تروریسم عربی – مارکسیستی در دهه‌های هفتاد و هشتاد میلادی

برخلاف تصور بسیاری تروریسم فرامنطقه‌ای و جهانی شده با منشا خاورمیانه از القاعده و داعش شروع نمی‌شود. تاریخ دقیق تولد آن ژوئیه ۱۹۶۸ با ربودن پرواز شماره ۰۰۷ خطوط هوایی آلمان که عازم تلاویو بود، توسط گروه جبهه خلق برای آزادی فلسطین به ریاست جرج حبش و ودیع حداد آغاز می شود. ودیع حداد اولین تئورسین این موج جدید بود. او به این نتیجه رسیده بود که حمله به اهداف نظامی اسرائیل اثر بخشی چندانی ندارد و “کشتن یک یهودی دور از جبهه جنگ، بیشتر از کشتن صدها یهودی در صحنه جنگ اثر دارد.” حداد به این نتیجه رسیده بود که عملیات تروریستی تماشایی و پر سر و صدا در اروپا بهترین وسیله‌ای است که می‌تواند مبارزه فلسطینیان را به پیش برد.

در تلگرام بخوانید

حداد ارتباطات جهانی مهم و تاثیر گذاری داشت. او در تمام سال‌های فعالیتش ارتباط منظمی با کا‌گ‌ب داشت و در فواصل معینی از مسکو پول، اسلحه و تجهیزات مخصوص دریافت می‌کرد. حداد در مقابل در مواردی عملیات سفارشی برای کا‌گ‌ب انجام می‌داد مانند عملیات ناکام ربایش معاون ایستگاه سیا در بیروت با نام رمز ویر و یا عملیات ربایش پروفسورهانی کردا استاد دانشگاه آمریکایی در بیروت در سال ۱۹۷۰ که کا‌گ‌ب به اشتباه گمان می کرد مامور ویژه سیا در لبنان است. کردا به یکی از پایگاه های جبهه خلق در اردن منتقل شد. او زیر شکنجه مردان حداد کشته شد.

جرج حبش و ودیع حداد از رهبران جبهه خلق برای آزادی فلسطین


حداد همچنین با هسته های مسلح مارکسیستی در اروپا و برخی نقاط دیگر همچون گروه بادر ماینهوف آلمان، بریگاد سرخ ایتالیا و ارتش سرخ ژاپن ارتباط نزدیک داشت. گروه بادر-ماینهوف برای سالیان متمادی ماهانه دست کم سه هزار دلار مقرری از گروه حداد دریافت می کرد. گروه حداد این نوع هزینه‌ها را در درجه اول از طریق حکومت بعثی عراق و در مواردی از راه کمک مالی قذافی رهبر لیبی تامین می‌کرد. گروه‌های مذکور هم در مواردی برای حداد عملیات سفارشی انجام می دادند. به عنوان مثال در سی مه ۱۹۷۲ یک جوخه ضربتی از ارتش سرخ ژاپن در فرودگاه لود تلاویو به روی مسافران عادی آتش گشود و ۲۶ نفر را کشته و ۷۱ نفر را زخمی کرد.

به موازات جبهه خلق گروه رادیکال دیگری که به ظاهر مستقل اما در واقع توسط سازمان آزادیبخش فلسطین هدایت می‌شد، ظهور کرد: سازمان سپتامبر سیاه که در واکنش به عملیات خشونت بار و وحشیانه دولت اردن برای اخراج سازمان‌های فلسطینی مسلح که در بخش مهمی از خاک این کشور عملا دولتی در دولت تشکیل داده بودند، شکل گرفت. سپتامبر سیاه از سرآمدان خشونت در میان سازمان‌های مشابه خود بود. یکی از اعضای این سازمان زمانی که وصفی تل نخست وزیر اردن را هنگام خروج از هتلی در قاهره به قتل رساند به صورت نمایشی و به عنوان نماد انتقام مقداری از خون وی را در مقابل چشمان وحشت زده عابران نوشید. این سازمان عامل ترور دهها عرب فلسطینی یا اردنی به سبب اتهام ثابت نشده جاسوسی برای اسرائیل بود. در یک مورد در ششم فوریه ۱۹۷۲ سپتامبر سیاه پنج شهروند عادی اردنی را به این اتهام در یکی از خیابان‌های شهر کلن آلمان به قتل رساند. سپتامبر سیاه همچنین برای دهها موسسه اقتصادی در سراسر جهان که با اسرائیل رابطه اقتصادی داشتند، بسته های انفجاری فرستاد که ده‌ها نفر را کشته و زخمی کرد.

مشهورترین عملیات سپتامبر سیاه گروگان گرفتن ورزشکاران اسرائیلی در جریان المپیک مونیخ در سپتامبر ۱۹۷۲ بود. زمانی که کماندوهای آلمانی عملیات نجات را آغاز کردند، چریک‌های سپتامبر سیاه ورزشکاران اسرائیلی را که یازده نفر بودند، به قتل رساندند. چریک‌هایی که زنده دستگیر شده بودند، از طریق مبادله با مسافران هواپیمای خط دمشق-مونیخ که سپتامبر سیاه چند هفته بعد ربود آزاد شدند. البته خوش شانسی چریک‌ها زیاد دوام نیاورد. چند ماه بعد آنها به همراه تمام رهبران و عوامل موثر سپتامبر سیاه توسط دستگاه اطلاعاتی اسرائیل در شهرهای مختلف اروپا یا خاورمیانه به قتل رسیدند. عملیات اسرائیل سپتامبر سیاه را به شدت تضعیف کرد اما جبهه خلق و گروه‌های دیگری چون جبهه دمکراتیک خلق نایف حواتمه، جبهه خلق فرماندهی کل به رهبری احمد جبرئیل که بطور کامل تحت کنترل سازمان اطلاعات سوریه بود، گروه ابونضال و خود سازمان فتح به عملیات خود ادامه دادند.

سیر تحول جبهه خلق به رهبری حداد نشان می‌دهد که چگونه حامیان مالی این گروه‌ها یعنی رژیم‌های عراق، سوریه و لیبی بر نوع فعالیت و سرنوشت این گروه‌ها تاثیرگذار شدند. در سال ۱۹۷۵ حکومت بعثی عراق که برای جنگ با کردها و رقابت نظامی به ایران پول بیشتر نیاز داشت، خواهان افزایش قیمت نفت در اوپک شد، زمانی که عربستان و وزیر نفت مشهورش زکی یمانی مخالفت کردند، صدام حسین به گروه حداد متوسل شد. در این زمان برخلاف سال های بعد بغداد مهمترین حامی مالی جبهه خلق برای آزادی فلسطین و گروه‌های مشابه بود.صدام می‌خواست از طریق گروه ودیع حداد عربستان سعودی را مرعوب و با ایران تسویه حساب کند. حداد به این نتیجه رسید که درخواست صدام در راستای “آرمان فلسطین” نیز هست. در نتیجه در دسامبر ۱۹۷۵ گروه ضربت جبهه خلق به رهبری کارلوس مشهور شامل دو عضو قرض داده شده از بادر ماینهوف آلمان، انیس نقاش (که بعدها به استخدام گروه های دیگری درآمد و در ترور نافرجام شاپور بختیار در سال ۱۹۸۰ شرکت کرد.) و دو نفر دیگر به محل اجلاس اوپک در لندن حمله برده و وزرای نفت اوپک را به گروگان گرفتند.

ایلیچ رامیرز سانچز معروف به کارلوس شُغال (زاده ۱۲ اکتبر ۱۹۴۹ در ونزوئلا) آدمکش، مزدور جنگی و «انقلابی حرفه‌ای» مارکسیست بود


در ساعت آغازین عملیات کارلوس یکی از اعضای هیات لیبی را که به سمت او حرکت کرد به قتل رساند و نادا دختر آلمانی عضو بادر ماینهوف علاوه بر یکی از محافظین که می خواست خلع سلاحش کند، یک پلیس سالخورده را صرفا برای انبساط خاطر به قتل رساند. او در سال های قبل در آلمان به خاطر تیراندازی به یک پلیس مدتی زندانی شده بود. صدام حسین و حداد توافق کرده بودند که پس از آنکه تمام وزرا بیانیه‌ای در همبستگی با “آرمان فلسطین” قرائت کردند، هواپیما به بغداد برود و در نهایت پس از اعدام زکی یمانی و جمشید آموزگار، بقیه وزرا آزاد شوند. اما زمانی که عراقی‌ها جا زده و از پذیرفتن هواپیما خودداری کردند، کارلوس هم در الجزایر از کشتن یمانی و آموزگار خودداری کرد چرا که بومدین تهدید کرده بود اگر یک مو از سر یمانی کم شود، یک نفر از گروگانگیران را زنده نخواهد گذاشت. کارلوس در قبال دریافت ۲۰ میلیون دلار که به حساب شخصی اش واریز گردید، در نهایت تمام وزرا را آزاد کرد. اقدام کارلوس موجب خشم حداد شد. او کارلوس را از گروهش اخراج کرد.

در تلگرام بخوانید

کارلوس گروه خود را تشکیل داد و پس از مدت کوتاهی در سال ۱۹۷۹ به استخدام سازمان امنیت سوریه درآمد تا عملیات تروریستی مورد نظر این کشور را در اروپا انجام دهد. آنجل عضو آلمانی دیگر گروه حمله اوپک بعدها پس از گذراندن چند ماه در کمپ حداد در عدن با اعلام اینکه تعالیم حداد یهودستیزانه است و تفاوتی با افکار نازیها ندارد از جبهه خلق جدا شد و در جنگل‌های آلمان مخفی گردید. گروه حداد پس از شکست در ماجرای فرودگاه عنتبه اوگاندا و مرگ حداد در سال ۱۹۷۸ تضعیف شد و در عوض گروه کارلوس رونق گرفت. کارلوس فرزند یک کمونیست ثروتمند ونزوئلایی بود که سه فرزند خود را به نشانه ارادت به لنین رهبر انقلاب روسیه، ولادیمیر، ایلیچ و لنین نامیده بود. نام اصلی کارلوس، ایلیچ رامیرز سانچز بود. در جوانی در دانشگاه پاتریس لومومبای مسکو تحصیل کرده اما به سبب ماجراجویی و عیاشی مورد توجه کا‌گ‌ب قرار نگرفته بود او سپس به اردن و لبنان رفت و به گروه حداد پیوست. زمانی که سوریه در سال ۱۹۷۹ گروه او را تحت حمایت خود گرفت با استفاده روابط نزدیکش با بلوک شرق برای آنها پایگاه ثابتی در مجارستان و خط ترانزیت اسلحه و مدارک جعلی در آلمان شرقی تدارک دید. گروه کارلوس تشکیل شده از تعدادی بازماندگان گروه بادرماینهوف و سپتامبر سیاه و تعدادی فلسطینی و لبنانی بود.

گروه کارلوس در اوائل دهه هشتاد در لبنان سفیر فرانسه، یک عضو سفارت این کشور و چند نفر از مخالفین دمشق را به قتل رساند. هنگامی که همسرش ماگدانلا کوپ از اعضای بازمانده از گروه بادر-ماینهوف در سال ۱۹۸۲ در فرانسه دستگیر شد و پاریس از آزادی او خودداری کرد، گروه کارلوس قطار مسافربری پاریس را منفجر کرد که شش کشته و ده ها مجروح به دنبال داشت. عامل این عملیات بریژیت دوست دختر فرانسوی محمد بودیه رهبر سپتامبر سیاه بود که در سال ۱۹۷۳ در پاریس ترور شد. سال بعد گروه کارلوس که خود را به نام “گردان‌های انقلابی عرب” معرفی می‌کرد از طرف دمشق مامور شد تا دفتر روزنامه هوادار عراق الوطن العربی در پاریس را منفجر کند. عامل حمله مدارک جعلی‌اش را در برلین شرقی از استاشی تحویل گرفت و دو هزار کیلومتر را با اتومبیل از چند کشور اروپای شرقی گذشت تا بمب را در پاریس به همکاران خود تحویل دهد. در انفجار دفتر روزنامه در پاریس پنج شهروند عادی فرانسوی که در بازار میوه مجاور مشغول خرید بودند کشته و ده‌ها نفر زخمی شدند. بدین ترتیب رژیم بعثی سوریه تسویه حساب خود با رقیب عراقی‌اش را توسط کارلوس و مارکسیست‌های مسلح بادر-ماینهوف و بازماندگان سپتامبر سیاه و با استفاده از تسهیلات خدماتی سری بلوک شوروی در قلب پاریس به انجام می‌رساند.

سرانجام پس از آنکه رونالد ریگان در واکنش به حملات تروریستی طراحی شده توسط قذافی در اروپا به لیبی حمله هوایی کرد، شوروی و آلمان شرقی گروه کارلوس را به کلی از اروپای شرقی اخراج کردند و او ناچار در سوریه پناه گرفت. کاسه صبر ریگان هنگامی لبریز شد که عوامل قذافی ابتدا در بامداد ۲۷ دسامبر ۱۹۸۵ به طور همزمان فرودگاه‌های رم و وین را منفجر کردند که ۱۳ کشته و ۱۴۰ زخمی به دنبال داشت و سپس در پنج آوریل ۱۹۸۵ بمبی قوی در کلوپی شبانه در برلین کار گذاشتند که سه تن را کشت و بیش از دویست نفر را زخمی کرد. بسیاری از مجروحین این حادثه قطع نخاع شدند. در نهایت پس از سقوط دیوار برلین و فروپاشی بلوک شرق، صلاح دید کارلوس را اخراج کند و لیبی هم جرات پذیرش او را پیدا نکرد.

در تلگرام بخوانید

#تروریسماسلامی #جبههخلقبرایآزادیفلسطین #دیدگاهنو #فلسطین

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon