دیپلماسی اشتباه ایران در آفریقا

در تلگرام بخوانید

الکس واتانکا – حسین امیر عبداللهیان معاونت وقت عربی و آفریقایی وزارت امور خارجه، از “به روز رسانی” استراتژی تهران در افریقا خبر داده بود. استراتژی ای که به دنبال سطح جدیدی از روابط استراتژیک با آفریقا طی سال های آتی است. از آنجایی که حسن روحانی علاقه چندانی به گسترش رابطه با آفریقا نشان نداده است، ناهماهنگی موجود در اظهارات مسئولان جمهوری اسلامی کمی گیج کننده نیز هست. روحانی در واقع بیشتر به دنبال تامین امنیت سرمایه گذاران خارجی در ایران و گسترش دانش فن آوری است تا به اقتصاد بیمار ایران کمک کند. از این رو آفریقا در لیست اولویت های حسن روحانی جای نمی گیرد. در همین حال، آخرین تحول مثبت عمده در روابط ایران و آفریفا، مورد سودان بود. اما زمانی که رابطه ایران و عربستان در ژانویه ۲۰۱۶ در پی حمله به سفارت عربستان در ایران بحرانی شد،  ایران با چرخش کامل سودان نیز رو به رو شد. در آن بحران سودان از ریاض حمایت کرد و رابطه با ایران را فدای تحکیم دوستی خود با عربستان کرد. سودان تجربه تلخی برای نخبگان سیاسی در ایران به یادگار گذاشت. در لایه های تصمیم گیری در تهران، کسانی که باور دارند آفریقا شریک قابل اعتمادی نیست و با وجود پیشنهادهای بهتر ایران را ترک خواهد کرد، در حال افزایش هستند.

ایران در دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد نیز تجربه خوبی از رابطه با آفریقا نداشت. درواقع، آخرین دورخیز ایران برای تحقق برنامه های استراتژیک خود در آفریقا، در دوران محمود احمدی نژاد، به شکستی بزرگ تبدیل شد. از سال ۲۰۰۵ تا پایان دور دوم احمدی نژاد در سال ۲۰۱۳، احمدی نژاد دائما استراتژی” تبادل منابع و اطلاعات بین کشورهای در حال توسعه” را ترویج می کرد. با این امید که با تحقق اهداف این استراتژی، کشورهای آفریقایی و آمریکای لاتین متحد ایران شوند و ایران در صحنه بین المللی به یک قدرت سیاسی و اقتصادی تبدیل شود. این استراتژی به منظور جبران وخامت روابط ایران با شرکای اقتصادی سابقش در اروپا و آسیای شرقی انجام گرفت.

در سال ۲۰۰۶ احمدی نژاد در گامبیا نشست اتحادیه آفریقا به عنوان مهمان افتخاری حضور داشت. اما در ۲۲ نوامبر ۲۰۱۰، گامبیا روابط دیپلماتیکش با تهران را قطع کرد و تمام دیپلمات هایش را از ایران خارج کرد. دلیل رسمی این اقدام این بود که ایران به گامبیا سلاح منتقل می کرد. یک ماه قبل از آن نیجریه یک کشتی ایرانی را متوقف کرده بود و یک محموله تسلیحاتی کشف کرده بود. البته ایرانیان ادعا می کنند، دلیل اصلی و واقعی این اقدام، فشار آمریکا برای کوتاه کردن دست دولت احمدی نژاد از گامبیا بود. صرفنظر از دلیل واقعی این گسست دیپلماتیک، بسیار واضح است که گسترش روابط دیپلماتیک در قاره آفریقا از موقعیت‌هایی که احمدی‌نژاد پیش می‌نهاد و در آن با رهبران مختلف آفریقایی عکس‌های درخشان می‌گرفت، بسیار پیچیده تر بود.

شکست مفتضحانه ایران در گامبیا، موجب توقف احمدی نژاد نشد. مدت کوتاهی پس از آن در اواخر سال ۲۰۱۰، تهران نشست دو روزه انجمن آفریقا و ایران را برگزار کرد که ۴۰ کشور آفریقایی در آن نیز حضور داشتند. در حالیکه در این نشست از دور جدید روابط ایران و آفریقا صحبت شد، طولی نکشید که اعضای آفریقایی شورای امنیت سازمان ملل -گابن، نیجریه و اوگاندا – به تحریم های ایران برای فعالیت های هسته ایش رای مثبت دادند. یعنی درست در زمانی که ایران بیش از هر زمان دیگری به حمایت آفریقا نیاز داشت. در ژوئن ۲۰۱۰ و چندماه بعد از تور لابی گرانه احمدی نژاد در آفریقا، بود که سازمان ملل، این دور از تحریم های ایران را بر اساس قطعنامه ۱۹۲۹ تصویب کرد.

سیاست احمدی نژاد در آفریقا همیشه با کشمکشی سخت همراه بود. او بارها بر “روابط تاریخی” ایران و افریقا تاکید کرده بود، که البته توهمی بیش نیست. ایران و آفریقا رابطه چندانی با هم نداشته اند. ردپای ایران در آفریقا به  فتوحات امپراتوری فارس در این قاره برمیگردد، و یا قرن ها پیش که تجار فارس به سواحل زنگبار مهاجرت کردند. در دوران پادشاهی محمدرضا شاه پهلوی نیز به استثنای مصرِ انورسادات و اتیوپیِ هایله سلاسی و رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی، ایران منافع چندانی در آفریقا نداشت.

با وقوع انقلاب اسلامی، تغییرات اساسی در سیاست خارجی ایران صورت گرفت. تاکید ایران از غرب به کشورهای در حال توسعه تغییر کرد. اما حتی پس از انقلاب اسلامی نیز آفریقا هرگز در اولویت برنامه های تهران نبود. بعد از شاه، تهران در حمایت از تصمیم کنگره ملی آفریقا، روابطش با رژیم آپارتاید در آفریقای جنوبی را قطع کرد. حرکتی که کنگره ملی آفریقا آن را به یاد داشت و به خاطر آن در ۱۹۹۴ از ایران قدردانی کرد. اما این تنها یک استثنا از موفقیت ایران در آفریقا است و همیشه این گونه نبوده است.

برای احمدی نژاد که مدتها قصد داشت با نفوذ غرب و به خصوص با ایالات متحده مبارزه کند، آفریقا یک میدان نبرد کلیدی بود. در آفریقا جوامع مسلمان فقیر زیادی وجود دارند و از این رو ممکن است احمدی نژاد در انتقال پیام های پوپولیستی و ضدغربی منعکس شده در روزنامه ها موفق شده باشد، و جدای از این موفقیت های خرد، تهران همچنین توانست به یک عضو ناظر در  اتحادیه آفریقا تبدیل شود. اما دولت های این قاره با اقداماتشان- برای مثال رای مثبت در سازمان ملل علیه تهران در سال ۲۰۱۰، و یا اخیراً چرخش ۱۸۰درجه ای دیپلماتیک سودان- نشان دادند، در شرایط سخت و بحرانی، از منافع خود به خاطر ایران صرف نظر نمی کنند.

کشورهای آفریقایی ثابت کرده اند که برای آنها فاصله گرفتن از ایران کاری ندارد و این هیچ ربطی به فشارهای آمریکا نیز ندارد. سومالی، سودان، جیبوتی و کومور در ژانویه ۲۰۱۶ تصمیم گرفتند هرگونه رابطه دیپلماتیک با ایران را قطع کنند. این تصمیم به دنبال خشم عربستان سعودی از حمله به سفارتش در تهران صورت گرفت، و ریاض مصرانه می خواست دیگر دولت ها را متقاعد کند که در این مساله  از او پیروی کنند. این آخرین اختلاف ایران و کشورهای آفریقایی در پی بحرانش با عربستان سعودی، برای تهران روشن کرده است که از ۱۹۷۹ تاکنون در ایجاد سیاستی عمیق در آفریقا تا حد زیادی شکست خورده است. برای حسن روحانی، که به جاه طلبی پیشینیان خودش مبنی بر “رابطه و داد و سند با کشورهای جهان سوم” پناه نبرده است، و در استراتژی خود به دنبال بهبود جایگاه بین المللی ایران هم در رابطه با شرق و هم در رابطه با غرب است، آفریقا در حال حاضر اولویت استراتژیک ندارد. او دلایل خوبی برای حفظ این سیاست در شرایط حاضر دارد. وعده های اخیر تهران برای به روزکردن سیاست خود  در آفریقا بسیار بعید است که اجرایی شود.

#سیاستروحایدرقبالافریقا #حسنروحانی #دیدگاهنو #احمدینژاد #ایرانوآفریقا

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon