داعش از حمله به ایران چه میخواهد؟

ویل مک کانتس – گویا باید زمان میگذشت تا داعش تهدید خود برای حمله در داخل ایران را عملی کند. بر اساس آنچه سایت های خبری گزارش داده اند، مهاجمان در صحن پارلمان مجلس ایران و آرامگاه بنیانگزار جمهوری اسلامی, آیت الله خمینی ۱۲ نفر را کشته اند. اگر این حمله واقعاً کار داعش باشد، نشان از آن است که آنها از قبل در تدارک حمله به قلب معنویت حاکمیت ایران و مرکز قانونگزاری آن بوده اند.

در تلگرام بخوانید

زمانی که “دولت اسلامی” عزم خود را برای حمله به عراق جزم کرد، میدانست که اکثریت حاکمیت عراق را شیعیان تشکیل میدهند و ایران همان کشور همسایه ای است که بزرگترین حامی شیعیان خواهد بود. ایران از دید آنان، کشور خیانتکاری است که اعراب سنی را به اسرائیل و آمریکا فروخته است. این تفاوت نگاه آنان با القاعده است که بیشتر نگاهشان به منابع ایران بود و منافع مالی که میتوانند از آن کسب کنند.

اسامه بن لادن در سال ۲۰۰۷ میلادی در نامه ای محرمانه به رییس دولت اسلامی خطاب به او نوشت که “نیازی نیست که با ایران وارد جنگ شوی، مگر اینکه مجبور شوی. بهتر است از ایران به عنوان مرکزی برای جذب نیرو و منابع مالی استفاده کنی تا این که با آنان مستقیما سرشاخ شوی” بن لادن برای این نظراتش دلایل خاص خود را داشت. پس از ماجرای یازده سپتامبر، برخی از اعضای خانواده بن لادن با همراهی تعدادی از اعضای القاعده به ایران فرار کردند و در این کشور در خانه ای نگهداری شدند. یکی از این افراد، حمزه پسر بن لادن بود که اکنون به عنوان گزینه مناسب برای جانشینی پدرش از سوی القاعده در نظر گرفته شده است.

                                   خانواده بن لادن مدت ها در تهران زندگی میکردند


ایران از نگهداری اعضای خانواده بن لادن و برخی از اعضای القاعده برای منافع استراتژیک خود بهره میبرد و القاعده نیز میدان بازی را به عراق و افغانستان برده بود و کاری به کار ایران نداشت. به هر حال چاره به جز اطاعت در مقابل “امیر” نبود تا این که فرصت مخالفت با جدایی “دولت اسلامی” از “القاعده” در سال ۲۰۱۴ فراهم شد. پس از جدایی، گروه نوظهور از زبان سخنگویش اعلام کرد که برخلاف القاعده که علاقه مند به حفظ منافع و شریان های مالی خود است، متعهد به “جهاد” کردن است.

اگر این ادعای “دولت اسلامی” را بپذیریم که عملیات در تهران کار آنان بوده، حال سئوال اینجاست که چرا “دولت اسلامی” ۳ سال (پس از جدایی از القاعده در سال ۲۰۱۴) صبر کرد تا به داخل خاک ایران عملیات انجام دهد؟ شواهد این وقفه ۳ ساله به دلیل فقدان مدارک، چندان روشن نیست اما میتوان حدس و گمانهایی زد. ممکن است “دولت اسلامی” توانایی حمله و انجام عملیات در ایران را به تازگی کسب کرده و امکان انجام آن تا قبل از این برهه وجود نداشته؛ در چند سال اخیر “دولت اسلامی” از وجود پیکارجویان ایرانی در میان اعضای خود خبر داده بود. ممکن است این افراد به خانه برگشته اند تا حملات پیچیده ای در ایران انجام دهند؛ آنچنان که جهادگران بلژیکی و فرانسوی هنگام بازگشت به سرزمین مادری کردند.

ممکن است دلیل انجام عملیات در ایران، عوامل استراتژیک بوده باشد: این عملیات که واکنشی به حضور ایران در خاک عراق علیه داعش است، ممکن است باعث فشار بیشتر بر اهل سنت در ایران توسط جمهوری اسلامی ایران شود؛ امری که در صورت وقوع، موجب نزدیکی بیشتر سنی های ساکن ایران با “دولت اسلامی” می شود و احساسات سنی های عراق را نیز برخواهد انگیخت. در نهایت، عملیات داخل خاک ایران، موقعیت برتری به “دولت اسلامی” در قیاس با القاعده بدهد. گروه القاعده ای که هیچگاه عملیاتی در ایران انجام نداده بود و حال گروه رقیب، بر او پیش دستی کرده است. “دولت اسلامی” به خاطر ریزش افراد و طرفدارانش در ماههای اخیر، نیاز به جذب نیروهای جدید تازه نفس و جذب منابع مالی جدید دارد و عملیات در ایران در ماه رمضان ممکن است برای جذب نیرو و منابع مالی کارساز باشد. ماه رمضان سال پیش، سال خونباری بود. باید دید این ماه روزه داران، امسال، چگونه به پایان میرسد.

مسئولیت انجام عملیات در ایران را گروه “دولت اسلامی” پذیرفته است. در صورت قبول این ادعا، “دولت اسلامی” کاری را انجام داده که سایر گروههای جهادی سنی موفق به انجام آن نشده اند: این حمله در قلب حکومت دینی منفور آنان که حکومت دینی “صفوی ها” میخوانندش انجام شد. ممکن است این حمله در وضعیت فرود و افول این گروه جهادی تاثیری نداشته باشد اما شاید حرکتی مهم برای “دولت شبه اسلامی” باشد که در حال افول و تقلیل یافتن به یک “گروه شورشی” است.

فارین پالیسی

در تلگرام بخوانید

#حملهداعشبهایران #ویلمککانتس #دیدگاهنو #خامنهای #داعشوایران

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon