انتخابات آتی ایران چه معنایی برای روسیه دارد؟

در تلگرام بخوانید

جولیا سوشینکوا – حسن روحانی و ولادمیر پوتین در ماه قبل مکالمه ای تلفنی داشتند، که طی آن روحانی به همکاری ایران و روسیه در مبارزه با تروریسم در سوریه اشاره کرد و گفت همکاری تهران و مسکو در این زمینه تاثیری تاریخی در ثبات منطقه خواهد گذاشت. این گفتگو چند روز پس از آن بود که تهران به مسکو اجازه داد از پایگاه هوایی همدان استفاده کند. تصمیمی از طرف تهران که می توانست به همکاری بیشتر بین دو کشور کمک کند. در همین حال، و با توجه به تحولات تاریخی، جغرافیای سیاسی، و نیز کیفیت رابطه کنونی، دولت روسیه توجه ویژه ای به انتخابات پیش رو در ایران نیز دارد. این انتخابات ممکن است پیامدهای قابل ملاحظه ای برای خاورمیانه و فراتر از آن داشته باشد. شکی در این نیست که انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۷ در ایران معنای مهم تری از انتخابات گذشته دارد. با توجه به این نکته که در سیاست خارجی، ایران و روسیه در این چندسال همکاری بیشتری نسبت به گذشته داشته اند.

جدای از تحلیل کارشناسان روسی، پیش بینی نتایج انتخابات در ایران در این مرحله برای کارشناسان منطقه کار دشواری است. نکته ای که بیش از بقیه موارد، پیش بینی انتخابات در ایران را با چالش مواجه می کند، فقدان ساختار حزب رسمی است. تقریبا ممکن است همه نامزدها مستقل به صحنه انتخابات بیایند. به علاوه، اختلاف بین دو جریان سیاسی برجسته در ایران –اصولگرایان و اصلاح طلبان- بسیار مبهم است. روند بازنگری در سیاست ایران با روی کار آمدن محمود احمدی نژاد در سال ۲۰۱۵ شروع شد. علیرغم این واقعیت که احمدی نژاد از حمایت جامعه روحانیت مبارز و اصولگرایان برجسته برخوردار بود، او نفوذ این گروه و رهبرانش – که افراد عالی رتبه ای در جمهوری اسلامی هستند- را انکار کرد و رفتار سرکشش یکی از دلایل اصلی موفقیت او در انتخابات بود.

حتی حسن روحانی نیز به صورت مستقل و با شعار «تدبیر و امید» برای انتخابات ریاست جمهوری رقابت خواهد کرد. با این حال، تحلیلگران روسی با محیط سیاسی پیچیده تری در ایران مواجه هستند: جناح های سیاسی قدیمی حرف تازه ای برای گفتن ندارند، و نیاز به گفتمان جدید به شدت احساس می شود. تحلیلگران در تلاش هستند تا پیش بینی کنند نتایج ممکن در انتخابات پیش روی ریاست جمهوری در ایران، چه معنای تاثیرگذاری در رابطه تهران و مسکو خواهد داشت؟ دو نکته مهم در این میان وجود دارد؛ نخست، انگیزه ایران برای حفظ رابطه خوب با مسکو، که تا حدودی مستقل از بحث انتخابات ریاست جمهوری و شخص رییس جمهور است و به متغیرهای ساختاری ( مانند شرایط سیاسی منطقه و اوضاع بین المللی) گره خورده است. نکته دوم نیز اینکه رییس جمهور در ایران، تنها شخصی نیست که می تواند تصمیمات استراتژیک بگیرد و در مواردی مثل همکاری روسیه و ایران در سوریه، نهادها و اشخاص دیگری نیز در این تصمیم سازی شراکت و فاعلیت دارند.

درباره مساله اول و انگیزه ایران از حفظ رابطه خوب با روسیه، بایستی گفت که این انگیزه از تجریه تاریخی ایران نشات گرفته است. امنیت ایران مستقیما تحت تاثیر اوضاع خاورمیانه است. بنابراین، بر اساس تجربیات تاریخی، تهران تلاش می کند با ایجاد ائتلاف های مختلف با تهدیدهای خارجی مقابله کند. از سوی دیگر، همکاری با روسیه – به عنوان یک قدرت بزرگ نظامی که در شورای امنیت سازمان ملل حق وتو دارد – کاملا خردمندانه و براساس یک استراتژی بلند مدت است. خصوصا اگر این نکته را هم در نظر بگیریم که سیاست خارجی اخیر روسیه تاکید بر استقلال از غرب است و این با نگاه جمهوری اسلامی نیز همپوشانی دارد.

مسئله دوم مربوط به فرایند تصمیم گیری در امور سیاسی ایران است. در موضوعات امنیتی و نظامی، به خصوص در عملیات فرامرزی، نظر رییس جمهور در ایران بیشتر یک نظر مشورتی است. سخنان مسعود پزشکیان- نایب ریس مجلس- در مورد استفاده روسیه از پایگاه هوایی همدان، شاهدی بر این نظر است. پزشکیان ادعاهایی که مجلس را متهم به برگزاری جلسه ویژه برای بحث در مورد همکاری با روسیه را می کرد، رد کرد و در توضیح بیشتر گفت: «مسایل سیاسی و امنیتی از این دست به شورای‌عالی امنیت ملی و رهبر مربوط می‌شود تا مجلس، بدون اجازه رهبری امکان ندارد چنین اقدامی انجام شود.» با توجه به این نکات است که کارشناسان می توانند صرف نظر از نتیجه انتخابات ریاست جمهوری در می ۲۰۱۷ چنین نتیجه بگیرند که، جهت گیری کلی تهران برای همکاری نزدیک با مسکو برقرار خواهد ماند.

اما با این حال نمی توان منکر این نکته نیز شد که دولت هایی که در ایران بر سرکار می آبند، تاثیر خودشان را بر سیاست خارجی ایران می گذارند. می توان از حمایت دولت روحانی از بازسازی رابطه با غرب مثال زد. بنابراین، درمیان بحث های زیادی که بر سر همکاری ایران ومسکو در مباحث امنیتی وجود دارد، سایر زمینه های همکاری فاقد ارزش هستند. برای مثال، در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد ۲۰۰۹-۲۰۱۰، تعادل کل تجارت بین دو کشور، ۲۰۱۶ بیلیون دلار بود، در حالی که در ۲۰۱۵ -۲۰۱۶ در دولت روحانی به ۸۴۲ میلیون دلار کاهش یافت. اگرچه این افت مرادوات تجاری، صرفا بر اثر تمایل روحانی به غرب نیست، اما این مولفه حتما تاثیر خودش را گذاشته است. به احتمال زیاد، دو طرف به اندازه کافی برای کاهش محدودیت هایی که برای تجارت دوجانبه وجود دارد تلاش نکردند (حتی زمانی که قیمت نفت بالا بود) و همچنین هیچ تلاشی برای سهولت تعاملات مالی پس از ۲۰۱۲ صورت نگرفت( به خصوص با توجه به تحریم های بانکی ایران و قطع ارتباط این کشور از سوییفت).

بنابراین در این وهله باید جنبه های مختلف روابط تهران و مسکو در نظر گرفته شود. اول، تازمانی که روسیه بر سر نفوذ ذر خاورمیانه با ایالات متحده رقابت دارد،  و تا زمانی که مسکو – به زعم ایران – برای امنیت بیشتر منطقه تلاش می کند، ایران برای نگهداری و تقویت روابط دوجانبه با مسکو هر کاری می کند. دوم، به قدرت رسیدن فردی از اصولگرایان- افراد مستقلی مانند عزت الله ضرغامی، محمد باقر قالیباف، غلامعلی حداد عادل، محمدرضا باهنر، احمد توکلی و هواداران جبهه پایداری یا جبهه یکتا مانند کامران باقری لنکرانی، پرویز فتاح و سعید جلیلی- ممکن است به نفع روسیه باشد. چنین دولت احتمالی با تمایلات دولت تدبیر و امید مخالف است. از طرف دیگر، ظهور اصلاح طلبانی مانند محمدرضا عارف، و یا میانه روهایی مانند محمد جواد ظریف به احتمال زیاد به سمت غرب متمایل هستند، نگاه دولت کنونی را حفظ خواهد کرد.

احساس عمومی در مسکو این است که انتخابات پیش روی ریاست جمهوری در ایران، با هر نتیجه ای، به رابطه تهران و مسکو خدشه ای وارد نخواهد ساخت. در پارادایمی که در مطالعات ایران در مدرسه های روس شناخته شده است زنگ خطر مشارکت، مگر اینکه طرفین تصمیم بگیرند تغییرات انقلابی در نوع رابطه خود صورت دهند و این تغییرات را به یک استراتژی تبدیل کنند.

#روابطایرانوروسیه #ایرانوروسیه #حسنروحانی #دیدگاهنو #خامنهای #انتخاباتریاستجمهوریایران #پوتین

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon