خامنه ای و توجیه بقای اعتدالی ها در قدرت


در تلگرامبخوانید

علی افشاری

تحلیلگر سیاسی

سخنان رهبری در مراسم سالگرد درگذشت آیت الله خمینی فرصت مناسبی برای درک نوع نگاه وی در خصوص مهندسی عرصه سیاسی داخل نظام است. خامنه ای به لحاظ راهبردی اهمیت زیادی به پایبندی کارگزاران نظام به ارزش های انقلابی مورد نظرش می دهد. این ارزش های انقلابی که در سخنرانی اش برجستگی زیادی داشتند، عبارت هستند از: «پایبندی به مبانی و ارزشهای اساسی انقلاب اسلامی»، «هدف گیری مستمر آرمانها و همت بلند برای رسیدن به آنها»، «پایبندی به استقلال همه جانبه کشور»، «حساسیت در برابر دشمن و تبعیت نکردن از او» و «تقوای دینی و سیاسی» ژرف کاوی این ارزش ها نشانگر جنبه نسبی آنها است که با ارزش در معنای مطلق آن تناسبی ندارد. این ارزش ها در اصل نگرش مطلوب دیدگاه کلاسیک جمهوری اسلامی است که حکومت دینی بر  مبنای بنیاد گرایی شیعه محور و اقتدار گرایی در سیاست داخلی و ستیزه جویی و تقویت پاراداین بنیاد گرایی اسلامی در جهان در سیاست خارجی را در بر می گیرد. منتها خامنه ای رویکرد حداکثری و ناب گرا را برای سیاست ورزی کارگزاران جمهوری اسلامی در نظام در نظر نمی گیرد و در این خصوص با نگاهی پراگماتیستی انعطاف به خرج می دهد. البته این تصمیم فقط ناشی از اراده وی نیست بلکه عواملی چون  “محدودیت ها”، “تنوع موجود در بین  نیرو های نظام” و “تغییر پذیری آنها در میانه کشمکش ها و جدال های سیاسی” ، نیز نقش مهمی در سوق دادن وی ایفا می کنند.

خامنه ای در سخنانش خطاب به پایگاه اجتماعی هدف تصریح می کند که نباید به یک میزان انتظار انقلابی گری از مسئولان داشته باشند. وی گفته است: « توقع یک میزان انقلابی گری از همه کسانی که در مسیر شاخصها و جهت گیری های انقلاب حرکت می کنند، اشتباه است و اصل بر این است که شاخصهای انقلابی گری وجود داشته باشد. … ممکن است فردی نسبت به مفاهیم انقلاب و عمل انقلابی، بهتر حرکت کند و فرد دیگری با شدت و جدیت او حرکت نکند اما هر دو انقلابی هستند و نمی توان هر فردی را که در مسیر شاخص های انقلاب قرار دارد اما خوب حرکت نمی کند، متهم به غیرانقلابی گری و ضد انقلاب بودن، کرد.» این برخورد حداقلی که چتری را در داخل نظام برای گروه های متفاوت ایجاد می کند، نقش مهمی در تداوم بقای نظام سیاسی دارد. خامنه ای با توجه به نگاه راهبردی به خوبی متوجه است که تنگ شدن بیش از حد مجاری مشارکت سیاسی به روی خودی ها تهدیدات جدی در بر دارد، از این رو می کوشد تا رقابتی داخلی را در عرصه سیاسی نظام شکل دهد. منتها این سیاست چند ضلعی است. نخست می کوشد که تجدید نظر طلب ها یا حاشیه ای بشوند  ویا از قطار انقلاب پیاده شوند. اما کسانی که هنوز در محدوده گفتمان سنتی جمهوری اسلامی هستند و یا در عمل اقدام مفید و موثری برای تجدید نظر طلبی انجام نمی دهند، حفظ شوند.

ضلع دوم تقویت گرایش های افراطی و اردتدوکس در داخل نظام است که هم مسند های کلیدی قدرت را در دست بگیرند و هم از تریبون ها و رسانه های اصلی نظام  مورد حمایت قرار گرفته و برای آنها تبلیغ شوند. همچنین  مجاری ورود به نظام سیاسی برای کارگزاران جوان بیشتردر خدمت آنها باشد. در این خصوص تمهیدات و برنامه ریزی های منجسم و دقیقی صورت  گرفته و ساز و کار های مشخصی تعبیه شده اند. ضلع سوم نگه داشتن نیرو های بینابینی مانند اعتدالی ها در درون نظام و دادن فرصت برای سیاست ورزی است. همچنین گرایش های محافظه کار اصلاح طلب نیز از این امتیاز بهره مند می شوند. خروجی این سیاست بدین گونه است که نظام به سمت حاکمیت تک حزبی و یک صدایی کامل پیش نمی رود، بلکه در کنار جریان اصلی، فرصتی برای عرض اندام جناح میانه رو در نهاد های انتخابی نیز وجود دارد و بسته به شرایط هر یک از این نیرو ها مجال عرض اندام پیدا می کنند. در این مهندسی است که خامنه ای بگونه ای فضا را مدیریت می کند که هم سعید جلیلی و هم حسن روحانی نماینده های وی در شورای امنیت ملی می شوند. هم موسوی و کروبی که پایه های  ولایت مطلقه فقیه را متزلزل کرده اند، به حصر خانگی محکوم می شوند، هم سید محمد خاتمی در پشت دروازه های سیاست ورزی رسمی قرار می گیرد و هم رفسنجانی در حاشیه نظام مجبور به فعالیت می شود و هم محمد رضا عارف فرصت پیدا می کند که برای کسب ریاست مجلس بختش را بیازماید.

البته در آنچه در صجنه عمل اتفاق می افتد، به تمامی محصول اراده و برنامه خامنه ای نیست، میدان عمل با غافلگیری، خطای محاسبه و اتفاقات پیشبینی ناپذیر و کنش های جامعه نیز همراه است. منتها حداقل در انتخابات های ۹۲ به بعد خامنه ای میدان بازی رقابت های انتخاباتی را بگونه ای طراحی و مهندسی کرد که خروجی آن مشکل بزرگی را پدید نیاورد. روحانی و ترکیب کنونی مجلس مطلوب وی نیستند، اما در عین حال آزار هم نمی دهند و از زوایایی برای وی فرصت نیز بشمار می روند تا نیرو های معترض و منتقد  تا مدتی مشغول آنها باشند  و در عرصه عمل مستقل  چالش برای نظام ایجاد نکرده و رویکرد های جامعه محور در حاشیه قرار بگیرند. خامنه ای در این سخنان به نیرو های بسیجی و موسوم به ولایتمدار گوشزد می سازد که نارضایتی از کندی حرکت روحانی و اعتدالی ها در مسیر ارزش های انقلابی مورد نظر و یا  عدم تمایل آنها  دلیلی بر اخراج آنها از جمع نیرو های انقلابی نمی شود.

البته دور از انتظار است که حرف وی مورد قبول آنها قرار بگیرد و یا این انتظار در راس هرم قدرت وجود داشته باشد ،که توپخانه های رسانه ای و سیاسی اصول گرایان  افراطی روحانی و دولتش را به وابستگی به آمریکا  وضدیت با انقلاب متهم نکنند. منافع سیاسی و نگاه ایدئولوژیک و همچنین تحریکات سیاسی جناح رقیب باعث می شود، این حملات ادامه پیدا کند. منظورو هدف خامنه ای این است که این نیرو ها  را توجیه کند که چرا اعتدالی ها  واصلاح طلب های محافظه کار در جمع کارگزاران نظام پذیرفته شده و تصمیمی بر حذف و اخراج آنها وجود ندارد. اطمینان از باورهای کارگزاران میانه رو به ارزش های مورد نظر خامنه ای معیار پذیرش ویا طرد آنان را تشکیل می دهد. تاکنون افرادی چون حسن روحانی، جواد ظریف، محمد رضا عارف، علی لاریجانی و … نشان داده اند که به لحاظ اصولی و راهبردی با موازین مد نظر خامنه ای همراه هستند و تنها در روش ها اختلاف نظر دارند.

علی افشاری فعال سابق دانشجویی و عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در دوران اصلاحات. علی افشاری در سال ۱۳۸۴ ایران را ترک کرد و هم اکنون در مقطع دکترا مشغول تحصیل و پژوهش در دانشگاه جرج واشنگتن آمریکاست. افشاری برنده جایزه هلمن-همت سازمان دیده بان حقوق بشر در سال ۲۰۰۶ است.

#کارگزارن #حسنروحانی #دیدگاهنو #خامنهای #علیافشاری #اصولگریان

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon