شانزده گام تا شانزدهم آذر: صنفی باشیم یا سیاسی؟

مهدی عربشاهی

دبیر سابق دفتر تحکیم وحدت

جنبش دانشجویی یکی از جریان های تاثیرگذار در فضای سیاسی و اجتماعی ایران بوده است. رصد کردن رخدادهای سیاسی اخیر به خوبی نشان می دهد که مخالفان دموکراسی در ایران به شدت نگران پا گرفتن دوباره تشکل‌های دانشجویی هستند. سرکوب سال ۱۳۸۸ سبب شده تا ارتباط میان نسل قبلی جنبش دانشجویی با دانشجویان کنونی قطع شده و امکان انتقال تجربه میسر نباشد. نگارنده به عنوان آخرین دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت تلاش می کند تا با این سلسله مطالب در شانزده گام برخی ریزه‌کاری‌ها و نکاتی را که در دل فعالیت‌های خود آموخته را به نسل جدید منتقل کند.

گام اول- تعیین حوزه فعالیت: صنفی باشیم یا سیاسی؟

از ابتدای تاسیس نهاد دانشگاه در ایران در سال ۱۳۱۴ و با حضور دانشجویانی از طبقات مختلف در دانشگاه همراه با روحیه جوانی و آرمانخواهی جریان‌های دانشجویی پا گرفتند. اما از همان زمان این سوال پیش روی فعالان دانشجویی بود که باید حوزه فعالیت خود را مسائل صنفی قرار دهند یا مسائل سیاسی؟

فعالان دانشجویی اولیه تحت‌تاثیر گروه تقی ارانی موسوم به ۵۳ نفر بودند و اولین اعتصاب دانشجویی را در سال ۱۳۱۵ با محوریت مسائل صنفی سازماندهی کردند. سازمان دانشجویان دانشگاه تهران هم در دهه ۲۰ با هدف رسیدگی به امور صنفی دانشجویان تاسیس شد و اگرچه بر عدم مداخله در امور سیاسی تاکید داشت، بیشتر منتخبان آن تمایلات توده‌ای و گاهی ملی داشتند.

داستان سردرگمی فعالان دانشجویی میان مسائل صنفی و سیاسی تا امروز ادامه داشته است. از یکسو هزینه‌های فعالیت صنفی کمتر از هزینه‌ فعالیت سیاسی است و حکومت نیز معمولا مایل به این است که فعالیت دانشجویان محدود به مسائل صنفی و حتی بخش خاصی از آن یعنی مسائل رفاهی مانند وضعیت خوابگاه و تغذیه شود و از سوی دیگر فعالان دانشجویی دغدغه‌های آرمانخواهانه بزرگی مانند آزادی، عدالت، دموکراسی و حقوق بشر هم دارند.  از طرف دیگر برخی مسائل صنفی ارتباط مستقیم با حوزه سیاست و قدرت دارند و حل آنها با تمایل جدی قدرت به تصرف دانشگاه و تسلط بر آن در تضاد است. به طور مثال موضوع استقلال دانشگاه و آزادی‌های آکادمیک را می‌توان در زمره مسائل صنفی تعریف کرد اما پیگیری آنها ناگزیر موجب رویارویی با نهاد‌های سیاسی و حکومتی می‌شود.

فعالیت صنفی و کمک به حل مشکلات صنفی موجب اعتبار بیشتر فعالان دانشجویی در فضای دانشگاه می‌شود و دست آنها را برای رهبری حرکات سیاسی هم باز می‌کند. برای بخش مهمی از فعالان دانشجویی که دغدغه‌های سیاسی پررنگ‌تری داشته‌اند مسائل صنفی اصالت نداشته و بیشتر حکم دریچه‌ای برای انگیزش و سازماندهی اعتراضات دانشجویی و تغییر مسیر آن به سمت خواسته‌های سیاسی بوده است. در واقع در دوران سرکوب و فضای امنیتی گاهی فعالان دانشجویی به مطالبات صنفی نگاه تاکتیکی هم داشته‌اند.

در هر حال شاید نتوان جواب سرراستی به این پرسش داد که فعالان دانشجویی بر کدام یک از این دو حوزه باید تمرکز کنند. شاید نگاهی به تاریخچه فعالیت دانشجویی این را نشان دهد که ترکیب این دو حوزه و غفلت نکردن از یکی موجب پویایی بیشتر جریان‌های دانشجویی می‌شود. فعالان دانشجویی با توجه به مشکلات روزمره و صنفی دانشجویان در میان آنها کسب اعتبار می‌کنند و صلاحیت لازم برای رهبری حرکت‌های دانشجویی را پیدا می‌کنند. از سوی دیگر دوره‌های در سرکوب که امکان فعالیت مستقیم سیاسی وجود ندارد اعتراضات صنفی فرصتی برای سازماندهی دانشجویان و تداوم جنبش دانشجویی ایجاد می‌کند. اما آنچه که با قطعیت می‌توان گفت این است که فعالان دانشجویی که بیشتر دغدغه‌های سیاسی دارند نباید نسبت به موضوعات صنفی بی‌تفاوت باشند.

مهدی عربشاهی مهدی عربشاهی دبیر سابق دفتر تحکیم وحدت است که به دلیل فعالیت های دانشجویی در ایران از تحصیل محروم شد. عربشاهی دارای مدرک کارشناسی برق از دانشگاه زنجان و کارشناسی ارشد مدیریت و سیاست گذاری عمومی از دانشگاه ایالتی نیویورک است.

#جنبشدانشجویی #فعالیتصنفی #فعالیتدانشجویی #مهدیعربشاهی #دیدگاهنو #فعالیتسیاسی

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon