رهبران ایران و مسئله بحرین

 علیرضا کیانی

تحلیلگر سیاسی


در تلگرامبخوانید

مساله محاکمه شیخ عیسی قاسم در بحرین، و نوع واکنش جمهوری اسلامی به آن، میدان سنجش بزرگی برای مدعیات آزادی خواهانه حکومت اسلامی تهران است. این روحانی معترض شیعی از افراد نزدیک به حکومت جمهوری اسلامی ست و پیش از این خامنه ای او را به لقب «ستاره ای در آسمان تشیع» ملقب کرده بود. او که به دلیل ارتباط با جمهوری اسلامی و «فرقه گرایی» و «ترویج خشونت»، تابعیت بحرینی خود را از دست داده است، اکنون به یکی از سوژه های اعتراضی مقامات نظامی و سیاسی تهران بدل شده است و اعتراضات تهران به حکومت بحرین در زبان های مختلف از حدود دوماه پیش تاکنون ادامه دارد.

ابتدا این قاسم سلیمانی – فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران – بود که حکومت بحرین را تهدید به نابودی کرد. او حکومت بحرین را به «دستگیری برخی از  رهبران سیاسی و دینی، به زندان کشاندن زن‌ها و کودکان و شکنجه خوفناک آنها، لغو تابعیت شهروندان، تضییع حقوق شهروندی و دهها جنایت دیگر» متهم کرد و با لحنی تقریبا بی سابقه و بسیار تند در بخشی از بیانیه خود که متعاقب این اتفاق صادر کرده بود چنین نوشت: « تجاوز به حریم آیت الله شیخ عیسی قاسم خط قرمزی است که عبور از آن شعله ای از آتش را در بحرین و سراسر منطقه پدید خواهد آورد و برای مردم راهی جز مقاومت مسلحانه باقی نخواهد گذاشت. قطعا تاوان آن را آل خلیفه پرداخت خواهد کرد و نتیجه آن جز نابودی این رژیم سفاک نخواهد بود. »

در واکنشی دیگر رییس وقت ستادکل نیروهای مسلح وارد شد. سیدحسن فیروزآبادی در یک سخنرانی و در پاسخ به سلب تابعیت شیخ عیسی قاسم، حکومت بحرین را به «قانون شکنی» متهم کرد. او همچنین در تابعیت بحرینی حاکمان بحرین شک کرد و آن ها را «دزدان دریایی بی وطن» نامید و در اظهارنظری عجیب گفت: « آنچه هم‌اینک توسط مراجع بین‌المللی بی‌طرف بایستی بررسی شود وضعیت اسناد تابعیت آل‌خلیفه در بحرین است. امروز حاکم غاصب بحرین یک افسر آموزش دیده دانشگاه سلطنتی انگلیس است که دوره فرماندهی و ستاد را در ایالات متحده سپری کرده است با آموخته‌های انگلیسی – آمریکایی و حمایت‌های آنها.»

خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی نیز موضوع بحرین را نه نزاع شیعه – سنی بلکه «حاکمیت جائرانه‌ی یک اقلیت مستکبر خودخواه بر یک اکثریت گسترده» دانست. او «تعرض» حاکمان بحرین به شیخ عیسی قاسم را «نشانه بلاهت» حاکمان دانست و با سخنانی که می توان آن را تهدید تلویحی و در راستای بیانیه قاسم سلیمانی ارزیابی کرد، حکومت بحرین را به «حرکات تند و مسلحانه»ِ جوانان «حماسی و پرشور بحرین» هشدار داد. او عیسی قاسم را «مجاهد» توصیف کرده و گفت: «تعرض به این عالم مجاهد، به معنای برداشتن مانع از مقابل جوانان حماسی و پرشور بحرین برای انجام هر اقدامی در مقابل حکومت است.»

بیانیه اعتراضی وزارت امورخارجه جمهوری اسلامی نیز اگرچه زبانی دیپلماتیک و نرم داشت اما از حکومت بحرین به دلیل « تشدید رویکردهای امنیتی علیه رهبران دینی و ملی» انتقاد می کرد و تاکید کرد که اقداماتی از قبیل سلب تابعیت شیخ عیسی قاسم، «امید به اصلاح امور از طریق گفت‌وگو و روش‌های مسالمت‌آمیز» را از بین می برد. دستگاه دیپلماتیک سیاست خارجی جمهوری اسلامی خواستار آن شد که برخوردهای فراقانونی پایان پذیرد و پل های ارتباطی با مردم و رهبران میانه رو، تخریب نشود.

مورد رهبران محصور جنبش سبز

نکته جالب آن است که اگر در سخنان بالا دقیق شویم، همه این اظهارنظرها فارغ از تندی یا نرمی موضع، از موضع حقوق بشری نیز به مساله شیخ عیسی قاسم نگاه می کردند. تا جایی که حتی قاسم سلیمانی – فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران – از «تضییع حقوق شهروندی» روحانی معترض بحرینی سخن به میان آورد. این ادعاها درحالی ست که حکومت ایران خود یکی از پربحث ترین و سیاه ترین کارنامه ها را در قبال مساله حقوق سیاسی مخالفان خود دارد. جدای از کشتار هزاران زندانی سیاسی – عقیدتی در دهه شصت و قتل های زنجیره ای در دهه هفتاد، تعداد بسیار بالای زندانی سیاسی – عقیدتی هنوز مورد اعتراض نهادهای حقوق بشری ست.

در برجسته ترین مورد می توان به حصر رهبران جنبش سبز – موسوی، کروبی و رهنورد – اشاره کرد که بدون محاکمه و برگزاری دادگاه، بیش از ۵ سال است که در زندان خانگی به سر می برند. این در حالیست که حداقل مهدی کروبی، بارها خواستار برگزاری دادگاه برای خود شده است. او در یکی از آخرین واکنش ها در نامه ای که خطاب به حسن روحانی نوشت، دگربار این خواست خود را تکرار کرد. بیشتر سطور این نامه پاسخی به ادعاهای خامنه ای علیه جنبش سبز و رهبران آن بود. خصوصا واژه «نانجیب» که خامنه ای رهبران اعتراض انتخاباتی سال ۸۸ را بدان موصوف کرده بود.

مهدی کروبی در بخشی از نامه خود نوشت: «از شما می خواهم براساس تکلیفی که قانون اساسی و مردم برعهده تان گذاشته اند، از حاکمیت مستبد بخواهید تا دادگاه علنی ام، مطابق اصل ۱۶۸ قانون اساسی، ولو با ترکیب مورد نظر ارباب قدرت را تشکیل دهد تا به یاری خداوند و به اتفاق وکلای ام با استماع کیفرخواست، ادله خود مبنی بر تقلب انتخابات ریاست جمهوری ۸۴، مهندسی انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ وآنچه بر فرزندان این کشور در بازداشتگاه های قانونی و غیر قانونی گذشت را به اطلاع عموم برسانم. خروجی این دادگاه مشخص خواهد کرد که برگشته از انقلاب و نانجیب، و ادامه دهنده راه انقلاب و نجیب، کدامیک از طرفین دعوا و نزاع انتخابات ۸۸ قرار دارند.»

مورد محمدحسین کاظمینی بروجردی

درواقع پیدا نیست چرا توصیه های امیرعبداللهیان مبنی بر حفاظت از دموکراسی و آزادی و توقف اقدامات امنیتی،  برای مخالفان ایرانی و معادلات سیاسی درون ایران کارایی ندارد؟ خصوصا اگر این نکته در نظر گرفته شود که منتقدان سیاسی حکومت ایران به این سه رهبر جنبش سبز محدود نمی شوند. به عنوان مثال می توان از روحانی معترضی مانند سیدمحمدحسین کاظمینی بروجردی نام برد که از سال ۸۵ تاکنون در زندان به سر می برد. او که از روحانیون پرطرفدار محسوب می شود، مخالف تئوری ولایت فقیه و از هواداران ایده جدایی دین و دولت بود. به ۱۱ سال زندان محکوم شد و بنا به گزارش وبسایت حقوق بشری هرانا، در سال گذشته برای او اتهام “ارتداد” نیز بریده شد که البته شخص او حضور در دادگاه پیرامون این پرونده جدید را رد می کند. او ۱۱ سال است که بدون حتی یک ساعت مرخصی، پیوسته در زندان به سر برده است.

مساله این است که جدای از اینکه کاظمینی بروجردی زندانی عقیده به حساب می آید، بنا به گزارش های متعدد از مشکلات حاد جسمی نیز رنج می برد ولی با این حال، بنا به گزارش های متعدد به وضعیت جسمی او مشمول بی اعتنایی مقامات امنیتی قرار دارد. یکی از نزدیکان او در فروردین امسال در مصاحبه ای با وبسایت هرانا در توضیحی مفصل پیرامون وضعیت آقای بروجردی گفت: «از جمله مشکلات جسمی ایشان ناراحتی قلبی و در پی آن آب آوردن ریه و مشکلات تنفس، سنگ کلیه و درد کلیه دارند و به ایشان دارو نمی دهند، لرزش دست دارد که نمی دانیم علت آن چیست و حالتی شبیه بیماری پارکینسون است. پاهایش تورم دارد و بسیار درد می کند تا حدی که در مواردی توانایی راه رفتن را از وی گرفته است و ایشان می گوید به حدی درد می کند که انگار چاقو در پایم فرو رفته است. ایشان همچنین در اثر مصرف غذای زندان دچار مشکلات مزاجی و گوارشی شده است. این حالت طوری است که آقای بروجردی خودشان گفته اند گویا در غذای من چیزی می ریزند.»

جمهوری اسلامی؛ نگران آزادی در بحرین؟

اما در واکنشی تازه تر به مساله شیخ عیسی قاسم، حسین امیرعبداللهیان معاون سابق عربی آفریقایی وزارت امورخارجه که اکنون به سمت دستیار ویژه علی لاریجانی در امور بین الملل منصوب شده است، در واکنش به طرح محاکمه شیخ عیسی قاسم، محاکمه این روحانی را «اقدام گستاخانه» حکومت بحرین توصیف کرد و از حکومت بحرین خواست «به جای اتکای به اجانب» به مردم خود بیاندیشد. امیرعبداللهیان از معاونان تندروی وزارت خارجه محسوب می شد و در برخی تحلیل ها، برکناری او، به عنوان خواسته دولت های عربی منطقه ذکر شده بود.

او در توجیهی شگفت آور، واکنش سنگین جمهوری اسلامی به مساله شیخ عیسی قاسم را نه دخالت در امور داخلی بحرین که در راستای «حفاظت از دموکراسی و آزادی بیان در منطقه و بحرین» دانست. او همچنین «توقف اقدامات امنیتی» را «مقدمه ضروری حل سیاسی در بحرین» دانست. اما نکته اینجاست که توصیه های امیرعبداللهیان به حکومت بحرین مبنی بر حفاظت از دموکراسی و آزادی بیان در منطقه و نیز توقف اقدامات امنیتی و انتخاب راه حل سیاسی، سال هاست که با رفتار جمهوری اسلامی با مخالفانش همخوان نیست. در واقع پیدا نیست مقامات سیاسی – امنیتی – نظامی تهران با چه وجاهت حقوق بشری، دست به انتقاد از رفتارهایی می زنند که خود در آن سابقه ای طولانی دارند؟!

علیرضا کیانیعلیرضا کیانی فعال سابق دانشجویی است که به دلایل سیاسی در ایران از ادامه تحصیل بازماند و در تیرماه ۱۳۹۰ ایران را ترک کرد. در سال ۱۳۹۱ به «دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال ایران» پیوست. او هم اکنون ساکن آمریکا است.

#دیدگاهنو #عیسیقاسم

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon