ردصلاحیت احمدی نژاد و فربه شدن نظارت استصوابی

در تلگرام بخوانید

کاندیداتوری غیر منتظره محمود احمدی نژاد ویژگی تازه ای به انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری و پیچیدگی آن بخشید. ثبت نام او معادلات اصلول گرایان در انتخابات را به هم ریخته و نیرو های ولایتمدار را خشمگین ساخت. به این تصمیم از جنبه های مختفی می توان نگریست، اما یکی از موضوعات محوری بحث رد صلاحیت احمدی نژاد توسط شورای نگهبان است. برای نخستین بار همگرایی در بین بخش غالب اصول گرایان و جمعی از اصلاح طلبان بوجود آمده است که از رد صلاحیت کاندیدایی حمایت می کنند. در ادامه بحث می شود که چرا این رویکرد به لحاظ اصولی خطا بوده و پیامد های سیاسی نامطلوبی به همراه دارد و عمق استراتژیک نظارت استصوابی شورای نگهبان را گسترش می دهد.

نامه احمدی توکلی اراده اصول گرایان برای ترغیب شورای نگهبان به رد صلاحیت احمدی نژاد و حمایت از آن را بازتاب می دهد که با پشتیبانی اعلام نشده و آشکار طیفی از اصلاح طلبان همراه شده است. البته باید توجه داشت اگرچه تبار سیاسی احمدی نژاد با اصول گرایان یکی است اما ریاست جمهوری وی توسط خامنه ای و مصباح یزدی بر آنها تحمیل شد. کسانی از اصلاح طلبان و معترضان به وضع موجود که از این برخورد انقباضی و سلب کننده آزادی انتخابات دفاع می کنند، ناخواسته بند ها و حصار های ساخت مطلقه قدرت در عرصه عمومی و سترون سازی انتخابات را مستحکم تر می کنند. نامه توکلی و تلاش های دیگر گروه ها و افراد اصول گرا و نیرو های ولایتمدار ظاهرا موثر افتاد وشورای نگهبان صلاحیت محمود احمدی نژاد و حمید بقایی را رد کرد. فعلا واکنشی از سوی آنها صورت نگرفته است، اما بر اساس موضع گیری علی اکبر جوانفکر می توان گمانه زنی کرد که اقدام تندی انجام نخواهند داد.

از منظر حقوق بشری و موازین انتخابات آزاد ومنصفانه و عدالت سیاسی هیچ کسی نباید از مشارکت سیاسی و انتخاب شوندگی محروم شود مگر آنکه مرتکب اقدامات ناموجه بارزی شده باشد.نمی توان مدافع انتخابات آزاد بود اما در عین حال از محروم کردن بخشی از جغرافیای سیاسی کشور دفاع کرد. بحث تخلفات و جرائم وی قابل تامل است. اگر در یک فضای باز و نظام سیاسی مشروع و سالمی انتخابات برگزار می شد و قوه قضائیه مستقلی وجود داشت، طبیعی است احمدی نژاد به خاطر اقدامات خرد ستیزانه اش و آسیب های جدی و سنگینی که به منافع ملی ، حقوق ملت و زیر ساخت های کشور زده و باعث اتلاف اموال عمومی شده باید در دادگاه صالح و در چارچوب آئین دادرسی منصفانه محاکمه شود وچه بسا مجال کاندیداتوری نیابد. اما چنین شرایطی در وضعیت کنونی ایران وجود ندارد. اگر قرار باشد بحث محاکمه قضایی و اقدامات خلاف قانون پیش بیاید، باید ابتدا به سئوال مهمتر و پیشینی تری پاسخ داد که آیا نظام کنونی جمهوری اسلامی قانونی و موجه است؟ کارنامه کارگزاران ارشد این نظام و در راس آنها ولی فقیه چه نسبی با سوابق احمدی نژاد دارد؟

در مورد نخست برونداد جمهوری اسلامی و ویژگی های ساختار حقوقی و حقیقی آن روشن می سازد که این نظام را نمی توان در چهارچوب قانون به عنوان خیر و مصلحت عمومی بشمار آورد. جنبه های بیرونی قانون به عنوان مجوعه ای از واژه ها و ترکیب بندی های کلامی وجود دارد اما پشتوانه آنها قرائت آستینی از قانون به عنوان “حکم حاکم” است که به دلیل نظریه ولایت فقیه وفرادستی آن بر نهاد های انتخابی و ساختار تقنینی کشور، قانون را از معنای درست خود خارج کرده و “قانون بی قانونی” پوشیده در استبداد و اراده شخصی ولی فقیه وحلقه نزدیکان و تصمیم سازان آن را جایگزین کرده است. بنابراین در چارچوب این قانون محاکمه احمدی نژاد نه ممکن است و نه به جای درستی می رسد. اگر احضار های قضایی پراکنده و نامعلوم وی جدی شود باز پای حق و حقیقت و بررسی لطمات وی به پیکره کشور به میان نمی آید، بلکه سناریوی اصحاب قدرت در قوه قضائیه ملعبه دست اراده ولی فقیه و نیرو های امنیتی و نظامی اجرا می شود تا ادعای انحراف وی و یا تاثیر پذیری از تلقینات جاسوس های اسرائیل و استکبار جهانی را به زعم خود اثبات کنند. بر همین مبنا اگر کاندیداتوری منوط به پاسخگویی در برابر اتهامات شود، کثیری از اصلاح طلبان و نیرو های دگر اندیش نیز از سوی قدرت حاکم متهم به اتهامات گوناگون هستند. ازاینرو اتخاد چنین شیوه ای به رد صلاحیت ومداخله های فراقانونی و غیر قانونی رهبری مشروعیت می دهد.

اما اگر قرار باشد در یک دستگاه قضایی درست به تخلفات کارگزاران حکومتی بعد از انقلاب رسیدگی شود، ماجرا محدود به احمدی نژاد و نزدیکانش نمی شود و جمع قابل اعتنایی از کسانی که در چهار دهه گذشته مصدر امور بوده و با ویژه خواری ها، زد بند ها، بی عدالتی ها و آلودگی به مفاسد اقتصادی کشور را به سیر قهقرایی کشانده اند، باید مورد پیگرد قضایی قرار بگیرند. همچنین باید توجه داشت احمدی نژاد در اقدامات مخربی که انجام داد تنها نبود و بخش مهمی از تخلفات به پشتوانه و چه بسا دستورات رهبری انجام شده و با حمایت نیرو های بسیجی، فرماندهان سپاه پاسداران و اصول گرایان تندرو و مدافع گقتمان سوم تیر به منصه ظهور رسیدند. خود احمد توکلی در رشد پدیده احمدی نژاد نقش داشته و به نوبه خود باید پاسخگو باشد. بنابراین استقبال از رد صلاحیت احمدی نژاد و در عین حال تلاش گسترده برای نزدیکی به رهبری و تسلیم طلبی در برابر استبداد دینی یک تعارض و تضاد عمیق را بازتاب می دهد که تاثیرات نامیمونی بر عرصه سیاسی و کنش های اعتراضی دارد.

از نقطه نظر دیگر خطای راهبردی نادیده گرفتن نافرمانی احمدی نژاد در برابر مداخله ناموجه خامنه ای است. او مطابق همین قانون اساسی مشکل دار جمهوری اسلامی حق ندارد کسی را از کاندیداتوری در انتخابات نهی کند. ساز و کار قانونی برای ورود قوه قضائیه برای بررسی تخلفات وجرائم نیز روشن است. تا کنون دادگستری علیه احمدی نژاد حکمی صادر نکرده و حتی کیفر خواست نیز تنظیم نکرده است. او با حکم رهبری عضو آخرین دوره مجمع تشخیص مصلحت بوده و در تمام جلسات رسمی و آئینی بیت رهبری در ملاقات با مسئولان نظام نیز حضور داشته است. کار احمدی نژاد چالشی از سوی بخشی از قدرت در برابر اقتدار گرایی است متحدان دیروز امروز در برابر هم صف آرایی کرده اند و رویارویی آنها از قوت دستگاه سرکوب کم کرده و دست و کم فشار بر روی نیرو های جامعه مدنی را تا مدتی کم می کند.

البته دفاع از حقوق احمدی نژاد به معنای حمایت از نظرات وکارنامه وی نیست. بلکه می شود سرسختانه با وی مخالفت کرد ورویکرد عوام فریبانه، متوهمانه و خرافاتی وی و تاثیرات ویرانگرش را برای جامعه فاش ساخت اما در عین حال به رقابت شرافتمندانه با او برخواست. پاسخ منفی به احمدی نژاد باید از سوی مردم داده شود نه شورای نگهبان. در شرایط کنونی اگر صلاحیت وی رد شده باقی بماند و خارج از اصول گرایان نیز جمعی به حمایت از این تصمیم بپردازند، آنگاه وی با مظلوم نمایی می تواند سرمایه اجتماعی کسب کرده و در نتیجه خطر او و حلقه نزدیکانش برای ایران بیشتر شود.

رد صلاحیت احمدی نژاد برای نظام وبخصوص شخص رهبری هزینه دارد بیش از هر چیز بصیرت و ادعا بینش سیاسی بالای او زیر سئوال رفته است. می توان پیشبینی کرد که احمدی نژاد تلاش هیی برای اختلال در برنامه های انتخاباتی اصول گرایان و هسته سخت قدرت انجام دهد. اگرچه دور از انتظار است که اقدامی انتحاری انجام داده و به گسست کامل از نظام برسد اما در وضعیت تقابلی، تضاد اصلی وی اصلاح طلبان وروحانی نخواهند بود. هسته سخت قدرت ترجیح می دهد حمایت اصلاح طلبان و اعتدالی ها و جنبش اعتراضی را داشته باشد تا هزینه اقدام خود و مواجهه با تهدیدات ناشی از رفتار جنجالی و غیر منتظره احمدی نژاد را حداقل سازد. در مجموع از نیرو های دمکراسی خواه و مدافعان انتخابات آزاد و منصفانه و خارج از اراده ولی فقیه انتظار می رود ضمن مرزبندی صریح با دیدگاه ها و نظرات احمدی نژاد وبقایی با رد صلاحیت آنان مخالفت کنند.

در تلگرام بخوانید

#احمدینژادوخامنهای #ردصلاحیتاحمدینژاد #بصیرتاحمدینژادی #دیدگاهنو #احمدینژاد #علیافشاری #بقاییواحمدینژاد #احمدینژادوجنتی

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon