اسکلت بندی دموکراسی از مسیر  پورالیزم می گذرد


در تلگرامبخوانید

فریبا داوودی مهاجر

فعال حقوق زنان

آزادی و دموکراسی بدون پورالیزم در هیج جامعه ای محقق نمی شود حتی اگر آن جامعه در پسوند و پیشوند نام خود دموکراتیک را یدک بکشد. نظام سیاسی هر نامی که داشته باشد این مردم عادی هستند که خیر و شر حاصل از سیاست های رهبران را به دوش می کشند و روشنفکران و یا مخالفان و موافقان یک نظام فراتر از آن که خود چه دوست می دارند باید به رفاه عمومی و شاخص های یک جامعه توسعه یافته که بتواند برای مردم خود آزادی و نشاط و توسعه سیاسی و اجتماعی را فراهم کند بیاندیشند. اینکه چون ما مسلمانیم پس باید جامعه و قوانین اسلامی باشد ولو مردم به فقر و فلاکت و فساد مبتلا شوند نه برای مسلمانان مفید خواهد بود و نه برای وجهه اسلام. کشورها می تواند با داشتن دین و آیین های مختلف دیگر ادیان و عقاید و احزاب و گروه ها را به رسمیت بشناسند و در مسیر دموکراسی سازی و پورالیزم و همچنین توسعه و رفاه عمومی حرکت کنند.

با درهای بسته و جزم اندیشی هیچ راهی به سمت و سوی حتی عدالت اسلامی وجود ندارد و اثبات این موضوع نیازمند فورمول بندی های عجیب و غریب نیست و تجربه تاریخی و نگاهی گذرا به کشورهای مختلف شاهد این مدعاست. به زبانی بسیار ساده نمی توان بخشی از جامعه را به نام دین و قوم و جنسیت از حقوق اولیه حذف کرد و از آن ها انتظار مشارکت در مسیر برنامه های توسعه ای را داشت که به نفع یک گروه از انسان ها منتهی می شود . آن هم در جهانی که سراسر از کثرت است و به هر گوشه اش که نگاه می کنی تنوع و تفاوت به چشم می خورد و قرار است همه انسان ها با همه تنوع ها با صلح و آرامش زندگی کنند .

پلورالیسم نقطه مقابل انحصار گرایی

حتی در فلسفه اخلاق نیز کسانی مبدا و معیار خوبی و بدی اخلاقی را واحد و عده ای کثیر می دانند پس چگونه می شود دستورالعمل واحدی برای همه انسان ها از خانواده تا جهان وضع کرد و هر فرد و یا افرادی که آن را قبول ندارند مجازات کرد. این پورالیزم در حوزه های مختلفی حتی در فلسفه دین به چشم می خورد تا چه رسد به حقوق و فرهنگ و سیاست ،و لازمه امنیت و آرامش انسانی به رسمیت شناختن همین کثرت و حکومتی است که کثرت گرایی را به رسمیت شناخته و به آن احترام گذارد . پلورالسیمی که اقتدار همگانی در میان گروههای متعدد و متنوع پخش شود تا این گروه ها به جای دشمنی مکمل یکدیگر شده و به حفظ توازن طبیعی میان آن ها تبدیل شود تا حاکمیت مطلق در دست دولت و یا هیچ فردی و نهادی تجمع پیدا نکند و گروه های نژادی و زبانی و دینی مختلف بتوانند در کنار یکدیگر مشروعیت سیاسی را برای یک حکومت تداوم بخشند.

پلورالیسم نقطه مقابل انحصار گرایی و تمامیت خواهی است و برای حرکت در مسیر دموکراسی باید چه به لحاظ فردی و چه جمعی در درونی کردن و ساخت و تمرین پذیرش کثرت گرایی تلاش کرد در غیر این صورت هرگز نه فرهنگ دموکراتیک و نه جامعه دموکراتیک در درون تک تک ما و همچنین در جامعه و کشور ما از مرحله نظری به عملی حرکت نخواهد کرد. ما نیازمند پذیرش کثرت گرایی در عرصه های گوناگون و در مقام عمل برای همزیستی مسالمت آمیز هستیم . برای اینکه مردم اجازه اظهار نظرو آزادی بیان داشته باشند و بتوانند برای بیان عقیده از گروه و احزاب و رسانه ها استفاده و به تجمع و گردهمایی اقدام کنند و مهمتر آنکه به عنوان یک شهروند از همه حقوق شهروندی خود بهره مند شوند. هر حکومتی که مقابل تکثر گرایی بایستد بدون شک یک حکومت تمامیت خواه است و با چنین اندیشه ای در حکومت در نهایت حداقلی از مشروعیت باقی نخواهد ماند هر چند که حکومت با نام اسلام و با حداکثر جمعیت مسلمان مانند ایران باشد.

زنان عامل به جای زنان ابژه 

نقش زنان در توسعه فرهنگ تکثر گرایی اساسی است. فرهنگی که کثرت را به عنوان یک واقعیت پذیرفت و مبنای  همزیستی به جای تنازع و جنگ اختلاف قرار داد . کثرت گرایی با ذات رفاه و امنیت و صلح در هم تنیده شده است و این پذیرش با اینکه من و شما چه عقیده و آینی داشته باشیم نه تنها در تعارض نیست که کاملا سازگار و هم سو است . کثرت گرایی به این معنا نیست همه یکدیگر را حق بدانیم بلکه باید یکدیگر را و آزادی های مربوط به آن را مورد پذیرش و احترام قرار دهیم .

مطلق گرایی ، سخت گیری ، تعصب، ناسازگاری  و آشتی ناپذیری نتیجه ای به جز ویرانگری و جنگ های خانمانسوز نخواهد داشت . نتایجی که از یک خانه تا جهان را در بر می گیرد و زنان نقش موثری در ترویج این تفکر که گام بزرگی در مسیر دموکراسی و ساختن پایه های آن ، به عنوان معماران فرهنگی جامعه دارند و می توانند به عنوان کنشگران اجتماعی در ساختن زیر ساخت های چنین تفکری کمک کنند تا خوبی ها مابین همه انسان ها پخش و توزیع شود .

زنان به عنوان حاملین تفکری که همزیستی را به جای تنازع ترویج می کنند می توانند نقش عاملیت پیدا کرده و در نظامی که از زن یک ابژه جنسی و جنسی دیگر تعریف می شود نقش اجتماعی و انسانی خود را بازی کنند . به عهده گرفتن این نقش که سالهاست زنان در آن می کوشند خود شکستن تابوهایی است که در طول انقلاب اسلامی تلاش شده که از زن ساخته و به عنوان یک کلیشه به جامعه تحمیل شود . کلیشه هایی که زن را در حاشیه و تابع می خواهد در حالیکه زن امروز ایرانی شکستن این کلیشه ها را نه تنها یک وظیفه اجتماعی که حقی برای حیات می داند . شکستن طبقه بندی ها و ملزومات جامعه مرد سالار که زن را به جای عاملیت به عنوان یک سوژه ابزار و وسیله می خواهد و کنشگری زنان در چنین شرایطی مجالی برای حضور و فعالیت ، نشو و نما و نقش آفرینی اجتماعی است .

اولویت جامعه مدنی

اولویت جامعه مدنی در چنین شرایطی گفتمان سازی پیرامون تاثیر و ضرورت گسترش فرهنگ تکثر پذیری است . فرهنگی که اسکلت بندی یک جامعه دموکراتیک را شکل می دهد . حقوق شهروندی با تکیه بر همین اسکلت نسج گرفته و به عنوان یک ضرورت عینی تداوم و استمرار پیدا می کند . اولویت جامعه مدنی رویکرد استراتژیک به این فرآیند است که مبنای کار کنشگران اجتماعی و بخصوص زنان قرار گیرد .

الویت دوم عمومی سازی این نگاه به آحاد مردم و عقاید و زبان ها و مذاهب است تا بتوانند با ارتقا آگاهی عمومی در روند دموکراسی سازی نقش بازی کنند و حتی به عنوان یک روستایی نقش چنین نگاهی را در امنیت و ثبات و رشد اقتصادی و بهبود بهداشت و سلامت درک کنند . عمومی سازی چنین نگاهی با یک خودآگاهی اجتماعی همراه است که مردم برای زندگی آسوده چه می خواهند و این آسودگی از چه مسیری می گذرد . تمرکز روی مردمی سازی به روند اصلاح و تحولات بنیادین سرعت و موفقیت را تضمین می کند.

فریبا داوودی مهاجرفریبا داوودی مهاجر فعال حقوق زنان و روزنامه‌نگار ایرانی است. او سردبیر انجمن روزنامه نگاران جوان، عضو مرکزی کمیته سازمان مدافعان آزادی مطبوعات ایران، همچنین عضو شورای عالی سازمان دانش‌آموختگان ایران اسلامی (ادوار دفتر تحکیم وحدت) بوده است.

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon