ترامپ ستیزیِ شعاری یا مردم‌ستیزی واقعی؟

سرانجام‌ تصمیم رئیس جمهور امریکا در مورد توافق نامه موسوم‌ به “برجام” اعلام شد. این‌تصمیم‌ به اغلب پیش بینی های یکسال اخیر، بسیار نزدیک‌بود. قبل از هرچیز، معتقدم آنچه توسط ترامپ انجام شد امنیت‌ سیاسی جهان و اعتماد دولت ها به یکدیگر را به شدت مخدوش خواهد کرد. انتظار از یک‌دولت مقتدر، پایبندی حداکثری به همه توافقاتی است که دولت های پیشین با استفاده از اختیارات قانونی امضا کرده اند. اقدام اخیر دولت ترامپ فقط با اقدامات داخلی جمهوری اسلامی قابل مقایسه است. البته یک‌تفاوت مهم میان تصمیم اخیر ترامپ و عهد شکنی های جمهوری اسلامی وجود دارد. رد برجام توسط ترامپ ، رد تصمیم قانونی یک‌دولت منتخب توسط دولت منتخب بعدی است. در حالی که در سالهای اخیر بارها در ایران ، شاهد باطل کردن تصمیماتی بوده ایم که توسط نهادهای نیمه منتخب اتخاذ شده است. به عبارت واضح تر، نهادهای انتصابی، برای مقابله با خواسته مردم، مانع اجرای برخی پروژه ها شده یا نهادهای انتخابی را وادار به عقب نشینی از تصمیم خود کرده اند.‌ ضمن‌آنکه بر خلاف مقامات جمهوری اسلامی، ترامپ کاری کرد که در تبلیغات انتخاباتی ، وعده انجام آن را داده بود.‌

در تلگرام بخوانید

مخفی نمی کنم‌ که مانند بسیاری از هموطنانم، نگران‌پیامدهای تصمیم ترامپ و تاثیرات بلند مدت یا کوتاه مدت آن بر زندگی روزمره مردم هستم. اما آنچه نگرانی بیشتر را موجب می شود ، سوء استفاده مجدد نظام‌از شرایط جدید و پافشاری بر تصمیمات غلط، افزودن‌بر فشارها و گشودن‌جبهه های جدید برای رانت خواری های داخلی و ماجراجویی های خارجی است. متاسفانه در این‌میان، گروهی وجیه المله نیز با اظهارات و اقدامات نمایشی، به یاری نظام می شتابند . بهانه این‌وجیه المله ها آنست که ” در برابر فشارهای خارجی، نباید حکومت را تنها گذاشت”. رفتار این‌گروه ، اعطای چک سفید امضا به حکومت برای ادامه اقدامات ایران‌ستیزانه است. نظام جمهوری اسلامی و حامیان‌اپوزیسیون نمای آن‌، در شرایط فعلی تلاش می کنند همه ایرانیان را در دو دسته جعلی ، قرار دهند : دسته اول ،” وطن پرستانی که به ناچار یا به دلخواه، زیر پرچم جمهوری اسلامی سینه می زنند تا دشمن خارجی را به عقب نشینی وادار کنند” و دسته دوم ،” همدستان دشمن خارجی که از تحریم ها علیه مردم ، حمایت می کنند”. آنچه این دسته بندی را جعلی می کند ، دروغ هابی است‌که در وصف ” مردم گرایی نظام‌ و مردم‌ستیزی مخالفان نظام‌” گفته می شود. اما آیا راهی جز تقسیم‌مردم به دودسته و الزام‌همگان‌به انتخاب از میان‌” حمایت از سیاست های هسته ای نظام‌” و ” هم زبانی با ترامپ و ایده های او” ، وجود ندارد؟ این‌یادداشت پاسخ به همین‌پرسش است.

معتقدم دوران لاپوشانی و توجیه گری به بهانه مقابله با تهدید خارجی ، گذشته است. می توان هم در برابر تهدید احتمالی خارجی، هوشمند بود هم‌منتقد و معترض به رفتارهای جمهوری اسلامی که از بالاترین تهدید خارجی نیز هزینه سازتر است. مخاطب اصلی این‌یادداشت ، مدعیان دلسوزی برای مردم‌هستند که پس از تصمیم اخیر ترامپ، شاهد موج‌جدیدی از مرثیه خوانی آنان به ویژه در مورد تحریم‌های احتمالی هستیم. آنان اگر صداقت دارند باید ضمن‌ اعلام‌مخالفت با تحریمها ، بخش های مختلف حکومت را‌برای پاسخگویی به موارد زیر تحت فشار قرار دهند

یک- برای محاسبه هزینه – فایده برنامه هسته ای، تا چه حد به دیدگاه کارشناسان‌مستقل و صاحب نظران توجه شده است؟ دو- با توجه به عقب ماندگی های گسترده اقتصادی، اصولا ورود به برنامه هسته ای تا چه حد توجیه پذیر بوده و هزینه های صرف شده برای پیشبرد آن ، چه نسبتی با توانایی ها و تنگناهای اقتصادی کشور داشته است؟ سه – آیا متخصصان حقوق بین الملل، نقش تاثیرگذار در تنظیم‌برجام‌ داشته اند و منافع ملی ایرانیان در تنظبم‌آن ، به صورت کامل مورد توجه قرار گرفته است؟ چهار- وجوه آزاد شده پس از امضای برجام ، چقدر بوده و چند درصد از آن ، برای رفع تنگناهای اقتصادی و برنامه ریزی های دراز مدت ، در اختیار دولت قرار گرفته است؟ پنج – هم زمان‌ با‌ اعترافات صریح حسن نصراله و بشار اسد به تامین‌مالی آنها توسط جمهوری اسلامی ، مقامات رسمی نظام‌به وجود میلیونها فقیر مطلق در ایران‌ اذعان کرده اند. در چنین‌شرایطی ، بایستی مقامات مسئول را برای اعلام مبالغ هزینه شده در سوریه ، لبنان و عراق و نسبت آن‌با مبالغ صرف شده برای فقر زدایی در ایران، تحت فشار قرار داد. شش- پس از امضای برجام‌ شاهد گسترش شعارهایی همچون تلاش برای نابودی اسرائیل در بیست و پنج‌سال آینده و نیز حضور پرهزینه – سیاسی و اقتصادی – در سوریه و یمن‌ بوده ایم. این‌ اقدامات ، تا چه حد در راستای منافع ملی ایران‌بوده و چه میزان ، به یارگیری مخالفان‌ایران برای توجیه تحریم‌ها کمک‌کرده و خواهد کرد؟ هفت – سرکوب های داخلی ، بازداشت های گسترده ، ادامه حبس ها و حصرها، محروم کردن مردم‌از حقوق اولیه اعم‌از بستن راههای دسترسی به اطلاعات تا بر هم زدن‌مجالس و محافل، تا چه حد به فاصله گرفتن مردم از حکومت و تشجیع قدرت های خارجی برای افزایش فشار بر ایران‌، تاثیر داشته است؟ هشت- پس ازروی کار آمدن ترامپ و تغییر موضع امریکا نسبت به برجام، آیا رفتار رهبر جمهوری اسلامی ، در راستای همگرایی ایرانیان‌بوده یا بسیاری از چشمها را متوجه یک‌ناجی خارجی کرده است؟ نه – در شرایط وخیم‌اقتصادی کشور ، آیا رهبر و دستگاههای زیر نظر او،حمایت از مفسدان بزرگ‌اقتصادی را متوقف کرده اند یا حتی افشاگری های نیم بند علیه” مدیران‌ِفاسدِ ولایی” همچون قالیباف را سرکوب کرده اند؟ ده – آیا به کارشناسان‌مستقل اجازه می دهند سهم‌تحریم‌ها در تنگناهای اقتصادی را با پیامد تسلط انحصاری رهبر و نهادهای وابسته به او بر بخش عمده فعالیت‌های اقتصادی مقایسه نمایند ؟

نگارنده ، قبلا پاسخ خود به سوالهای فوق و دهها پرسش دیگر را دریافت کرده است. طرح‌این‌پرسش ها، تنها آزمونی برای سنجش صداقت برخی مدعیان از تهران‌تا پاریس و از لندن‌تا نیویورک‌است. اگر این‌مدعیان‌، همراه با محکوم کردن عهدشکنی ترامپ ، به دنبال یافتن پاسخ برای این‌ پرسش ها باشند یقینا گروه کثیری از مردم و صاحبنظران را با خود همراه خواهند کرد. در غیر اینصورت این‌بار با صدای بلند تر خواهند شنید فریاد ” اصلاح طلب ، اصولگرا دیگه تمومه ماجرا ” را.

در تلگرام بخوانید

#مجتبیواحدی #برجام #دیدگاهنو #خامنهای #ترامپ

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon