سیاست ترامپ در قبال ایران چه خواهد بود؟

در تلگرام بخوانید

ری تکیه – دونالد ترامپ با آغاز کار در مقام رییس جمهور آمریکا، با مشکلات عدیده ای در سیاست خارجی در خاورمیانه روبه رو خواهد بود. از جنگ های داخلی تا مساله ای شورشیان تروریست. اما با وجود این همه، مهم ترین دشمن ترامپ در منطقه که مجبور به مقابله با آن خواهد بود، ایران است؛ زیرا ایران دشمنی غیرقابل پیش بینی است که جای پای خود را در پایتخت های عربی – از بیروت تا بغداد – محکم کرده است. برای ترامپ، سیاست خارجی موفق در گرو یک سیاست موفق با ایران است.

دولت جدید ترامپ می تواند از پیشینیان خود درس بگیرد و ببیند که چه نکاتی در سیاست با ایران مهم است  و چه مولفه هایی به این سیاست شکل خواهد داد. از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ همه دولت ها- جمهوری خواه و دموکرات- با جمهوری اسلامی درگیر بوده اند، و علی الاغلب، فرض ها و اشتباهات مشابهی را نیز مرتکب می شدند. برای اجتناب از ارتکاب مجدد اشتباهات، تیم جدید ریاست جمهوری آمریکا باید از تاریخ درس بگیرد.

درس اول این است که با ایران به عنوان یک حکومت یکدست برخورد شود، نه مجموعه ای از تندروها و یا میانه رو ها، که آمریکا هم بتواند از آن به نفع خود بهره برداری کند. پس از جنبش ۲۰۰۹، که هسته سخت قدرت در ایران، اصلاح طلبان را از حکومت پاک سازی کرد، باید در کل مفهوم درگیری جناحی در ایران تجدید نظر کرد. البته بسیار ساده اندیشانه خواهد بود اگر فکر کنیم که ایران به یک اجماع داخلی رسیده است. اما این رقابت های داخلی، که یک بار حیات حکومت دینی را به مخاطره انداخته بود، امروزه دیگر حاد و تند نیست. در مورد مسائل کلیدی منطقه و ضرورت هژمونی ایران در خاورمیانه و تحکیم استبداد مذهبی، جمهوری اسلامی در میان جناح های مختلف به توافقی نانوشته رسیده است. هم علی خامنه ای – رهبر – و هم حسن روحانی – رییس جمهور – اهداف مشترکی دارند، حتی اگر در تاکتیک ها، اختلاف نظرهای زیادی داشته باشند.

علاوه بر این، حتی با فرض اختلافات داغ داخلی در ایران، درگیری های جناحی نباید توجیهی باشند برای تبرئه جمهوری اسلامی از جنایاتی که مرتکب می شود. وقتی که در سال ۱۹۷۹ دیپلمات های آمریکایی گروگان گرفته شدند، دولت کارتر از  اقدامات قاطع خودداری کرد، زیرا از تضعیف – به اصطلاح – میانه رو ها در ایران می ترسید. کل توجیه تیم ریگان برای معامله “سلاح برای گروگان ها”[۱] نیز توانمند سازی میانه رو ها در ایران بود. میانه روهایی که تیم ریگان تصور می کرد پس از درگذشت آیت الله خمینی، بنیان گذار جمهوری اسلامی، به قدرت خواهند رسید. اما هیچ رییس جمهوری به اندازه اوباما، امیدوار به تغییرات عملگرایانه در جمهوری اسلامی نبود. اوباما با به انجام رساندن یک توافق ناکارآمد و ناقص هسته ای و لغو تحریم ها، امیدوار بود که بتواند به روحانی کمکی برای تثبیت قدرتش در ایران کرده باشد. اما روحانی قدرت خود را تثبیت کرد و جمهوری اسلامی نیز به  انتقام گیری در ویرانه های سوریه و عراق، بی ثبات سازی در خلیج فارس، و سرکوب گسترده شهروندانش ادامه داد. همه کشورها از جمله ایالات متحده از درگیری های جناحی رنج می برند، اما ایران همچنان هوشمندانه از رقابت های داخلی کمال استفاده را می برد برای اغوا کردن و گمراه کردن غرب ساده لوح.

دومین درس مهم این است که ایران نسبت به تهدید نظامی هراسان و حساس است. در طول دوران گروگان گیری کارمندان سفارت آمریکا در ماه های ابتدایی پیروزی انقلاب اسلامی، زمانی که در تهران از محاکمه دیپلمات های آمریکایی صحبت شد، کارتر مخفیانه به ایران هشدار داد که اگر وضع به همین منوال پیش رود ممکن است آمریکا دست به اقدامات تلافی جویانه بزند. این تهدید کارتر موجب شد که سریعا مباحث مربوط به محاکمه قطع شوند. مقامات کارتر با یادآوری اینکه ممکن است با روی کارآمدن ریگان روش های سخت تری برای مقابله با این بحران اتخاذ شود، سعی کردند ایران را ترغیب کنند که به این بحران هرچه زودتر پایان بدهد. درواقع کارتر از کارت ریگان استفاده کرد تا بتواند مساله گروگانگیری را حل و فصل کند. واقعیت این است که در برخورد با اقلیت حاکم روحانی در تهران، تهدید موفق است و مدارا سیاستی شکست خورده.

رفتار دولت جورج دبلیو بوش نمونه موردی خوبی – از چگونگی یک رفتار کارساز در مقابل ایران – به ما خواهد داد. پیروزی موقت نظامی آمریکا در افغانستان و عراق، طالبان و رژیم صدام حسین را منهدم کرد. حکومت هراسان ملاها در ایران به سرعت در سال ۲۰۰۳ برنامه هسته ای را به حالت تعلیق در آورد. اتهام جدی و قاطع بوش به دولت های حامی تروریسم و کشورهایی که به دنبال سلاح های کشتار جمعی هستند، نیز در تهران به خوبی شنیده شد. با این حال، دولت بوش خیلی زود در باتلاق مذاکرات سقوط کرد. در سال ۲۰۰۵ آمریکا از موضع قوی خود کوتاه آمد و به دنبال تعامل با ایران – درباره برقراری ثبات در عراق و حل و فصل مسئله هسته ای – برآمد. درواقع شانس به جمهوری اسلامی رو کرد و از این رو به فعالیت های هسته ای شتاب بخشید. شبه نظامیان شیعه اش نیز در عراق نیروهای آمریکایی را هدف قرار دادند.

درس بعدی که باید به خاطر داشت این است که جمهوری اسلامی هیچ علاقه ای به عادی سازی روابطش با آمریکا ندارد. در چهار دهه گذشته، روسای جمهور آمریکا امیدوار بودند که پیشنهاد گفتگو و امکان ازسرگیری روابط،  ایران را به سمت اعتدال بکشاند. کارتر می خواست بحران گروگان گیری را به نحوی حل و فصل کند که امکان برقراری مجدد روابط با ایران از بین نرود. نماینده ریگان- رابرت مک فارلین- سال ۱۹۸۵ به تهران رفت با این امید که بتواند با گفتگو راه هایی برای بهبود روابط با ایران پیدا کند. اوباما نیز اغلب از نادیده گرفتن درگیری های تاریخی در گذشته بین دو کشور  حرف می زند و اینکه می توان به سمت آینده بهتری در روابط با ایران رفت. نکته ای که بسیاری از روسای جمهور آمریکا آن را نادیده می گیرند این است که جمهوری اسلامی، حکومتی انقلابی است که کل هویت خود را در دشمنی با غرب تعریف کرده است. برای حاکمان مذهبی از سرگرفتن رابطه با آمریکا یک تهدید وجودی است.

خب، همه اینها برای ترامپ چه معنی دارد؟ دولت ترامپ باید عاقلانه رفتار کند و ماهرانه سیاستی واقعی با ایران اتخاذ کند، نه اینکه مانند پیشینیان خود فقط  به یک سری طرح های کنترل تسلیحاتی اکتفا کند. جوهر چنین سیاستی باید تضعیف جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک دشمن باشد، نه اینکه به دنبال توانمندسازی جناح به اصطلاح میانه رو در ایران برود. جمهوری اسلامی امروز، هیچ فایده ای در ترمیم روابط با واشنگتن نمی بیند. محور این سیاست بایستی تحمیل فشار بر اقتصاد ایران باشد. به طوری که ایران را در منطقه منزوی کند. ایالات متحده باید بار دیگر تحریم های فلج کننده را بر ایران تحمیل کند و ایران را در اقتصاد جهانی به سمت انزوا ببرد. در این میان می توان روی همکاری متحدان عرب و اسرائیل نیز حساب کرد تا بتوان ایران را در خاورمیانه به عقب راند.

با توجه به آشتی ناپذیری تیم ترامپ، آنها می توانند با تهدید به استفاده از زور ایران را وادار سازند تا امتیازات بیشتری بدهد. با وجود زمزمه هایی که به دولت ترامپ هشدار می دهند که امکان اصلاح و تجدید نظر ددر همه جنبه های توافق هسته ای اوباما با ایران وجود ندارد، ترامپ فرصتی واقعی دارد تا بتواند ملاها را بترساند و به میز مذاکره برگرداند و معامله ای  ترتیب دهد که تمام جنبه های مشکل ساز  طرح جامع اقدام مشترک (برجام) را حذف کند؛ مانند بند تاریخ انقضای معامله، و یا مقررات آسانگیرانه تحقیق و توسعه.

ترامپ و مشاورانش باید توجه داشته باشند که تهران با رفتاری که در خاورمیانه دارد اهداف و نیت هایش را مشخص می کند نه فقط با آنچه که از آن سخن می گوید. دولت جدید باید از متحدان عرب آمریکا و اسرائیل بدنام غفلت کند، تا حاکمان مذهبی احساس کنند فضای بیشتری برای مانور دارند.

[۱]دولت ریگان با وجود تحریم تسلیحانی ایران، مخفیانه به ایران سلاح فروخت. کاخ سفید امیدوار بود که با انتقال سلاح از طریق اسراییل به ایران بتواند به آزادی ۷ گروگان ایالات متخده که در لبنان بودند کمک کند.

#ایرانوامریکا #ترامپوخامنهای #دیدگاهنو #ریتکیه

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon