حکومت ایران بدترین دشمن خود است

دکتر میثاق پارسا از اساتید جامعه شناسی در کالج دارتموث – یکی از هشت دانشگاه مطرح آیوی لیگ – که مطالعات گسترده ایی در منابع دست اول و اصلی فارسی دارد اخیرا کتابی با عنوان «دموکراسی در ایران چرا شکست خورد و چگونه ممکن است پیروز شود» منتشر کرده است. پارسا همچنین تحقیقات گسترده ایی درباره کشورهای اقتدارگرا داشته به جهت مقایسه کشورهایی که به صورت مسالمت آمیز دوره گذار را طی کرده‌اند با کشورهایی که به صورت خشونت آمیز تغییر رژیم داده‌اند اما هنوز دموکراتیک هستند (اندونزی) و یا علی‌رغم انقلاب به دیکتاتوری بازگشتند (مصر). او معتقد است که جمهوری اسلامی در صورت کنونی قابلیت اصلاح و بهبود ندارد و تحول مسالمت آمیز به سوی یک نظام انسانی تر در جمهوری اسلامی جز از طریق یک گذار دموکراتیک، امکان‌پذیر نیست.

در تلگرام بخوانید

این کتاب به خوبی روایات غالب در جمهوری اسلامی را بیان می کند و در نهایت مبارزه بزرگ را میان تئوکراسی و دموکراسی میشناسد و نشان می دهد که چرا اصلاحات تدریجی در ایران غیرمحتمل است. این بر خلاف نظر حامیان غربی حسن روحانی – رئیس جمهور «عملگرای» ایران – است که بارها از او به دلیل همین بحث اصلاحات تدریجی حمایت کرده‌اند و حتی در توافق هسته ای دولت اوباما با ایران نیز این نکته مد نظر بود.

نویسنده استدلال می کند که چرا ایران به سمت ظلم داخلی و جنگ خارجی حرکت می کند که منجر به اختلافات داخلی بیشتر و تشنج سازی خواهد شد.  او به عنوان شاهدی برای این ادعا، مجموعه‌ای از طنزهایی که به برجسته سازی اختلال عملکردها در ایران می پردازند را ارائه می کند. از نظر عامه مردم انقلاب منجر به امپراتوری بزرگی از فساد بین نخبگان قدرتمند شده است بطوریکه جامعه  بیشتر از دوره پهلوی دچار اختلاف طبقاتی است. اقلیت حاکم نیز که دیده بودند در جریان انقلاب اسلامی دانشگاهیان چگونه در مقابل حکومت شاه ایستادند اکنون خود در حال مبارزه با دانشگاه‌ها و تحصیلات عالی ست. دانشگاه‌هایی که علی‌رغم برنامه‌های آموزشی اسلامی همچنان مولد دانشجویان سرکش و عاصی است.

جمهوری اسلامی یک رژیم تئوکرات است که موجب شده تا شیعیان کمتر مورد احترام باشند؛ مساجد نیز به صورت قابل توجهی خالی از نمازگزار شده اند. «ضیاالدین حزنی» از فرماندهان سپاه پاسداران اخیرا اعلام کرده است که فقط حدود سه هزار مسجد از پنجاه و هفت هزار مسجد شیعه، یعنی صرفاً پنج درصد از آنها در طول سال به طور کامل کار می کنند و در سال ۲۰۱۲ نیز نزدیک به نیمی از آنها روحانی و نمازگزار نداشتند. مطالعات نشان می‌دهد که در حاکمیت مذهبی ایران، مردان جوان دیگر تمایلی به روحانی شدن ندارند و زنان جوان از خانواده های سنتی نیز کمتر تمایل دارند با ملاها ازدواج کنند. (حتی با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، نخبگان کموتیست هرگز شرکای ازدواج خود را از دست نداند)

رتوریک روحانیون که سعی می کنند به شهروندان بگویند شایسته و مناسب رفتار کنند، به دفعات شکست‌خورده است. تمایل آنها به کار در مجلس کاهش یافته است، همان طور که تمایل مردم به انتخاب آن‌ها کاهش داشته است. در سال ۱۹۸۰  بیش از ۶۰ درصد نمایندگان مجلس را روحانیون تشکیل می دادند- مجلسی که حکومت خدا را نمایندگی می کرد- اما پس از انتخابات ۲۰۱۶ تعداد آن‌ها در مجلس به زیر شش درصد کاهش یافته است.

نویسنده تاکید می کند که چگونه رژیم ایران بدترین دشمن خودش است؛ حکومت در مذهب، اقتصاد و فرهنگ مزاحمت بسیاری ایجاد می کند، و مسائل شخصی و غیر سیاسی را سیاسی می کند. اینکه چگونه ایرانیان لباس بپوشند، طرز رفتار اجتماعی شان، چیزی که می خوانند، می‌نویسند و می بینند. [دخالت به اینجا محدود نمی شود] و رژیم حتی در تعیین و شناسایی مراجع مذهبی و  اینکه مردم چگونه و در کجا ایمان بورزند نیز دخالت می کند.

«سطح نسبتا بالای دخالت حکومت در بسیاری از جنبه های جامعه ایرانی، حکومت را برای حفظ قدرت به سرکوب مداوم مجبور کرده است.»

این سیاسی شدن خشونت آمیز همبستگی اجتماعی را کاهش داده است، و هر زمینه مشترکی را که به جناح های مخالف اجازه دهد برای اصلاحات صلح آمیز با هم متحد شوند را از بین می برد. پارسا چنین نتیجه می گیرد که در بلندمدت احتمالاً یک جنبش انقلابی و حتی مخرب منجر به گذار از این نظام سیاسی شود.

در سال ۱۹۷۸، یک سال زمان برد تا مخالفان شاه رادیکال شوند و آشکارا به دنبال انقلاب بروند. پس از انتخابات جنجالی و بحث برانگیز ریاست جمهوری سال ۲۰۰۹ که میلیون ها نفر را به خیابان های شهرهای بزرگ ایران کشاند، مخالفت ها در ظرف یک هفته رادیکال شد. با این حال جنبش سبز که در جستجوی دموکراسی بود همچنان شکست خورد، یکی از دلایل آن رهبری این جنبش است؛ به ویژه نامزدهای انتخابات یعنی میرحسین موسوی و مهدی کروبی آمادگی لازم برای حمله علنی به حکومت را نداشتند. واقعیت این بود که این حکومت، سیستمی بود که این دو برای ساختن آن خیلی کارها کرده بودند. نویسنده در ادامه معتقد است که اعتراضات اجتناب پذیر آینده، رهبری خواهد داشت که با مردم بیشتر در ارتباط خواهد بود.

پارسا توانایی نهادهای اجبارساز حکومتی، به ویژه سپاه پاسداران انقلاب، اراذل و اوباش بسیج، و پلیس اخلاق رژیم در حفظ سیستم در سال ۲۰۰۹ را قابل توجه می داند.  اما با این حال در استحکام سپاه پاسداران تشکیک وارد می کند. درواقع هرچند جنبش سبز سرکوب شد اما علی خامنه ای رهبر ایران نیز مجبور به اخراج چندین فرمانده سپاه شد، زیرا آنها نتوانسته بودند به صورتی قاطع با  معترضان برخورد کنند.

کتاب از سبک خاصی پیروی نمی کند، هرچند خوشبختابه از اصطلاحات خاص گروهی و جناحی خالی است، امری که امروزه بسیاری از نوشته های دانشگاهی را گرفتار کرده است. کسانی که در مورد ایران کنجکاو اند، این کتاب را روشنگرانه خواهد یافت، خواندن این کتاب برای کسانی که در دولت و یا در وزارت  امور خارجه آمریکا کار می کنند ضروری است. اگرچه او در مورد سیاست ایالات متحده نسبت به ایران بحث چندانی نکرده است اما کتاب او را قطعا می‌توان مهمترین اثر به زبان انگلیسی در مورد جمهوری اسلامی از زمان انقلاب اسلامی است. او با هوشمندی  به همه آن‌هایی که در برابر رژیم ایران خامی نشان دادند و به ظرفیت‌های رژیم برای اصلاح امید بسته بودند و خنثی عمل کردند، شک می کند؛ از جیمی کارتر تا اوباما. این کتاب همچنین مجموعه ای از استدلال های جامع علیه استراتژی دولت اوباما درباره ایران است. دولت اوباما اعتقاد داشت که با افزایش تجارت با ایران، این رژیم به سمت تعدیل پیش خواهد رفت و از بلندپروازی هسته ای دست خواهد کشید. پارسا معتقد است که اعتدال و اصلاحات هرگز در میان نخبگان حاکمه در ایران به وجود نخواهد آمد، اما خیزشی جدی برای دموکراسی در راه است.

در تلگرام بخوانید

#میثاقپارسا #اوباما #حسنروحانی #دیدگاهنو #خامنهای #جمهوریاسلامی

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon