اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در جمهوری اسلامی

اعتصاب غذا از آخرین حربه­ هایی­ست که یک زندانی می­تواند برای رساندن صدای خود و برآورده­سازی خواسته­های خود از آن بهره بجوید. حربه­ای خطرناک که با جان و سلامتی فرد زندانی سروکار دارد و حتی در صورت موفقیت، اثرات سوء آن تا سال­ها با فرد باقی می­ماند. ناگفته پیداست که اعتصاب غذا بیشتر در نظام­های استبدادی همچون جمهوری اسلامی نمود دارد که در آن­ها امیال سیاسی بر عدالت قضایی چیره است و زندانی سیاسی – عقیدتی که دچار حقد و کینه نیروهای امنیتی­ست، نمی­تواند حق خود را از طریق سازوکار قضایی احقاق کند.

در این مجال می­کوشیم چند نمونه برجسته از اعتصاب غذاهای برجسته زندانیان سیاسی – عقیدتی در ۵ سال اخبر را مرور کنیم. اما بجاست در ابتدا به دو نمونه اعتصاب غذای مشهور و طولانی در دهه هشتاد شمسی نیز بپردازیم. دراقع جدای از دهه شصت و هفتاد شمسی که اطلاعات چندانی از اعتصاب غذاهای آن دوره در دست نیست، در دهه هشتاد شمسی، اعتصاب غذاهای مشهوری بین زندانیان سیاسی – عقیدتی در زندان­های جمهوری اسلامی رخ داد که از جمله می­توان از اعتصاب غذای «اکبر گنجی» و «ارژنگ داوودی» نام برد.

اکبر گنجى، پس از «کنفرانس برلین»، و در ۳ اردیبهشت ۱۳۷۹ بازداشت شد و  به اتهام‌هایی چون «اهانت به رهبری و تبلیغ علیه نظام» به ۶ سال زندان محکوم گردید. برای اولین بار اکبر گنجی ۲۹ اردیبهشت  ۱۳۸۴ در اعتراض به برخورد تبعیض آمیز با او در زندان و عدم اعزامش به بیرون از زندان جهت مداوا، دست به اعتصاب غذا زد. و نهایتاً ماموران نیمه شب ۹ خرداد او را مقابل منزلش آزاد کردند. پس از ۱۲ روز مرخصی ۲۱ خرداد به زندان بازگشت و همسرش اعلام کرد که با اعتصاب غذا به زندان بازخواهد گشت.

این بار اعتصاب او بسیار طولانی شد و واکنش های زیادی را در پی داشت، از جمله «کوفی عنان»، دبیرکل سازمان ملل متحد در نامه ای به «محمود احمدی نژاد» خواستار آزادی این زندانی و پایان دادن به اعتصاب غذای او شد. در داخل نیز تلاش هایی برای آزادی او می شد. برای مثال بیش از ۱۲۰ تن از فعالان سیاسی و مطبوعاتی با ارسال نامه ای به« محمد خاتمی، هاشمی رفسنجانی، مهدی کروبی، میرحسین موسوی و مصطفی معین» از آنان خواستند با استفاده از نفوذ خود و به دلایل انساندوستانه برای آزادی اکبر گنجی تلاش کنند.

از طرف دیگر، افرادی مانند «سعید مرتضوی» اعتصاب غذای او را دروغین می خواندند: «اکبر گنجی ارزش پرداختن ندارد … گنجی توسط جوسازان علیه نظام تحریک می شود …. گنجی زمانی که در زندان بود برای ایجاد خوراک تبلیغاتی بیگانگان اعلام اعتصاب غذا کرد….البته ما اطلاع یافتیم که مرتب غذا، خرما، شربت، مغز بادام، خرما، گردو و پسته می خورد اما ادعای اعتصاب غذا هم دارد. »

اکبر گنجی بالاخره در ۳۱ مرداد پس از ۷۲ روز اعتصابش را شکست. این خبر نیز انعکاس جهانی داشت و مقامات قول داده بودند در صورت شکستن اعتصاب غذا، مشکلات گنجی را حل کنند. خانم شفیعی، در پی ملاقات با همسرش گفت: «این روزنامه نگار با مقامات جمهوری اسلامی مذاکره کرده است و آنها وعده داده اند که مساله وی در خلال چند روز آینده حل شود بنابراین تصمیم گرفت به اعتصاب غذای خود پایان دهد.»

از دیگر اعتصاب غذاهای مشهور دهه هشتاد شمسی، اعتصاب غذای «ارژنگ داوودی» – فعال سیاسی – بود. ارژنگ داوودی ۱۸ آبان سال ۱۳۸۲ به جرم «نوشتن مانیفست سکولار، تشکیل جنبش آزادی ایرانیان، توهین به مقدسات و توهین به رهبری و مقامات» بازداشت شد و از آن تاریخ تاکنون در زندان به سر می برد. داوودی که یک معلم، شاعر و نویسنده است، از ۲۳ تیر ماه ۱۳۸۹ اعتصاب غذای خود را شروع کرد. او خواستار این بود که وضعیت تلفن و ملاقات هایش به حالت عادی برگردانده شده، و به شکایتش از رئیس زندان رجایی شهر کرج رسیدگی شود، وی همچنین تاکید کرد که منزل مصادره شده اش از سوی قوه قضاییه باید هرچه سریعتر به وی برگردانده شده، تا خانواده اش از آوارگی نجات پیدا کنند.

در پنجاهمین روز اعتصاب غذا، «نازنین داوودی» همسر ارژنگ داوودی به رادیو فردا گفت: «دوستانشان دیشب زنگ زدند گفتند که ایشان را دیشب بردند بهداری و آمپول زده‌اند. یک ورقه هم گذاشتند جلویش که امضا کند که هر بلایی سرشان می‌آید مسئولش خودتان هستید. ایشان هم ورقه را امضا نکردند. مثل اینکه نه می‌توانند صحبت کنند و نه می‌توانند چشمشان را باز کنند. ظاهرا همینطوری درازکش روی تخت هستند.»

اما در نهایت ارژنگ داوودی در نامه­ای که در مهر ۱۳۸۹ از زندان صادر کرد، اعلام کرد که پس از ۷۴ روز اعتصاب غذای سخت به خواسته هایش رسیده است و اعتصابش نتیجه داده است. او در بخشی از نامه خود و در بند مربوط به اعتصاب غذای خود نوشته بود: «با اعلان شکستن اعتصاب غذا از تمامی آزادیخواهان،دموکراسی جویان،عدالت پیشه گان و نیز کلیه سازمان­ها و نهادهای حقوق بشری در سراسر دنیا که ندای حق طلبان،ستم ستیزان،فعالان حقوق بشری ،مبارزان اجتماعی ،زندانیان سیاسی و سایر قربانیان رژیم­های استبدادی از جمله رژیم ولایت فقیه حاکم بر ایران را به گوش جهانیان می­رسانند و در طول ۷۴ روز اعتصاب غذای من در  زندان مخوف رجایی شهر به انحای مختلف با خانواده و … ابراز همدردی نموده و تا حصول خواسته­های حقوق بشری­ام از هیچ کوششی فروگذاری نداشتند بویژه آن­ها که در اعتراض به بی­توجهی مفرط دژخیمان رژیم به اعتصاب غذا دست یازیدند،از طرف خود،خانواده و … صمیمانه قدر دانی و سپاسگزاری می­نمایم.»

اما همانطور که در بالا آمد، هدف اصلی این یادداشت، مروری بر اعتصاب غذاهای مشهور ۵ سال اخیر – یعنی نیمه نخست دهه ۹۰ شمسی – در زندان­های جمهوری اسلامی است. قطعا اعتصاب غذاهای رخ داده در این ۵ سال بسیار بیشتر از لیست پایین است. اما این لیست صرفا بر اساس میزان اثرگذاری و اهمیت خبری اعتصاب غذاها چیده شده است؛

۱-هدی رضازاده صابر

هدی رضازاده صابر از  فعالین برجسته ملی- مذهبی بود که مرداد ۱۳۸۹ بازداشت شد و به زندان رفت. دلیل بازداشت او را هیچ گاه به وکیلش کتباً ابلاغ نکردند و فقط شفاهی گفتند که برای اجرای حکم حبس صادره در سال ۸۱ (به ۵٫۵ سال حبس محکوم شده بود) بازداشت شده است. هدی صابر و امیرخسرو دلیرثانی در اعتراض به وقایع منجر به درگذشت «هاله سحابی»، از روز ۱۲ خرداد ۱۳۹۰، در زندان اوین دست به اعتصاب غذا زده بودند. صابر ۲۲ خرداد بر اثر سکته قلبی ناشی از اعتصاب غذا، جان خود را از دست داد. از طرف برخی پزشکان بیمارستان مدرس نقل شده است که، علت درگذشت آقای صابر «سهل انگاری» مقامات زندان در انتقال به موقع به بیمارستان بود. به گفته آنها اگر انتقال او به موقع انجام می شد، هدی صابر از مرگ نجات می یافت.

۲-نسرین ستوده

«نسرین ستوده» وکیل حقوق بشری و فعال مدنی  ۱۳ شهریور ۱۳۸۹ به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» در ایران، بازداشت شد. دادگاه بدوی او را به یازده سال حبس، بیست سال محرومیت از وکالت و بیست سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم کرد. دادگاه تجدیدنظر سپس محکومیت خانم ستوده را به شش سال حبس و ده سال محرومیت از وکالت کاهش داد.  در مدت زندان فشار های زیادی بر او و خانواده اش وارد کردند، بیش از یکسال از هر گونه ملاقاتی با مادرش (کابینی و حضوری) و سه ماه از ملاقات حضوری با فرزندان و همسرش محروم بود و در نهایت فرزندش «مهراوه» نیز ممنوع الخروج شد. همه اینها موجب شدند نسرین ستوده در تاریخ ۲۶ مهرماه ۱۳۹۱ دست به اعتصاب غذا بزند.

در روزهای پایانی اعتصاب، رضا خندان حال ستوده را چنین توصیف می کند: « اکنون وضعیت جسمی‌اش به حدی رسیده است که بعید می‌دانم تا ملاقات بعدی بتواند سرپا باشد. سرگیجه، اختلال بینایی، عدم‌تعادل در راه رفتن و فشار پایین (خون) علائم هشدار دهنده وخامت حال اوست.» اما بالاخره پس از ۴۹ روز، اعتصاب غذا نتیجه داد و محدودیت های قضایی از مهراوه خندان برداشته شد و نسرین ستوده نیز به اعتصابش پایان داد.

۳-محمود بهشتی لنگرودی

محمود بهشتی لنگرودی فعال صنفی معلمان است که شهریور ۱۳۹۴ به دلیل اعتراضات صنفی بازداشت و نهایتا به ۱۴ سال حبس محکوم شد.  او با انتشار نامه ای اعلام کرد که از ۵ آذر در اعتراض به حکم ۹ سال زندان خود دست به اعتصاب غذا خواهد زد،. اعتصاب غذایی که بدون نتیجه بود. او بار دیگر، در تاریخ اول اردیبهشت سال ۱۳۹۵ اعتصاب غذا کرد و گفت: «تا زمان توقف اجرای حکم و برگزاری دادگاه علنی و قانونی مطابق اصل ۱۶۸ قانون اساسی دست به اعتصاب غذا خواهم زد و به جز آب، چای، قند و نمک چیز دیگری نخواهم خورد.» این فعال فرهنگی از اواسط اردیبهشت دست به اعتصاب غذای خشک زد  و به علت وخامت اوضاع جسمی ۱۹ اردیبهشت به بیمارستان منتقل شد.

کاربران رسانه اجتماعی توییتر روز شنبه (هفتم مه – ۱۸ اردیبهشت) با اضافه کردن هشتگی تحت عنوان “بهشتی را آزاد کنید” (FreeBeheshti#) به وخامت اوضاع جسمی او واکنش نشان دادند. او در تاریخ ۲۲ ازدیبهشت ۱۳۹۵ آزاد شد و از بیمارستان به خانه رفت.

۴-مرتضی مرادپور

مرتضی مرادپور فعال مدنی آذربایجانی به علت شرکت در همایشی – که مجوز دولتی نیز داشت – بازداشت و زندانی شد. در این همایش برخی فعالان قومی شعارهایی درباره حق تحصیل به زبان مادری داده بودند و به خشک شدن دریاچه ارومیه نیز  اعتراض داشتند. ۱۹ آبان ۱۳۸۸ مرتضی مرادپور به اتهام «تبلیغ علیه نظام و ارتکاب جرم علیه امنیت کشور» به سه سال زندان محکوم شد. اما به قید وثیقه آزاد شد، تا اینکه در اردیبهشت ۹۴ او را مجددا بازداشت کردند و این­بار به زندان تبریز منقل کردند.

«فردین مرادپور» در مورد علت اعتصاب غذای برادرش می گوید: «بر اساس ماده ۱۳۴  او باید یک ماه پیش آزاد می‌شد اما این ماده را در پرونده او اعمال نکرده‌اند. مرتضی چهارم آبان ماه، یک نامه خطاب به ریاست دادگستری آذربایجان شرقی، آقای مظفری نوشت و توضیح  داد که علیرغم پی گیری‌های زیاد، ماده ۱۳۴ را اعمال نکرده‌اند و او ناچار شده است به خاطر مطالبه این حقش دست به اعتصاب بزند.»

«معصومه امانی»، مادر مرتضی مرادپور، روز هفتم دی ماه ۱۳۹۵ در یک ویدئو اعلام کرد که با گذشت دو ماه از  اعتصاب غذای فرزندش و عدم رسیدگی مسئولان، به این نتیجه رسیده که «جان انسان ها برایشان ارزشی ندارد» و از فرزندش خواست تا به اعتصاب غذای خود پایان دهد.

اعتصاب غذای مرادپور طولانی مدت بود و نگرانی های زیادی در مورد سلامت او وجود داشت، دستکم دو تجمع در حمایت از این زندانی برگزار شد که به دستگیری تعدادی از شهروندان از جمله برادر او منجر شد.  نهایتا اعتصاب غذای مرتضی مرادپور پس از ۶۵ روز نتیجه داد. او آزاد شد. بلافاصله به بیمارستان منتقل شد و تحت مداوا قرار گرفت.

۵-آرش صادقی

آرش صادقی، دانشجوی محروم از تحصیل دانشگاه علامه طباطبایی است که به اتهام « اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی، توهین به رهبری، تشکیل گروه‌های غیر قانونی و تبلیغ علیه نظام» به ۱۵ سال حبس محکوم شد و از آنجا که از قبل ۴ سال حبس تعلیقی داشت و آن نیز با حکم مجدد، فعال شد، جمعا به ۱۹ سال زندان محکوم شده است. او از روز سوم آبان ماه ۱۳۹۵ و پس از بازداشت و انتقال همسرش «گلرخ ابراهیمی ایرایی» به زندان اوین برای گذران دوران ۶ ساله حبس، اعلام اعتصاب غذا کرد.

آرش صادقی ۲۷ آبان‌ماه در نامه‌ای سرگشاده به کانون وکلای مرکز نوشت: «برای نجات همسرم راهی ندارم جز اینکه جانم را در دست بگیرم و برای احقاق حق او بایستم و فریاد مظلومیت او باشم، در این راه یا به خواسته قانونی و بر حقم که همان آزادی و اعاده دادرسی همسرم میباشد می‌رسم یا جانم را از دست خواهم داد.»

اعتصاب غذای صادقی بسیار طولانی شد و بازتاب زیادی نیز در فضای مجازی داشت، تا جاییکه هشتگ­ مربوط به اعتصاب غذا و درخواست آزادی او در توییتر ترند اول جهانی شد . گروهی از فعالان مدنی، فرهنگی و سیاسی – مانند بابک احمدی، اصغر فرهادی، جعفر پناهی، نسرین ستوده و شیرین عبادی –  در نامه­ای ضمن نگرانی از وخامت حال آرش صادقی، خواهان آزادی بدون قید و شرط او و همسرش گلرخ ابراهیمی ایرایی شدند.

بالاخره پس از ۷۲ روز اعتصاب غذا، مقامات قضایی به شرط وثیقه ۶۰۰ میلیون تومانی، گلرخ ایرایی را آزاد کردند. آرش صادقی نیز در روز ۱۴ دی به اعتصابش پایان داد. اما علاوه بر اینکه در انتقال او به بیمارستان اهمال صورت گرفت، همسر او پس از چندروز مجددا به زندان منتقل شد و گزارش­ها حکایت از اعتصاب غذای مجدد آرش صادقی دارد.

۶-علی شریعتی

علی شریعتی که سابقه بازداشت در بهمن ۸۹ و خرداد ۹۳ و گذران یک دوره هشت ماهه حبس را نیز دارد، در سومین بازداشت خود در بهمن ۱۳۹۳ متهم به اتهامات گوناگونی همچون «تبلیغ علیه نظام، اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی، توهین به رهبری، توهین به ریاست جمهوری و داشتن ماهواره در منزل» شد. اما بهانه اصلی این بازداشت به علت شرکت در تجمعات اعتراضی علیه اسیدپاشی­ها بود.

در دادگاهی که در خرداد و شهریور ۱۳۹۴ در پی این بازداشت برگزار شد، او به بیش از ۱۲ سال حبس محکوم شد. این حکم در دادگاه تجدیدنظر شکست و او نهایتا در شهریور ۱۳۹۵ به اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» به پنج سال حبس محکوم شد. شریعتی در آبان ۹۵ برای گذراندن دوران حکم خود بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.

این فعال سیاسی که حکمش را غیر قانونی می‌داند، در اعتراض به بازگشت به زندان برای گذراندن آن حکم، دست به اعتصاب غذا زد و اعلام کرد که تا تغییر این حکم و تبرئه از اتهامات به اعتصاب غذای خود ادامه می‌دهد. او از ۱۰ آبان ۱۳۹۵ اعتصاب غذایش را شروع کرد و تا ۲۵ دی ماه به این اعتصاب غذا ادامه داد تا اینکه به گزارش وبسایت هرانا، «با درخواست خانواده و جمعی از فعالین سیاسی و همچنین توصیه مشفقانه آقای خاتمی و پس از صحبت با مسولان زندان» اعتصاب غذای خود را شکست.

علی شریعتی طی اعتصاب غذای خود، مدتی نیز دست به اعتصاب غذای خشک زده بود که با وخامت حالش به اعتصاب غذای تر برگشت. به گفته خانواده اش او در پی اعتصاب غذا ۲۰ کیلو وزن کم کرده است. اعتصاب این فعال سیاسی نیز در فضای مجازی بازتاب گسترده ای داشت و هشتگ­­های مربوط به او در توییتر به ترند اول جهانی تبدیل شد.

۷-سعید شیرزاد

سعید شیرزاد فعال سیاسی و عضو انجمن دفاع از کودکان کار و خیابان در خرداد۱۳۹۳ بازداشت شد پس از حدود ۱۵ ماه بازداشت، دادگاهش برگزار شد (در این مدت بیش از دو ماه در بند ۲۰۹ در انفرادی بود و هیچ ارتباطی با وکیل و خانواده اش نداشت.) او به اتهام «اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی» به ۵ سال زندان محکوم شد.

سعید شیرزاد، از روز ۱۷ آذر ۱۳۹۵ در اعتراض به گفته او «مرگ خاموش زندانیان » و با اشاره به موارد متعددی از نقض حقوق زندانیان در زندان رجایی شهر، با دوختن لب‌هایش اعلام اعتصاب غذا کرد. او در نامه ای علت اعتصاب غذایش را چنین آورده است: «عدم رسیدگی پزشکی مناسب به زندانیان، ضرب و شتم، بدرفتاری و برخورد توهین آمیز با زندانیان و همچنین با خانواده‎هایشان در هنگام ملاقات، جلوگیری از اعزام زندانیان به بیمارستان، فرستادن اجباری و توام با ضرب و شتم زندانیان به دادگاه، و مشکلات تهویه سالن محل نگهداری زندانیان سیاسی».

جمعی از زندانیان  نیز در حمایت از او بیانیه ای منتشر کردند و ضمن «صنفی، مشروع و قانونی» بودن اعتصاب شیرزاد، خواسته‌اند که مدیریت زندان و دستگاه‌های بالادستی و قوه قضاییه، مسئولیت خود را در «پایمال شدن حقوق صنفی و انسانی زندانیان» بپذیرند و تلاش خود را معطوف به اصلاح آن کنند.

سعید شیرزاد نهایتا پس از ۳۹ روز اعتصاب غذا و در ۵ دی ماه ۹۵ و «پس از دیدار با مسئولان زندان و وعده مساعد مسئولین برای بررسی مطالبات وی به اعتصاب غذای خود» به اعتصاب غذای خود پایان داد. او پس از شکستن اعتصاب غذای خود راهی بهداری زندان شد و با تزریق سرم غذایی، روند بهبودی خود را آغاز کرد.

۸-احسان مازندرانی

احسان مازندرانی – مدیر مسئول وقت روزنامه فرهیختگان – ۱۱ آبان ۱۳۹۴  دستگیر شد. او در اردیبهشت ۱۳۹۵ به  اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» به تحمل ۷ سال حبس تعزیری محکوم شد. مازندرانی در ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۵ در اعتراض به «بی‌عدالتی» در رسیدگی به پرونده‌اش و حکم صادر شده،  دست به اعتصاب غذا می زند. ۱۱ خردادماه مازندرانی پس از «عفونت نای، ریه و روده» به بیمارستان سینای تهران منتقل می شود که در ۱۶ خرداد در بیمارستان و در اعتراض به «توهین و فحاشی» یکی از مقام‌های زندان، و ضرب و شتم او در بیمارستان، دست به «اعتصاب غذای خشک» می­زند.

این وقایع واکنش های زیادی را در فضای مجازی به همراه داشت. از جمله نامه ۷۶ روزنامه نگار که در بخشی از این چنین آمده است: «ما – روزنامه‌نگاران امضا کننده این نامه خواستار آزادی فوری همکارانمان هستیم و نقض حقوق قانونی آنان را از سوی هر مرجع و نهادی که باشد محکوم می‌کنیم.» مازندرانی در سی و پنجمن روز اعتصاب غذایش در ۳۱ خرداد به دلیل ایست قبلی و مشکلات جسمانی در بهداری زندان به بیمارستان سینا در بخش مراقبت های ویژه منتقل شد. حکم این فعال فرهنگی در مردادماه از ۷ سال به دو سال کاهش یافت.

مازندرانی به این ترتیب به بخشی از خواسته­هایش رسید اما او بار دیگر از روز اول مهر ۱۳۹۵ دست به اعتصاب غذا زد و گفت در صورت برآورده نشدن خواسته‌هایش این اعتصاب غذا را حتی تا مرگ ادامه خواهد داد. خواسته های او شامل موراد زیر بود:  «تشکیل کمیته حقیقت‌یاب» درباره بازداشت او و همکارانش، «برخورد قانونی با عوامل فریب» رهبر جمهوری اسلامی و افکار عمومی درباره پروژه موسوم به «نفوذ»، آزادی از زندان با توجه به سپری شدن یک سوم دوره محکومیت و حضور در صدا و سیما برای دفاع از خود در برابر اتهامات مطرح شده.

۱۸  مهر در پی وخامت حال مازندرانی (خونریزی معده و افت شدید قند خون) با خانواده ش تماس گرفته شد تا او را به بیمارستانی بیرون از زندان انتقال دهند. همان روز پوربابایی وکیل‌مدافع احسان مازندرانی از آزادی موکلش از زندان خبر داد و گفت: امید است آزادی موکلم با توجه به مقررات مندرج در قانون مجازات اسلامی، منجر به آزادی مشروط وی شود. اما علی­رغم نامه پزشکی قانونی مبنی بر اینکه حضور آقای مازندرانی در زندان موجب تشدید بیماری او می‌شود، با آزادی مشروط او موافقت نشد و  او در تاریخ ۲۹ آذر ۱۳۹۵ به اوین رفت.

#محمودبهشتیلنگرودی #سعیدشیرزاد #اعتصابغذا #هدیصابر #دیدگاهنو #نسرینستوده #آرشصادقی #مرتضیمرادپور #اکبرگنجی #ارژنگداوودی #علیشریعتی #احسانمازندرانی

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon