بازیابی ثبات در یک اروپای بی‌سامان

Alvand, 18, from Syria takes a selfie with his friends as they walk along a railway track after crossing into Hungary from the border with Serbia last week. Cellphones are widely available in Syria for relatively little money. (Marko Djurica/Reuters)


آن اپلبام – اگر بخواهیم بی‌طرفانه نظر دهیم، حملات تروریستیِ بی‌سابقه و خونبار پاریس ربطی به بحران پناهجویان که چندین ماه است سر و صدا به راه انداخته نداشت. مسلماً این حملات نمی‌توانست به دلیل قبول پناهنده از طرف فرانسه رخ دهد چراکه فرانسه برخلاف سوئد و آلمان تعداد زیادی پناهجو نپذیرفته بود. همچنین باور کردنش سخت است که پناهجویان تازه از راه رسیدهٔ سوری در‌‌ همان ابتدا مسئول برنامه ریزی چندین حملهٔ پیجیده‌ باشند. افرادی که از کوه‌ها گذشته و دریای مدیترانه را با قایق رد کرده‌اند تا به فرانسه برسند نمی‌توانند بلافاصله به تروریست‌های مسلح تبدیل شوند.

قاتلین حقیقی، پاریس را به خوبی می‌شناختند. پلیس حداقل یک نفر را با ملیّت فرانسوی شناسایی کرد. سایرین سوار بر یک ماشین کرایه‌ای بلژیکی بودند. مهم نیست که قاتلین چطور وارد کشور شدند، اما این عملیات توسط پناهنده‌ها برنامه ریزی نشده بود. آن‌ها اهدافشان را (کافه، سالن تئاتر و استادیوم ملی) از محله‌های متنوع انتخاب کردند که محل رفت و آمد پاریسی‌های جوان از خاستگاه‌های گوناگون بود.

اما ذهن انسان منطقی نیست و تنها دقایقی بعد از انتشار خبر (قبل از اینکه هیچ کدام از قاتلین شناسایی شوند) تعداد زیادی از مردم شروع به ربط دادن این دو موضوع بهم کردند. البته همهٔ آن‌ها اروپایی نبودند: مثلاً «بن کارسون» اعلام کرد که با درس گرفتن از اتفاقات پاریس، آمریکا باید مرز‌هایش را به روی مهاجرین خاورمیانه ببندد. نویسنده‌ها، توئیت کننده‌ها، شهروندان و سیاستمداران اروپایی نیز در ابعاد گسترده جملات مشابهی را بیان کردند. بسیار مهم است که دوباره این دو موضوع را از هم جدا کنیم. اما قبل از آن، باید بفهمیم که چرا برای بسیاری از مردم این دو موضوع با هم مرتبط‌ اند.

در عمیق‌ترین سطح، بحران پناهجویان مردم را آشفته کرده، زیرا به نظر می‌رسد اروپا کنترل این موضوع را به کلی از دست داده است. این حس از تابستان گذشته زمانی که «آنگلا مرکل» صدر اعظم آلمان تصمیم گرفت یک تنه قوانین پناهندگی اروپا را تغییر دهد آغاز شد. ژست مرکل (که در آن موقع بسیار در آلمان محبوب بود) بلافاصله هزاران نفر را تشویق کرد تا خطر گذر از مدیترانه را به جان بخرند. در حال حاضر با وجود سردی هوا هرماه حدود دویست و پنجاه هزار نفر (۸۰۰۰ نفر در روز) وارد اتحادیه اروپا می‌شوند. آن‌ها نومیدانه می‌خواهند مادامی که هنوز امکان آن وجود دارد وارد اروپا شوند. در نتیجه خدمات ارائه شده به پناهندگان را حتی در سخاوتمند‌ترین کشور‌ها تحت مضیقه قرار می‌دهند. به دلیل این هجم از ورود افراد، قرارداد شینگن که مرز کشورهای عضو را حذف می‌کند با تهدید جدی روبرو شده است. سوئد موقتاً اقدام به کنترل مرز‌هایش کرده است تا ورود افراد را کنترل کند. مجارستان و اسلوونی در مرز خود با کروواسی سیم خاردار کشیده‌اند.

بحران منطق در مقابل بحران سیاست رنگ می‌بازد. سال‌ها (حتی دهه‌ها) است که آلمان خود را به عنوان حافظ قوانین اروپا معرفی کرده. چه در مورد برخورد با بحران یونان و چه در مورد حملهٔ روسیه به اوکراین، آلمان همواره قاطعانه به معاهداتی که امضا کرده و قول‌هایی که داده بود پایبند ماند. وقتی ناگهان آلمان بدون مشورت در سطح اروپا سیاست خود را تغییر داد و سایرین را نیز مجبور به تطبیق کرد، نارضایتی گسترده پدیدار شد.

این امر کاملاً اجتناب ناپذیر است: این حملات تروریستی حس نا‌امنی را به دنبال خواهد داشت: حسی که هیچکس نه در سطح ملی و نه بین المللی مسئول سیاست در قبال تروریسم و پناهجویان نیست. حسی که حتی آندسته از کشورهای اروپایی که تروریسم و پناهنده ندارند تجربه می‌کنند. و اگر حس کنترل (و امنیت) باز نگردد نتایج سیاسی آن جدی خواهد بود. موجی از افزایش حمایت از گروه‌های راست افراطی، ضد اروپایی و ضد مهاجرین در سراسر قاره خصوصاً در لهستان، هلند، سوئد و فرانسه شکل گرفته است. جنبش ضد اتحادیه اروپا در بریتانیا آماده است تا سود ببرد. همینطور دولت ملی گرای راست «ویکتور اوربان» در مجارستان که در تابستان موفق شد از بحران پناهجویان به نفع خود استفاده کند، سود خواهد برد.

اروپا اکنون باید امنیت، ثبات و اعتماد به نفس خود را بازسازی کند. فرانسه و هم پیمانانش باید نشان دهند که می‌توان هم یک جامعه مدارا-محور داشت و هم علیه تروریسم نهادینهٔ داعش (به شدت و در خور) جنگید. در طولانی مدت اروپا باید یک سیاست نظامی همگن نه برای کنترل داعش، بلکه نابودیِ آن اتخاذ کند. در کوتاه مدت اروپا باید برای حفظ آزادی حرکت در درون مرز‌هایش و همچنین جلوگیری از به قدرت رسیدن دولت‌های راست افراطی کنترل مرزهای خارجی خود را بدست گرفته، در نقاط ورود مراکز بررسی پناهجو تاسیس کرده و سواحلش را کنترل کند. دوباره تاکید می‌کنم؛ این بدان علت نیست که یک ارتباط واقعی بین پناهجویان و حملات پاریس وجود دارد بلکه افراط گریان نباید اجازه یابند تا بر حس نا‌امنی [اروپائیان] سرمایه گذاری کرده و یا آن را وسیله‌ای برای به قدرت رسیدن خود تبدیل کنند.

شفقت لازم است و قربانیان جنگ خونین سوریه نباید فراموش شوند. در‌‌نهایت ممکن است بتوان بعضی از آن‌ها را درون اتحادیه اروپا اسکان داد. اما آن‌ها باید مورد حمایت قرار گرفته و به نحو شایسته پذیرفته شوند، همانگونه که اروپا در طول تاریخ نیز پناهچو پذیرفته است. راه دیگری وجود ندارد. اگر خود اروپا فلج شود، نخواهد توانست به دیگران کمک کند.

* آن اپلبام ستون نویس واشنگتن پست و همچنین مدیر برنامه گذارهای جهانی در موسسه لگاتوم در لندن است. اصل این مقاله در واشنگتن پست منتشر شده است.

ترجمه از رضا عرب او فعال دانشجویی و  دبیر انجمن اسلامی دانشگاه مازندران بوده است که در مقطع کارشناسی ارشد ستاره دار و از ادامه تحصیل محروم شد. رضا هم اکنون دانشجوی زبان شناسی اجتماعی دانشگاه ورشو لهستان است.

#آناپلبام #جنگسوریه #رضاعرب #پناهندگان #دیدگاهنو #فاجعهفرانسه

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon