توفیق آیت الله ها وبی توفیقی ما

سجاد نیک آیین – در این نکته کمتر می توان تردید داشت که جریان دموکراسی خواه علیرغم وجود پایگاه جدی اجتماعی تحول خواه، پس از نزدیک به چهار دهه، همچنان نتوانسته است به توفیقی درخور ملاحظه در لق کردن پایه های استبداد در داخل کشور دست یابد. برای این ناکامی البته دلائل متعدد برشمرده اند که این نوشتار کوتاه مجال عرضهٔ آن آراء و نقد یک به یک آنها نیست.

در تلگرام بخوانید

در نگاه راقم این سطور نگاهی مقایسه ای به استراتژی ها و تاکتیک های مبارزاتی آیت الله های مبارز در دوران شاه به رهبری آیت الله خمینی از یکسو و دموکراسی خواهان و اپوزیسیون کنونی جمهوری اسلامی از سوی دیگر می تواند تا اندازه ای از چرایی کام یافتن آن مبارزهٔ  نامیمون پانزده ساله وبی حاصلی این مبارزهٔ فرخنده ٔچهل سالهٔ  پرده بردارد.در آغاز باید به استراتژی و تاکتیک های آیت الله ها در طول دوران مبارزات پانزده سال ایشان از خرداد ۴۲ تا بهمن ۵۷ نظر داشت. در ادامه به بررسی گذرا واجمالی روش مبارزاتی آیت الله خمینی در بر انگیختن افکار عمومی در مبارزه با شاه و مقایسهٔ آن با شیوهٔ ناکام کنونی اپوزیسیون در انجام همان مأموریت خواهم پرداخت.

یافتن فصل مشترک

نمی توان انکار کرد که مهمترین هنر آیت الله خمینی و البته مشاوران او یافتن جامع مشترکی میان تمامی طیف های منتقد و مخالف نظام پادشاهی بوده  است. مراجعه ای به بیانیه ها، سخنرانی ها و دست نوشته های البته اندک آیت الله خمینی وهمراهان وی از روحانیون حاکی از برجسته ساختن دو وجه عمده و تعمدی پیگیرانه در تثبیت این شاخصه از مبارزان در اذهان بوده است؛

یکم، معرفی مبارزه به عنوان مبارزه ای  ٰضد استبدادی ٰ

دوم، تأکید بر مفهومی به نام  ٰآزادی ٰ

او ومشاوران روحانی اش به درستی دریافته بودند که تکیهٔ صرف بر نقد مذهبی و اثبات ضدیت رژیم پادشاهی با مذهب صرفاً برای طبقه ای از متدینین و مذهبیون، والبته نه همهٔ آنها، می تواند جذاب باشد. از همین روست که در تقسیم وظیفه ای زیرکانه یا احتمالاً مغرضانه وظیفهٔ نقد مذهبی حاکمیت و حمله به بی بند و باری و عدم وجود محدودیت در پوشش و حجاب و یا  آزادی قمارخانه ها و شراب فروشی ها و کاباره ها تنها به بعضی روحانیون منسوب سپرده می شود و ورهبر به اصطلاح نهضت تنها با تمرکز بر مسأله ای به نام استبداد  از ورود به این قضایای به اصطلاح منافی آزادی های مدنی تن زده و تصویری روشن از ضد استبدادی بودن نهضت از یک طرف و ناسازگار نبودنش با آزادی از سوی دیگر ارائه می کند. این تاکتیک عملی تأثیری به سزا در اطیمنان بخشی به طبقه متوسط شهری از عدم از دست دادن آزادی های مدنی شان داشت و محافظه کاری آنان در برابر تغییر به دلیل هراس از دست دادن آزادی های مدنی در صورت استقرار  حکومت آیت الله ها را به  نوعی سکوت رضایتمدانه از تغییر ویا دست کم بی عملی بدل ساخت.

وی در عمل هم  کوشید تا زیرکانه التزام خود به این دو وجه عمده را نشان دهد؛ از یکسو با تأکید مستمر ومکرر بر استبداد شاه و در مراحل بعد با شعار ٰشاه باید برود ٰ صبغهٔ ضد استبدادی خود را پررنگ تر کرد واز سوی دیگر با سرباز زدن از موضع گیری در برابر رقیبان ومخالفان فکری و عقیدتی در طیف های گوناگون اپوزیسیون رژیم شاه از دکتر شریعتی گرفته تا حزب توده وکمونیست و مجاهدین خلق مارکسیست شده هم التزام عملی خود به مسألهٔ آزادی را در ظاهر عیان ساخت وهم توانست آن مخالفان را به قرار گرفتن تحت لوای ظاهری ضد استبدادی خود مجاب کند. استفادهٔ وسواس گونهٔ آیت الله خمینی در متوجه کردن لبهٔ تیز نقد خود بر مقولهٔ استبداد در تمامی مقاطع مبارزهٔ وی دیده می شود. به عنوان نمونه وی در سخنرانى در جمع اقشار مختلف مردم دربارهٔ عملکرد دولت و رسالت علما که در ۲۶ فروردین ماه ۱۳۴۳ ایراد شده است می گوید:

ٰ این ارتجاع است که ما مىگوییم که این قدر فشار به مردم نیاورید؟ این قدر کتک نزنید؟ این قدر فحش ندهید؟ اینها ارتجاع است؟ شما که عمال استبداد هستید و دارید با زور و سرنیزه و قلدرى و هر جور دلتان مىخواهد با این ملت بیچاره عمل مىکنید، تمام قوانین را زیر پاى خودتان گذاشتهاید… ٰ (صحیفه امام- ج ۱ – ص ۲۹۵)

یا در مناسبتی دیگر ودر نامه تشکر به علما وطلاب حوزه علمیه اصفهان در بدو ورود به نجف با تأکید بر وجه ضد استبدادی مبارزه، می نویسد:

ٰ این دنیا با همه فریبندگى بر ما و شما خواهد گذشت؛ چه بهتر که این عمرهاى کوتاه و وقتهاى کم، صرف در خدمت به اسلام و مسلمین، و استخلاص ممالک اسلامى از تحت فشار ظلم استعمار و استبداد گردد. شما آقایان محترم با مجاهدات و تجنّب از هواهاى باطل، حب دنیا را از دل بیرون نمایید تا شایسته خدمت به احکام نورانى آسمانى گردید. این جانب در هر جا باشم دعاگوى ملل اسلامى و لا سیّما ملت بىپناه ایران هستم. و امید واثق دارم که خداوند تعالى با عنایت خاصى که به حوزههاى دینیه دارد، قطع ید اشرار را بفرماید و ممالک اسلامى را از شرور محفوظ فرماید. و السلام علیکم و رحمه اللَّه.ٰ ( صحیفه امام – ج ۲- ص ۵۸)

از اینگونه موارد و موضع گیری ها در نوشته های آیت الله خمینی بسیار می توان یافت. آنچه تأکیدی است بر تحلیل دقیق او و مشاوران جانبی و اجنبی اش  از وضعیت سیاسی، دینی واجتماعی ایران آن روزها.

اما ایران این روزها

در ایران این روزها اما به نظر می رسد اپوزیسیون ایرانی به طور عام در عالمی دیگر و در جهانی مستقل از جهان واقعیتها زندگی می کند. هر اندازه آیت الله خمینی وهمفکران امروز او در جمهوری اسلامی را به لحاظ نظری و به دلیل باور به اصولی کهنه می توان عقب مانده و مرتجع بدانیم، مخالفان امروزی او به لحاظ عملی و به دلیل عدم ملاحظهٔ اصول وتاکتیکهای مبارزه سیاسی محکوم به ارتجاع وعقب ماندگی هستند. این قضاوت هرچند ممکن است برای بسیاری سنگین و گران به نظر برسد اما نگاهی به ندانم کاری های طیف عظیمی از دموکراسی خواهان مؤید این داوری است. نگاهی به برخی شاخصه های گفتمان بخشی از دموکراسی خواهان مؤید این واقعیت است. در ادامه به برجسته ترین این خطاهای راهبردی اشاره خواهد.

طی سالهای اخیر به ویژه پس از حوادث سال  ۸۸ یکی از نقاط عزیمت اپوزیسیون، انگشت نهادن بر نقاط افتراق و گسل های اجتماعی به جای برجسته کردن ماهیت ضد استبدادی مبارزه بوده است. استفاده از هر مناسبتی برای تمسخر برخی باورهای دینی که بهرحال درست یا غلط پذیرفته شده و مقبول بخش مذهبی جامعه هستند، به جزء لاینفک خوراکهای خبری تبدیل شده است که هر روزه توسط منتقدان تهیه و منتشر می شود.  راقم این سطور البته در مقام تعیین تکلیف برای منتقدان نیست، چه اینکه طی این سالها التزام عملی خود به ضرورت آزادی وتضارب آراء را در نظر وعمل به اثبات رسانده است. اما سخن اینجاست که حق نقد باورهای مذهبی برای آنانکه رسالتی فیلسوفانه یا روشنفکرانه ویا حتی براندازنه برای خود تعریف کرده اند محفوظ است، اما در اینجا سخن از فایدهٔ عملی استفاده از این حق است که تجربهٔ چهل ساله در کارآمدی و در نهایت از نگاه اخلاقی فایده گرایانه در اخلاقی بودن استفاده از این حق وبه فعلیت رساندن آن تردید ایجاد می کند.

آنانکه در میان دیندارانِ منتقد حاکمیت جمهوری اسلامی رشد وپرورش یافته اند وبا دغدغه های آنان به خوبی آشنا هستند بر این نکته متفطن اند که دمیدن در شیپور ضدیت با مذهب به بهانه استقرار نظام استبداد مذهبی تنها و تنها به راندن هرچه بیشتر مذهبیون به سوی استبداد ولایت مطلقه و در نهایت افتادن آنان در دامان نظام دینی به واسطهٔ اولویت داشتن امر دین در منظومهٔ فکری آنان خواهد انجامید. همانطور که اشاره شد مخالفان این رأی استقرار استبداد مذهبی را حجت موجه خود در حمله به مذهب می دانند، اما کیست که نداند که  ٰاستبداد ٰ مشکل بنیادین ماست و با الهام از روح روشنفکر بزرگی همچون مالک بن بنی باید گفت که مشکل در روحیهٔ استبداد پذیری و استبداد ماست که هم از دل دین ومذهب استبداد مذهبی بیرون می کشد وهم از میان همه گزینه های لامذهبی استبداد مارکسیستی و چپ اندیشی را انتخاب می کند.

البته طرفه اینجاست که همین دوستان منتقد نظام ناخواسته به کمک نظام در حال سقوط شتافته و ناخودآگاه به مترسک نظام در افکار عمومی مذهبی جامعه بدل می شوند. دوستان از این نکته غافلند که این شیوه از برخورد با دین نه تنها مذموم و مطرود جمهوری اسلامی نیست، بلکه بشدت توسط نظام تشویق و در شبکه های اجتماعی هواداران نظام این محصولات تبلیغ هم می شوند. کلیپهای تمسخر قرآن و پیامبر و امامان شیعه با چندین واسطه توسط سربازان گمنام وزارت اطلاعات در میان مذهبیون نشر و توزیع می شوند تا مخاطبان مذهبی شان را از ایرانی ضد مذهب در فردای پس از سقوط جمهوری اسلامی بیم دهند.

البته می توان از حجاب اجباری انتقاد داشت وخروارها نفرت و ملامت نثار کسانی کرد که با توسری بانوان را اجبار به تحمل پوششی خاص می کنند اما در عین حال تمسخر حجاب، تهدید بانوان محجبه ویا از این بدتر غیراخلاقی دانستن عمل بانویی که خود داشتن حجاب را انتخاب کرده است تنها و تنها حامل پیغام عدم صداقت منتقدان نظام در التزام به شعار آزادی است. پیامی که نظام بیش از هر کس دیگر مشتاق رساندن آن به توده های مردم بویژه مذهبیونی است که در بسیاری موارد در همراهی با نظام دچار تردید می شوند.

طرد مخالفان فکری وموضع گیری های شبه تکفیری جریانهای اپوزیسیون ورد و بدل کردن زنجیرهٔ بی انتهای اتهام به مزدوری ویا اتهام عدم التزام به دموکراسی به طرف مقابل گاه تا آنجا پیش می رود که حتی بسیاری از هوادران سقوط نظام را هم دربارهٔ امکان واقعیت یافتن رؤیایی به نام دموکراسی وآزادی وعدم استبداد دچار تردید می سازد.

مجموعه آنچه گفته شد بازگوکنندهٔ بخش مهمی از دلیل عدم توفیق مبارزات چهل سالهٔ دموکراسی خواهانه است. این تحلیل البته در نفس خود واجد یک فهم پیشینی نیز خواهد شد که عاقلان را این مقدمه برای رسیدن به آن استنتاج کفایت است.

در تلگرام بخوانید

#انقلابایران #اپوزسیون #استبداد #سجادنیکآئین #خمینی #دیدگاهنو #خامنهای

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon