سرگشته گی در کویر غَبن ومال باختگی

م.رها – بسیار مورد پرسش قرار گرفته ام که ریشه اعترضات اخیر در چهارچوب یک تحلیل آنتروپولوژیک چیست؟! پاسخ را از حدیثی از امام ششم شیعیان، امام صادق (ع) شروع میکنم که فرمودند؛ من تساوى یوماه فهو مغبون. کسی که دو روز از روزهای زندگی اش یکسان باشند، مغبون ومال باخته است. این احساس غبن، یعنی احساسِ تلخ از دست رفتن عزیزترین سرمایه آدمی یعنی عمر او، حسی خطرناک را در انسان القا می کند؛ حس عدم پیشرفت ودرجا زدگی! آنچه در زندگی یک انسان بیش از هر چیز روح او را میخراشد و او را از اعماق وجود آزار می دهد، گرفتاری وسرگردانی  در برهوت درجازدگی است. درجا زدگی جایی در وجود آدمی است که در آن ناکجا آباد این فقط زمان است که میگذرد ودیگر هیچ. در این کویر او فقط هست، اما کیفیت باشنده گی اش در این لحظه با لحظه بعد هیچ متفاوت نیست. در این برهوت، او اکنون همانی است که یک لحظه ى قبل بود و یک لحظه ى بعد همانی است که اکنون است. زمان اما در حال گذر است. او فاصله ای تا عدم شدن ندارد ودر کوتاه زمانِ باقیمانده تا عدم شدن او باید مهمترین وجه انسانیتش یعنی قدرت بر تغییر را به ظهور برساند. این قدرت بر تغییر وبه فعلیت رساندن ذات، به او احساس پیشرفت میدهد. به تعبیر وِبِر،  این تغییر   حتى تجربه ای محکوم به شکست می تواند باشد، اما مهم این است که دریچه ای نو بر ذهن آدمی گشوده و بودن او را در خویشتن او تازه کند.

در تلگرام بخوانید

یکی از مفاهیمی که طی سالهای اخیر انسان ایرانی بشدت با آن بیگانه شده است، همین مفهوم پیشرفت وتغییر برای بهبود است. از هموطنان مان میشنویم که ببینید دنیا کجا رسیده وما کجاییم. این شکاف میان منِ انسان و دنیای به سرعت در حال تغییر اطراف به او احساس مال باختگی می دهد. مال به یغما برده شده ى عمر. زمانی که باید به گام زدن در فضاهای تازه وتجربه وپیشرفت اختصاص یابد، در گورستان جزم اندیشی ها مدفون شده وبر اندک روزنه های تولدِ دوباره ى خلاقیت خاک جزم اندیشی ومحرومیت پاشیدن می شود. روزنه های خلاقیت یک به یک بسته میشوند، مسیر طبیعی رفع نیازها به بن بست ممنوعات برخورد می کند، فیلتر، سانسور ومنع در کنار هم عطش دیدن ایجاد می کنند ووقتی عطش دیدن از آب تماشای دیگری  سیراب میشود، تازه موقعیت آدمی در برهوت مال باختگی وغبن برای او متعین میشود.

 غُبن ودود شدن سرمایه عمر همین جا بر آدمی رخ می نماید و او خود را در جهانی پرسرعت می باید که او بی پناه وبی دست وپا ودرمانده ایستاده ونظاره گر عدم شدن خود است. ما ایرانیان دنیایی را میبینیم که از شبین سازی انسان وهوش مصنوعی سخن می گوید و ما به جای پرکردن شکاف میان خود ودنیا ، هنوز از حلیت وحرمت رایتل وتلگرام سخن می گوییم. دنیا از بارور کردن ابرها وتولید باران مصنوعی سخن می گوید وما دهه هاست که بزرگان ونظریت پردازانمان چشم در راه فرو ریختن تمدن غرب اند.

امانجات یافتن از این برهوت غُبن ومال باختگی از دو راه می گذرد؛ عدم کردن خود و تسلیم شدن به مرگ در مسابقه با زمان یا حرکت قهرآمیز؛ دفن کردن خود در این کویر غُبن یا تجدیدنظر وحرکت برای بیرون آمدن از گورستان ِمحدودیتهای مسبب در جازدن. افزایش ٣۵ درصدی آمار خودکشی طی پنج سال گذشته گواهی بر انتخاب این روش توسط بعضی جوانان است. خودکشی هایی از قبیل خودکشی دو دختر اصفهانی که چندی پیش در فضای مجازی بازتاب وسیعی یافت نمونه ای از این حس مال باخته گی وسرخوردگی است. راه حل دوم در قالب حرکت وتغییر به سوی برون رفت از این صحرای درجازدگی است. اما در اینجا این حس مال باختگی چون به حسی جمعی بدل شده، امواج بلندتری یافته ودر مسیر خود بتدریج تمامی ساختارهای رسمیت یافته را به هیچ میگیرد ودر جهت اعاده ى حیثیت از بودن خویش ساختارهای موجود را فرو می پاشد. صداهای آن مال باختگی را بسیار پیشتر باید میشندیم، اما اکنون هم هنوز دیر نیست.

در تلگرام بخوانید

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon