اصلاح طلبان دوم خردادی و بستن پرونده گذار به دموکراسی

در تلگرام بخوانید

چرخش به سمت قدرت اصلاح طلبان دوم خردادی در دوره بعد از مرگ اکبر هاشمی رفسنجانی وارد مرحله جدیدی شده است. البته این مرحله در تداوم و تکامل روندی است که سید محمد خاتمی با رای دادن مخفیانه در انتخابات مجلس نهم شروع کرد اما اینک روند عقب نشینی جهش پیدا کرده است. ویژگی اصلی این جهش بستن کامل پرونده گذار به دمکراسی و توسعه سیاسی است. در واقع اصلاح طلبی دوم خردادی دیگر فقط یک اسم و برچسب سیاسی است و از محتوی رفورمیستی و دعاوی سابق در سال های میانی دهه هفتاد ودهه هشتاد خارج شده است.

در حال حاضر اصلاح طلبان دوم خردادی را باید محافظه کاران جدید و بازیگرانی تازه برای ساخت مطلقه قدرت نامید که می کوشند خود را در قالب تکنوکرات های کارامد به ولی فقیه عرضه کنند و نظر مساعد وی را جلب نمایند. در واقع آنها از نیرویی که می خواهد تغییراتی معنا دار در عرصه های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی با حفظ نهاد های پایه ای قدرت ایجاد کند ،فاصله گرفته ومی خواهند در قالب یک جناح در درون روند های سیاسی متعارف نظام سهم خود از قدرت را دریافت کرده و در این خصوص دخالت خامنه ای در تعیین سهمیه را پذیرفته و فقط به چانه زنی اکتفا می کنند.

تقاضا های چند باره سید محمد خاتمی در خصوص آشتی ملی و تاکید بر محوریت خامنه ای در کنار مواضعی که دیگر اصلاح طلبان چون حسین مرعشی، محمد رضا تابش، مجید انصاری، جهانبخش خانجانی، حمید رضا جلایی پور ومحمد رضا عارف اتخاذ کرده اند، می توان نتیجه گرفت که اصلاح طلبان دوم خردادی عزم خو درا جزم کرده اند تا دور جدیدی از آشتی جویی با نهاد ولایت فقیه و تسلیم در برابر ساخت مطلقه قدرت و حکمرانی استبدادی را به نمایش گذارده وبا نرمش و تسلیم جویی به اعتماد سازی با خامنه ای روی آورده ومجوز حضور در متن نظام را کسب کنند.

البته این دیدگاه بازتاب دهنده نظرات همه اصلاح طلبان نیست، اما بخش غالب اصلاح طلبان پارلمانتاریست در غیاب رفسنجانی با به هم خوردن محاسبات شان و احساس نگرانی از نداشتن تکیه گاه در ساخت قدرت نظام تصمیم به نزدیکی بیشتر به نظام و نادیده گرفتن رویکرد های انتقادی و اعتراضی گرفته اند. مجید انصاری در گفتگو با با خبرگزاری مهر بر «ضرورت» افزایش رابطه اصلاح‌طلبان با رهبر تاکید کرده و اظهار داشته که رابطه کنونی در حد بایسته نیست و همه باید به جایگاه رفیع رهبری حرمت بگذارند. او همچنین خواهان تعیین ساز و کاری برای نزدیکی رسمی تر و گسترده تر به خامنه ای شده است. حسین مرعشی فراتر رفته و مدعی شده یکی از شروط سه گانه حزب کارگزاران سازندگی در حمایت از حسن روحانی در انتخابات آینده توانایی در جلب حمایت رهبری است!

این اظهارات روشن می سازد که اصلاح طلبان یاد شده با محوریت سید محمد خاتمی به به دوران قبل از دوم خرداد وبعد از انتخابات مجلس چهارم بازگشته اند. دورانی که هنوز در گفتمان سنتی نظام و جناح چپ سیر می کردند و بعد از ناکامی مقاومت ها در خصوص مهندسی سیاسی ولی فقیه جدید، مقاومت را کنار گذاشته و پرچم سفید را بالا برده بودند. اکنون در گفتمان آنها دیگر دمکراسی، رعایت حقوق ملت و توسعه سیاسی جایی ندارد البته ممکن است در ظاهر ذکری از آنها بشود ولی در برنامه ریزی های عملی آنها مقوله های فوق دیگر موضوعیت در خور اعتنا ندارند. آنها پذیرفته اند که با هر قیمتی با استبداد و ولی فقیه مستبد تعامل کنند. آنها به دنبال دولت دمکراتیک نیستند بلکه می خواهند خود را در هیات تکنوکرات های توانا برای نظام ولایی معرفی کرده و بازار یابی سیاسی انجام دهند.

اصلاح طلبان دوم خردادی بهتر از هر کس دیگر می دانند لازمه نزدیکی با رهبر بی اعتنایی به مطالبات سیاسی وفرهنگی معترضان به وضع موجود ومختومه کردن پرونده تجدید نظر طلبی است. بنابراین آنها از این بس یک چرخش سیاسی و گفتمانی خواهند داشت اما برای حداقل کردن هزینه های چرخش یاد شده و جلوگیری از ریزش اجتماعی در پوشش ” آشتی ملی” و بزرگ نمایی در مورد تهدید های خارجی و دل بستن به “الگوی نادیده گرفتن استبداد در مواجهه با استعمار” و یا “به تعلیق در آوردن انتقادات و اعتراضات و وحدت علیه دولت جدید آمریکا” می خواهند پروژه جدید خود را جلو ببرند.

بحث پیرامون امکان پذیری یا امتناع این نگاه، خوش بینی ویا واقع بینی آن خارج از حوصله این یادداشت است و فقط در این حد تصریح می گردد که اساسا جنبش اصلاح طلبی مولود شکاف و فاصله بین خامنه ای و حاملان جدید نهاد ولایت فقیه بعد از فوت آیت الله خمینی با جناح چپ بود. بی اعتمادی رهبری، میل به انحصار طلبی سیاسی و حفظ گفتمان کلاسیک نظام در دوران پسا خامنه ای از تهدیدات تجدید نظر طلبی، حکم می کند که تنها گرایش های محافظه کار اصلاح طلبان در بخش فرودست نظام و نهاد های انتخابی سیاست ورزی کنند و گرایش های رادیکال تر حضوری معنا دار در عرصه رسمی سیاست نداشته باشند.خاتمی و اصلاح طلبان همسو تجربه های ناکام متوالی اصلاح طلبان در تمامی ادوار گذشته با خامنه ای را نادیده گرفته و باز گره بر باد زدن را انتخاب کرده اند.

اما منظور اصلی در این یادداشت تاکید بر این واقعیت مهم است که دیگر اصلاح طلبان دوم خردادی نه تنها ظرفیتی در تسهیل گذار به دمکراسی ندارند بلکه چه بسا با پذیرش الگوی های توسعه آمرانه و نادیده گرفتن مضرات استبداد واتخاذ رویکرد تسلیم و کنار گذاشتن مقاومت به مانع جدیدی بدل شوند. اصول گرایان منتقد نظیر علی مطهری و علی اکبر ناطق نوری از چشم انداز پراگماتیستی به مراتب پتانسیل بهتری برای هموار سازی گذار مسالمت آمیز به دمکراسی و تقویت فضای اپوزیسونل دارند. البته اصلاح طلبان از زاویه ای دیگر وبه شکل غیر مستقیم هنوز می توانند مزایایی نسبی در مقایسه با اصول گرایان برای جنبش دمکراسی خواهی ایران داشته باشند. توانایی بالاتر مدیریتی و تکنوکراتی در نسبت با اصول گرایان می تواند در بهتر کردن و یا کاهش روند مخاطرات در عرصه های زیر ساختی، عمرانی، صنعتی، اقتصادی، کشاورزی و در یک کلام توسعه کشور در سطحی محدود مفید باشد.اگرچه مانایی آن در چشم اندازی بلند مدت تر محل بحث است.

همچنین با تقویت میانه روی در حکومت دستکم اجازه ندهد قوای انتخابی نیز در اختیار دستگاه سرکوب قرار گرفته وسیاست هایی همسو با بخش مسلط قدرت و بخصوص گرایش های افراطی امنیتی در تحدید و تضییع حقوق مردم ونیرو های جامعه مدنی اعمال شود. البته ذکر این نکته ضروری است که تحقق این پتانسیل ها منوط به حضور اصلاح طلبان در نهاد های انتخابی است. اما این تاثیرات در سطح تاکتیکی و به عنوان مجموعه ای بیرون از گستره دمکراسی خواهان ایرانی به مثابه بخش معتدل ساختار قدرت اقتدار گرا به نفع گذار به مردم سالاری است . رویکرد کنونی اصلاح طلبان دوم خردادی به لحاظ راهبردی با دمکراسی تعارض دارد. البته در گذشته نیز با توجه به آشفتگی های نظری و برخورد التقاطی ظرفیت این جریان حداکثر دمکراسی صوری و یا هدایت شده بود. اما اکنون دیگر همین دمکراسی خواهی نیم بند را نیز در عمل کنار گذاشته اند.

از این رو تمایز جنبش دمکراسی خواهی با آنها بیش از پیش اهمیت یافته است. تداوم وضعیت در هم تنیده و ناهمگون کنونی و عدم شکل گیری صف بندی های اصولی باعث می شود تا رویکرد جدید اصلاح طلبان عمق استراتژیک ساختار سرکوب در جامعه مدنی و قلمرو عمومی را افزایش داده و پسامد عینی آن در تیز تر کردن تیغ استبداد نیز باعث می گردد که مدیریت مهار نیرو های مخالف و عقیم سازی جامعه راحت تر وبا هزینه کمتر صورت پذیرد. این پدیده در رکود کنونی سیاسی ایران نقش بسزایی داشته است.

#خاتمی #دومخرداد #دیدگاهنو #خامنهای #علیافشاری

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon