خامنه ای، کری و تضمین برجام سال ها پیش از ریاست جمهوری روحانی  


بنابر گزارش اخیر نیویورک تایمز مذاکرات پنهانی هسته ای بین تهران و واشنگتن توسط هیلاری کلینتون آغاز شده بود


در تلگرامبخوانید

علی افشاری

تحلیلگر سیاسی

گزارش روزنامه نیویورک تایمز ابعاد تازه ای از چگونگی شکل گیری و تداوم مذاکرات محرمانه اتمی ایران و عمان را آشکار نمود.(۱) پیش از این مشخص بود که مرحله غیر علنی نرمش قهرمانانه حداقل یک سال پیش از ریاست جمهوری حسن روحانی آغاز شده است. اما جزئیات این مذاکرات و چگونگی آغاز آن به صورت کامل مشخص نشده بود. این مذاکرات از زمانی که هیلاری کلینتون وزیر خارجه بود شروع شد، اگر چه وی به پیام ارسالی از تهران خوشبین نبود، اما اغازگر مسیری گشت که در دوران جانشینش بعد از مذاکرات دو ساله طولانی و نفس گیر به امضای پیمان جامع اتمی ایران و ۱+۵ منتهی شد. در واقع تیمی که کلینتون سرانجام به عمان فرستاد،‌ میز را برای ضیافت دیپلماتیک کری آماده کرد.

ماجرا از سال ۲۰۰۹ و مطابق با آخرین سال دوره اول ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد شروع می شود و نشان می دهد نظام از آن مقطع و حتی پیش از تشدید تحریم ها به دنبال پایان دادن به ماجراجویی اتمی بوده است. در واقع تصمیم گیری برای مذاکرات مخفی در دوره وزارت منوچهر متکی انجام شده و علی اکبر صالحی این تصمیم به ارث برده را اجرایی کرده است. نخستین بار سالم بن ناصر اسماعیلی تاجر عمانی مورد اعتماد سلطان قابوس در ابتدای سال ۲۰۰۹ پیشنهاداتی از سوی جمهوری اسلامی و از جمله تمایل ایران به حل و فصل اختلافات اتمی و همچنین مسائل مربوط به حزب الله لبنان را به وزارت خارجه آمریکا منتقل کرد. او در دیدار با دنیس راس مشاور هیلاری کلینتون و از سیاستمدار های آمریکایی هوادار اسرائیل پیشنهادات یاد شده را که بر روی کاغذ نوشته شده بود، مطرح می کند. دنیس راس با توجه به تجاربش در مورد خاور میانه در دهه ۹۰ میلادی و همچنین شناخت از روابط خوب رسمی ایران وعمان پیشنهاد را جدی می گیرد. هیلاری کلینتوت ابتدا با سوء ظن با قضیه برخورد کرده و در حاشیه گزارش این پشنهاد می نویسد که احتمال موفقیت این طرح کم است. ۱۸ ماه طول می کشد تا کلینتون نخستین سفر را به عمان انجام داده و درباره پیشنهاد با سلطان قابوس صحبت کند. همچنین تیمی از دیپلمات‌ها را به عمان بفرستد تا با مقامات ایرانی دیدار کنند.

همزمان جان کری که در آن زمان رئیس کمیته روابط خارجی سنا بود نیز به مسقط سفر کرده ودیدار هایی با مقامات عمان برگزار می کند. او بر خلاف کلینتون به مذاکرات خوشبین بوده و نقش موثری در اقناع اوباما به آزمودن باز کردن مسیر مخفی مذاکرات اتمی ایفا می کند. کلینتون هم ضمن بدبینی منتها موافق آزمودن این راهکار بوده است اما در عین حال نسبت به اشتیاق زیاد کری و همچنین احتمال اینکه وی امتیازاتی بیش از حد بدهد، نگران بوده است.

اعتراضات انتخاباتی سال ۸۸ و اوج گیری جنبش سبز مذاکرات را تحت الشعاع قرار می دهد. این رویداد دلیل عدم حمایت پر رنگ اوباما از جنبش سبز و مطالبات معترضان ایرانی را مشخص می سازد اما در عین حال مخالفت دولت آمریکا با سرکوب معترضان باعث خشم مقامات نظام شده و این موضعگیری ها را به منزله مداخله و باعث بد بینی ارزیابی می کنند. اما تلاش های اسماعیلی تاجر عمانی و همچنین نیاز دو طرف باعث می شود تا دلخوری ها بر طرف شده و مجددا رشته مذاکرات متصل گردد. آزادی کوهنوردان آمریکایی نیز که با وساطت اسماعیلی صورت می گیرد، اعتماد آمریکایی ها به ارتباط نزدیک تاجر عمانی با مرکز اصلی قدرت در ایران را افزایش می دهد.

در ادامه مذاکرات با فراز و نشیب هایی مواجه شده و در نهایت با تصمیم خامنه ای جدی شدن آن موکول به بعد از انتخابات ریاست جمهوری یازدهم می شود. زمانی که از “نرمش قهرمانانه” در افکار عمومی پرده برداری شده و حسن روحانی تغییر جهت در مذاکرات را با انتخاب ظریف به تصدی وزارت خارجه اعلام می نماید.  اما آنچه اطلاعات جدید روشن می سازد نقش مهم خامنه ای و کری سال ها قبل از ریاست جمهوری روحانی در تضمین موفقیت مذاکرات است.

آنگونه که مصاحبه های نیویورک تایمز نشان می دهد، اوباما علاقه زیادی به آزمودن این شانس داشته و شخصا چند بار با حاکم عمان تماس می گیرد. او در این تماس ها خواهان اطمینان از موافقت مقامات بالای حکومت ایران از مذاکره کنندگان و تاکتیکی نبودن گفتگو های محرمانه بوده است. سلطان قابوس به وی اطمینان می دهد که در ملاقات حضوری با خامنه ای در سفر به تهران اطمینان حاصل کرده که مذاکرات جدی است و رهبر ایران از آن حمایت می کند. بدینترتیب خامنه ای در اواخر سال ۱۳۸۷ در فکر کشیدن ترمز ماجراجویی هسته ای بوده است. منتها شروط وحداقل های مد نظرش منجر به کشدار شدن ماجرا و در نهایت ضرورت تغییر مذاکره کنندگان وفضای گفتگو ها شده است. دستیابی به قابلیت غنی سازی بیست درصدی اورانیوم نیز با هدف کسب امتیاز وبالا بردن قدرت چانه زنی در مذاکرات انجام شد و همانگونه که در مصالحه اتمی نادیده گرفته شد، از ابتدا ارزش استراتژیک برای مقامات نظام نداشته و فقط می خواستند نقطه گریز هسته ای را در ذهن طرف مقابل کمتر نشان داده و بازدارندگی در برابر حملات احتمالی نظامی ایجاد کنند. اما آنچه برای نظام اهمیت داشت، پذیرش اصل غنی سازی اورانیوم از سوی دولت آمریکا بود. امری که در تمامی مذاکرات دوره سعید جلیلی به عنوان پیش شرط هر گونه توافقی اعلام می شد. بر طبق گزارش نیویورک تایمز، جان کری در زمانی که سناتور بود و قبل از آنکه وزیر خارجه شود، این قول را عملا و پیشاپیش به طرف های عمانی و ایرانی مذاکره کننده داده بود. این اطمینان باعث نگرانی هیلاری کلینتون گشته و حتی اوباما نیز در ابتدا چندان موافق آن نبوده است.

در عین حال در در نظام ارزیابی اوباما تعامل و مصالحه دو طرفه به معنای رسمیت بخشیدن به ایران با ناوگان غنی سازی اورانیوم محدود چاره ای گریز ناپذیر بوده و چه بسا همین عامل دلیل اصلی روی خوش نشان دادن به مذاکرات مخفی عمان بوده است. سخنان وندی شرمن از اعضاء هیات مذاکره کننده اتمی امریکا که در اندیشکده “بیکر” دانشگاه رایس در این خصوص روشنگر است.(۲): « اوباما مجبور شد تصمیمی مهم بگیرد. ایران به دانش هسته‌ای مسلط شده بود و ما هم گزینه نظامی واقعی‌ای داشتیم. اما حمله نظامی دانش ایران را نابود نمی‌کرد و آن وقت ایران چند سال بعد دوباره به صورت مخفی برنامه هسته‌ای خود را از سر می‌گرفت و نه تنها مشکل حل نمی‌شد، بلکه مشکلات بیشتری ایجاد می‌شد.»  «به همین جهت رئیس‌جمهور اجازه داد که مذاکره‌کنندگان به ایران اعلام کنند که ایران ممکن است که بتواند یک برنامه بسیار محدود غیرنظامی داشته باشد و جهان هم ساز و کار نظارتی محکمی را برای کسب اطمینان از صلح‌آمیز بودن برنامه ایران به کار می‌گیرد.»

شرمن در پایان نتیجه می گیرد «نگاه واقع‌بینانه اوباما» راه را برای پیشبرد مذاکرات باز کرد. او همچنین اطلاعات ارزشمندی از مذاکرات عمان را آشکار می سازد. او ضمن تاکید بر دشواری پنهان سازی مذاکرات محرمانه از دولت ها، سیستم های اطلاعاتی و رسانه ها توضیح می دهد که چگونه بر این مشکلات فائق شدند. «مذاکره‌کننده‌ها زمانی که خانه خود را ترک می‌کردند، به خانواده‌های خود نمی‌گفتند که به کجا می‌روند یا چرا می‌روند. آن‌ها با هواپیماهای بدون نشان (وزارت خارجه) به مسقط می‌رفتند و با خودروهای بی‌نشان (دیپلماتیک) تردد کرده و در مهمانخانه‌های کوچک در دریای عمان مستقر می‌شدند.» «وقتی کارکنان وزارت خارجه از مرکز عملیات، که تمام دیپلمات‌ها را در هر زمان و در هر کجایی که باشند، رصد می‌کند – سراغ رئیس‌شان را می‌گرفتند، با توجیهاتی مانند اینکه “مریض شده یا پیش والدینش یا خانواده‌اش رفته” مواجه می‌شدند.»

مهمترین بخش سخنان شرمن پرده برداری از این واقعیت است که تفاهم بر سر اقدام موقت شش ماهه ژنو در مذاکرات مخفی عمان صورت گرفته بود. وی ماجرا را این چنین توضیح می دهد: «در مذاکرات عمان و بعدا در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل، طرفین به سندی ۴ صفحه‌ای دست یافتند که جای خالی‌های زیادی در آن وجود داشت، اما کلیت آن این بود که ایران در برابر «رفع جزئی تحریم‌ها» برنامه هسته‌ای خود را در همان سطح نگه داشته یا حتی به عقب بازمی‌گرداند، تا زمان لازم برای مذاکره بر سر توافق جامع به دست آید. آن سند ۴ صفحه‌ای برنامه اقدام مشترک (توافق موقت ژنو) بود»

«سپس این سند را به میان اعضای ۱+۵ بردیم، شرکای ما از اینکه فهمیدند مذاکراتی در جریان بوده، جا خوردند. این بدان معنی نبود که این مسئله غرور و احساس ارزش آن‌ها را خدشه‌دار نکرد. همکاران اروپایی ما رنجیدند. برخی از آن‌ها به این خاطر ناراحت شدند که مدت‌ها موافق بودند که (به ایران) اجازه داشتن برنامه محدود داده شود، یعنی کلیدی که باعث رفع بن‌بست می‌شد و این ایالات متحده بود که همواره تا آن زمان گفته بود این شرط را نمی‌پذیرد»

بنابراین کلیت سند توافق موقت ژنو که پایه اولیه برجام بود قبل از ریاست جمهوری روحانی شکل گرفته و توافق بر سر آن بین دولت های وقت ایران و آمریکا حاصل شده بود. البته شرمن تصریح می کند که در سند یادشده جاهای خالی وجود داشته که در دوره مذاکره با ظریف و تیم جدید پر شده است. همچنین وی روابط شخصی و ویژگی های تیم مذاکره کننده جدید را دارای ظرفیتی مثبت در موفقیت در دستیابی به توافقات بر شمرده و در عین حال اظهار داشته که گفتگو ها بین کری و ظریف خالی از تنش و درگیری نبوده است. همچنین امکان مصالحه با تیم جلیلی را نیز ناممکن دانسته است.

اخیرا حجت الاسلام غلامرضا مصباحی مقدم از نمایندگان مجلس نهم و عضو جامعه روحانیت مبارز تهران در مصاحبه با سایت انتخاب مدعی شده است که محمود احمدی نژاد در دوره دوم ریاست جمهوری اش به خامنه ای اعلام کرده که در رویارویی هسته ای به آخر خط رسیده ایم و خواهان پذیرش مفاد قطعنامه تحریم های شورای امنیت سازمان ملل می شود. خامنه ای این پیشنهاد را رد کرده و بعد از این مخالفت احمدی‌نژاد در دیدار با رهبری می گوید اگر شما این دیدگاه را قبول ندارید، من دیگر مسئول این پرونده نیستم . خامنه ای با صراحت و قاطعانه می گوید خودم این مسئولیت را قبول می‌کنم. بنابراین خامنه ای از سوی بخش هایی از بلوک قدرت و ازجمله دولت دهم نیز تحت فشار بوده است

این اطلاعات روشن می سازد که برجام سال ها پیش از آنکه حسن روحانی رئیس جمهور شود و جواد ظریف ریاست هیات مذاکره کننده هسته ای را بر عهده بگیرد، توسط خامنه ای از سوی ایران و همچنین جان کری از سوی آمریکا تضمین شده بود. ازاینرو این اطلاعات برگ تایید دیگری بر این فرضیه است که روحانی و ظریف مسیر ریل گذاری شده برجام را توانستند در ایستگاه های میانی وآخر به خوبی از موانع عبور دهند و با حل پیچیدگی های مساله و در نظر گرفتن حساسیت های سیاسی موجود در هیات های حاکمه ایران و غرب و ملاحظات روسیه وچین، معامله را جوش دهند. در این میان کری و اوباما نیز نقش مهمی داشتند بدون تمایل و پذیرش ریسک از سوی آنها زمینه ای برای تحقق برجام بوجود نمی آمد.

این اطلاعات دریچه ای برای فهم برخورد های دوگانه و توازن راهبرد و راهکار های خامنه ای نیز است که بر خلاف مواضع ظاهری مبتنی بر تقابل حداکثری به هنگام قرار گرفتن در تنگنا آمادگی انعطاف بر ای رهایی از مشکلات را دارد و به توافق های مقطعی با دشمن تن می دهد. حملات سنگین وی به دولت آمریکا بعد از جنبش سبز ومتهم کردن این جنبش و رهبرانش به بازی کردن در زمین پروژه براندازی دولت آمریکاز مانعی در برابر مذاکرات مخفی ایجاد نکرد. علی رغم پروپاگاندای گسترده تریبون های وابسته به نهاد ولایت فقیه مبنی بر بایستگی خصومت راهبردی با نظام سیاسی آمریکا، ولی وقتی خامنه ای ایستادگی در برابر فشار های غرب را امکان ناپذیر ارزیابی می کند، ناگزیر و به اکراه به رایزنی در پشت پرده برای معامله هسته ای روی می آورد. او پیشنهاد پذیرش علنی قطعنامه شورای امنیت را رد می کند اما در خفا به سمت جوش دادن معامله هسته ای با دشمن ادعایی حرکت می کند. بدیهی است این تصمیم گیری نوعی تحمیل بوده و مطلوب او نبوده است. در شرایطی که فشار غرب آزار دهنده و تهدید جدی محسوب نگردد، خامنه ای در عمل مواضع ظاهری اش در تقابل با غرب را جلو می برد. توجه به این دوگانگی برای فهم رفتار پیچیده خامنه ای در سیاست داخلی و خارجی روشنگر و ضروری است.

ارجاعات

http://www.nytimes.com/2016/05/03/us/politics/for-hillary-clinton-and-john-kerry-divergent-paths-to-iran-nuclear-talks.html?_r=0

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13950217000693

علی افشاری فعال سابق دانشجویی و عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در دوران اصلاحات. علی افشاری در سال ۱۳۸۴ ایران را ترک کرد و هم اکنون در مقطع دکترا مشغول تحصیل و پژوهش در دانشگاه جرج واشنگتن آمریکاست. افشاری برنده جایزه هلمن-همت سازمان دیده بان حقوق بشر در سال ۲۰۰۶ است.

#مذاکراتپنهانهستهای #جانکری #صالحی #اوباما #برجام #دیدگاهنو #خامنهای #علیافشاری #هیلاریکلینتون

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon