حفاظ باریک مدنیت و آزادی در افغانستان

دونالد ترامپ سه روز پیش اعلام کرد مذاکرات با طالبان مرده‌است. ترامپ امیدوار بود که بتواند با یک توافق سیاسی و تقسیم قدرت جنگ را خاتمه داده و اقتصاد آمریکا را از زیر بار این هزینه سنگین نجات دهد اما طالبان جز به تصرف اهرم‌های اصلی قدرت و تحمیل خشونت‌بار احکام شریعت رضایت نمی‌داد.ترامپ با وجود روحیه کاسب کاری‌اش که او را به سمت خلاص شدن از مخمصه افغانستان سوق می‌داد، در نهایت حاضر نشد مردم شهرنشین افغانستان را به چنگال خونین بنیادگرایان اسلامی بسپارد. ۸۵۰۰ نیروی نظامی آمریکا که تعداد نسبتا کمشان را تجهیزات قدرتمند و بسیار پیشرفته‌شان جبران می‌کند،تنها مانعی هستند که میان شهرنشینان افغانستان و سیطره سیاه و خونین طالبان ایستاده‌اند.

وضعیت به گونه‌ای است که گاهی مثلا یک دبیرستان دخترانه در حومه شهر یک کیلومتر با یک پایگاه نظامی آمریکا فاصله دارد و دو کیلومتر آن‌طرف‌تر پشت تپه‌ها نیروهای طالبان منتظرند تا فرصتی برای حمله پیدا کنند. دانش آموزان و کارکنان این دبیرستان که در سایه آزادی و امنیت شکننده سال های اخیر برای دانش آموزان دختر کلاس‌های ورزش و رقص و آواز برقرار کرده‌اند، به خوبی می‌دانند که اگر آن پایگاه آمریکایی نباشد، ظرف یکی دو ساعت طالب‌ها می‌رسند و سر تمام دانش‌آموزان و کارکنان مدرسه را می‌برند. وضعیت تقریبا شبیه دوران نجیب‌الله و طرح‌های ناکام آشتی ملی اوست. نگرانی و وحشت شهرنشینان، زنان و اقشار تحصیلکرده هم دقیقا شبیه همان دوران است. از بسیاری جهات هیچ چیز تفاوت نکرده و آمریکا هم تقریبا به همان نقطه‌ای رسیده که اتحاد شوروی ۳۰ سال پیش با ۱۲۰ هزار سربازش رسیده‌بود.

در تلگرام بخوانید

چهل سال است که هیولای بنیادگرایی مسلح در افغانستان بیدار شده تا با نفوذ قدرت‌های بیگانه مقابله کرده و با مسلط کردن روستا بر شهر، احکام شریعت را به تمامی اجرا کند. در این مدت بزرگترین قدرت‌های نظامی یک قرن اخیر یعنی اتحاد شوروی و ایالات‌متحده وارد میدان شدند و نتوانستند مغلوبش کنند. البته تفاوت‌های مشخصی میان توانایی‌ها، روش‌ها و سیستم عملکرد مسکو و واشنگتن، روزنه‌های امیدی را برای آینده باقی می گذارد. روش آمریکا انعطاف‌پذیرتر است و از قدرت بیشتری برای انطباق با ویژگی‌های جامعه افغانستان برخوردار است. این روش دستوری و یوتوپیا ساز نیست و به همین علت بسیاری از کژی‌ها و کاستی‌ها را که محصول جامعه و فرهنگ سیاسی افغانستان است، باقی گذاشته و به آنها اجازه حیات می‌دهد اما در درازمدت شانس بیشتری برای تغییر واقعی و با ثبات ایجاد می‌کند. به علاوه فشار هزینه‌های جنگ افغانستان برای آمریکا کمتر از شوروی است. شوروی تنها توانست ۹ سال بماند و مقاومت کند، اما آمریکا ۱۷ سال است که عرصه را رها نکرده و قصد دارد باز هم بماند و تلاش کند.

افغان‌ها مقاوم‌ترین ملت خاورمیانه در مقابل قدرت‌های غربی بوده‌اند. آنها به لطف سخت‌جانی، جنگجویی و جغرافیای منحصر به فرد و صعب‌العبورشان در قرن ۱۹ امپراتوری انگلستان را شکست دادند و در قرن بیستم و بیست و یکم شوروی و آمریکا را به ستوه آورده و ناکام کردند. هیچ کشور دیگری در خاورمیانه نتوانسته بود انگلستان یا شوروی را شکست دهد. اما قطعا تصادفی نیست که افغان‌ها به عنوان مقاوم‌ترین ملت خاورمیانه در مقابل قدرت‌های غربی، تیره‌‌روزترین و پریشان‌ترین ملت خاورمیانه هم هستند. روزگار خوش آنها تنها به دوران امان‌الله خان، ظاهرشاه و داوود خان محدود می‌شود. یعنی از پایان جنگ جهانی اول تا آغاز دهه هشتاد میلادی، قبل و بعد از آن تنها کشتار، نسل کشی، قتل‌های ناموسی و شلاق بی‌رحم شریعت است. باز هم باید به این اندیشید که چرا ظفرمندترین کشور خاورمیانه در برابر استعمار غربی و ابرقدرت‌ها تیره‌روز ترین کشور خاورمیانه است؟ روزگار خوش افغان‌ها تنها و تنها زمانی بود که تفنگ و شمشیر را زمین گذاشته و می‌خواستند از دنیای نو بیاموزند. آن هنگام که توانسته‌بودند شهر را از گزند کوه و روستا در امان نگهدارند.

#طالبان #اسلام #طوسطهماسبی #دیدگاهنو #ترامپ #افغانستان

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon