اینجا ایران‌است زندان‌ جمهوری اسلامی

سید مجتبی واحدی

تحلیلگر سیاسی


در تلگرامبخوانید

قریب به اتفاق مقامات تاثیر گذار جمهوری اسلامی را به طور کل می توان به دو دسته تقسیم‌ کرد: شارلاتان و ساده لوح. جعفری دولت آبادی دادستان تهران را تاکنون در دسته دوم‌ارزیابی می کنم. او با همین‌ویژگی ، هفت سال است‌که دنیا و آخرت خود را به رضایت رهبر جمهوری اسلامی فروخته و بالاترین‌رسوابی ها را به جان‌خریده است. در جدیدترین رسوایی، او شرایط جدیدی برای اجرای کنسرت ها پیشنهاد داده که عجیب ترین آنها فیلمبرداری کامل از مراحل گوناگون‌اجرای کنسرت است. وقتی این ابتکار دادستان‌تهران را ملاحظه کردم از اعماق دل ، به حال هموطنانم تاسف خوردم. جمهوری اسلامی آمده بود که به مردم آزادی دهد و اکنون همه ایران را به یک‌زندان بزرگ‌تبدیل کرده است. مگر زندان چه ویژگی هایی دارد؟

در زندان ، همه گناهکارند و مستحق تنبیه و تادیب جز زندان بان. زندانی در واقع با فاصله گرفتن از فطرت پاک‌بشری ، مستحق مجازات و زندان شده است. ما ایرانی ها نیز در سال پنجاه و هشت عقل، فطرت و کرامت خود را نادیده گرفتیم‌و به استقرار نظامی رای دادیم که اساس آن ، ارباب بودن یک‌نفر و تبدیل همه ملت به بردگان بی اختیار اوست . اگر قبل از رای دادن به جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن ، فقط یک‌بار به اصول قانون‌اساسی فکر می کردیم‌متوجه می شدیم‌که مبنای تشکیل این‌نظام‌، صغیر پنداشتن‌ملت و رسالت حکومت‌برای نجات آنان از فساد و تباهی است. ملتی که به این‌نیاز اعتراف می کند پیشاپیش براستحقاق خود برای اقدامات تنببهی و تربیتی، صحه گذاشته است . پس چه جای گله ، اگر سران نظام ، ملتی را یکجا زندانی کرده اند؟

به موجب مقررات زندان ، دسترسی زندانیان به هر کتاب و مطبوعه ای ، نیازمند تجویز و تایید زندانبانانی است که عموما درکی از علم و فرهنگ‌ندارند . درست مثل سرنوشت همه ایرانیان که عده ای کم‌سواد خود را متولی تشخیص صلاحیت مردم‌ برای دسترسی به نشریات و مکتوبات می دانند. زندانی، تنها به کانال های تلویزیونی دسترسی دارد که زندانبانان در اختیار او می گذارند. دقیقا همان‌شیوه ای که جمهوری اسلامی در محدود سازی دسترسی همه ملت به رسانه های صوتی و تصویری در پیش گرفته است. در دنیای بیرون‌از زندان‌، محکومیت به هر نوع محرومیت ، مستلزم‌محاکمه و شنیدن دفاعیات متهم‌است . اما در داخل زندان ، تشخیص زندانبان، شرط لازم و کافی ‌برای اعمال مجازات ها و محرومیت ها نسبت به زندانیان است. دقیقا همان‌چیزی که سالهاست بر زندگی تک‌تک‌ایرانیان‌سایه انداخته و اعمال تنبیه و محرومیت بر آنان ، نه به موجب قانون‌ بلکه بر اساس تشخیص زتدانبانان زندان بزرگ‌ایران‌انجام می شود.‌ یکی از مجازات هایی که برای زندانیان در نظر گرفته می شود محدودیت طیف کسانی است که زندانی ، حق ملاقات با آنان را دارد. در جمهوری اسلامی همه مردم‌با این محرومیت دائمی مواجهند به طوری که حتی ملاقات های شخصی آنان نیز نباید از چارچوب اراده و سلیقه سران نظام خارج‌شود.

آنان می توانند فائزه هاشمی را به مدت شش ماه به همنشینی الزامی و بیست و چهار ساعته با یک زندانی بهایی مجبور کنند اما در خارج از زندان‌، او حق دیدار چند دقیقه ای با همان‌فرد را ندارد. اگر زندانی گزارشی از بدرفتاری با خود را به خارج‌از زندان‌بفرستد باید منتظر بدرفتاری های بیشتر از سوی زندانبانان باشد همانگونه که گزارش از ظلم‌سران‌جمهوری اسلامی به مجامع بین المللی موجب اعمال مجازات و تنبیهات بیشتر می شود. حتی پوشش زندانی به ویژه در مجامع عمومی ، باید مطابق قوانین سخت گیرانه زندان‌باشد همان‌چیزی که از حدود چهار دهه قبل بر همه ایرانیان تحمیل شده است. بر اساس استانداردهای زندان در ایران ، بعضی پولدارها و گردن‌کلفت ها یی که ارتباطی با زندانبانان دارند معمولا به سایر زندانیان‌زور می گویند و بهترین‌مکان ها در داخل زندان‌ در اختیار آنان است.

این ویژگی زندان‌، شما را به یاد شرایط عمومی در سراسر منطقه حاکمیت جمهوری اسلامی ، نمی اندازد ؟ تقریبا همه زندان‌های جهان‌تحت کنترل شبانه روزی است و در سالهای اخیر به برکت تکنولوژی های پیشرفته ، همه حرکات و سخنان زندانیان‌قابل کنترل حتی از راه دور می باشد. این‌شیوه ای است‌که سالهاست حتی نسبت به زندگی عادی شهروندان‌ایرانی اعمال می شود و ایران را به زندان‌بزرگ‌جمهوری اسلامی تبدیل کرده است. سخنان اخیر دادستان بی اراده تهران‌، در واقع اعتراف وقیحانه به عزم‌جمهوری اسلامی به افزایش اینگونه کنترل هاست .ادعا دارم‌ بررسی سایر ابعاد زندگی ایرانیان نیز همسان‌بودن شرایط‌آنان با زندانیان را به اثبات می رساند. تکلیف زندانبانان رسمی جمهوری اسلامی در این فقره ، مشخص است. اما پرسش اصلی من‌از کسانی است‌که مدارای خود با نظام‌و رسوایی های آن‌را به بهانه ” تدریجی بودن اصلاحات‌” توجیه می کنند. آیا این‌گروه ، می توانند انکار کنند که وسعت زندان‌جمهوری اسلامی در دو دهه اخیر گسترش یافته و انواع محرومیت برای دهها میلیون زندانی این زندان ، افزایش یافته است ؟

سید مجتبی واحدی سیاست‌مدار، روزنامه نگار و مشاور ارشد مهدی کروبی است که از سال ۱۳۶۱ تا ۱۳۶۶ رئیس دفتر مهدی کروبی بوده‌است و از سال ۱۳۷۹ تا دی ۱۳۸۸، سردبیری روزنامه اصلاح طلب آفتاب یزد را بر عهده داشته‌است. از دیگر سوابق او، معاونت وزارت دارایی از سال ۱۳۶۷ و مشاور رسانه‌ای و مطبوعاتی مهدی کروبی در مجلس ششم و انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۴) می‌باشد. مجتبی واحدی پس از حصر خانگی مهدی کروبی در بهمن ماه ۱۳۸۹، به عنوان سخنگو و مشاور ارشد مهدی کروبی در خارج از ایران در حمایت از جنبش سبز فعالیت می‌کند.

#مجتبیواحدی #دیدگاهنو #خامنهای #جمهوریاسلامی #محدودیتهایاجتماعی

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon