دو برداشت و یک‌ نتیجه از نوزده دقیقه جلسه خبرگان

جلسه رازآلود مجلس خبرگان در خرداد شصت و هشت و نحوه انتخاب علی خامنه ای به رهبری جمهوری اسلامی ، همواره مورد بحث در محافل سیاسی بوده است. تا قبل از انتشار عمومی فیلم‌جدید ، مهم ترین سوال و ابهام در مورد روند انتخاب علی خامنه ای که  بارها مطرح شد مرتبط با پاراگرافی  از‌ وصیت نامه آقای خمینی بود که تنها  ساعاتی قبل از رای گیری برای تعیین رهبر قرائت شد :” اکنون که من حاضرم، بعضی نسبت‌های بی‌واقعیت به من داده می‌شود و ممکن است پس از من در حجم آن افزوده شود. لهذا عرض می‌کنم آنچه به من نسبت داده شده یا می‌شود، مورد تصدیق نیست مگر آن‌که صدای من یا خط و امضای من باشد، با تصدیق کارشناسان؛ یا در سیمای جمهوری اسلامی چیزی گفته باشم.” وصیت نامه آقای خمینی شامل جملات فوق توسط علی خامنه ای قرائت شد . پس از آن ، اکبر هاشمی رفسنجانی در تکمیل زد و بندهای قبلی، ادعا کرد آقای خمینی بر صلاحیت خامنه ای برای تصدی رهبری ، صحه گذاشته است. از میان‌خبرگان خفته، حتی یک نفر هم نگفت که ” مگر در وصیت نامه تاکید نشده بود که هر چه از او نقل می شود اعتبار ندارد مگر بشرطها و شروطها”؟ به هر حال پروژه ای که رفسنجانی، احمد خمینی و خامنه ای از مدت ها قبل آغاز کرده بودند در روز چهاردهم خرداد سال شصت و هشت به نتیجه رسید تاخامنه ای علیرغم فقدان  صلاحیت های مصرح در قانون اساسی، بر کرسی رهبری تکیه زند.

در تلگرام بخوانید

از آن روز تا دو هفته پیش ، مهم ترین ایراد  بر روند انتخاب خامنه ای ، صحنه سازی فریب کارانه هاشمی رفسنجانی و احمد خمینی  و همدستی خامنه ای با آنان بود .اما انتشار یک ویدئوی نوزده دقیقه ای از روند انتخاب رهبر ، شوکی بزرگ‌بر موافقان و مخالفان‌خامنه ای وارد کرد. شوک وارده آنقدر بزرگ‌بود که بسیاری از اصولگرایان ترجیح دادند با سکوت ، از افزایش “جلب توجه” به ویدئوی منتشره جلوگیری کنند. خامنه ای در بخشی از نوار نوزده دقبقه ای اظهار می دارد:”باید خون گریست بر جامعه ای که حتی اسم‌امثال من برای رهبری آن ، مطرح شود”. اغلب مخاطبان ، نوع کلمات مورد استفاده خامنه ای را نشانه اعتراف واقعی او به عدم‌صلاحیت خویش برای نشستن در جایگاه رهبری دانستند. در مقابل ، برخی افراد و رسانه های نزدیک به رهبر، ترجیح دادند  از کنار اصلی ترین سوژه یعنی اعتراف خامنه ای به عدم صلاحیت خویش بگذرند و تنها به برخی حواشی از جمله تشریح ” موقت بودن رهبری ” بپردازند.

تنها یک‌نفر به نام عطا مهاجرانی ، برداشت دیگری از اظهارات خامنه ای داشت. او ضمن تجلیل از رفتار و گفتار علی خامنه ای در جلسه انتخاب رهبر نوشت: “صمیمیت و برافروختگی که در سیما و سخن و حرکات آیت الله خامنه‌ای در این فیلم دیده می‌شود، تمامی نشانه‌های توانایی کسی‌ است که بر خود پیروز شده است، نه نشانه ضعف و ناتوانی.» اما مهاجرانی در هنگام ادای قسم‌حضرت عباس، ناچار به افشای دم خروس هم می شود. او که خصلت تملق خواهی خامنه ای و نیز کینه ورزی او را به خوبی می داند همه عقلا و فرزانگان را در جناح همدلان خویش قرار می دهد و برای به دست آوردن دل رهبر، همه منتقدان او را ذیل عبارت ” غوغاسالاران سطحی ” طبقه بندی می نماید: “کسانی که با هر انگیزه‌ای فیلم خبرگان را منتشر کرده‌اند، ممکن است در سطح برخی غوغاسالاران را خرسند کرده باشند تا در این روزهایی که مطامعی علیه نظام و رهبری تیز شده است، دستاویزی فراهم کنند، اما خردمندان و نکته‌بینان می‌دانند و می‌فهمند که این فیلم نشانی از صداقت و صمیمیت درخشانی را به‌همراه دارد. عالی‌ترین سمت کشور را به کسی پیشنهاد می‌کنند و او با برافروختگی پای بر نفس خود می‌گذارد و نمی‌پذیرد».

با ذکر مقدمه نسبتا طولانی ، می خواهم به نکته ای بپردازم که به گمانم‌مهمترین درس از نوار اخیر است. نخست فرض کنیم سخنان مشمئز کننده مهاجرانی ، دقیق باشد. در آنصورت ، علی خامنه ای قبل ازانتصاب به رهبری ، انسانی صادق و صمیمی  بوده که علیرغم صلاحیت های  فراوان، پای بر نفس خویش می گذاشته است .اما همین‌انسان با ویژگی هایی که عطاءاله مهاجرانی به او نسبت داده است پس از تصدی رهبری ، آنچنان شیدای این جایگاه می شود که در برابر پیشنهاد تاجبخشِ خویش – هاشمی رفسنحانی – برای تجویز “نظارت خبرگان‌بر نهادهای زیر نظر رهبر ” بر آشفته می شود. او که نمی خواست رهبری را بپذیرد اکنون با داشتن‌انواع بیماری ، حاضر نیست قدرت را واگذارد. همو که به ادعای سخیف مهاجرانی ، در برابر پیشنهاد تصدی رهبری ، دچار”  عصبانیت همراه با صمیمیت ” شده بود اکنون در برابر کسانی که خواستار کناره گیری او از قدرت هستند دچار عصبانیت همراه با رسوایی می شود و آنان را ” مگس ” می نامد.

البته مهاجرانی قبلا نیز در بالاترین حد مجیزگویی، ازسلامت مالی علی خامنه ای سخن گفته بود در حالی که بر همگان‌آشکار است که او در میانه سومین دهه از دوره رهبری ، مهم ترین حامی دولت فاسد احمدی نژاد بود و در یکی از مهم ترین پرونده ها- موسوم‌به پرونده سه هزار ‌میلیاردی – شخصا دستور “کش ندهید ” صادر کرد. همانگونه که اشاره شد این بخش از یادداشت با فرض صحت ادعاهایی است که عطا مهاجرانی و سایر مجیزگویان رهبر ، بیان کرده اند. قبل از مهاجرانی ، افراد دیگری از ویژگی های مثبت خامنه ای گفته اند . از جمله گفته شده که او از جنایت تابستان شصت و هفت بی خبر بوده است. اما همین فرد،وقتی در جایگاه رهبری قرار گرفت نه تنها از اعدام  وقتل صدها نفر توسط‌قوه قضائیه و نیروهای سرکوبگر حمایت کرد بلکه  با تصمیمات خودخواهانه ، امنیت جانی میلیونها را به خطر انداخت. تردیدی وجود ندارد که بخش عمده تحریم ها،  نتیجه مستقیم تصمیمات خامنه ای بوده و در اثر همان تحریم ها ، هزاران بیمار از دسترسی به دارو و درمان مناسب محروم شده اند و صدها تن جان باخته اند، فرسوده بودن ناوگان هوایی ، اگر چه  جنایت فروشندگان غربی هواپیما است اما نقش خامنه ای در تحمیل این‌تحریمها به ایران ، غیر قابل انکار است. گسترش فقر ، موجب از هم‌پاشیدن‌خانواده های بسیار و مرگ‌خاموش بسیاری از افراد شده است . اخیرا رئیس کمیته امداد از وجود دوازده میلیون فقیر مطلق در کشور خبر داده ، این در حالی است که در دوره رهبری خامنه ای ، دهها میلیارد دلار به سوریه ، حزب اله لبنان و گروههای فلسطینی کمک شده است. به عبارت دیگر، کسی که گفته می شد قبل از تصدی رهبری  با اعدام ها مخالف بوده است با تصمیمات ضد ایرانی خود طی بیست و هشت سال رهبری ، موجب فقر افراد بسیار  و مرگ خاموش هزاران نفر شده است…..

اما در مورد اظهارات خامنه ای در جلسه چهاردهم‌خرداد سال شصت و هشت فرض دیگری نیز وجود دارد که قرائن و شواهد ، گواه بر صحت آنست. به موجب این فرض ، اظهارات علی خامنه ای در آن جلسه ، فریب کارانه و  با برنامه ریزی قبلی بوده است. به عبارت دیگر ، اظهارات او مبتنی بر سناریویی بوده  که قبلا توسط مثلث ” احمد خمینی ، اکبر رفسنجانی و علی خامنه ای” نوشته شده بود. اگر این فرض را بپذیریم  سه شاگرد مبرز آیت اله خمینی که نزدیک ترین یاران  او نیز بوده اند  با اراده قبلی،   یک‌ملت  را فریب داده اند.

هر یک‌از دو فرضیه بالا که صحت داشته باشد نتیجه مشابه به دست می آید . به موجب فرض اول ، تکیه زدن  بر جایگاه ولایت فقیه و بر خورداری از اختیارات نامحدود آن می تواند  هر کسی را به خطرناک ترین‌موجود تبدیل کند ؛  حتی  کسی‌که عطا مهاجرانی ها، او را در حد قدیس می پندارند. فرض دوم نیز ثابت می کند طمع  دسترسی به ولایت مطلقه ، از نزدیک ترین تربیت شدگان ولی فقیه .فریب کارترین  عناصر سیاسی را می سازد . بی شک ، هیچکس از احمد خمینی و اکبر هاشمی رفسنجانی به خمینی نزدیک تر نبود. خامنه ای نیز به اقتضای هشت سال ریاست جمهوری ، از یاران نزدیک آیت اله خمینی به شمار می آمد و همین سه ، کاری با ایران کردند که کمتر دشمنی می توانست انجام دهد. نگارنده بر این باور است‌که آنچه در سال های اخیر بر سر ایران و ایرانی آمده ، بیش از آنکه به دلیل حاکمیت مستبدانه علی خامنه ای و اعوان او باشد ناشی از ” فساد خیزی جایگاه ولایت فقیه ” است .  این نکته ای است که در تحلیل روند منتهی به اشغال جایگاه رهبری توسط خامنه ای ، نباید از آن غفلت کرد . در واقع باید از هر فرصتی برای تبیین پیامدهای  استبداد دینی در کشور استفاده کرد. بازتاب گسترده نوار نوزده دقیقه ای از اجلاس خبرگان یکی از‌ بهترین فرصت ها برای تشریح زیان هایی است که نظام‌ولایت فقطه بر ملت و کشور وارد کرده است.

در تلگرام بخوانید

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon