تغییر نظام مطالبه صنفی معلمان نیست

درباره وضعیت معلمان در ایران با “شاهد علوی” معلم و دبیر اسبق انجمن صنفی معلمان کردستان گفتگو کرده ایم.

آقای علوی رویکرد دولت روحانی در قبال معلمان و مطالباتشان را چطور ارزیابی می کنید؟

-برای پاسخ به این پرسش ابتدا باید بدانیم که مطالبات معلمان دقیقاً چیست و سپس بپرسیم آیا دولت روحانی به لحاظ قانونی و محدودیتهای ساختاری قادر به برآورده ساختن این مطالبات می باشد یا خیر؟ مطالبات معلمان در ۱۵ سال اخیر هم معیشتی بوده و هم مطالبات منزلتی و سندیکایی. من فکر می کنم که دولت روحانی اگر بخواهد، قادر است بخشی از مطالبات اقتصادی و منزلتی معلمان را تامین کند. اما نگاه کلان سیستم سیاسی به آموزش و پرورش دراراده احتمالی دولت روحانی برای برآورده کردن مطالبات بنیادی معلمان محدودیت ایجاد می کند.  اساساً آموزش و پرورش از نظر سیستم یک سازمان مصرفی  بسیار بزرگ، پردردسر، سنگین و کند می باشد. ۹۸ درصد بودجه ای که به این سازمان بزرگ اختصاص داده می شود، صرفاً صرف حقوق و مزایا و کارکرد جاری دستگاه می شود. اما معلمان، آموزش و پرورش را به عنوان یک سازمان بزرگ پربازده و تولید کننده حیاتی می بینند و بر این اساس وظایف خود را تعریف کرده و مطالباتشان را سامان می دهند. این تفاوت نگاه مشکل ساز است. با نگاه به آموزش و پرورش عنوان یک سازمان مصرفی عملاً نمی شود انتظار داشت که دولت بتواند ساختار بودجه ای خویش را به شکلی متحول کند که مطالبات اقتصادی، منزلتی و حرفه ای معلمان تامین شود.اما لازم است تاکید کنم که در همان حد محدود امکانات و اختیارات دولت نیز، آقای روحانی به وعده های خویش عمل نکرده و در این حوزه تفاوت خاصی با دولتهای قبل ندارد. علت این امر هم هم البته بخشی مربوط به محدودیتهای ساختاری و بخشی نیز به اولویتها و دغدغه های این دولت بر می گردد که بر اساس آن آموزش و پرورش در رده آخر قرار می گیرد. لذا من رویکرد روحانی به آموزش و پورش و مساپل و بحرانهایش را منفعلانه، واکنشی و غیرموثر می بینم و فکر نمی کنم با ادامه همین روند مطالبات معلمان تامین بشود.

اعتراضات معلمان تا چه حد معطوف به نتیجه خواهد بود؟

-این اعتراضات اگر بتواند طیف وسیع تری از جامعه معلمان را درگیر کند و البته سازمان‌های جنبش‌های معلمان بتوانند با سایر نهادهای مدنی و حرفه ای در جامعه ارتباطات موثر و پایدار برقرار نمایند و مهمتر از همه اینها، اگر معلمان بتوانند عموم مردم را به لحاظ ذهنی با خویش همراه نمایند، می‌توان به نتیجه بخش بودن آن امیدوار بود. از ایرادات جنبش معلمان، دردستکم ۱۵ سال اخیر، این بوده که اولاً قادر نبوده به شکل مناسب و ضروری با سایر تشکل های صنفی و حرفه ای و نهادهای جامعه مدنی ارتباط برقرار کند و ثانیاً نتوانسته مطالبات خود را به شکلی صورت بندی نماید که عموم مردم، جامعه و پدر و مادر دانش آموزان به این حقیقت پی ببرند که تامین مطالبات معلمان در نهایت متضمن تامین حقوق کودکان  آنها به عنوان آینده سازان جامعه می باشد. البته در چند سال اخیر  وضعیت بهتر شده و ارتباط های بسیار خوبی با نهادهای جامعه مدنی و سایر جنبش های مدنی و تشکلها و اتحادیه های کارگری، زنان و دانشجویان برقرار شده است. اما هنوز هم در جامعه،  این تصور عالب است که اعتراض معلمها فقط برای حقوق و مزایای مادی خودشان است و ربطی به حقوق انش آموزان پیدا نمی‌کند. البته تلاش معلمان برای دریافت حقوق و مزایای بهتر در جای خود ایرادی ندارد چرا که یک معلم با حقوق کافی قطعاً معلم بهتری خواهد بود، اما این همه واقعیت نیست. دغدغه معلمان علاوه بر خودشان و به معنی دقیق کلمه حقوق دانش آموزان است. حق آموزش سالم، پیشرفته، مدرن و روزآمد از جمله این حقوق است. به این ترتیب پاسخ موفق بودن اعتراضات معلمان بستگی تامی به توانایی تشکلهای معلمان برای گسترش دامنه نفوذ، ارتباطات مدنی و کسب مشروعیت در جامعه دارد.

آیا به نظر شمااعتراضات اخیر معلمان با تحمل بیشتری از سوی حاکمیت روبرو شده است؟ به نظر شما دلیل این اتفاق چیست؟

-به طور کلی بله. به نظر می‌رسد در نمای کلی داستان، با اعتراضات معلمان در قیاس با برخوردی که با اعتراضات کارگران، دانشجویان یا زنان شد برخورد نسبتاً نرمتری شده است.  بخشی از این برخورد نرمتربر می گردد به اینکه معلمان برای رسیدن به این شغل، از فیلترهای گزینشی عجیب و غریبی رد می شوند و سیستم اعتماد بیشتری به آنها دارد. بخشی دیگر به این  آن بر می گردد که معلمان مرتب می گویند ما سیاسی نیستیم، به این معنا که ما کاری با قدرت سیاسی نداریم. درصدد تغییر این نظام یا دولت یا سیستم نیستیم. نمی خواهیم به بخشی از قدرت تبدیل شویم یا آن را سرنگون یا عوض کنیم. به این ترتیب اتحادیه های معلمان آن خصلت انقلابی، سیاسی و یا رهایی بخشی که اتحادیه های دیگر نظیر اتحادیه های کارگری یا دانشجویی یا زنان دارند را ندارند. همین امر باعث می شود که سیستم کمی و فقط کمی با مدارای بیشتری با معلمان معترض کنار بیاید . البته این همه واقعیت نیست.  ما معلمان زندانی هم داریم مثل رسول بداقی با شش سال سابقه زندان و بدون یک روز مرخصی، یا شهید فرزاد کمانگر را هم داریم، همچنین سایر دوستان معلم زندانی مثل آقایان باغانی، باقری و یا اسماعیل عبدی که همه به صرف کنش صنفی به زندا‌های طویل المدت محکوم شده و در حال گذراندن محکومیت یا زیر فشار بازجویی هستند.. در واقع اخراج، تعلیق، تبعید، زندانی کم نداشته ایم. اما در قیاس با سایر جنبشهای مدنی و سیاسی، قاعدتاً معلمین آسیب کمتری دیده اند و اضافه کنم که  یک دلیل عمده دیگر هم این است که اعتراضات معلمان هنوز نتوانسته اکثریت بزرگ جامعه معلمان را با خود همراه کند و قاعدتا سیستم سیاسی هراس کمتری از جنبش معلمان دارد. اضافه کنم که ما اعتراضات بسیار موفقی داشته ایم اما هنوز نمی توانیم بگوییم که همه معلمان را به عنوان فعال صنفی نمایندگی می کنیم.

نقش تشکل صنفی معلمان را در اعتراضات اخیر چطور ارزیابی می کنید؟

-از سال ۷۵ عملاً همه اعتراضات معلمان،  چه اعتصاب، چه تجمع، چه راهپیمایی، چه تعطیلی کلاس، که عموما و در نهایت به دیدار با مسئولین و تغییری هرچند جزئی و ناچیز منجر شده، توسط تشکلهای معلمان سازماندهی و مدیریت شده است.  در واقع  اتحادیه صنفی معلمان که فعلا تنها نماینده واقعی معلمان هستند، حتی اگر نماینده همه معلمان نباشد اما مطالبات و آمال اکثریت مطلق معلمان را نماینده‌گی می‌کنند چه در مذاکره و گفتگو و چه در سازماندهی اعتراضات نقش بی بدیلی داشته اند. البته دو مورد اعتراض در سال گذشت رخ داد که به نوعی خودجوش بود، یعنی از طریق شبکه ها و رسانه های اجتماعی مثل وایبر و تلگرام و فیس بوک و برای ان اطلاع رسانی شد معلم ها به و تشکلهی صنفی عاملیت یا آمریت خاصیدر ان  نداشتند. جدا از این دو مورد همه اعتراضات به یک شکلی از کانال اتحادیه های صنفی رد شده و این البته بسیار خوب است چرا که  یک تشکل شناسنامه دار قبول مسئولیت کرده است را قبول کرده و سیستم می داند که  اگر بخواهد مذاکراتی داشته باشد با چه کسانی باید مذاکره کند.

این خواسته ها چیست، معلمان چه مطالباتی دارند؟

-معلمان هم خواسته های معیشتی دارند و هم خواسته های حرفه ای. حقوق و مزایایی دریافتی آنها نه تنها متناسب با کاری که انجام میدهند نیست بلکه در قیاس با سایر کارکنان دولت در حق معلمان  تبعیض هم روا داشته میشود علاوه بر اینها حقوق معلان عموما پاپینتر از خط فقر است. معلم انتظار دارد حقوق و مزایایش در حدی باشد که نیازی به انجام یک شغل دیگر نداشته باشد و تمام تمرکزش بر کار علمی و تدریس و مدرسه و دانش آموز باشد. علاوه بر این یک فضای علمی و اداری مناسب که معلم در یک چارچوب حرفه ای بتواند کار بکند وجود ندارد. نبود این فضا و نگاهی که سیستم به معلم دارد باعث شده که معلمان در جامعه منزلت واقعی را نداشته باشند. بخشی از این کاهش منزلت اجتماعی معلمان به وضعیت معسشتی معلمان و اشتغال های ثانوی آنها برمیگرددو البته بخشی از ان هم به آن نگاه ناسالمی که سیستم به آموزش و پرورش دارد مربوط است. مدارس در واقع به پادگانی برای تربیت سربازان ایدئولوژیک پاسدار نظام در سالهای آینده تبدیل شده است. ساختار آموزش و پرورش یک ساختار ایدئولوژیک است. معلمان ما خواهان یک آموزش و پرورش آزاد، علمی و مدرن هستند. خواهان از بین رفتن نظام گزینش عقیدتی معلمان هستند. خواهان از بین رفتن نظام حراست عقیدتی هستند به این معنا که حراست در کار معلمین، در وظیفه اش، در محتوای آموزش دخالت نکند. به رسمیت شناختن ازادی بیان در آمزش و پرورش و یک آموزش و پرورش سالم، حرفه ای، امروزی، مدرن و فضای ایمن، استاندارد و مطلوب برای کودکان و محتوای آموزشی سالم و علمی و غیرایدئولوژیک از جمله خواسته‌ای حرفه‌ای معلمان می باشد. اینها برخی خواسته های معلمان هستند ولی متاسفانه پوشش داده نمی شود و عموما خواسته های اقتصادی به عنوان خواسته اصلی معلمان بیان می شود.

این اعتراضات تا چه حد سیاسی است؟

-سیاسی بودن را باید تعریف بکنیم. اگر سیاست را در معنای خیلی عام  ببینیم، خواسته های معلمان خواسته سیاسی است چون به شکلی به تحولات اجتماعی پایدار در جامعه مربوط است اما در تعریف خاص‌تر و یا به تعبیری در در تعریف علمی تراز سیاست، اعتراضات معلمان مطلقاً سیاسی نیست. یعنی اگر سیاست را امر معطوف به قدرت سیاسی بدانیم و کنش سیاسی را کنشی هدفدار برای مشارکت در قدرت، عزل قدرت مستقر و یا تغییر موازنه قدرت در جامعه سیاسی بدانیم باید تاکید کنیم که معلمان مطلقاً کار سیاسی نمی کنند. اتحادیه صنفی معلمان برایهیچ انتخاباتی مجلس کاندیدا معرفی نمی کنند، از کاندیدای خاصی حمایت نمی کنند، خواهان تغییر حکومت، دولت، نظام یا غیر این نیستند چرا که اعتراض معلمان معطوف به کسی نیست که قدرت سیاسی را ر دست دارد، در  هر نظامی و با هر سیاستی، معلمان خواسته های مشخصی دارند. مساله یک معلم البته می تواند نظام سیاسی  باشد اما در کار صنفی، مساله فعال صنفی و تشکلهای معلمان  اصلاً نظام سیاسی نیست. مساله معلمان؛ حقوق معلم، حقوق دانش آموز و یک آموزش و پرورش سالم و کارآمد است.

به طور خلاصه وضعیت معلمان را بعد از انقلاب چطور ارزیابی می کنید؟

-وضعیت معلمان از لحاظ معیشتی، از لحاظ منزلتی و حرفه‌ای  بعد از انقلاب، بدتر شده است. معلمان فقیرتر، نظام آموزش و پرورش عقب مانده تر، محتوای آموزشی ایدئولوژیک تر و آزادی عمل معلمان کمتر شده است و در جامعه نیز شانشان پایین تر آمده است. این یک برآورد خیلی سریع و کلی است. در دوره پهلوینظام گزینش معلمان نه ایدئولوژیک که علمی بود. اما جمهوری اسلامی با سیستم گزینش عملا آموزش و پرورش را اخته کرد. البته در همین فضا نیز ما معلمان شجاع بسیاری می بینیم. این نکته مثبتی است و به این معناست که دوستان توانسته اند از این فیلترها عبور کنند و آن دوران سخت گزینش را پشت سر بگذارند. اما به هر حال به طور کلی وضعیت معلمان در بعد انقلاب بدتر شده است.

آیا ارتباطی بین تشکل های صنفی معلمان با دیگر تشکل های صنفی وجود دارد؟

-بله در واقع ارتباطات خیلی کمرنگی وجود داشته اما به طور مشخص در دو سال اخیر ارتباطات با اتحادیه کارگران، اتحادیه زنان و اتحادیه دانشجویان خیلی وسیع و ضابطه مندتر شده است. معلمان و البته سایر جنبشهای مدنی و اجتماعی و صنفی، کار مخفی و غیرقانونی نمی کنند. این موضوع را باید مرتباً بگوییم. معلمان با برقراری ارتباط با اتحادیه های صنفی دیگر توانستنه‌اند تا حد زیادی نشان بدهند که مطالبات آنها در نهایت ایرانی بهتر، فرزندانی سالمتر و آموزش و پرورشی موثرتر خواهد ساخت و در واقع دغدغه هایشان دغدغه های کل جامعه است.

چه راهکارهایی را در مقطع فعلی برای رسیدن معلمان به خواسته ها و مطالباتشان موثر می دانید؟

-فکر می کنم پاسخ را در سوال قبلی گفتم اینکه هم ارتباطاتشان را با اتحادیه های دیگر تقویت کنند، هم جامعه معلمین باید طیف بیشتری از مردم را با خودشان همراه کنند تا اینکه بتوانند جامعه و پدر و مادرها را به این باور برسانند که خواسته های آنها در نهایت تضمین کننده آینده بهتری برای فرزندان آنها و آینده سازان این جامعه خواهد بود. از طرف دیگر هم نگاه سیستم باید تغییر کند وگرنه نمیشود انتظار داشت تغییر خاصی رخ بدهد. این نگاه که آموزش و پرورش یک سازمان مصرف کننده نیست، باید با این نگاه این نهاد یک سازمان تولید کننده بسیار حیاتی است، باید جایگزین گردد.

آیا فعالیت های صنفی معلمان در ایران توسط نهادهای بین المللی رصد و حمایت می شود؟

-بله شورای هماهنگی تشکل های صنفی معلمان ایران عضو ناضر سازمان جهانی آموزش، ای‌آی، اتحادیه جهانی آموزش است و هر سال در گردهمایی های این سازمان، نمایندههای شورای هماهنگی معلمان هم  شرکت می کنند. ارتباطات خوبی هم وجود دارد و حسب مورد حمایتهای خوبی هم شده است. لازم است اضافه کنم که آقای اسماعیل عبدی، دبیرکل کانون صنفی معلمان ایران، هم که اخیراً بازداشت شدند، در حال سفر به ارمنستان برای گرفتن ویزای کانادا برای شرکت در گردهمایی امسال سازمان جهانی آموزش در تورنتو بود.

ممنون از وقت و فرصتی که در اختیار ما قرار دادید

دیدگاه نو

#مطالبه #معیشتمعلمان #دیدگاهنو #خامنهای #مطالبات #روحانی #کانونصنفیمعلمان #شاهدعلوی #معلمان

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon