای مصرفی نداشتیم، اما آنچه در این سال ها دشوار بوده و به اقتصاد ایران صدمه بسیاری زده است، دور از دسترس بودن کالاهای سرمایه ای به ویژه در صنایع حساس مثل صنایع نفت و گاز و از سال ۲۰۰۹ به بعد خودروسازی و تعمیرات هواپیمایی ایران بوده که با برداشته شدن تحریمها عملاً شاهد امکان واردات کالاهای سرمایه ای به خصوص در این بخشها خواهیم بود که البته در کوتاه مدت تاثیر کمی بر روی افزایش اشتغال و کم کردن نرخ بیکاری خواهد داشت اما در میان مدت که این بخشها شروع به گردش و چرخه تولید و ایجاد ارزش افزوده کنند، ما شاهد جذب نیروی کار به این بخشها خواهیم بود. ولی همانطور که همیشه در بخث های مختلف و توسط افراد مختلف گفته شده که بیشترین دشواری و چالشهای ما در اقتصاد ایران که منجر به بیکاری و کم بودن بازده نیروی کار در بازار اشتغال هستند، همگی خودساخته هستند به این معنی که در درون سیستم مدیریتی ما ساخته شده اند و تا زمانیکه آنها چاره جویی نشوند، این مشکلات باقی خواهند ماند. ولی بخشی که مربوط به محدودیتهای تجارت خارجی بوده اند طبیعتاً برداشته خواهند شد و اثر بسیار مثبتی در تجارت خارجی خواهند داشت و ما شاهد آن خواهیم بود.

– دولت روحانی در طول ۲ سالی که بخشی از تحریمها تعلیق شد، بارها اظهار کرد که این تعلیق تحریمها به طور کامل اجرا نشده، حالا بعد از این توافق وضعیت به چه صورتی است؟ آیا موسسات مالی و تجاری به طور یکپارچه می توانند این رفع تحریمها را اجرا بکنند و یا باز هم مشکلاتی را شاهد خواهد بود؟

انتظار من در کنار سایر کارشناسان داخل و خارج از ایران که من با آنها صحبت کرده ام این است که ما در کوتاه مدت دشواری خواهیم داشت چون سیستمی است که سالها متوقف شده و برخی از این ابزارهای سیستم برای فعال شدن نیاز به زمان دارد. به عنوان مثال برگشتن بخشهای فنی مربوط به قراردادهای خارجی در بانکهایی که شامل تحریم بوده اند مانند بانک صادرات، ملت و سپه طول خواهد کشید. اما این مشکلات کوتاه مدت و میان مدت خواهد بود و در نهایت بیش از یک و نیم تا دو سال طول نخواهد کشید. اینها مانند یک در زنگ زده می باشند که برای باز کردن آن نیاز به فشار بیشتری هست و بعد از باز شدن نیز نیاز به تعمیر و بازسازی دارد. برداشتن این تحریمها نه تنها قطعی است بلکه به یکباره انجام خواهد شد. اما در بعضی موارد ما شاهد خواهیم بود که بازگشت و بازسازی با شتاب و سرعت بیشتری انجام خواهد شد و در بعضی موارد به کندی خواهد بود. این کندی نیز به این دلیل است که یا کارشناسان از سیستم خارج شده اند و یا ایران باید به دنبال شریک های جدید برای پرداخت و دریافت باشد. لااقل در ابتدای امر تمامی بانکها با اشتیاق همسان و برابر خواهان بازگیری روابط نخواهند بود چرا که ممکن است برخی از بانکهایی که قبلاً با ایران کار می کرده اند همچنان همان اشتیاق و تمایل پیشین را نداشته باشند. این مساله قابل انتظار بوده و هست و مساله ای غیرعادی هم نمی باشد. پیام مهم این است که این تحریمها دیگر وجود نخواهند داشت و برداشته شدن این تحریمها به مانند برگرداندن یکباره یک بطری پر از آب می باشد که به دلیل باریکتر بودن دهانه بطری، همه آب به یکباره تخلیه نمی شود و بلکه آب با فشار بیشتری از بطری بیرون می ریزد. دقیقاً این همان فشار بازگیری تجارت خارجی و سیستم بانکی است که در پشت دهانه بطری انباشته شده و امکان ورود همه آن به یکباره وجود ندارد. اما وقتی این مساله به جریان بیافتد، پس از مدتی شاهد خواهیم بود که تمام این قراردادها و روابط شروع به فعال شدن می کنند.

– در مورد تاریخچه حضور بانکهای خارجی؛ آیا قبل از تحریم های مرتبط با برنامه هسته ای، بانکهای خارجی فعالیت خاصی داشتند و آیا قبل از تحریم های هسته ای تحریم های مالی و بانکی دیگری وجود داشت؟

بله در سال ۱۹۹۳ و ۱۹۹۴ و ۱۹۹۵ وزارت خزانه داری آمریکا محدودیتهایی را برای سیستم بانکی ایران اعمال کرد که باعث شد هزینه ورود به سیستم بانکی ایران بالا برود. این یک بخش مساله است. اما بخش دیگر آن است که خود ایران هیچ زمانی حاضر نبوده که مثلاً شبیه آنچه که ما در ترکیه و یا قطر دیده ایم سیستم بانکی را با شرایط برابر و همسان بانکهای ایرانی برای بانکهای خارجی باز کند. این مساله هم یک بخش واهمه را شامل می شود و هم یک بخش لابی بانکی بوده است که خواهان حفظ سیستم انحصاری و الیگارشی که گروههای بانکی بر روی بازار و سیستم بانکی ایران دارند، می باشد. البته مساله خزانه داری آمریکا تنها بخش کوچکی بود چرا که بانکهای اروپایی و ژاپنی و چینی به راحتی می توانستند وارد ایران شوند اما نشدند. اما الان که صحبت از ورود بانکهای خارجی به ایران شده است و اینکه آیا ما این تمایل را خواهیم دید؟ در واقع این تمایل خواهد بود ولی متاسفانه در بخش بانکی که ما احتیاج داریم و بیشتر از همه خدمات بانکی برای شهروندان، نیست.

سرمایه گذاری مالی با سرمایه گذاری صنعتی متفاوت است. این سرمایه گذاری مالی بلای سیستم بانکی در آمریکا و بریتانیا است چون هیچ نظارتی بر روی آنها نیست و با پس انداز مردم به ویژه پس انداز صندوقهای بازنشستگی به بورس سازی و حباب سازی مشغولند که ما نیازی به آنها نداریم و نمی خواهیم که وارد ایران شوند. در عمل ما به بانکهایی که می خواهند بیایند و وارد سرمایه گذاری مالی شوند نیازی نداریم و فقط به آنهایی که وارد خدمات بانکی به شهروندان و تجار می شوند نیاز داریم زیرا کیفیت خدمات در ایران بسیار بسیار پایین است. حتی در مقایسه با روسیه نیز ما پایین تر هستیم. روسیه یکی از پایین ترین شاخص های کیفیت خدمات بانکداری را داراست.

در این راستا تصور می کنم که بانک مرکزی ایران خیلی خیلی کار روی میز دارد. در دو بخش، یکی اینکه شرایط را طوری مهیا کند که بانکهای غربی و ژاپنی و کره ای بتوانند وارد سیستم خدمات بانکی بشوند (نه آن سرمایه گذاری های مالی که اشاره کردیم) و دیگری اینکه کدربودن ارزیابی ترازنامه بانکهای خصوصی در ایران. وقتی شما به گزارشهای مختلف نگاه می کنید نشان می دهد که چیزی در حدود دو سوم یا سه چهارم بانکهای خصوصی ورشکسته هستند. این موضوع را بانک مرکزی ایران هرچه سریعتر باید شفافیت ایجاد کند که بانکهایی که واقعاً از نظر مالی ورشکسته هستند، همانطور که در بریتانیا انجام شد و هیچ اتفاق بزرگی هم نیافتاد، این بانکها از سیستم خارج بشوند، چون این بانکها هنوز هم به دریافت سپرده های مردم ادامه می دهند و در مقابل بهره هایی می دهند که هیچ زمانی هیچ بانکی در ایران نمی تواند این بازدهی را داشته باشد. در واقع با پول مردم هرم سازی می کنند و این چالشی است که بانک مرکزی تابحال شهامت لازم برای رسیدگی به آن را نشان نداده است.

البته به حمایت دولت احتیاج دارند ولی بالاخره اینجا بانک مرکزی و رئیس بانک مرکزی باید شجاعت کار و کارشناسی از خود نشان بدهد که بگوید تعدادی بانک خصوصی هستند که باید ورشکسته اعلام بشوند و ما همانطور که در بریتانیا مشاهده کردیم بانک مرکزی مسئولیت های بانک ورشکسته را در مقابل سپرده های سپرده گذاران پذیرفت ولی یک بانک ورشکسته ی ناکارشناس ناکارا از سیستم خارج شد، آن را ما در ایران هم باید داشته باشیم. من این را باز یادآوری می کنم که هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. تنها اتفاقی که خواهد افتاد این است که ما سوخت عمده حباب سازی را که بانکهای خصوصی بوده اند از سیستم خارج خواهیم کرد. این دو اقدام مهم بر روی میز بانک مرکزی ایران است و نیاز هست که هر چه سریعتر به اونها رسیدگی بشه چون روغن داخل موتور اقتصادی ایران سیستم بانکی کارآمد است که بدون شک می توان گفت در میان کشورهای منطقه به استثنای آنهایی که در حال جنگ هستند، ما بدترین سیستم بانکی را داریم.

– درباره روند نزولی قیمت نفت و اینکه وزیر نفت ایران به عنوان یک سیاست اعلام کرده که افزایش فروش نفت را در مقطع فعلی دنبال می کند، فارغ از اینکه کشورهای اعضای اوپک تصمیم بگیرند سهم فروش خود را کاهش دهند. فکر می کنید که در نهایت این تصمیم به نفع ایران خواهد بود؟

ارزیابی دشواری است چون از نظر اقتصادی این را گزینه خوبی نمی بینم که ما بدون توجه به عواقب آن وارد یک رقابت برای افزایش فروش و یا در واقع یک جنگ قیمت بشویم. به خصوص در زمانی که تقاضا برای نفت خام مثلاً به نسبت ۱۶ ماه پیش بسیار بسیار ضعیف تر شده و به نظر می رسد با کاهش قابل توجهی که در رشد اقتصادی چین و پس از آن در آرژانتین و ژاپن می بینیم، این تقاضا بالا نخواهد رفت.

ممکن است نرخ کاهش کمی کمتر شود. اینکه ما وارد جنگ قیمت بشویم طبیعی است که طرف مقابل این جنگ چه کسی خواهد بود. آن طرف جنگ در مرحله اول عربستان سعودی و در مرتبه بعد کویت خواهند بود و بازیکنان حاشیه ای هم مثل روسیه و ونزوئلا خواهد داشت که عضو اوپک نیستند. این را من برای ایران گزینه درستی نمی بینم اما می فهمم که چرا آقای زنگنه این را می گوید.

نگرانی از اینکه اگر ما در اوپک حذف نشویم، حتماً تبدیل به حاشیه خواهیم شد. واقعیت این است که آینده ایران در اوپک نیست. می دانم که در ایران این حرف را دوست ندارند اما زمان اوپک به پایان رسیده است. یکی به این دلیل که بازیکنان خارج از اوپک و این نفت ماسه ای که وارد بازار شده، ارزش اوپک را به عنوان یک کارتل اقتصادی و یک کارتل عرضه کنندگان بسیار پایین آورده است.

ولی دلیل مهم تر این است که در خود اوپک محورهای اقتصادی زیرپایه تصمیم ها هستند و حتی زمانی که تنازعات سیاسی هم وجود دارد، این محورهای اقتصادی است که باعث تفاهم می شود، مانند سالهای پیش از ۱۹۹۸ و ۱۹۹ و ۲۰۰۰٫ الان ما در اوپک شاهد یک شکاف بسیار بزرگ هستیم که بین دو جناح پیش آمده  است. در یک طرف ما قرار داریم که جناح کوچکتر هستیم و در طرف دیگر عربستان سعودی و قمرهای منطقه ای آن هستند. اینکه ما با توجه به سهمیه هایی که در اوپک داده می شود، ۲-۳ میلیون خودمان را بدون توجه به بهای نفت بدهیم، به نظرم یک مقدار کوتاه بینی است و من این را با احتیاط می گویم. دلیلش هم آن است که هر بشکه نفتی که ما ارزانتر می فروشیم حتی اگر در آینده باعث شود که سهم ما در اوپک بیشتر شود، آن مقدار نفتی که از زیر زمین بیرون آمده است دیگر جایگزینی نخواهد داشت. آن را ما ارزان فروخته ایم و رفته است. حالا به امید اینکه الان می توانیم ۱ میلیون بفروشیم و بخواهیم ۵/۲ میلیون در اوپک سهم داشته باشیم، شاید بتواند جبران آن را بکند اما اگر ایران نگاه منطقه ای خود را با نگاه جهانی تری عوض کند مسلماً این جنگ قیمت به نفع منافع استراتژیک اقتصادی ما نخواهد بود.

ما می توانیم قراردادهای درازمدت و خارج از اوپک داشته باشیم. هیچ اتفاقی نخواهد افتاد اگر ما از اوپک خارج شویم. ونزوئلا و روسیه و کشورهایی مانند ویتنام که در حال ورود به بازار هستند، خارج از اوپک می باشند. اوپک در یک دوره زمانی خیلی موفق بود اما الان با اتفاقاتی که افتاده دیگر آن اوپک سابق نیست و خود اوپک یک مقدار برای ایران هزینه افزا خواهد بود. آن چانه زنی هایی که از ایران انتظار خواهند داشت تا امتیاز بگیرند. در این راستا نگاه من نگاه وزیر نفت نیست. البته وزیر نفت وزیر مسئولی است و طبیعتاً او تمام مسئولیتها را به دوش دارد. من تصور می کنم بهتر است ما یک هدف بشکه ای داشته باشیم و بگوییم ما این را می خواهیم بفروشیم و انتظار همکاری داریم و هر عدم همکاری را در اینجا یک نقص پروتکل تاریخی بدانیم.

چرا که قبلاً اگر کشوری مثلاً در جنگ بود و سهمیه اش کم می شد، به محض اتمام جنگ و بازگشت به بازار تولید، همان سهمیه سابق را در اختیار می گرفت و کشورهایی که مازاد تولید داشتند نیز به سهمیه تعیین شده خویش بر می گشتند و این یک همکاری ضمنی بود. الان این موضوع نه تنها برای ایران وجود ندارد و حتی نه یک لجبازی، بلکه یک عمدی در کار است که به قیمت سوزاندن منابع خودشان برای تحت فشار قرار دادن ایران است که به نظرم ورود ایران به این بازی با رقبایی که منافع ملی خود را به درستی نمی فهمند، اشتباه است. ما باید بدون توجه به اقدامات آنها در اوپک، به منافع درازمدت ملی خود فکر کنیم و ببینیم چه گزینه هایی برای اقتصاد ایران و برای نسلهای آینده ایران مفید است و با توجه به اینکه ایران از سیستم تحریمها بیرون آمده است، توان بسیاری برای بستن قراردادها و همکاریهای درازمدت با اروپا، ژاپن، کره، هند و کشورهای دیگر داریم، در کنار چین که مدتی بزرگترین خریدار نفت ما بوده است. اینطور ما خودمان را زیر چادر اوپک بردن، هزینه هایش بیشتر از سودش خواهد بود.

ممنون از اینکه وقت اتان را در اختیار ما قرار دادید

دیدگاه نو

#قیمتنفت #مهردادعمادی #اوپک #تحریمبانکی #تحریماقتصادی #دیدگاهنو #اقتصاد

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon