جهانگیری، کاندیدای مکمل یا بدیل

در تلگرام بخوانید

کاندیداتوری اسحاق جهانگیری آخرین اتفاق غیر مترقبه انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ بود. وی در آخرین لحظه ها در محل ثبت نام وارد شد و ثبت نام کرد. اظهارات جهانگیری و دیگر اصلاح طلبان در مورد چرایی کاندید شدن وی در کنار روحانی از انسجام برخوردارنبوده و بیشتر به ابهامات دامن زده است که علت واقعی متفاوت با آن چیزی است که در ظاهر بیان می شود. نامزد شدن رئیس جمهور مستقر و معاون اولش به صورت همزمان در انتخابات ریاست جمهوری، امر غیر متعارفی در عرصه سیاست ایران و جهان است و نمی توان نشانی از آن جست. تنها توجیه این کار می تواند نگرانی از رد صلاحیت احتمالی روحانی و خالی نبودن عرصه در روز مبادا باشد. نه جهانگیری و نه دیگر شخصیت های اصلاح طلب چون محمد رضا عارف و حسین مرعشی هیچیک تا کنون از کنار رفتن وی در انتخابات در لحظات آخر به نفع روحانی به صورت صریح و قطعی سخن به زبان نیاورده اند. این مساله فضا را پیچیده کرده است.

حسین مرعشی روندی که منجر به کاندیداتوری جهانگیری شده و ظاهرا بر اساس مصوبه شورای سیاست گزاری اصلاح طلبان انجام شده است را این چنین توضیح می دهد:

«شورای عالی این اختیار را به هیأت رئیسه داد و در جلسات هیأت رئیسه ۵ نفر از شخصیت‌های اصلاح‌طلب به عنوان افراد مناسب برای حضور در انتخابات تعیین شدند. این ۵ نفر آقایان جهانگیری، ظریف، زنگنه، بی‌طرف و ملک‌زاده بودند. سایرین خودشان آمادگی نداشتند و آقای روحانی و آقای خاتمی در رفت و برگشت اطلاعات تأکید داشتند که فردی حتما در صحنه باشد تا این مسیر را با اطمینان پشت سر بگذاریم. در این رابطه به طور خاص با آقایان سید محمد خاتمی، سید محمد موسوی خوئینی‌ها و عبدالله نوری صحبت شد و در همه موارد تاکید بر این بود که پس از صلاحدید آقای روحانی رئیس‌جمهور محترم اقدام شود. در جلسه‌ جمعی متشکل از من، آقای سید عبدالواحد موسوی‌ لاری و آقای حسین کمالی و بعضی دیگر از اعضای هیأت رئیسه در این رابطه صحبت شد و دیروز هم ما سه نفر طی جلسه‌ای با آقای روحانی به طور مفصل مباحث را مطرح کردیم و از آن لیست پیشنهادی اصلاح‌طلبان، آقای روحانی، آقای جهانگیری را مناسب دانستند و ایشان نیز بنا به خواست شورای عالی اصلاح‌طلبان، شخصیت‌های بزرگی مانند آقای خاتمی، آقای موسوی خوئینی‌ها، آقای نوری، آقای عارف و نهایتا با تأیید آقای حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کردند.»

این ماجرا بنا به ادعای مرعشی در روز چهارم ثبت نام ها قطعی می شود و بدینترتیب جهانگیری که تا پیش از آن صحبت از مخالفت وی با کاندیداتوری بود، در روز پنجم ثبت نام کرد. مرعشی همچنین مدعی می شود که اکبر هاشمی رفسنجانی نیز بر ضرورت وجود کاندیدای دیگر در کنار روحانی تاکید کرده و اسم جهانگیری را نیز برده بود. مرعشی در پاسخ اینکه آیا جهانگیری به نفع روحانی کنار می رود این موضوع را به هماهنگی و صحبت های جهانگیری و روحانی احاله داده است. البته محمد هاشمی رفسنجانی نیز ادعای مشابهی دارد و می گوید بر اساس نظر خانواده رفسنجانی کاندید شده است در حالی که اصلاح طلبان از ثبت نام وی حمایت نکرده اند.

هاشمی گوید برادرش توصیه کرده بوده که ۵ نفر در عرصه انتخابات در کنار روحانی حضور داشته باشند و این افراد شامل آقایان اکبر ناطق نوری، محمدرضا عارف، اسحاق جهانگیری، محمد جواد ظریف و خود من بوده است. وی توضیح نمی دهد که آیا وی گفته یکی از این ۵ نفر یا همه آنها نامزد شوند. کاندیداتوری همزمان این افراد عجیب بوده وباور کردن طرح آن از سوی اکبر هاشمی دشوار است. الیاس حضرتی نیز مدعی شده کاندیداتوری جهانگیری بر اساس درخواست خاتمی و موافقت روحانی صورت گرفته است.

عارف نیز می گوید روحانی و جهانگیری از یک گروه هستند و در مناظره ها از همدیگر حمایت می کنند. اما وی تاکید می کند کاندیدای اصلی اصلاح طلبان روحانی است. این اتفاق نشان داد اظهارات عارف در چند هفته پیش درست بود که شورای سیاستگزاری اصلاحات تصمیم گرفته تا کاندیدایی در انتخابات ۹۶ داشته باشد. در ان زمان اعتدالی ها به عارف حمله کرده و این کار وی را زمینه سازی برای کاندیداتوری بشمار آوردند!

خود جهانگیری نیز تاکید کرده که از عملکرد دولت حمایت می کند و دلیل کاندیداتوری اش را اصرار اصلاح طلبان عنوان کرده و گفته ساعت ها با روحانی صحبت کرده است اما نگفته نظر روحانی چه بوده است! همچنین مواضع وی بعد از ثبت نام نشانی از یک کاندیدای پوششی و در سایه ندارد. البته ممکن است ضربه گیر باشد و در مناظره ها و ایام تبلیغات به دفاع در برابر حملات کاندیداهای متعدد اصول گرایان بپردازد. اما این موضوع لزوما دلیلی نمی شود که وی مکمل روحانی باشد. جهانگیری برای جلو بردن کار خودش محبور به دفاع از دولتی است که چهار سال معاون اول آن بوده است.

رصد کردن خبر ها ذهنیتی را قوت می بخشد که روحانی موافق معرفی کاندید از سوی اصلاح طلبان نبوده است اما در نهایت مجبور به پذیرش آن به دلیل نیاز به حمایت فعال گروه های متحد خود داشته است. دلایل اصلاح طلبان برای چنین کاری را می توان در چند سطح دسته بندی کرد. بیش از همه چیز در لایه اول اصلاح طلبان می خواهند به افکار عمومی اعلام کنند که با روحانی تمایز دارند و او کاندید اصلی ومطلوب آنها نیست. اما شرایط کشور و موازنه قوا بگونه ای است که آنها ترجیح می دهند در این مقطع از تداوم ریاست جمهوری او پشتیبانی کنند. در واقع حمایت آنها از روحانی و ائتلاف با اعتدالی ها مقطعی است و جنبه راهبردی ندارد. این نگاه باعث می شود تا تضمینی نباشد که حضور جهانگیری در رقابت های انتخاباتی حالت رزرو و یا پوششی برای روحانی باشد. اصلاح طلبان تمایل ندارند که سرنوشت شان به دولت روحانی گره بخورد. در محافل درونی حجم انتقاد واعتراض به عملکرد روحانی بالا است و آشکارا می توان عدم رضایت بخش بزرگی از اصلاح طلبان از روحانی را مشاهده کرد.

دیگر هدف اصلاح طلبان استفاده از فضای انتخابات برای طرح گفتمان ومواضع سیاسی و سرمایه گذاری برای ۱۴۰۰ است تا دوباره اصلاح طلبان کنترل قوه مجریه را در دست بگیرند. آنها انتخابات را بستری برای رشد سازمانی و جریانی، تببین گفتمانی، اعتماد سازی با رهبری و افرایش پایگاه اجتماعی ارزیابی می کنند. آنها می خواهند توامان به جامعه و ارکان نظام نشان دهند که آنها بهتر از دیگران می توانند بحران ها در کشور و نظام را مدیریت کرده و از تنگناها عبور دهند.

در عین حال معرفی جهانگیری شاید لایه دیگری از چرایی کار را بازتاب می دهد که در بردارنده عدم اطمینان به روحانی است. آنها شاید از رای آوری روحانی مطمئن نیستند و می خواهند کاندید دیگری در آستین داشته باشند وموقعیت وی را در روز های تبلیغات و شکل گیری فضای نهایی انتخابات ارزیابی کنند، یا از توان وی در پاسخگویی به حملات کاندیداهای رقیب تردید دارند. اگرچه روحانی در فن مناظره ، بیان سیاسی و اثر گذاری بر مخاطب مزیت های بیشتری از جهانگیری دارد. این تصور که رئیس جمهور مستقر خواهی نخواهی نماینده وضع موجود بوده و مشکلات بر سرش خراب می شود، موقعیتی برای جهانگیری ایجاد نمی کند چون او معاون روحانی بوده و در این حالت وضعیت مشابهی داشته ودر مسئولیت اقدامات دولت با روحانی شریک است. همچنین کمک به رئیس جمهور و تقویت وی نیز لزوما نیاز به حضور در عرصه کاندیداتوری ندارد و در سطح سیاسی و اجتماعی جهانگیری و یا هر کس دیگر ظرفیت حمایت موثر را دارد.

اما از زاویه ای دیگر می توان هدف از این اقدام را توجه بیشتر روحانی به انتظارات اصلاح طلبان در دولت آینده و وام دار کردن بیشتر وی دانست. این نگاه که هم می تواند بیانگر مطالبات و نگاه های برنامه ای باشد و هم سهم خواهی و دریافت مناصب سیاسی بیشتر در دولت دوازدهم را به نمایش گذارد. اگرچه روابط روحانی و جهانگیری در ظاهر خوب است اما خالی از اختلاف نظر نیز نبوده است. جهانگیری در ابتدای کار دولت مشکلات جدی با حلقه نزدیکان روحانی داشت که در ادامه نوعی موازنه بین آنها بوجود آمد. اما کماکان رقابت و تنش هایی بین وی و حسین فریدون و محمد باقر نوبخت قابل رد یابی است. چندی پیش سخنانی از جهانگیری در نقد درونی به روحانی در مقیاس وسیع منتشر شد که با تکذیب شدید وی و نامه به وزیر اطلاعات برای پیگیری منجر شد.

اما کناره گیری یا ماندن جهانگیری تابعی از فاکتور های متعدد است. نخست بازگرد کاندیداتوری وی در جامعه است. اگر استقبال از مواضع و اظهارات وی زیاد باشد و چه بسا در نظر سنجی ها موقعیت خوبی بدست آورد، آنگاه احتمال انصراف وی کاهش می یابد. فضای انتخابات در ایران و بخصوص در این دوره فضای خاصی است ومی تواند کاندیدا ها را به سمتی سوق دهد که نه خود و نه حامیان شان در ابتدا تصور نمی کردند. هیجاناتی که در رقابت های انتخاباتی بوجود می آید ممکن است جهانگیری را در برابر روحانی قرار دهد.

جهانگیری که تمایل دارد” باب ولایت” در اصلاح طلبان باشد و در شرایط فعلی نیز مقبول تر از روحانی پیش رهبری است، شانس بیشتری برای تایید صلاحیت نسبت به روحانی و دیگر کاندیدا های منتسب به اصلاح طلبان و اعتدالی ها دارد. رابطه جهانگیری و خامنه ای پیچیده بوده و معلوم نیست چطور وی که از کارگزاران درجه دو و جمهوری اسلامی در دهه هفتاد و هشتاد بود ،توانسته است این چنین رابطه نزدیکی در جمع اصلاح طلبان با رهبری برقرار سازد.

فاکتور مهم برای سرنوشت وی تصمیم نهایی شورای سیاستگذاری اصلاح طلبان و بخصوص شخص سید محمد خاتمی است. اگر آنها از روحانی حمایت کنند، جهانگیری شانسی برای پیروزی در انتخابات نخواهد داشت و حداکثر می تواند با کسب چند میلیون رای انتخابات را دو مرحله ای کند که یک پای آن حسن روحانی است. اما اگر اصلاح طلبان سکوت کنند ویا از جهانگیری حمایت نمایند، اوضاع روحانی متزلزل می شود.

بی تردید رقابت اصلاح طلبان با روحانی و اعتدالی ها پیش از موعد به ائتلاف شکننده این دو جریان پایان می دهد. ائتلافی که از ابتدا یک انتخاب و محصول روند اندیشیده شده نبود، بلکه در شرایط اضطراری و در مواجه با دشمن مشترک و همچنین شرایط خاص اصلاح طلبان بود. در این حالت بخصوص اگر احمدی نژادی ها کاندید داشته باشند، رقابت روحانی و جهانگیری می تواند جامعه هدف آنها را متشتت کرده و در نتیجه رقبا به مرحله بعد بروند.

در مجموع می توان نتیجه گیری گرد که اگر چه با توجه به شرایط فعلی و ضرورت تداوم ائتلاف بیشتر به نظر می رسد که جهانگیری در نهایت انصراف می دهد و این احتمال قوی تر است، اما وضعیت ناروشن و عدم قطعیت فضا ممکن است در شرایطی اصلاح طلبان را به سمتی سوق دهد که بخواهند ضلع جداگانه انتخابات باشند. در عین حال اگر خامنه ای وبخش مسلط قدرت اراده جدی برای پیروزی ابراهیم رئیسی داشته باشند، بخشی از سناریوی آنها می تواند ایجاد فشار و یا فضا سازی و ترغیب برای تکثر کاندیدا در اصلاح طلبان مشابه سال ۸۴ و و پخش شدن رای های آنها باشد.

در تلگرام بخوانید

#حسنروحانی #دیدگاهنو #خامنهای #علیافشاری #اسحاقجهانگیری #کاندیدایپوششی

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon