سال گذشته سخنرانی رییس جمهور را از زندانی در ایران تماشا کردم

جیسون رضائیان – من امسال در طبقه بالای مجلس نمایندگان نشسته بودم. جایی که جامعه آمریکایی جمع شده بودند تا شاهد و شنونده گزارش سالانه رییس جمهور از وضعیت کشور باشند. از جایی که من در میان مهمان ها نشسته بودم، می توانستم حداقل هشت زن را که حجاب اسلامی داشتند، ببینم. از جمله «آنلا افضلی»، وکیل و مدیر شبکه توانمندسازی مسلمانان آمریکایی که یک روسری با نقش پرچم آمریکا پوشیده بود، «منا هانا-آتیشا» زن عراقی – آمریکایی که کاشف وجود سرب در آب شهر «فلینت» در میشیگان بود، و «خوزه آندرس»، سرآشپز معروف متولد اسپانیا، که ترامپ بعد از اینکه او را از برنامه افتتاح یک رستوران در هتل بین المللی خود کنار گذاشت، از او شکایت کرد. در اطراف من تعداد زیادی از جمهوری خواهان طرفدار دولت جدید نیز نشسته بودند. «لیتون ریک»، از محله لیوینگستون از لوئیزینیا در کنار من نشسته بود. سیاستمداری همه آنها را به یک دلیل خاص به آنجا دعوت کرده بود. و اتاق اصلی گنگره کم کم  داشت پر می شد، و شروع نمایش با شکوه شب را نشان می داد.

در تلگرام بخوانید

در آخرین سخنرانی دولت گذشته، هشتمین و آخرین سخنرانی اوباما، بعضی از افراد سنجاق هایی با نوشته #freejason پوشیده بودند. آن ها خواستار آزادی من از زندان جمهوری اسلامی بودند. سرنوشت من به موضوعی در مبارزات سیاسی بحث برانگیز تبدیل شده بود و بر روی تلاش های سیاسی دولت اوباما برای حصول یک توافق با ایران سایه انداخته بود. من همچنین به نماد خطراتی که روزنامه نگاران در سراسر دنیا با آن مواجه هستند، و مبارزه بی پایان بین المللی برای آزادی مطبوعات تبدیل شده بودم. نماینده کنگره، جارد هافمن برادرم علی را به این مراسم دعوت کرده بود. او نیز در جایی میان جمعیت بود. او برای آزادی من به صورت خستگی ناپذیری تلاش کرد.

سال گذشته من هزاران مایل دورتر بودم و تماشای این مراسم از آنجا محیطی کاملا متفاوت را به نمایش می گذاشت: در اعماق زندان اوین با دیوارهای بلند. من به عنوان خبرنگار واشنگتن پست، نزدیک به ۵۴۰ روز آنجا گرفتار بودم و به اتهام ساختگی جاسوسی و همکاری با دولت های متخاصم، بازداشت بودم. از زمانی که من و همسرم – که او نیز خبرنگار است –  در ژوئیه ۲۰۱۴ دستگیر شدیم، طیف گسترده ای از رهبران و شخصیت های با نفوذ در ایالات متحده و  کشورهای دیگر تماس های مداومی با مقامات ایران برای آزادی ما برقرار کردند.

در طول این مصیبت و آزمون سخت، من از همه حقوق اساسی خود محروم بودم: روند قانونی قضایی، دسترسی به وکیل،  فرصت برای آماده سازی دفاع، آزادی به قید وثیقه. با این حال، با اینکه در اوین از جمعیت عمومی زندانیان – و باقی دنیا – دور نگه داشته می شدم اما می توانستم تلویزیون ببینم .

تلویزیون یک صفحه تخت کوچک بود که در یک قاب سفید چوبی تعبیه شده بود و بر روی یکی از دیوارها قرار داشت، و تنها کانالهای دولتی و برنامه هایی که به شدت سانسور شده بودند را نشان می داد. بارها از همین تلویزیون دیدم که چگونه مقامات ایرانی و ایدئولوگ های جمهوری اسلامی به من تهمت می زنند. اما با این حال این تلویزیون برای من نعمتی بود. مانند یک پنجره بود برای دیدن آنچه در کشورم دارد اتفاق می افتد.

ممکن است عجیب به نظر بیاید که ایران، دشمن شناخته شده ایالات متحده آمریکا، به یک زندانی آمریکایی اجازه دهد که سخنرانی سالانه رییس جمهور آمریکا در مورد وضعیت کشور را تماشا کند. سخنرانی سالانه، فرصت منحصر به فردی را به رییس جمهور می دهد که ایالات متحده را در بهترین وضعیت و حالت ممکن نشان دهد، و از این طریق به ایده های بینندگان سراسر دنیا در مورد توانایی و وظایف دولت آمریکا برای انجام امور مختلف، شکل ببخشد.

اما واقعیت آن است که تلویزیون دولتی جمهوری اسلامی، سیاست آمریکا را بسیار نزدیک و دقیق دنیال می کند، تقریبا بیش از هر موضوع دیگری،  و اغلب سخنرانی های رییس جمهور آمریکا را به صورت زنده بخش می کند. درواقع اخبار آمریکا عنصری ضروری از تبلیغات ایران برای تقویت دیدگاه ضد آمریکایی است.

یک هم سلولی داشتم که از جمهوری سابق شوروی بود، که تقریبا نمی توانست انگلیسی صحبت کند. او نیز مانند بسیاری از مردم جهان، به چهل و چهارمین رییس جمهور ایالات متحده علاقه داشت. هر زمانی که اوباما در تلویزیون کوچک نشان داده می شد، دستش را روی قفسه سینه اش می گذاشت و به فارسی می گفت:«دوست من».

اوباما می توانست در آن جلسه، به نقش خود در امیدهای الهام بخش، تحقق ببخشد و نوید بدهد که آمریکا در مسیر درستی حرکت می کند اما آن روز من در سلولم در ایران دیدم که او از بحران فزاینده هویت داخلی در آمریکا حکایت می کند.او گفت: «هنگامی که سیاستمداران به مسلمانان توهین می کنند، چه در خارج و یا در داخل، زمانی که مسجدی تخریب می شود، یا بر کودکی نام می گذارند، اینها امنیت ما را بالا نمی برد…این اشتباه است. این عمل ما را در چشم جهان کوچک می کند. و مسیر ما را برای رسیدن به هدف سخت تر می کند.»

من می دانستم که به احتمال زیاد اوباما به حادثه ای که چندروز قبل از آن در سخنرانی انتخاباتی دونالد ترامپ رخ داده بود اشاره می کند که طی آن «رز حمید» مسلمانی آمریکایی را از محل سخنرانی بیرون کردند. او فقط تی شرتی پوشیده بود که برای روی آن نوشته بود: « سلام من برای صلح آمده ام.»

شاید برایتان عجیب باشد که من چگونه از درون زندان از این اتفاق خبر داشتم؛ زیرا تلویزیون دولتی ایران-مانند شبکه های خبری آمریکایی – سعی بر آن دارد که نشان بدهد سیاستمداران آمریکایی از دیرباز سعی در مخدوش سازی چهره اسلام دارند و بر این اساس روایت جمهوری اسلامی از آمریکا به عنوان «شیطان بزرگ» نیز تقویت می شود.

من به دقت گوش کردم که آیا اوباما در این سخنرانی مهم به من و یا دیگر زندانیان آمریکایی در ایران اشاره می کند یا نه؟ او از ما سخن نگفت و درباره ایران نیز بسیار خوش بینانه سخن گفت. اوباما در تنها اشاره اش به جمهوری اسلامی گفت: «ما با تحریم ها و دیپلماسی اصولی ائتلافی جهانی درست کردیم، که از  ایرانی با ارتشی هسته ای جلوگیری می کند، و همان طور که ما گفتیم، ایران از برنامه هسته ایش عقب نشینی کرد، و ذخیره اورانیومش را از ایران خارج کرد، و جهان نیز از جنگی دیگر خودداری کرد.»

اما اگرچه در آن روز از ما یادی نشد، اما واقعیت آن است که ما فراموش نشده بودیم. چهار روز بعد، من و دیگر زندانیان آمریکایی آزاد شدیم. ما درست در همان روزی آزاد شدیم که توافق هسته ای ایران و قدرت های جهانی صورت گرفته بود. ما بعدها فهمیدیم که مذاکرات بر سر آزادی  ما در ازای آزادی ایرانیانی که در آمریکا زندانی بودند، بیش از یک سال طول کشیده بود.

هافمن به من، همسرم «یگانه»، علی و مادرم در لنداشتول آلمان پیوست. جایی که من و دو آمریکایی دیگر،  قبل از پرواز به سوی ایالات متحده، آزمایش های  پزشکی پس از آزادی دادیم. سپس هافمن من و همسرم را به مهمانی سخنرانی سالانه رییس جمهور دعوت کرد و ما با اشتیاق پذیرفتیم.البته ما آن موقع نمی توانستیم تصور کنیم که آن کسی که این سخنرانی را ایراد خواهد کرد، دونالد ترامپ خواهد بود، با پیامی کاملا متفاوت از اوباما.

هنکامی که در حال ورود به کنگره بودم، در این فکر بودم که چه وقایعی بر من و این کشور گذشت اما زمانی که ترامپ سخنرانی خود را آغاز کرد تمام آن افکار پراکنده شدند. او تقریبا درباره اقدامات خود در هفته اول ریاست جمهوری سخنی نگفت. ترامپ گفت: «نسل های آمریکایی در یک زنجیره ناگسستنی، مشعل حقیقت، آزادی و عدالت را دست به دست تا به امروز حمل کرده اند و این مشعل در حال حاضر در دست ماست و ما از آن را برای روشن کردن جهان استفاده می کنیم.»

اما پس از آن من دوباره سخنانی شنیدم که من را به یاد سخنرانی مستبدان می انداخت. ترامپ گفت: «صداهای متحد شبیه به یک زلزله شد و ده ها میلیون نفر از مردم بر سر مسئله ای ساده که در عین حال تقاضایی مهم بود متحد شدند، و آن این بود که آمریکا باید شهروندان خودش را  در اولویت قرار دهد. زیرا فقط از این طریق است که آمریکا دوباره به شکوه و قدرت خود بازمی گردد.»

من نیز مانند بسیاری از مردم آمریکا، ترامپ را یک مرتجع می دانم. لفاظی های ارتجاعی او موجب می شود تا دیگر ارتجاعیون نیز به سخنان او پاسخ دهد. این رقص جدیدی نیست، اما سرعت آهنگ در حال تغییر است همانطور که رهبران سیاسی، بدون هیچ فیلتر شخصی، به حضور در رسانه های اجتماعی علاقه دارند.

اما ترامپ تنها رهبر جهان نیست که حساب توییتر دارد، در حال حاضر در تهران و دیگر پایتخت ها ،رهبران ضد آمریکایی نیز از استفاده از توییتر احساس رضایت داردند و در جهت امیال خود از آن استفاده می کنند. آیت الله خامنه ای، رهبر ایران، یکی از آنها است، او از حساب خود برای به اشتراک گذاری ارزیابی خود از جدیدترین مستاجر کاخ سفید استفاده می کند.

خامنه ای ۷ فوریه، در واکنش به فرمان اجرایی ممنوعیت موقت ورود افراد ۷ کشور عمدتا مسلمان – از جمله ایران – به آمریکا در حساب توییترش نوشت: «ما از ترامپ تشکر می کنیم که، تا حد زیادی کار ما را برای نشان دادن چهره واقعی امریکا راحت کرد.» از زمانی که من و یگانه به آمریکا برگشتیم، با هر کسی که مواجه شدیم از ما به گرمی استقبال کردند. اما ممنوعیت سفر ترامپ ما را مانند دیگر آمریکایی ها که احساس امنیت و تعلق به این کشور دارند، نگران کرد.

سپس، ترامپ از روزنامه نگاران نام برد که من و یگانه نیز به آن تعلق داریم. اما ترامپ آن ها را دشمن مردم آمریکا خواند.  درحالیکه من و همسرم به بودن در جمع جامعه روزنامه نگاران افتخار می کنیم.

ترامپ و دولت او ممکن است به درستی به ارزش هایی که در قانون اساسی ما مندرج شده است ایمان نداشته باشند و احترام و تقدیس نکنند، اما من ایمان دارم که مردم این کشور آن ها را راحت نمی گذارند. من دلگرم هستم چون بسیاری از آمریکایی ها را سه شنبه شب در کنگره دیدم که از پذیرش سخنان ترامپ امتناع می کردند.

من اکنون بیش از سال گذشته امیدوار هستم. زیرا من اکنون اینجا هستم، یک انسان آزاد در کشوری آزاد، که می توانم دوباره از ابزارهای حرفه ام در جهت حفاظت و حمایت از “آزادی و عدالت برای همه” استفاده کنم. آزادی و عدالت که ما آمریکایی ها به درستی، آن ها را گرامی می داریم.

در تلگرام بخوانید

#جیسونرضائیان #انتخاباتآمریکا #اوباما #برجام #دیدگاهنو #ترامپ #مبادلهزندانیانآمریکایی

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon