بینی ترامپ یا منافع ملی؟

انتشار خبر تشکیل جلسه شورای امنیت به ریاست دونالد ترامپ، بازتابهای وسیع در ایران‌داشت . هم زمانی برگزاری نشست شورای امنیت با حضور حسن‌روحانی در نیویورک هم بر جذابیت موضوع برای تحلیل گران‌ایرانی و مخاطبان آنها افزود. قاعدتا در شرایط استاندارد و به فرض حضور یک‌دولتِ مردمی و کارآمد در ایران، هر نشست منطقه ای و جهانی به فرصتی برای کسب منافع بیشتر یا رفع خطری از ایران تبدیل می شد. حتی یک‌دولت غیر مردمی اما کارآمد نیز، از چنین فرصت هایی برای افزایش کار آمدی، بهره می گیرد. اما اسارت نظام جمهوری‌اسلامی در چنبره برخی شعارها و غلبه گفتمان دشمن محوری بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی، بهره گیری از مهم ترین فرصت ها را غیرممکن ساخته است. این وضعیت در موضوع جلسه شورای امنیت و احتمال استفاده ترامپ از آن برای محکومیت – رسمی یا غیر رسمی- جمهوری اسلامی ، با وضوح بیشتر قابل مشاهده است. ترامپ از همراهی نسبی برخی کشورها با تحریم های مورد نظر خود ، خوشحال است و امید دارد که از فرصت ریاست بر جلسه شورای امنیت برای تکمیل موفقیت های خود بهره برداری کند. او که سیاستمداران ایرانی ، ناپخته اش می دانند با پختگی بسیار در حال انداختن توپ در زمین جمهوری اسلامی است. وی در هفته های جاری ، بارها آمادگی خود برای مذاکره با جمهوری اسلامی را اعلام کرده و در آخرین موضعگیری خواستار مذاکره با علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی شده است. ترامپ با این پیشنهاد ، جمهوری اسلامی را در شرایط بغرنجی قرار داده است. اگر دعوت او به مذاکره پذیرفته نشود جمهوری اسلامی به لجبازی و عدم مذاکره متهم خواد شد و اگر همچون تمام مواردی که نظام در بدترین شرایط، تن به مذاکره داده ، این بار نیز نگرانی های اقتصادی و امنیتی، آنان را به مذاکره وادار کند آنگاه جدید ترین ” اشتلم گویی رهبر ” به سخره گرفته خواهد شد که اخیرا گفت:” در هیچ سطحی و در هیچ موضوعی با امریکا مذاکره نخواهیم کرد.”

در تلگرام بخوانید

اما تنها مصیبتِ جمهوری اسلامی، تصمیم گیری برای انتخاب در این دوراهی نیست.‌معضل مهم تر،نگاه غیر خردمندانه ای است که در تمامی سالهای گذشته ،بر روابط جمهوری اسلامی با امریکا حاکم‌بوده و بر اساس آن ، کسب منفعت برای ایران ، اهمیتی نداشته است. بررسی مواضع علی خامنه ای در دوره سی ساله رهبری، نشان می دهد در نگاه او به مذاکره با امریکا هیچگاه ” ارتباط منافع ملی با این مذاکره ” مورد توجه نبوده است.‌او در آنسوی مرزها به ” حفظ پرستیژ ضد امریکایی در میان ملت های مستضعف و انقلابی” می اندیشد و در داخل ، به دشمنی ابزاری با امریکا با سه هدف. هدف نخست رهبر ، انتساب ناکارآمدی ها به ” دشمنی های امریکا” و هدف دوم او، قدرت نمایی و حفظ روحیه حماسی در میان بخشی از حامیان.‌اما او از ” پروژه امریکا” هدف دیگری را نیز تعقیب می کند.‌این هدف، تقویت یک جناح و جلوگیری از،تقویت جناح دیگر با استفاده از ” برگ‌رابطه با امریکا” است .

علی خامنه ای بارها از کارشکنی و توطئه امریکا علیه ایران و منافع ایران سخن گفته و همچنان می گوید. او در یکی دوسال اخیر، حتی ادعای همیشگی خود در خصوص ” منافع تحریم ها و شکست تحریم کنندگان” را کنار گذاشت و هدف از تن دادن به مذاکره با امریکا را رفع آزار دشمن دانست. او روز،سیزدهم‌ شهریور ماه سال نودو چهار در جمع اعضای،مجلس خبرگان گفت :” اگر ما در مذاکرات در برخی موارد کوتاه آمدیم و برخی امتیازات را دادیم عمدتاً برای این بود که تحریم ها برداشته شود و گرنه چه لزومی به حضور در مذاکرات بود “. در خصوص ” حماسه سرایی ضد امریکایی و حفظ روحیه انقلابی گری برخی از حامیان داخلی هم نیاز به ارائه نمونه مشخص نیست. کمتر سخنرانی از خامنه ای می توان یافت که حاوی اشاره ای به ایستادگی در برابر ” دشمن مستکبر” نباشد. انقلابی نمایی او در این عرصه حتی در واکنش به پیروزی تیم‌فوتبال ایران در برابر تیم امریکا ، خودنمایی کرد ؛ “…..یک بار دیگر حریف قوی پنجه و مستکبر طعم تلخ شکست را از دست شما چشید”( پیام به تیم‌ملی فوتبال – اول تیر ماه هفتاد و هفت).

خامنه ای،اگرچه همواره به دشمنی و مشکل آفرینی امریکا برای ایران اشاره کرده، اما از سوی دیگر ، در مواجهه با این دشمنی ، نگاهی به داخل کشور نیز داشته و مراقبت کرده تا امتیاز حل احتمالی مشکل با امریکا، به سبد جناح نزدیک‌به رهبر، ریخته شود. علاوه بر موضع متفاوت رهبر در مورد رابطه با امریکا در دوره خاتمی و احمدی نژاد ، می توان به اظهار نظر دو چهره سرشناس سیاسی استناد کرد که کمتر کسی قائل به استقلال رای آنان از رهبر جمهوری اسلامی است. دو اظهار نظر حبیب اله عسگراولادی و غلامعلی حداد عادل، در دو مقطع ویژه، نشان داد که رهبر مایل است هر نوع مذاکره احتمالی با امریکا در دوره ای انجام شود که معتمدان او، بر ارکان مختلف حاکمیت ، تسلط کافی داشته باشند.‌ در آستانه برگزاری انتخابات مجلس هفتم ، همه قرائن حاکی از بازگشت اصولگرایان و تسلط آنها بر مجلس بود.‌( خاتمی و کروبی روسای قوای مجریه و مقننه، طی نامه ای به رهبر اعلام کردند تکلیف یکصد و نود کرسی از مجموع دویست و هفتاد کرسی مجلس، از قبل روشن شده است). در آن‌زمان ، حبیب اله عسگراولادی اظهار داشت : ” اگر گوش شنوایی در واشنگتن یافت شود که به ندای حقانیت ملت ایران توجه کند و اگر این صدا وندا شنیده شد جرأت ورق زدن دفتر مخاصمه و آغاز نگارش در صفحه جدیدی از روابط دو دولت نیز پیدا می شود.” [خبرگزاری ایسنا – ۱۶ دی ماه ۸۲ ساعت ۱۶:۱۱] . چهار سال بعد و در حالی که دو قوه مجریه و مقننه به طور کامل در تیول سینه چاکان رهبر بود غلامعلی حداد عادل رئیس وقت مجلس، در واکنش به سفر احمدی نژاد به امریکا و برخی اظهار نظرهای او در نیویورک ، چنین گفت:” مهم ترین دستاورد این سفر این بود که «تابوی مذاکره نکردن» شکسته شد. از این به بعد می توانیم هم زمان بگوییم که آماده مذاکره با مردم و مسئولان امریکایی هستیم.” [ خبر گزاری ایسنا هفتم مهرماه ۸۶]. البته اظهار نظر حداد عادل نکته مهم دیگری نیز داشت که “مهم اینست که چه کسی مذاکره می کند”.

همانگونه که در بخش های قبلی یادداشت آمد ، در موضوع رابطه با امریکا، رهبر جمهوری اسلامی همواره نگاهی به خارج از مرزها و حامیان غیر ایرانی جمهوری اسلامی نیز داشته و نگران از اینکه ” مبادا مذاکره با امریکا، ابهت انقلاب اسلامی در میان ملت های امریکاستیز را بشکند.‌

علاوه بر نکات فوق، قرائن دیگری را می توان ارائه داد که همگی نشان می دهد عامل” منافع ایران و ایرانیان” از عوامل اصلی و تاثیر گذار در تصمیم سازی و تصمیم گیری برای مذاکره و رابطه با امریکا نبوده و نیست. این وضعیت همچنان بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی به صورت عام و رابطه با امریکا به صورت‌خاص، حاکم است. به طوری که توصیه بسیاری از افراد طی روزهای اخیر و هم زمان با سفر روحانی به نیویورک ، پیدا کردن راهی برای ” مالیدن بینی ترامپ‌به خاک ” است نه یافتن شیوه ای برای بهره گیری از فرصت حضور در امریکا و کمک به حل مشکلات داخلی و خارجی ایران. ظاهرا تضاد منافع ملی با مصالح حکومت، روز به روز آشکار تر می شود و عرصه رابطه با امریکا نیز از این‌مقوله ، مستثنی نیست. تردید ندارم که بخش هایی از حاکمیت و فعالان اقتصادی نزدیک به آنها، نان خود را در تحریم و انزوای جمهوری اسلامی می یابند. آنها عادی شدن شرایط سیاسی و اقتصادی را موجب حذف تسلط انحصاری خود بر اقتصاد می دانند. ضمن آنکه همچنان بر روی حماقت گروهی از ” مردمِ حماسه خواه” حساب می کنند زیرا تداوم حکومت خود را تا حدود زیاد ، مدیون همین‌حماسه خواهان هستند.‌

کلام را با توصیه به برخی مدعیان آزادیخواهی و روشنفکری به پایان می برم : همراهی زبانی شما با امریکا ستیزیِ کاسبکارانه رهبر، دستاوردی نخواهد داشت جز خالی تر کردن‌سفره مردم به خاطر توقف سرمایه گذاری های بزرگ‌داخلی و خارجی ، افزایش اختلاس های کلان به خاطر دسترسی غیر قابلِ نظارتِ افراد و نهادهای قدرتمند به منابع مالی کشور و افزایش تاثیر تحریم‌بر همه شئون زندگی مردم‌. پس، به جای فکر کردن به بینی ترامپ، در اندیشه منافع و مصالح‌ملی باشید. می توان بدون‌همراهی با ایران‌ستیزی های علی خامنه ای، در برابر زورگویی های ترامپ یا هر قدرت خارجی ایستاد.

در تلگرام بخوانید

#جمهوریاسلامی #خامنهای #دیدگاهنو #واحدی

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon