جمهوری اسلامی؛ «بهترین نظام برای منطقه و ملت ایران»؟

علیرضا کیانی

تحلیلگر سیاسی


در تلگرامبخوانید

در ادامه ادعاهای دموکراتیک مقامات جمهوری اسلامی، محسن رضایی – دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام – پس از کودتای نافرجام اخیر در ترکیه، با انتقاد از کسانی که دموکراسی ترکیه را ستایش می کنند، شمار کشته ها و بازداشت های اخیر در ترکیه را غیرقابل قیاس با میزان آسیب وارد شده بر مردم در سال ۸۸ دانست و در اظهارنظری شگفت آور، مدعی شد که در آن سال سپاه و بسیج صدمه بیشتری در نسبت با مردم دیدند.

او نظام جمهوری اسلامی را «بهترین نظام برای منطقه و ملت ایران» دانست و در مقایسه حکومت ایران با دیگر کشورهای منطقه گفت: «در ترکیه ببینید چه شده است. اختناق عربستان را ببینید. در داخل کشورهای دوست غرب ببینید چه دیکتاتوری‌ای در کار است. در مقایسه با اطراف از نظر ثبات سیاسی و رعایت اصول ارزشی خودش، ما سر هستیم و بسیار جلوتریم.» جدای از اختناق داخلی و محدودیت شدید رسانه ها در ایران، سخنان رضایی در برتری دموکراتیک جمهوری اسلامی در خاورمیانه در حالی گفته می شود که ایران در رنکینگ های جهانی از کشوری مانند ترکیه بسیار عقب تر است.

اگرچه شرایط فعلی در ترکیه، شرایطی ویژه محسوب می شود، و اگرچه سیاست های اردوغانی در راستای محدودیت آزادی بیان قرار دارد اما با این حال همین ترکیه، در سال ۲۰۱۵ و در حوزه آزادی بیان و رسانه ها، طبق معیارهای موسسه فریدم هاوس برخوردار از درجه ۷۱ است در حالیکه در همان شاخص ایران حامل درجه ۹۰ است که یکی از بدترین رتبه ها در خاورمیانه بوده و حتی از عربستان سعودی هم بدتر محسوب می شود. این تازه جدای از حوزه شاخص‌هایی چون آزادی‌های مدنی و حقوق سیاسی ست که ترکیه در آن حوزه هنوز جزو کشورهای «نسبتا آزاد» طبقه بندی می‌شود و فاصله‌ای فاحش با جمهوری اسلامی دارد.

در بحث پیرامون امنیت نیز ترکیه بر اساس داده های مستقل بین المللی در وضعیت بهتری به سر می برد. در حالیکه در سال ۲۰۱۵ جنگ داخلی در جنوب شرقی ترکیه در جریان بوده است و ترور پشت ترور، تن شهروندان این کشور را می‌لرزاند، باز هم ترکیه در شاخص امنیت و طبق رنکینگ موسسه لگاتوم، ۱۱ یازده رده از ایرانی که «جزیره ثبات» نامیده می‌شود، بالا‌تر قرار گرفت. دلیلش روشن است. امنیت صرفا در بمب گذاری خلاصه نمی‌شود که در هرکشوری بمب گذاری کمتر بود یا نبود، آنجا امن‌تر محسوب شود، بلکه شاخص هایی چون «بیان نظرات سیاسی بدون ترس»، «ظلم و بی عدالتی های جمعی»، «مهاجرت نخبگان و مخالفان سیاسی» نیز از جمله شاخص های ارزیابی امنیت یک کشور محسوب می شوند.

نظامی استوار بر فساد اقتصادی!

درواقع و جدای از این شاخص های بین المللی به نظر می رسد پاسخ محسن رضایی در ادعای اینکه جمهوری اسلامی «بهترین نظام در منطقه خاورمیانه و برای ملت ایران» است را می توان با مستنداتی از مقامات و افراد وفادار به جمهوری اسلامی پاسخ داد. چنانکه احمد توکلی، نماینده سابق اصولگرای مجلس شورای اسلامی، با اشاره به سیستماتیک شدن فساد در جمهوری اسلامی، از عزل ۱۷۰ قاضی در دوره ریاست صادق لاریجانی به دلیل فساد اقتصادی خبر داد. به بیان دیگر، به عقیده توکلی دستگاه های مبارزه با فساد، خودشان به درجاتی از فساد آلوده شده اند.

توکلی در یادداشتی که چندروز پیش نوشت، با نام بردن از نهادهای نظارتی چون «بازرسی کل، دیوان محاسبات، کمیسیون اصل ۹۰، سازمان حسابرسی»، به طور تلویحی از مخدوش شدن اعتماد به این دستگاه ها برای مبارزه با فساد گفت. وضعیتی که تحت تاثیر آن دیگر سیستم نمی تواند به راحتی از خودش دفاع کند. «درست مانند وضعیتی که گلبول‌های سفید که حافظ سلامت و مدافعان بدن هستند کارشان مخدوش شود، سیستم «ام.اس» می‌گیرد و به این صورت از هر جا امکان دارد آسیب ببیند.» او تاکید کرد که در جمهوری اسلامی فساد هم «زیاد» و هم «شبکه ای» شده است.

توکلی برای آنکه مخاطب خود را به عمق فساد در جمهوری اسلامی توجه دهد به بیان تجربه شخصی اش در مجلس شورای اسلامی پرداخت. به بیان او در مباحث مطروحه در مجلس شورای اسلامی، بیش از اینکه خود حرف ها مهم باشند، «پشت حرف ها» مهم بودند. او در توضیح این مساله افزود: «مثلاً پیشنهادی در حین بررسی لایحه‌ای در سال ۹۴ می‌آمد که قاعده‌ای مالیاتی را تغییر دهیم بعد در انتهای پیشنهاد این جمله بود که این حکم شامل پرونده‌های در دست بررسی باقی مانده از سال ۱۳۹۰ تا کنون نیز می‌گردد.ما اینجا حساس می‌شدیم که پرونده چه کسانی از سال ۹۰ تا الآن مانده است؟ قاطعانه می‌گویم که حق داشتیم شک کنیم. نمی‌گویم حتماً شک ما درست بوده ولی حق داشتیم. چون ما دیده‌ایم که در مجالس تصمیم گیری، آدم‌های فاسد نشسته‌اند.»

حال با توجه به صراحت و تند و تیزی کلام احمد توکلی در شهادت پیرامون عمق فساد در جمهوری اسلامی و لایه های تصمیم گیر آن، پیدا نیست محسن رضایی چگونه می تواند به صراحت مدعی شود جمهوری اسلامی «بهترین نظام برای ملت ایران» است؟ مساله این است که مساله فساد در جمهوری اسلامی آن اندازه مساله ساز شده است که بدل به یک دغدغه برای نیروهای وفادار نظام گشته است. همین چندروز پیش بود که محمد دهقان، نماینده اصولگرای مجلس، فساد اقتصادی را همچون «بلا» دانست که بر جان نظام جمهوری اسلامی افتاده است و هشدار داد اگر جمهوری اسلامی دست به پالایش «انسان های فاسد» از درون خود نزد، «خطر بزرگ»، انقلاب اسلامی را تهدید خواهد کرد یا گفته صریح موحدی کرمانی در نماز جمعه تهران که آشکارا گفت: «بودجه کم نیست، دزد بیت المال زیاد است.»

اپوزیسیون جمهوری اسلامی یا عربستان سعودی؟

محسن رضایی در همان مصاحبه عربستان را «شرورترین حکومت روی زمین» نامید و این کشور را به «کودک کشی» متهم کرد. سازمان ملل نیز چندی پیش تصمیم داشت نام عربستان سعودی را در فهرست کشورهای ناقض حقوق کودکان قرار دهد که مناسبات پشت پرده سعودی ها مانع از این امر شد. اما نکته آن است که جمهوری اسلامی خود حامی درجه یک خونخوارترین حکومت جهان در مقطع فعلی ست. حکومت بشاراسد در سوریه هزاران کودک سوری را به کام مرگ فرستاده است و این جدای از هزاران کودک آواره و مجروح است. جمهوری اسلامی بنا به شهادت گفته های خود بالاترین مقامات در سوریه حضوری نظامی دارد و در بزرگترین فجایع انسانی سوریه – مانند محاصره حلب – به حکومت بشاراسد یاری می رساند و اساسا نیروهای نظامی ایران در قامت «مدافعان حرم» خود یک پای این نزاع هستند.

در این میان، آنچه مایه حیرت و واماندگی ست، همراهی گفتمانی برخی از اساتید خارج نشین و ظاهرا منتقد حکومت با امثال محسن رضایی و امنیتی ترین لایه های جمهوری اسلامی در نوع نگاه به معادلات منطقه است.  چندی پیش ده ها استاد دانشگاه در اعتراض به حذف نام عربستان از لیست سیاه ناقضان حقوق کودک، به سازمان ملل نامه اعتراضی نوشتند. احمد و محمود صدری، محمد سهیمی، محسن کدیور، ارواند آبراهامیان، حمید دباشی از جمله امضاکنندگان ایرانی نامه ای بودند که در آن از سازمان ملل انتقاد شده است که چرا عربستان را از لیست سیاه ناقضان حقوق کودک، حذف کرده است. این نامه را بیش از هفتاد استاد دانشگاه شاغل در اروپا و آمریکای شمالی امضا کرده اند و پانزده استاد ایرانی هم در بین امضاکنندگان حضور دارند. اگرچه حساسیت به نقض حقوق کودکان در یمن، تحسین برانگیز است اما مساله این است که برای ناظر ایرانی، درجا این پرسش ایجاد می شود که چرا این اساتید درباره دخالت جنایت بار جمهوری اسلامی در سوریه و همکاری در کشتار بیش از هزاران کودک سوری، بیانیه اعتراضی صادر نمی کنند؟ نه مگر اینکه اعتراض به حکومت کشور خود، مقدم بر اعتراض به رفتار کشورهای دیگر است؟ نه مگر اینکه این اساتید تابعیت ایرانی دارند، و برای یک سوری بی خبر از پیچیدگی ها، ایران با جمهوری اسلامی چندان توفیری ندارد؟ چرا پس سعی ندارند با حداقل صدور یک بیانیه اعتراضی، حساب خود را به عنوان ایرانی از جنایات حکومت خود سوا کنند؟ خصوصا اینکه این اساتید در خارج از کشور هم هستند و از حاشیه امن برای اعتراض برخوردارند و داغ و درفشی هم تهدیدشان نمی کند. آیا این ها با محسن رضایی هم آوا هستند که جمهوری اسلامی بهترین نظام در منطقه است؟ اگر اینگونه نیست، چرا به رفتار جمهوری اسلامی در سوریه اعتراضی صورت نمی گیرد؟

علیرضا کیانیعلیرضا کیانی فعال سابق دانشجویی است که به دلایل سیاسی در ایران از ادامه تحصیل بازماند و در تیرماه ۱۳۹۰ ایران را ترک کرد. در سال ۱۳۹۱ به «دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال ایران» پیوست. او هم اکنون ساکن آمریکا است.

#جمهوریاسلامی #دیدگاهنو #علیرضاکیانی #محسنرضائی

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon