اصلاحات بنفش؛ آشتی جویی یا مبارزه؟

در تلگرام بخوانید

یک اصلاحات از یک شیوه مبارزه بدل شده ست به یک جریان آشتی جو که برای بقا حتا سعی می کند افرادی همچون احمد مسجدجامعی را نیز در لیست مورد تایید خود بگنجاند. آشتی یی که خاتمی تحت عنوان آشتی ملی عنوانش می کند، درواقع نوعی تقلیل دادن تضادها به خرده چیزهایی بی اهمیت است. حال در شرایطی که تضادها فاقد اهمیت اساسی شان هستند، چه جایی برای اصلاح طلبی می ماند؟! اصلاح کردنی که برخاسته از نفی یک چیز متضاد نباشد، چه اصلاح کردنی می تواند باشد؟

بازشناختن چیزها به عنوان عنصری مخرب، در تضادی جدی با آشتی جویی قرار دارد. ازین روی دیگر این گزاره که “اصلاحات کنونی بیشتر یک روش میانه روی ست”، گزاره عجیبی نیست. شعار جالبی در جشن پیروزی روحانی سر داده می شد: “ما سبز سبزِ سبزیم/باتوم بنفشمون کرد”. حتا بااینکه این شعار در نهایت راه به تایید جریان بنفش می برد اما در همینجا نیز بنفش، نمادی از شروع پروژه سازشکاری جریان اصلاحات برای بقا به شمار آمده است. ما نسبت به این سازشکاری خوشبین نیستیم چون ضرورتی که سازش کردن را در سال نود و دو توجیه می کرد، امسال بسیار در حاشیه بود و این نشان می دهد که علت سازشکاری، آن چیزی نبود که بنفش ها در بوق و کرنا می کردند و مردم نیز با بازگو کردن این شعار سعی در تاکید بر آن داشتند. از سویی باید پرسید: با فرض اینکه دولت روحانی، رویکرد اصلاح طلبانه ش را در مبارزه با تبعات دولت احمدی نژاد کانالیزه کرده، آیا پیش از احمدی نژاد نیز سیستم مشکلاتی جدی را با خود حمل نمی کرده ست؟ با این تبیین، تاکید بی رویه روحانی بر فسادهای ناشی از دولت احمدی نژاد، جریان اصلاحات را تا پیش از سرکارآمدن احمدی نژاد بی دلیل نشان می دهد!

دراینجا قصد اغراق یک واقعیت ساده را نداریم بلکه صرفن سواستفاده روحانی از شانس سنجیده شدن با یکی از سیاه ترین دوران تاریخ را مد نظر داریم. درواقع دردسر بزرگ تری که احمدی نژاد تولید کرد، این بود که به دولت بعد از خود امکان این را داد که حجم نابسمانی های موجود را به دولت پیش از خود تقلیل دهد. در این شرایط، حتا مبارزه واقعی علیه تبعات منفی دولت پیشین نیز خود نوعی نزول دادن مطالبات مردمی محسوب می شود چون با این شیوه، مشکلات بنیادی تر موجود در سیستم به کناری می روند و روحانی می تواند با کمترین دردسر، یک دولت منتقد و اصلاح طلب باشد! نکته اینکه تا دشمن بیرونی تقویت نشود، عناصر متضاد داخلی مجبور به انسجام یافتن نمی شوند. بنابراین می بینیم روحانی، بیش ازینکه وامدار جریان اصلاحات باشد، وامدار دولت احمدی نژاد است. حتا از سویی دیگر تکیه دولت بر برجام نیز استفاده از چنین تکنیکی ست.

البته لازم به ذکر است که برجام، قطعن یک دستاورد بزرگ بود اما در انتخابات اخیر از آن به عنوان تکیه گاهی برای دور شدن از ضرورت رفع سرکوب از یک مطالبه عمومی استفاده شد! دولت روحانی این شانس را داشت که با یکی از سیاه ترین دولت ها مقایسه شود و بدین طریق، هر حرکت موثر و ناموثر خود را نمادی از امیدواری و تدبیر معرفی کند. به خصوص شعار “به عقب بر نمی گردیم” گویای تکیه مجدد روحانی بر این قضیه بود. این درست که ریسی، گزینه بدتر بود اما این دلیل نمی شود که بخاهیم سطح مطالبات جریان مقابل را پایین تخمین بزنیم تا بدین طریق انتظارات را از خودمان بالا نبریم! چه کسی مطالبه یی مبنی بر بازگشت کرده؟ دولت خودش یک مطالبه ی آسیب زا را درون خودش مطرح می کند و سپس بدان پاسخ منفی می گوید تا بدین طریق ضرورت ایجاد مطالبات دیگر را ریشه کن کند.

فرض کنید تلوزیون، خمیر دندانی به رنگ سبز را به ما نشان داده و بعد یک آدامسِ بنفش تحویلمان می دهد که هرچقدر هم گاز می زنیم، شیرینی ش تمام نمی شود. دو ما همواره تداوم امر روزمره هستیم. ازین روی نتیجه کنش های خارج از نرم ، جز در بازه های طویل زمانی (در مقیاس های مختلف) معلوم نمی شود و حتا شاید هم این کنش ها در کوتاه مدت نتایجی آسیب زا در بر داشته باشند. پس از ذکر این نکته، دیگر استدلال هایی نظیر خطرناک بودن رییسی موضوعیتی ندارند چون ما هم مخالف این بخش از حرف های آنان که می گوید رییسی خطرناک تر از روحانی ست، نیستیم. موضوع ساده ست: کسی را درحد چیزی ندانستن. درواقع روحانی در حد مطالبات مردمی امروز نیست و این اکتفا کردن به امکانات موجود، نوعی تقلیل دادن حجم وسیعی از مطالبات مردمی به یک سری خاسته های دم دستی ست. حال گرچه شخصن هم ۹۲ به روحانی رای دادم و هم ۹۴ به هردو لیست، اما این دوره در انتخابات شرکت نکردم. دلیل اصلی هم حصر موسوی ست. البته باید بازتاکید کرد که این سویه نمادین جریان است که اهمیت دارد و حصر موسوی، بیش از هرچیز نشانه یی قابل رویت از حذف یک مطالبه جمعی ست.

در تلگرام بخوانید

#امیرحسینبریمانی #دیدگاهنو

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon