شوخی بس است آقای تاجزاده

در مورد مواضع مصطفی تاجزاده ، سخن بسیار است در عین‌حال تا کنون به حرمت استقامت او در زندان‌، ترجیح می دادم از نوشتن هر آنچه ” ردیه ” بر مواضع او محسوب می شود خوددادی کنم. اما اخیرا بر این‌باورم که مانیفست اصلی اصلاح طلبان ، فریب مردم‌ برای حفظ‌حاکمیت استبدادی است. لذا سکوت را جایز نمی دانم. بسیاری از اصلاح طلبان برای افزایش نفوذ کلام خود، جامه اپوزیسیون به تن کرده اند اما همان کارهایی را می کنند که مطلوب علی خامنه ای است ؛ ازبزرگ‌نمایی نقش قاسم‌سلیمانی در ایجاد امنیت دروغین تا همدستی با علی خامنه ای برای تبرئه او از مسئولیت ها با ارجاع همه مفاسد به احمدی نژاد و سایر مزدبگیران رهبر ، از زد و بند پشت پرده با موجودات خطرناکی مانند علی لاریجانی تا سکوت در برابر ظلمی که بر ” غیر خودی ” ها می رود و اخیرا از سکوت در برابر کاپیتالیسیون روسی تا هم زبانی با نظام در فجایع سوریه. متاسفانه اصلاح طلبان از مرحله تایید جنایات مشترک‌جمهوری اسلامی و روسیه در سوریه به مرحله ” تقدیس ” رسیده اند . آنان با وقاحتی مثال زدنی و البته با تلفیق دروغ و راست ، تلاش می کنند دروغ بزرگ‌خامنه ای در توجیه حضور نظامی در سوریه را برای مردم باور پذیر نمایند. سران‌جبهه اصلاحات به گونه ای سخن می گویند که گویی ، همه مردم ایران باید از رهبر جمهوری اسلامی به خاطر حضور پر هزینه در سوریه تشکر کنند یا به خاطر اینکه شرایط ایران مانند سوریه نشده ، خدا و نماینده خود خوانده او را سپاس بگویند.

در تلگرام بخوانید

اما ظاهرا بزرگراه فریب اصلاح طلبان را پایانی نیست. آنان مدتی است که برای ترساندن مردم از هر گونه تغییر، به آنان هشدارمی دهند که هر نا آرامی موجب تبدیل ایران به سوریه ای دیگر خواهد شد. جدید ترین ورژن از این مردم فریبی به نام سید مصطفی تاجزاده ثبت شده است. خلاصه کلامِ تاج زاده، اولا اظهار خوشحالی تلویحی -‌ بلکه صریح – از ناکامی تظاهرات اخیر در ایران و ثانیا نگرانی او از چیزی است که آن را ” سوریه زاسیون‌” ایران‌می نامد. برخی استدلال نماهای تاج زاده آنقدر خنده دار است که ارائه هرگونه پاسخ استدلالی را مشکل می کند. او ابتدا فرض را بر نابودی ایران در صورت ادامه تظاهرات می گذارد و آنگاه از لزوم‌تقویت حکومت برای جلوگیری از نابودی کشور سخن می گوید. یکی از طنزگونه ها در تلاش او بر تخطئه تظاهرات ، اینست که او می گوید :” ما معتقدیم‌ادامه این‌اعتراضات می تواند ایران را به سرنوشت سوریه مبتلا کند عده ای می گویند شاید ادامه تظاهرات ، ایران را به سوئیس،تبدیل کند .ما به آنها می گوییم فرض کنید دو پارچ محتوی مایع جلوی شما می گذارند و می گویند یکی آب حیات است و دیگری سم مهلک. عقل ایجاب می کند که ریسک‌نکنید و از هیچکدام نخورید”. تاج زاده با به کار گیری این مثال نامربوط ادعا می کند “در صورت ادامه تظاهرات، ایران به سوریه تبدیل خواهد شد .” در حالی که خود او می داند در عالم‌سیاست، تمثیل های اینچنینی ، منجر به نتایج دقیق نخواهد شد و تنها به کار داستان سرایی و فریفتن کودکان‌می آید. اما اگر تاج زاده به دنبال کشف ” جام‌زهر ” است به او می گویم‌: آنچه زهر در کام مردم می ریزد و آنچه فرهنگ و اخلاق در ایران را زهر آلود کرده ، نظام جمهوری اسلامی است. آیا تاج زاده تردید داردکه دروغگویی در جامعه ایران ، هم اکنون صدها برابر بیش از سال های استقرار نظام‌سلطنتی است ؟ آیا او در مورد کاهش چشمگیر وفاداری در میان اعضای خانواده ها تردید دارد؟ دین فروشی ، تملق گویی و دهها درد بی درمان روحی که جامعه ایران را احاطه کرده است در کدام دوره ، تااین‌حد در جامعه ایران وجود داشته است؟ در کدام دوره ، سیاستمداران ایرانی تا این حد از فریب مردم ، لذت می برده اند؟ راستی کدام ” زهر ” می توانست تا این‌حد انحطاط را برای ایران‌به ارمغان بیاورد؟ به گمان تاج زاده ، تداوم‌ حاکمیت جمهوری اسلامی ، از جامعه ایرانی ” سم زدایی” خواهد کرد یا هر روز ” زهر ” جدید به کام ایرانیان می ریزد؟ تاج زاده و همفکران او اگر راست می گویند و تا این‌حد نگران‌” زهر خیالی” هستند خوب است در مورد روند مسموم‌سازی واقعی که عامل اصلی آن تداوم حاکمیت جمهوری اسلامی است نیز سخن بگویند .آیا تاج زاده تردید دارد که حاکمیت داعش گونه – و البته آکنده از فساد مالی – جمهوری اسلامی ، هر روز زهری جدید به جان و جسم‌ایرانیان می ریزد؟

البته سخنان جدید تاج زاده ، شامل برخی شوخی های سبک‌نیز هست. او ابتدا برای توجیه هدف اصلی خود و همفکرانش -‌ حفظ و اقتدار نظام – ادعا می کند تداوم‌ تظاهرات می تواند موجب تجزیه ایران و تقویت دشمن‌خارجی شود . آنگاه می گوید تنها راه مقابله با تهدیدات ، کمک‌ به افزایش اقتدار نظام است. تاج زاده که می داند تاکید بر افزایش اقتدار نظام‌ دیکتاتوری ، موجب رسوایی است برای خالی نبودن عریضه ، بر ” تقویت احزاب ، سندیکاها و نهادهای مدنی” تاکید می کند. اما با رندی از کنار این پرسش می گذرد که ” آیا نظام در اوج اقتدار ناشی از فریب کاری اصلاح طلبان ، اجازه فعالیت به نهادهای مدنی و احزاب خواهد داد؟” نظام جمهوری اسلامی که از” اصلاح طلبانِ منتظر الحکومه ” چک‌سفید امضا گرفته ، حتی در اوج تهدیدات خارجی و مشکلات داخلی ، نه تنها حاضر نشد فشار بر احزاب، فعالان سیاسی و نهادهای مدنی را کاهش دهد بلکه کم خطر ترین چهره اصلاح طلبان یعنی خاتمی را ممنوع التصویر کرد. آیا چنین‌حکومتی با رسیدن به اقتدار، به احزاب و فعالان‌منتقد ، رحم خواهد کرد؟

اما سخیف ترین‌شوخی در اظهارات جدید تاجزاده، ترساندن مردم از ” سوریه ای شدن ایران” است. اگر فرد دیگری ، این سخن را می گفت تعجب نمی کردم. اما حتی طرح این‌مسئله به صورت شوخی نیز از او بعید است. تاجزاده می داند که آنچه سوریه را به ویرانه ای تبدیل کرد نه تظاهرات مردم بلکه دخالت دو حکومت داعشی منطقه یعنی عربستان و ایران بود. تاج زاده با نادیده گرفتن‌ عمدی این واقعیت ، خواستار توقف تظاهرات در ایران و افزایش اقتدار ” نظام‌سوریه ساز ” می شود. اما راستی اگر ایران به سوریه تبدیل شود چه اتفاقی می افتد.آیا ایران ، ویران می شود؟ اجازه بدهید چند دستاورد نظام‌را که ‌ثمره ای جز ویرانه ساختن ایران نداشته، با هم‌مرور کنیم

یک- اصرار جمهوری اسلامی بر تداوم روابط خصمانه با غرب، فرصت بسیاری از سرمایه گذاری های ضروری در صنعت نفت را از ایران گرفت . بنا بر گزارش نهادهای حکومتی ، نتیجه این لجاجت ، برداشت غیر صیانتی از چاههای نفت و مدفون شدن دائمی دهها تریلیون بشکه نفت بوده است. همچنین شرکای ایران در میادین مشترک‌نفتی و گازی ، چند برابر ایران از میادین مشترک برداشت و بخش عمده ای از بازار این محصولات را در اختیار گرفته اند.

دو- یکی از مهم ترین‌بحران های ایران ، موضوعات زیست محیطی است. بخوانید اظهارات عیسی کلانتری رئیس سازمان‌حفاظت محیط زیست در مورد بحران های زیست محیطی ناشی از غفلت چهل ساله را. اگر ایران به طرف سوریه ای شدن برود آیا ویرانی ها در این‌عرصه ، بیش از‌خسارات جبران ناپذیر و آینده سوزی خواهد بود که سرانِ ایران ستیز جمهوری اسلامی ، مقصر اصلی آن‌هستند؟

سه – نظر تاجزاده در مورد بودجه بندی کشور چیست ؟ آیا او نمی داند در بودجه پیشنهادی حسن‌روحانی به مجلس، سهم‌در نظر گرفته شده برای حفظ محیط زیست ایران ، از چند درصد مبالغ تخصیصی به صدها نهاد بی خاصیت حوزوی و دینی تجاوز نمی کند؟آیا آثار دراز مدت این مردم ستیری آشکار از خطر موهوم‌سوریه ای شدن کمتر است؟

چهار- لابد یکی از نتایج سوریه ای شدن ایران ، به خطر افتادن سلامت جسمی هموطنان است. تاجزاده را ارجاع می دهم به اظهارات برخی همفکرانش در خصوص خطرات ناشی از ارسال پارازیت های ماهواره . حکومتی که‌ برای کاهش دسترسی مردم‌به رسانه های خارجی ، انواع امواج‌ماهواره را به خانه های مردم‌می فرستد همان نظام‌حکومتی است که تاجزاده به دنبال افزایش اقتدار آن برای جلوگیری از سوریه ای شدن‌ایران است.

پنج- سوریه ای شدن ، یعنی رفتن مردم‌به زیر خط فقر. تاج زاده می تواند به آمارهای رسمی حکومتی مراجعه کند تا ببیند در کشور ثروتمند ایران ، هر سال چه تعداد به جمعیت فقرای مطلق ، اضافه می شود.‌

شش- احتمالا اگر ایران مانند سوریه شود هر کس در هر گوشه کشور، در هر حدی که بتواند به مردم‌زور می گوید ؛ مثل آنچه علم‌الهدی در مشهد می کند و آنچه شهرداری ها در دهها شهر از جمله قم ، با ضعیف ترین اقشار جامعه انجام می دهند. پس از سوریه ای شدنِ ایران ، قوه قضائیه نه تنها به هیچکس جوابگو نخواهد بود بلکه به راهیافتگان مجلس که از فیلتر شورای نگهبان رد شده اند نیز اجازه بازدید از بازداشتگاهها را نمی دهد. در سوریه موهومِ تاج زاده ، جوان معترض را بازداشت و در زیر شکنجه می کشند .آنوقت یکی از حکومتی ها خواهد گفت : ” او معتاد بود و خودکشی کرد” رقیب اصولگرای لیست امید هم ادعا خواهد کرد که ” اوبا به یاد آوردن کارهای خودش ، دق کرد “.

هفت- تاج زاده حق داردکه از تبدیل ایران به سوریه ، وحشت کند . زیرا احتمالا در آن وضعیت ، فرار مغزها به مرحله نگران کننده می رسد و آینده کشور به خطر می افتد. در سوریه موهومِ تاج زاده ، قریب به اتفاق دانشجویان نخبه که مشغول تحصیل در خارج از کشور هستند رغبتی برای بازگشت به ایران ندارند. اگر هم‌مثل جلالی و کوکبی ، تحت تاثیر فریبکاری اعتدالی ها به ایران سفر کنند سر و کارشان با داغ و درفش خواهد بود…….

باز هم می توان نوشت. البته ابنها را برای تاج زاده نمی نویسم زیرا همه را بهتر از من می داند . او حتی زمانی که در قرنطینه زندان بود به همه اخبار و آمار، از تحولات مربوط به اصلاح طلبان ملوس تا تحرکات براندازان کرکس ، دسترسی داشت. او همه روزنامه ها را مطالعه می کرد و مطالب منتشر شده در رسانه های خارجی را تحلیل می کرد. پس قطعا همه آنچه را که در این یادداشت نوشتم می داند. مخاطب یادداشت ، کسانی هستند که هنوز فکر می کنند در ” دعوای حاکمیت – ملت ” اصلاح طلبان در کنار مردم هستند. آنان ممکن‌است تحت تاثیر پروپاگاندای تاجزاده و هم فکرانش ، واقعا باور کنند تظاهرات اعتراضی ، می تواند ایران را به سوریه تبدیل کند. هدف از طرح مثال های بالا، اینست که به مخاطبان بگویم ” شوخی های تاج زاده را جدی نگیرید” . اگر قرار بر تبدیل ایران به سوریه باشد این فاجعه تنها در یک صورت، اتفاق خواهد افتاد :” تداوم‌حاکمیت جمهوری اسلامی”. پس کسانی به سوریه ای شدن ایران کمک می کنند که به هر نحو در افزایش اقتدار نظام و تضعیف جنبش های اعتراضی بکوشند ؛ بدون آنکه حکومت را به عقب نشینی از مردم ستیری ها وادار کنند.

اجازه بدهید یادداشت را با تذکری دوستانه به مصطفی تاجزاده به پایان ببرم. گمان می کنم او همانند خاتمی و سایر چهره های اصلی اصلاح طلبان دچار توهم شده و اکثریت مردم را شیدای اصلاح طلبان می داند. برای رفع این توهم ، او را ارجاع می دهم به سخن ابوالفضل قدیانی هم حزبی پیشکسوت تاج زاده در سازمان مجاهدین‌انقلاب اسلامی : ” تا زمانی که اصلاح‌طلبان –در مقام تنها جریان با امکان فعالیت سیاسی که مردم در نبود آزادی واقعی‌ احزاب در مقابل استبدادطلبان اضطرارا به آنان پناه آورده‌اند- از پتانسیل‌های قانونی و مشروع موجود برای مقاومت در برابر شخص مستبد و دستگاهش استفاده نکنند اوضاع همین است و آنان نیز متأسفانه در آینده خدای ناکرده شومی که در انتظار این ملت است مقصر شناخته خواهند شد.”

در تلگرام بخوانید

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon