بن‌بست کامل اصلاحات سیاسی و حقوقی در چارچوب جمهوری‌اسلامی

در یکی دو روز اخیر، مشاهده شد که برخی از اصلاح‌طلبان و اعتدالیون، از انتصاب صادق لاریجانی به ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام و عضو فقهای شورای نگهبان ابراز تعجب کردند! انگار انتظار داشتند مثلاً حسن روحانی و یا حداقل علی‌اکبر ناطق‌نوری را انتخاب کند. در حالیکه این انتظار، توهمی بیش نبود.

در تلگرام بخوانید

سیدعلی خامنه‌ای و هسته سخت قدرت جمهوری اسلامی، تصمیم خود را برای یکدست کردن هرچه بیشتر حاکمیت گرفته‌اند و برای اصلاح‌طلبان و اعتدالیون، نقشی حاشیه‌ای‌تر قائل هستند. در مجموع تصمیم عقلانی گرفته‌اند، صدالبته به نفع خودشان، اما به باور بنده، به نفع کشور هم هست. از این به بعد، تلاش برای اصلاحات سیاسی در چارچوب ساختار جمهوری اسلامی، با توجه به تجربه دو سه دهه اخیر، اشتباه است و شایسته است که متوقف شود، اصلاحات سیاسی و حقوقیِ ساختاری در جمهوری اسلامی، نه ممکن است، و نه مفید. این گزاره را در سال ۱۳۷۶ و یا حتی در سال ۱۳۹۲، نمی‌شد با قطعیت گفت، اما باتوجه به تجربه ۲۲ سال اخیر، امروز این فرضیه تقریباً به اثبات رسیده است. صاحبان اصلی قدرت و همچنین ساختار فقهی–حقوقی جمهوری اسلامی، اجازه اصلاح در ساختار را نمی‌دهد و نخواهد داد. کوچکترین اصلاح ساختاری در این نظام، لاجرم به برافتادن و یا حداقل استحاله نظام منجر خواهد شد. و هسته سخت قدرت این را به خوبی می‌فهمد. تلاش برای اصلاحات سیاسی در چارچوب جمهوری اسلامی، عدم دستیابی به اهداف و شکست پروژه اصلاحات در ۲۲ سال گذشته، نه تنها بیهوده بوده، بلکه زیان‌هایی هم داشته است، و باعث تضعیف پایه‌های ملت–دولت در ایران و تقویت قومیت‌گرایی و محلی‌گرایی هم شده است. لذا شایسته است، کسانی که سرنوشت «ایران» برای آنها مهمتر از سرنوشت «جمهوری اسلامی» است، راه‌شان را از تمام جناح‌های جمهوری اسلامی جدا نمایند.

در زمان کنونی هم جریان موسوم به اصلاحات، هیچ برنامه و ایده‌ای برای «اصلاح»! ندارد، و ظاهراً به کلیشه معتاد شده است و نمی‌خواهد از این اعتیاد خارج شود، کسانی که خود را «اصلاح‌طلب» می‌دانند، برای هیچ مطالبه‌ای اعم از خرد و کلان، از «مطالبه پخش ربنای شجریان در لحظات افطار ماه رمضان» تا «مطالبه لغو نظارت استصوابی»، هیچ برنامه‌ای ندارند. انگار فقط منتظر اتفاقاتی چون مرگ اعضای هسته سخت قدرت هستند، تا از این ستون به آن ستون فرجی شود! که این هم یک توهم خطرناک است. چون، اولاً، هسته سخت قدرت در جمهوری اسلامی، بعد از فوت امثال خامنه‌ای و جنتی، نه تنها نرم‌تر نمی‌شود، بلکه سخت‌تر هم خواهد شد، نگاهی به تالی‌تلوهای احتمالی هسته سخت قدرت چون رئیسی، لاریجانی، اراکی، مدرسی یزدی، یکتا، سلیمانی، فتاح، حاج‌علی‌اکبری و … گواه این مدعاست. و ثانیاً، ایراد از سیستم و چارچوب حقوقیِ آن است، نه افراد و گروه‌ها.

اگر کسی یا گروهی در این سیستم و کشور، واقعاً و از روی دلسوزی، دنبال اصلاحات هستند، شایسته آن است که، پیگیر و فعال اصلاحات اقتصادی و اجتماعی، و تلاش برای توسعه مناطق و نواحی مختلف ایران و کاهش فقر باشند، اصلاحات سیاسی و حقوقی در جمهوری اسلامی، در دو سه دهه اخیر، فقط مشتی استمرارطلبِ فاسد و تباه و بی‌سواد و بی‌مسئولیت را به سفره جمهوری اسلامی اضافه کرده است، و هیچ کارکرد دیگری نداشته است. جماعتِ بی‌اخلاق و بی‌پرنسیپی که در برهه انتخابات با تحریک احساسات مردم و کسب رأی به هر قیمتی، باعث لوث شدن مفاهیم مدرن در ایران هم شده‌اند. آنهایی هم که ظاهراً آدم‌های سلیم‌النفس می‌باشند و واقعاً دنبال اصلاح واقعی هستند، اولاً، توان ورود به سیستم را ندارند، ثانیاً، در صورت ورود به سیستم هم معلوم نیست خودشان آلوده به فساد و تباهی سیستم نشوند، و ثالثاً، خودِ سیستم اجازه اصلاح واقعی نمی‌دهد. بنابراین تلاشِ بیشتر از این برای اصلاح در چارچوب سیستم، به تضعیف ملت و میهن می‌انجامد، دیگر نباید وقت و انرژی و امکانات ملت و میهن را صرف تلاش بیهوده برای اصلاح سیستم جمهوری اسلامی کرد. اگر توان و امکان تغییر سیستم وجود داشته باشد، و آلترناتیو مناسب و خوب هم موجود باشد، طبیعتاً باید این سیستم را تغییر داد. ولی اگر امکان براندازی نیست، باید سیستم را به حال خود رها کرد، تا شاید یک دنگ شیائوپنگ و یا یک ماهاتیر محمد در سیستم پیدا شود و برنامه توسعه را پیش ببرد.

در تلگرام بخوانید

بجای شرکت در بازی‌های حکومت، می‌توان در پهنه جامعه، در حد توان برای توانمندسازی مردم، به ویژه در مناطق محروم تلاش کرد و باری از دوش خلق خدا برداشت. هر ایرانی که دانش، یا پول، یا ایده‌ای دارد، آستین‌ها را بالا بزند، و «دست فتاده‌ای» را بگیرد. مشکل ایران، چیزی جز «توسعه» نیست، حالا که حکومت تمایلی به توسعه اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ندارد، حداقل خودمان در حد توان‌مان در حوزه‌های اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی تلاش کنیم.

این یادداشت پیشتر در صفحه شخصی محمد محبی منتشر شده است.

#مجمعتشخیصمصلحتنظام #اصلاحطلبان #اعتدالگرایان #علیخامنهای #حسنروحانی #صادقلاریجانی #محمدمحبی

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon