سیاستمداران تقلیلی – تطویلی

در تلگرام بخوانید

یکی از تلاش‌های نیکویی که می‌تواند در پهنه اندیشه بر سیاست صورت بگیرد، قرارداد مفاهیم برای روشنی بیشتر و بهتر روند امور است. مفاهیمی که در عین ایجاز، بجا و رسا باشند و توان ماندگاری بالایی داشته باشند. یکی از مفاهیم بسیار خوبی که نگارنده اخیرا به آن برخورده است، مفهوم ترکیبی «تقلیلی – تطویلی» بود که دکتر «ناصر کرمی» برای گونه‌ای از سیاستگذاری / سیاستگذاران ایرانی به کار برده است. پیدا و هویدا بود که این ترکیب، سیاستمداران «اصلاح طلب» و سمپات‌های آنان را نشانه رفته است.  «اصلاح طلبان» هستند که چراییِ مشکلات کشور را نه از ساختار فاسد و بیمار که بسته به اراده این فرد و آن شخص می‌ببنند (تقلیل) و در بحث از چگونگی حل مشکلات نیز شرط اول قدم را تدریجی بودن «اصلاحات» اعلام می‌کنند (تطویل). اصلاحاتی که با درنظرگرفتِ آغاز آن در خرداد ۷۶، تاکنون بیش از ۱۸ سال از عمر آن گذشته است اما – در و دیوار گواهی بدهند – وضعیت نه بهتر، که در اکثر شاخص‌ها بد‌تر شده است و سیاستمداران «تقلیلی – تطویلی» نیز – مانند قافله سالاران خودگم شده در اوهام بیابان – ما را هنوز و همچنان به آچار فرانسه‌ای به نام «تدریج» حواله می‌دهند.

از کلیدواژه‌های دلفریبی هم که برای پیش برد سیاست تقلیلی – تطویلی خود به کار می‌برند، گفتگو، تعامل، مفاهمه و از این دست واژه هاست. البته این واژه‌ها نیز زمانی بیشتر مورد استفاده قرار می‌گیرند که اصحاب دوم خرداد بخواهند راهی به لایه‌های قدرت اجرایی و تقنینی باز کنند. از این رو طرف گفتگوی آن‌ها علی الاغلب، هسته سخت قدرت در ایران است. به عنوان مثال سیدمحمد خاتمی – رهبر اصلاح طلبان حکومتی – اخیرا گفته است: «ممکن است در مورد رفع حصر یا باز‌تر شدن فضای سیاسی بزرگان از جمله رهبری دغدغه ‏‌ها و نگرانی‏هایی داشته باشند، ما باید برویم و این نگرانی‌ها را گوش بدهیم و صحبت کنیم و به رفع آن‌ها کمک کنیم»

در این مجال، خطاب نگارنده کارپردازان جبهه دوم خرداد و سیاسی کاران حرفه‌ای نیستند. بلکه سعی بر این است که با هواداران صدّیق این جریان، تردیدهایی در میان گذاشته شوند. آن‌ها که گمان می‌برند از کانال اصلاح طلبان حکومتی ایران، می‌توان راهی به دهی باز کرد و خانه‌ای را آباد ساخت. براین اساس است که از ایشان می‌توان پرسید: أیا می‌توان با نظامی به گفتگو پرداخت که بار‌ها نشان داده است هیچ باوری به مدارا ندارد؟ گفتگوی فرد باورمند به حقوق بشر با یک عضو ساختار قوه قضایی جمهوری اسلامی مانند گفتگوی دو فردی ست که یکی زبان سواحیلی می‌داند و دیگری زبان چینی و هیچ زبان مشترکی (مانند انگلیسی) هم بلد نیستند. آن‌ها چه واژه مشترک و چه پایه‌ای برای فهم یکدیگر دارند؟

اگرچه در این نکته شکی نیست که گفتگو در حالت کلی لزوما برای اقناع یکدیگر نیست و اگر در مسیر گفتگو فهم بهتری از مواضع طرفین نیز حاصل شود، دستاورد بزرگی به دست آمده است، اما هنگامی که با یک ستم آشکار از طرف یک قدرت مستقر – مانند آنچه این روز‌ها در ایران بر «آرش صادقی» می‌گذرد – روبرو هستیم، بحث از فهم بهتر مواضع ستمگر، در بهترین حالت، اتلاف وقت است؛ یعنی‌‌ همان «تطویل» مورد اشاره در بالا. ضمن اینکه در همین نقل قول از سیدمحمد خاتمی او رفع حصر از موسوی، کروبی و رهنورد و بازترشدن فضای سیاسی را موکول به «رفع دغدغه‌ها و نگرانی‌های رهبری» می‌داند. بدون شک اراده خامنه‌ای در ایجاد چنین فضای ضیق و بسته سیاسی موثر است، اما مساله در این است که خاتمی گشایش سیاسی در ایران را صرفا بسته به اراده یک شخص می‌بیند و نسبت به محدودیت ساختاری، قانونی و حقوقی فعالیت آزاد سیاسی در ایران، خود را به تغافل می‌زند؛ یعنی‌‌ همان «تقلیل» مورد اشاره در بالا.

درواقع، گفتگو با صاحبان قدرت زمانی معنی دارد که شرایط امنیتی و مادی تقریبا برابر حاکم باشد. ولی وقتی اسلامگرایان ایرانی در ایران «قوه قهریه» را در اختیار دارند و به راحتی و با چند اتهام می‌توانند طرف را به خاک سیاه بنشانند، چه گفتگویی اساسا می‌تواند شکل بگیرد؟ چه آنکه گفتگو و بیان عقاید در این میان خود می‌تواند محملی برای «کشف عقاید ضاله» باشد. پس نباید در درجه نخست سعی کرد آنان را از بالانشینی به همنشینی کشید و خلع سلاحشان کرد و آنگاه سخن از گفت‌و‌گو به میان آورد؟ وقتی شمشیر جهادیست مسلمان برای «رافضی‌ها» تیز و آبدیده شده است، آیا در درجه نخست نباید شمشیر را از دست او خارج کرد، حداقل برای آنکه امنیت گفت‌و‌گو را فراهم کرد؟ وقتی قوه قضاییه فاسد جمهوری اسلامی، شهروندان کشور را برای پست‌های فیس بوکی به زندان می‌اندازد، چه امن خاطری برای بیان دغدغه‌ها فراهم است تا به واسطه آن بتوان بساط تعامل و تفاهم را فراهم ساخت؟ هنگامی که رهبر جمهوری اسلامی، حصر و زندانی کردن موسوی، کروبی و رهنورد را «ملاطفت» در حق آن‌ها می‌داند، در درجه نخست باید قهر و قدرت او را تضعیف کرد و او را مجبور کرد آن طرف میز بنشیند، تا گفتگو معنای محصلی داشته باشد.

عبرت آموز اینکه خاتمی به عنوان نماد و شیخ الشیوخ دوم خردادی‌ها هرچه تلاش می‌کند از رویکردهای خیابانی فاصله بگیرد و از مواضع سران نمادین جنبش سبز تبرّی بجورد و خود را وفادار به مواضع رهبری نشان دهد، برجای استقبال خامنه‌ای، از او بداخلاقی و بی‌توجهی می‌بیند. فراموش نکرده‌ایم خامنه‌ای «الهام چرخنده» را به بالین بیماری خود در بیمارستان راه داد اما به سیدمحمد خاتمی اذن عیادت نداد. با اینکه خاتمی رسما اعلام کرده است که ادعای تقلب در خرداد ۸۸ را قبول ندارد، اما دستگاه قضایی کشور – با اشاره خامنه‌ای – به صورت رسمی خاتمی را ممنوع التصویر اعلام می‌کند.

درواقع به نظر می‌رسد در این داد و ستد رقّت بار و تحقیرآمیز، برای دوم خردادی‌ها و امثال خاتمی سودی نهفته است که به رغم این همه بی‌توجهی از سوی جناح مسلط قدرت، همچنان بر ادامه این معامله اصرار دارند. اما اگر در این بازی برای کارپردازان حرفه‌ای جبهه دوم خرداد سود و منفعتی نهفته است، پرسش این است که برای دلسوزان ملک ایران و ملت مظلوم آن – که راه رهایی را در همراهی اصحاب دوم خرداد می‌بینند – چه سودی از حمایت از ایشان و پیروی از راهبرد تقلیلی – تطویلی آن‌ها خفته است؟

#اصلاحطلبان #دیدگاهنو #علیرضاکیانی

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon