بازی مشروعیت آیت الله خامنه ای


هرچند آیت الله خمینی در عمل کمترین اعتنایی به این ساختار نداشت و بدلیل مختلف از جمله کاریزمای بالا و وضعیت بالادستی نسبت به سستم، در عمل نیازی به استفاده از ارکان نظام جمهوری اسلامی برای پیشبرد اراده اش احساس نمیکرد. پس از درگذشت وی و انتخاب آیت الله خامنه‌ای وضعیت عوض شد. آقای خامنه ای از قدرت کافی برای پیشبردن اراده خود برخوردار نبود و به همین دلیل نیاز داشت تا با استفاده از ساختار جمهوری اسلامی قدرتش را افزایش دهد. قید لفظ “مطلقه” در میان عبارت ولایت فقیه به تنهایی کفایت نمیکرد. خامنه ای سعی کرد ضمن کسب مشروعیت معنوی در پرتو داستان های ساده زیستی و تفکر عارفانه از عوام، نهادهای انتخابی و انتصابی نظام را نیز قبضه کند.

اولین دشمن خامنه ای، آیت الله منتظری بود که تقریبا تا سالهای آخر عمر بدستور خامنه ای در حصر خانگی بسر برد. هرچند هاشمی رفسنجانی نقش اساسی در رسیدن خامنه ای به مقام رهبری داشت اما عدم تعادل در روابط این دو نفر کار را به تقابل کشاند. رفسنجانی که پس از رهبری آیت الله خامنه ای به مقام ریاست جمهوری رسیده بود تلاش میکرد تا با قبضه کردن نهادهای اقتصادی و مالی جایگاه خود را به عنوان قدرت اصلی و در سایه نظام تثبیت کند. هاشمی تصور میکرد وضعیت مسلط وی بر آیت الله خامنه ای که از گذشته ی این دو نشات میگرفت تا ابد دوام خواهد داشت اما با گذشت زمان مشخص شد که چنین نیست.

اولین تقابل هاشمی و خامنه ای به انتخابات سال ۷۶ بازمیگردد که خامنه ای انتظار داشت با روی کار آمدن ناطق نوری، جریان مورد حمایتش به قدرت برسد اما این اتفاق نیفتاد و اصلاح طلبان قدرت را در دست گرفتند و خامنه ای، هاشمی را در پشت صحنه میدید. هاشمی رفسنجانی خود بدلیل تاکتیک اشتباه اصلاح طلبان زیر فشار و حمله آنان قرار گرفت و قدرتش رو به افول گذاشت. یکدست شدن مجلس ششم با دولت اصلاحات و اتفاقات هجدهم تیر ۷۸ بیش از پیش خامنه ای را ترساند اما تمام تلاش خامنه ای این بود که از بازی نظام خارج نشود و از اهرم های فشار داخل سیستم بهره بگیرد. سپاه، شورای نگهبان و صدا و سیما شاید مهمترین نهادهایی بودند که در این مقطع به تثبیت قدرت آیت الله خامنه ای و خارج کردن اصلاح طلبان از ساختار قدرت کمک کردند.

حضور هاشمی در انتخابات ۸۴ زنگ خطری بود که خامنه ای تلاش کرد با مهندسی باور پذیر انتخابات آنرا خنثی کند. اینکه چگونه یک فرد بی نام و نشان با اعتماد به نفس بالا، پیش از اعلام نتایج انتخابات از پیروزی خود مقابل هاشمی رفسنجانی سخن میگفت نشان میداد که خامنه ای از بازی نظام خارج شده است و قوه مجریه را به نهادی انتصابی بدل کرده است. برنامه ای که در سایه تسلط شورای نگهبان بر انتخابات و قدرت نهادهای امنیتی تحت امر خامنه ای تحقق یافت. نامه مهدی کروبی درباره نقش مجتبی خامنه ای و سپاه در انتخابات سال ۸۴ نیز شاهدی بر این اتفاق بود.

روند فزاینده قدرت خامنه ای و فشار مضاعف برای حذف کامل هاشمی در نهایت، اصلاح طلبان و هاشمی را به همراه طیفی از راستگرایان در یک جبهه قرار داد تا همگی در انتخابات سال ۸۸ در یک جبهه به میدان بیایند. حضور میرحسین موسوی میرفت تا تمام نقشه های خامنه ای را برباد بدهد. خصوصا که عدم سازش موسوی با آیت الله خامنه ای در دوران نخست وزیری اش وی را بدل به مهره ای بسیار خطرناکتر از هاشمی میکرد و موسوی و مهدی کروبی تمام مخالفان پنهان و آشکار خامنه ای را نمایندگی میکردند. اینبار مهندسی تمام عیار انتخابات ۸۸ باعث شد تا هر دو سوی نظام جمهوری اسلامی از بازی خارج شوند و طرف مقابل نیز به جای چانه زنی در داخل نظام، طرفدارانش را به خیابان بیاورد.

با سرکوب تمام عیار اصلاح طلبان و خارج کردن آنها از ساختار قدرت همزمان آیت الله خامنه ای توانست سرو سامانی به نیروهای وفادارش بدهد و در پی بازیابی مشروعیت نهادهایی باشد که خود از آنها به جهت کسب قدرت و افزایش نفوذ، سلب مشروعیت کرده بود. قوه مجریه پس از روی کارآمدن روحانی با اکثریت شکننده به خوبی مشروعیت عمومی اش را بازیافت که این به بازگشت مشروعیت به صندوق های رای نیز کمک شایانی کرد. اتفاقی که در عمل و در طنز روزگار بدست اصلاح طلبانی افتاد که خودشان روزگاری مدعی بودند که این صندوق رای دیگر مشروعیت ندارد. درسی که خامنه ای به اصلاح طلبان داد تا مجبور باشند برای جلب اعتماد حاکمیت  -بدون داشتن هیچ سهمی از قدرت- برای ترمیم مشروعیت قدرت آیت الله خامنه ای تلاش کنند.

جاه طلبی های هسته ای آیت الله خامنه ای با شدت گرفتن تحریم های بین المللی در نهایت او را مجبور کرد تا بر سر میز مذاکره با غرب بنشیند، اما خامنه ای به نحوی بازی کرد که این مذاکرات را در حیطه اختیار قوه مجریه برخواسته از رای مردم جلوه دهد تا دامنش نیز به مذاکره و سازش با غرب آلوده نشود و در صورت شکست احتمالی مذاکرات نیز حداقل جایگاه و ژست ضدغربی اش را حفظ کرده باشد. پس از توافق نهایی وین همچنان خامنه ای به این بازی مشروعیت ادامه داد تا جایی که توافقی که خود در ریزترین جزئیات اش دخالت داشت را صرفا جمع بندی دانست و به دولت گوشزد کرد که این توافق باید توسط نهادهای قانونی بررسی شود که منظور تائید و تصویب آن در مجلس شورای اسلامی است. بدین ترتیب خامنه ای هم پاسخی به مخالفت های کنگره و جمهوریخواهان داده است و هم شمشیر تعلیق را بالای سر دولت روحانی نگه داشته است. از سوی دیگر مردم و افکار عمومی را بیشتر متقاعد خواهد کرد که تفکیک قوا و مشروعیت اجزای ساختار جمهوری اسلامی واقعی است و او صرفا یک ولی فقیه بی طرفی است که برای مصالح کشورش میکوشد.

دیدگاه نو

#خاتمی #اصلاحطلبان #خمینی #آیتاللهخامنهای #دیدگاهنو #خامنهای #هاشمی #توافقهستهایوین

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon