جمهوری اسلامی و چالش بازگشت به ماجراجویی هسته ای

خروج دولت آمریکا از توافق جامع هسته ای وضعیت خاص و درعین حال مبهمی را پیش روی برنامه هسته ای جمهوری اسلامی قرار داده است. نظام درمجموع بر اساس صلاحدید خامنه ای درعقب نشینی هسته ای و برآیند توافقات و کشاکش ها در داخل جناح های نظام دراوایل دهه ۹۰ به این نتیجه رسید که با حفظ زیرساخت های هسته ای از دامنه و شدت تولید سوخت هسته ای کاسته و توسعه کیفیت سوخت هسته ای و استفاده از سانتریفوژ های پیشرفته در ابعاد صنعتی را به بعد از یک دوره ده ساله با حفظ فعالیت های پژوهشی و در سطح پایلوت موکول کند. در واقع رسیدن به آستانه قابلیت انجام فعالیت های خاص هسته ای که به عنوان نقطه گریز هسته ای از آن نام برده می شود، حداقل برای یک دوره تقریبا ده ساله عقب افتاد. حال با تصمیم ترامپ مبنی بر خروج از برجام، یکی از سئوالات مهم، آینده برنامه هسته ای جمهوری اسلامی است. آیا نظام روند کنونی را ادامه می دهد یا اینکه تغییراتی در آرایش هسته ای اش اعمال می کند؟ اگر بنا بر تغییر باشد نظام به نقطه قبل از برجام بر می گردد یا در حد فاصل قبل و بعد از توافق جامع هسته ای، ابعاد برنامه اتمی را تنظیم می کند؟

در تلگرام بخوانید

پاسخ به این سئوال ها و گمانه زنی پیرامون سناریوی واحد در شرایط کنونی دشوار است و تابعی از متغیر های مختلف است. فعلا حسن روحانی به رئیس سازمان انرژی اتمی دستور داده تا برای بازنگری در فعالیت های هسته ای تمهیداتی اندیشیده و آماده شود. ازاینرو تا زمانی که تکلیف مذاکرات با اتحادیه اروپا برای حفظ برجام مشخص شود، روال برجامی فعالیت های هسته ای ادامه می یابد. محدودیت های هسته ای کنونی در درپنج سرفصل ” تقلیل درجه غنی سازی مجاز به ۶۷/۳ درصد برای ۱۵ سال”، “وجود سقف سیصد کیلوگرمی برای ذخیره سوخت هسته ای تولید شده و فعالیت ۵۰۶۰ سانتریفوژ IR1 برای غنی سازی برای ۱۰ سال”، “تعطیلی تولید سوخت هسته ای واستفاده از ماده شکافت پذیر در سایت فردو”، “عدم ذخیره سازی آب سنگین” ،” پرهیز از تاسیس و راه اندازی مرکز جدید غنی سازی اورانیوم برای ۱۵ سال” قابل دسته بندی است.

جمهوری اسلامی توانست پس از ۲۲ ماه مذاکرات فشرده ونفس گیر به جای تعطیلی کامل غنی سازی اورانیوم ، برنامه هسته ای اش را با محدودیت های فوق حفظ کند. حال به نظر می رسد در صورت ارائه تضمین برای حفظ منافع ایران از برجام از سوی اروپا، نظام حاضر باشد کماکان ساختار کنونی فعالیت های هسته ای را ادامه دهد. اما با توجه به چالش های اروپا با جمهوری اسلامی و تاکید سه کشور بریتانیا، فرانسه و آلمان بر ضرورت چاره اندیشی برای آینده برجام بعد از سال ۲۰۲۵ میلادی و همچنین ارائه ساختاری برای رفع نگرانی ها از برنامه موشکی و سیاست های منطقه ای نظام و علاوه بر مواردی چون “ناتوانی اروپا در تحقق انتظارات برجامی ایران” و “ریسک بالای جنگ تجاری اروپا و آمریکا” وقوع چنین امکانی قطعیت نداشته و حتی احتمال آن ضعیف است.

بدینترتیب آیا بعد از مشخص شدن ناتوانی اروپا در حفظ پیکره نیمه جام برجام، نظام به سمت خروج از برجام و بازگشت فعالیت های هسته ای به دوران پیشابرجام حرکت می کند؟ وضعیت بحرانی کشور واوضاع نابسامان حکومت در داخل تردید جدی ایجاد می کند که نظام بی اعتنا به تهدید های دولت آمریکا و نگرانی های اروپا مواجهه با بازگشت تحریم های کمرشکن را انتخاب کند. در شرایطی که بعد از اعتراضات سراسری دی ماه ۹۶ ،نظام از نقطه تعادل با جامعه خارج شده و در حال تلاش برای جلوگیری از تغییر موازنه قوا به نفع مخالفان و مردم است، تلاقی تشدید بحران در سیاست خارجی با ابرچالش های فزاینده داخلی، استمرار موقعیت شکننده کنونی را بسیار دشوارکرده و تهدیدات امنیتی علیه نظام را در سطحی بی سابقه افزایش می دهد.

البته در کوتاه مدت بعید است که نظام تسلیم خواست آمریکا و اروپا برای توافق جدید اتمی و یا افزودن مکملی بر آن شود. می توان حدس زد یک دوره زور آزمائی که زمان آن نمی تواند چندان طولانی باشد را بر می گزیند و سعی کند تسلیم نشود. ازاینرو در این دوره دور از انتظار است که به یک باره حجم فعالیت های اتمی اش را به اندازه دوران قبل از برجام برگرداند و بخصوص غنی سازی اورانیوم بالای ۲۰ درصد را فعال سازد. به احتمال زیاد افزایش تولید سوخت هسته ای با غلظت پایین و گسترش شمار سانتریفوژهای فعال و بخصوص به کار بستن مدل های پیشرفته تر در دستور کار قرار بگیرد. اما محدوده این فعالیت ها در اندازه ای خواهد بود که از خطوط قرمز غرب و اسرائیل عبور نشود.

در این دوره حتی ممکن است علی رغم ناتوانی اروپا در تحقق انتظارات، حداقل کردن آسیب های ناشی از خروج آمریکا را پذیرفته و از برجام خارج نشود و به مزیت های حداقلی و محدود آن رضایت دهد. جنگ های نیابتی و مانور در سوریه، عراق، لبنان و یمن اهرم های فشار اصلی حکومت برای تحقق انتظارات و راضی کردن غرب خواهد بود و برنامه هسته ای به خودی خود نقش تعیین کننده ندارد و حتی می توان گفت نسبت به گذشته اهمیتش را از دست داده است. نقطه مقاومت اصلی جمهوری اسلامی سیاست های موشکی و موقعیت منطقه ای اش هست و تا جایی که بتواند بر سر آنها می ایستد. اما این ایستادگی مطلق نبوده و کرانه پذیر است. به عبارت دیگر حد و حدودی دارد که تابعی از موازنه قوا و نتیجه زور آزمائی است.

فشار خرد کننده تحریم ها اگر دوباره بازسازی شود همانطور که نظام را علی رغم خواست اولیه مجبور به نرمش مقطعی و انجام معامله در رویارویی هسته ای کرد، ممکن است کارکرد مشابهی در حوزه برنامه موشکی نیز داشته باشد. سیاست های منطقه ای وضعیت متفاوتی دارد اما آنجا هم حالتی ندارد که بحث تغییر و یا مصالحه در آن به شکل کامل مسدود باشد. البته واقعیت های میدانی و معادلات بر روی زمین نیز پارامتر های تعیین کننده هستند. تا زمانی که موازنه قوا در خاور میانه و بخصوص کشور های عراق، لبنان، سوریه، یمن و .. عوض نشود، موقعیت جمهوری اسلامی در منطقه قوی خواهد بود. اما اگر اوضاع در کشور های فوق به ضرر متحدان نظام تغییر پیدا کند، آنگاه نظام برای ادامه سیاست های کنونی در بن بست قرار گرفته و چه بسا نرمش و برجام موشکی گریز ناپذیر شود.

وضعیت اقتصادی و چالش های متعدد داخلی اجازه نمی دهد که جمهوری اسلامی بازگشت به ماجراجویی هسته ای را انتخاب کند. اگرچه ممکن است بخشی از نیروهای افراطی در داخل نظام خواهان آن باشند، اما بعید است هسته سخت قدرت چنین تصمیمی بگیرد. به مانند گذشته رهبری در برخوردی دوگانه از طرح خواسته های اصول گرایان تندرو در فعال سازی حداکثری ناوگان هسته ای استقبال کرده و از آن برای تقویت گفتمان مورد نظر خود و اقناع پایگاه اجتماعی نهاد ولایت فقیه بهره برداری می کند اما در عین حال در مقام عمل احتیاط درپیش گرفته و منتظر زمان می ماند تا امکان خنثی سازی فشار های خارجی در عمل آزموده شود و بعد تصمیم نهایی را می گیرد. بخش میانه روی نظام نیز خواهان خودداری از تقابل و اقدام به مثل با آمریکا است دراین شرایط در صورتی که دولت ترامپ بتواند فشار های تحریمی ادعایی را عملی سازد، امکان اینکه در نهایت جمهوری اسلامی مذاکره مجدد بر سر برجام و ارائه امتیازات بیشترو تعدیل در برنامه موشکی و سیاست های منطقه ای اش در چارچوب حفظ بقا را بپذیرد، کم نیست.

در مجموع اگرچه سناریوهای مختلفی برای آینده مطرح هستند اما به نظر می رسد محتمل ترین سناریو عقب نشینی نهایی بعد از یک دوره مقاومت باشد و درآخر کار باز برجامی دیگر این بار شامل موضوعات فراهسته ای در مسیری پر از دست انداز و فراز و نشیب منعقد شود. البته ممکن است مسیر تحولات داخلی و گسترش اعتراضات و نارضایتی ها معادلات را به صورت کلی تغییر دهد و بر خلاف مسیری که منجر به تصویب برجام شد، سیاست خارجی تحت الشعاع سیاست داخلی قرار بگیرد.

در تلگرام بخوانید

#افشاری #برجام #خامنهای

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon