درس‌هایی از توافق اتمی ایران برای حل منازعهٔ اعراب و اسرائیل

ابراهیم الفارس – پس از اعلام نتیجهٔ موفقیت آمیز مذاکرات اتمی ایران و گروه ۵+۱ بسیاری از فلسطینی‌ها از خود می‌پرسند چرا آمریکا موفق به حل مسئلهٔ هسته‌ای ایران شده است اما هنوز نتوانسته مناقشهٔ اسرائیل-فلسطین را حل و فصل کند. در سال ۲۰۰۹ دولت اوباما تصمیم گرفت دو مورد از خطرناک‌ترین مسائل جهان (مناقشه اسرائیل-فلسطین و برنامه اتمی ایران) را به هم ربط دهد تا به طور همزمان برای هر دو راه حلی بیابد. سناتور «جان کری» با سفرهای پی در پی به وین، رام الله و تل آویو روی هر دو معضل کار کرد. در طول این سفر‌ها او به دنبال یک چهارچوب توافقی برای هر دو مشکل بود. او چهارچوب توافقی برای حل مسئلهٔ هسته‌ای ایران را در آوریل ۲۰۱۵ در شهر لوزان سوئیس به سرانجام رسانید.

در عوض «کری» نتوانست طرحی توافقی بین اسرائیل و فلسطین بدست آورد. در اوایل سال ۲۰۱۴ و پی از نه ماه گفتگو، در حالیکه او از قبول مسئولیتِ شکست سرباز می‌زد، مذاکرات بین دو گروه متوقف شد. جامعه بین المللی باید به‌‌ همان اندازه که راغب به حل برنامهٔ اتمی ایران بود برای حل مناقشهٔ اسرائیل-فلسطین نیز مشتاق باشد. مردم فلسطین این توافق اتمی را ستودند و آن را نمونه‌ای از گردهمایی جامعهٔ بین المللی برای مذاکرهٔ موفقیت آمیز و یافتن راه حل برای یک معضل پیچیده دانستند. آن‌ها بر این امیدند که جامعه بین الملل برای حل مناقشه اسرائیل-فلسطین نیز همینطور عمل کند.

فلسفهٔ رسیدن به توافق با ایران به منظور تقویتِ امنیت بین المللی و خنثی کردن تهدید ایران به راختی به مناقشهٔ اسرائیل-فلسطین نیز قابل تعمیم است. این مناقشه بیشتر از هفتاد سال است که ادامه دارد و یکی از عوامل اصلی تنش در خاورمیانه و در دهه‌های اخیر جهان بوده است. و تنها در سال‌های اخیر است که این اهمیت جهانی آشکار‌تر شده است چراکه گروه‌های افراط گرای اسلامی از آرمان فلسطین به عنوان بهانه‌ای برای جذب جوانان عرب و مسلمان استفاده می‌کنند. رویکرد مذاکرات در مسئلهٔ هسته‌ای ایران خلاقانه بود و با مذاکراتِ مربوط به مناقشهٔ اسرائیل-فلسطین تفاوت داشت. اکنون نیاز به خلاقیت در مناقشه اسرائیل-فلسطین به خوبی احساس می‌شود.

به علت شکست مذاکرات و نبود راه حل مبتنی بر دو دولت، بحث‌های عمومی پرشوری (خصوصاً بین حوانان تحصیل کرده) در کرانه باختری به راه افتاده است. محور اصلی این مباحث پیرامون این مسئله است که آیا وضعیتِ موجود «نه جنگ، نه صلح» با طرف اسرائیلی تا ابد ادامه می‌یابد یا اینکه زمان قیامی جدید در سرزمین فلسطین فرارسیده است. اگر تلاش برای مذاکرات بین اسرائیل و فلسطین در سال ۲۰۱۳ را با مذاکرات اخیر پیرامون توافق ایران مقایسه کنید، کاربرد روش‌های خلاقانه و موثر در مذاکرات ایران و ۵+۱ کاملاً خودنمایی می‌کند. اولین تفاوت در شیوهٔ ترغیب جامعه بین الملل به حضور در پای میز مذاکره خود را نشان می‌دهد. در مذاکرات صلح سال ۲۰۱۳ هیچ گونه تحریم بین المللی به دو طرف تحمیل نشده بود تا آن‌ها را به پای میز مذاکره بکشاند. هر دو طرف در حالی به مذاکره نشستند که عواقب خاصی تهدیدشان نمی‌کرد و اگر مذاکرات شکست می‌خورد هیچ کدام چیزی ازدست نمی‌دادند. در عوض ایران تحت تحریم‌های سنگینی از طرف آمریکا، اتحادیه اروپا و شورای امنیت سازمان ملل قرار داشت که او را مجبور به قبول مذاکرات کرد.

هنگامی که مذاکرات آغاز شد، زمان و ساختار دو مذاکره نیز بطور قابل توجهی متفاوت بود. جدول زمانی برای مذاکرات اخیر صلح فلسطین و اسرائیل نه ماه بود، اما تمدیدی برای مذاکرات در نظر گرفته نشده بود. وقتی دو طرف نتوانستند در مدت نه ماه به نتیجه برسند مذاکرات به طور ناگهانی قطع شد و ماحصل آن دوباره به صفر رسید. در توافق ایران به جای کنار گذاشتن کامل روند مذاکرات، مهلت مذاکرات بار‌ها تمدید شد و کمک کرد تا نهایتاً نتیجهٔ موفقیت آمیز حاصل شود. نکته قابل توجه دیگر رهبری بود: در زمان مذاکرات صلح ۲۰۱۳، آمریکا تنها رهبر مذاکرات در کنار طرفین ذی نفع بود و سایر اعضای دائمی شورای امنیت و اتحادیه اروپا درگیر روند نشدند. بخصوص برخلاف حمایت مالی گستردهٔ اتحادیه اروپا از تشکیلات خودگردان فلسطین، علاقهٔ آن‌ها به شرکت در روند صلح محدود بود. به علاوه اگر شورای امنیت قطعنامه‌ای مبنی بر اجبار دو طرف برای رسیدن به توافق در زمان مشخص صادر می‌کرد، بسیار محتمل بود که نتیجه مذاکرات به شکل دیگری رقم می‌خورد. شورای امنیت همچنین در سال ۲۰۱۵ قطعنامه ۲۲۳۱ را صادر کرد تا از توافق حاصله در مذاکرات ایران حمایت می‌کرد.

در سطح ملی نتیجه مذاکرات هسته‌ای ایران باید به تصویب کنگره آمریکا و مجلس ایران می‌رسید تا حصول اطمینان از مشارکت دولتی در توافق اتمی به حداکثر می‌رسید. در مذاکرات هسته‌ای ایران علاوه بر حضور خلاقانه رهبران سیاسی کار‌شناسان فنی نیز حضور داشتند تا مسائل فنی را حل و فصل کنند. برای مثال وزیر انرژی ایالات متحده با رئیس سازمان انرژی اتمی ایران دیدار کرد تا در مورد جنبه‌های فنی توافق بحث کنند. با این حال تا آنجا که من اطلاع دارم هیچ کار‌شناسی برای حل مسائل فنی در مذاکرات اسرائیل-فلسطین حضور نداشته‌اند. برای مثال مسائل آب و مرزها نیاز به کار‌شناسان واجد شرایط دارد تا بتوانند از نقطه نظر عملی (نه صرفاً سیاسی) درمورد درستی یا نادرستی امور اظهارنظر کنند. اما در سمت فلسطینی تنها یک نفر در مورد همه امور تصمیم می‌گیرد.

* ابراهیم الفارس یک وکیل فلسطینی با تخصصِ حقوق تجارت در یکی از معتبر‌ترین دفا‌تر حقوقی رام الله است. اصل این مقاله در سایت فکره منتشر شده است.

ترجمه از رضا عرب وی فعال سابق دانشجویی و دبیر انجمن اسلامی دانشگاه مازندران، که در مقطع کارشناسی ارشد ستاره دار و از ادامه تحصیل محروم شد. رضا هم اکنون دانشجوی زبان شناسی اجتماعی دانشگاه ورشو لهستان است.

#اسرائیل #اعراب #مذاکراتهستهای #دیدگاهنو #فلسطین #ابراهیمالفارس #ایران

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon