طلبکاران ِ بدهکار!

علی صبا – اخیراً ودر ادامه شایعه پراکنی ها ودروغ پردازی های دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی بر علیه یکی از مهمترین ومؤثرترین منتقدان درون مذهبی خود، این بار رسانه های وابسته به نظام به فضاسازی دربارۀ پروژۀ توسعه حسینۀ رسول اعظم در شهر لندن که مرکزی فرهنگی نزدیک به آیت الله سید صادق شیرازی روی آورده اند. براساس این شایعه که ساخته وپرداختۀ سازمانهای امنیتی نظام است، پس از آنکه دست اندکاران حسینیۀ رسول اعظم صلی الله علیه وآله وسلم در لندن برآن می شوند تا جهت توسعه فضای داخلی حسینه اقدام به خرید مکانی تازه کنند. پس از بررسی گزینه های متعدد در نهایت محلی برای خرید حسینینۀ تازه انتخاب می شود. شایعه پردازان مدعی اند که یهودیان منطقه پس از اطلاع از خرید حسینیه توسط مسلمانان شیعه ضمن امضای طوماری شش هزار نفره خواستار تعطیلی حسینیه ولغو جواز شهرداری لندن برای تأسیس آن می شوند. کوتاه اینکه، پس از اطلاع یافتن نماینده یهودیان منطقه از این موضوع که حسینۀ مذکور وابسته به جمهوری اسلامی نبوده و وابسته به جریان آیت الله شیرازی است، از موضع خود عقب نشینی کرده واز امضای طومار مذکور خودداری می کنند. این نوشتار این نوشتار را از دو منظر عمده مورد توجه قرار خواهد داد:

در تلگرام بخوانید

الف- قصه پردازی های هالیوودی

هرچند ید طولای دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی در شایعه پردازی وافترا زنی بر علیه منتقدان خود امر تازه ای نیست، اما به نظر می رسد سناریو نویسان داستان مذکور از ابتدائی ترن اصول داستان نویسی هم بی بهره بوده اند. هرخوانندۀ عاقل ومنصفی با شنیدن داستان فوق خود را با این پرسش مواجه خواهد یافت، که اگر یهودیان در انگلستان اینچنین آزاد،متنفذ ومقتدر حاضر در صحنه بوده ودر چشم بهم زدنی قادر به جمع آوری امضا وتهیه طوماری شش هزار نفره اند، چرا هنوز پس از نزدیک به چهار دهه بر علیه مرکز اسلامی وابسته به جمهوری اسلامی در لندن هیچ اقدامی نکرده ومراکز وابسته به جمهوری اسلامی در لندن ودیگر شهرهای اروپا وحتی آمریکا که جمهوری اسلامی مدعی است تحت سلطۀ اسرائیل اداره می شود، همچنان آزادانه به فعالیت خود ادامه می دهند؟! یا باید داستان فوق را ساخته وپرداخته یک ذهن بدوی ِ بیمار دانست یا آنکه باید گفت که برخلاف ادعای مطرح شده، ارباب یهود واصحاب نفوذ مشتاقانه از ارائۀ تصویری داعش وار توسط جمهوری اسلامی در غرب استقبال می کنند وبه همین لحاظ تلاشی برای تهیه طومار وجمع آوری امضا نکرده اند(!). حال این به عهده شایعه پردازان است که کدام گزینه را انتخاب کنند.

نکته دیگر که شایعه بودن چنین داستان سرائی هایی را تقویت می کند، بی اطلاعی صاحب سناریو از قوانین کشور انگلستان ومشخصاً شهر لندن واصولاً دیگر شهرهای کشورهای اروپایی است. در این کشورها اساساً وبطور اصولی صرفاً با جمع آوری امضا وطومار نمی توان مستقیماً اقدام به تعطیلی ویا افتتاح یک مرکز فرهنگی نمود. جمع آوری امضا وعریضه نویسی اولین قدم از یک پروسه زمان گیر وبورکراتیک است که عموماً به دلیل تعارض با اصولاً آزادی مذهب وبیان مقبول مراجع قانونی نمی افتد. عدم آگاهی از این جنبۀ قانونی به وضوح در این داستان موهوم به چشم می خورد. همچنانکه در نمونه ای بسیار نزدیک طومار نویسی، عریضه نگاری وحتی گردآمدن هزاران هوادار راست افراطی در فرانسه در اعتراض به برگزاری علنی نماز جمعه در خیابانها کارگر نیوفتاد ومسلمانان مهاجرنماز جمعه را بطور علنی در خیابان ومعابر عمومی اقامه نمودند. یهودیان که ساکنان قدیمی اروپا واز پیشگامان فعالیتهای حقوقی وقانونی در این کشورها هستند، با اشراف بر همین قوانین وارد نزاعهای پرهزینه وطولانی مدت اینچنینی نمی شوند. تداوم فعالیت های مراکز به اصطلاح مذهبی جمهوری اسلامی در این کشورها علیرغم نفرت پراکنی های این مراکز ودعوت های مکرر آنان به خشونت بر علیه اقلیتها وحمایت شان از نقض گستردۀ حقوق بشر در ایران، مرهون همین تسهیلات قانونی وچشم پوشی حکومتها ونهادهای غیرحکومتی از این قبیل فعالیتهاست.

ب- فرض محالی که محال نیست

حال بیاییم وبرای لحظه ای فرضی محال کرده وبا قصه نویسان وزارت اطلاعات واطلاعات سپاه همداستان شویم. در این صورت با اندک تأملی در این شایعه درخواهیم یافت که قصه پردازان رند وزارت پرقذارت اطلاعات، از این نکته غفلت ورزیده اند که اگربنا باشد کسی در این داستان طلبکار باشد، این جریان شیعیان مستقل وغیروابسته به نظام خودکامۀ استبداد مذهبی هستند که باید طلبکار این ماجرا باشند. تا روزگاری بسیار نزدیک شیعیان نه تنها در کشورهای نسبتاً آزاد جهان همچون کشورهای اروپایی بلکه حتی در برخی کشورهای سنی نشین منطقه آزادانه به فعالیت مذهبی وتبلیغ فرهنگ غنی اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین وبیان مظلومیت آنان مشغول بودند. حال اگر فرضاً صحت این شایعه دربارۀ اعتراض یهودیان وهراس آنان از تأسیس مرکزی اسلامی را بپذیریم، آنگاه هرعاقل منصفی خواهد پرسید، چه کسی به شیعه هراسی در جهان دامن زده وشیعیان را از مؤمنانی صلح جو وطالب مدارا وهمزیستی به انسانهایی سیتزه جو ودامن زننده به نفرت ودشمنی در نظر پیروان دیگر ادیان بدل کرده است؟! اگر بنا باشد که این داستان را صحیح ومعتبر بدانیم، آنگاه این جمهوری اسلامی است که بیش وپیش از همه باید در دادگاه وجدان تاریخی شیعه پاسخگوی زشتکاریها وجنگ افروزهایی باشد که شیعیان را در سراسر جهان در مظان اتهام وبدبینی قرار داده است. اگر قرار هم باشد کسی در این میان طلبکار باشد، این جریانات مستقل شیعی هستند که بواسطۀ نفرت پراکنی های جمهوری اسلامی وتنش آفرینی های نظام ولایت فقیه وعدم توانایی تفکیک افکار عمومی میان جریانها مختلف شیعی، فعالیتهای مذهبی آنها با انواع محدودیت ها وفشارها روبرو شده است.

ت- خط قرمزهای ِ سبز

داستان پردازان این شایعه البته به مانند تمامی دستگاههای پروپاگاندا در جهان، تنها بر اعتماد به نفس کاذب خود در داستان سرایی وسناریو نویسی اتکار نکرده وبه نظر می رسد عرضی عریض برای ساده اندیشی وساده لوحی مخاطبان خود قائل اند. شایعه پردازان که صرف دست کشیدن یک گروه صرفاً یهودی (ونه صهیونیست) از شکایتی تخیلی وافسانه ای را مستمسکی برای وابستگی یک جریان منتقد مذهبی به اسرائیل قرار داده اند، گویا فراموش کرده اند جمهوری اسلامی خود از اولین معامله گران با اسرائیل وداد وستدکنندگان با این کشور بوده است. امروز برهمگان روشن شده است که در طول جنگ ایران و عراق اسرائیل مبادرت به ارسال سلاح و تجهیزات نظامی به ایران می‌نمود.[۱] گفتهٔ سفیر آمریکا در تل آویو در گزارشی به وزارت امور خارجه آمریکا، در مدت جنگ ایران و عراق، اسرائیل بارها از ایران درخواستهایی برای خرید اسلحه دریافت کرد[۲].اسرائیل بسیاری از این درخواست‌ها را پاسخ گفت و به ایران تسلیحات فروخت[۳].

روابط ایران و اسرائیل پس از جنگ ایران و عراق نیز ادامه یافت[۴]. در نوامبر ۱۹۸۹، پس از درگذشت سید روح‌الله خمینی، وزارت امور خارجه اسرائیل، وزارت امور خارجه ایالات متحده آمریکا را مطلع ساخت که خرید نفت از ایران را از سر گرفته است[۵]. و موشه شاهال، وزیر نیروی اسرائیل در سال ۱۹۹۰ در کنست اعلام کرد که دولت متبوعش در معاملات نفتی با ایران دو و نیم میلیون دلار سود کرده است[۶].ذفراموش نکنیم که این داد وستدها فقط بخش مستقیم رابطۀ جمهوری اسلامی با اسرائیل است. در سطح روابط غیر مستقیم میتوان گفت حکومت ایران بواسطۀ رفتارهای ناموزون خود بویژه در دهۀ اخیر زمینه شکل گیری فراگیر ترین اتحاد منطقه ای وجهانی علیه بزرگترین ومهمترین کشور شیعۀ خاورمیانه وبالتبع به خطر افتادن مصالح مذهبی شیعیان در سراسر جهان را فراهم آورده است.

تعامل ونزدیکی با تل آویو البته تنها خط قرمزی نیست که طی این سالها برای نظام ومراجع ذینفع در نظام جمهوری اسلامی از قرمز به سبز در آمده است. حاکمان تهران که با شعارهای مرگ بر آمریکا واسرائیل منتقدان داخلی وخارجی خود را به اتهام مزدوری برای این کشور خارجی یا آن سازمان جاسوسی اجنبی می نوازند، خود در ارتباط گرفتن با همان اجنبی وتکدی قدرت از بیگانه ید طولایی داشته اند. هنوز زمان زیادی از افشای اسناد طبقه بندی شدۀ سازمان سیا دربارۀ نحوۀ ارتباط گرفتن آیت الله خمینی با سفارت آمریکا در تهران در بحبوحۀ رخدادهای سال۱۳۴۲ هجری شمسی نمی گذرد. گزارش سفارت آمریکا در تهران که حاوی متن کامل پیام آیت الله خمینی است هنوز در آرشیو ملی آمریکا در حالت طبقه‌بندی نگه داشته شده است، اما خلاصه‌ای از پیام در سند “اسلام در ایران” آمده است. این سند در واقع گزارش تحقیقاتی ۸۱ صفحه‌ای سیا – مورخ مارس ۱۹۸۰ – است و در آن سوابق آیت‌الله خویی، آیت‌الله شریعتمداری و آیت‌الله خمینی هم آمده است. سیا گزارش را سال ۲۰۰۵ از حالت طبقه‌بندی بیرون ‌آورد ولی چند قسمت حساس از جمله پاراگراف مربوط به پیام آیت‌الله خمینی را سانسور کرد. در دسامبر ۲۰۰۸ کتابخانه ریاست جمهوری جیمی کارتر نسخه دیگری از سند را به صورت دیجیتالی منتشر کرد که در آن این پاراگراف بدون سانسور آمده است. در متن این پیام آمده است: “خمینی توضیح داد که او با منافع آمریکا در ایران مخالفتی ندارد. بر عکس، او اعتقاد داشت که حضور آمریکا در ایران برای ایجاد توازن در برابر شوروی و احتمالا نفوذ بریتانیا ضرورت دارد.” بنا بر این سند، پیام حدود ۱۰ روز قبل از سفر لئونید برژنف، رهبر شوروی به ایران توسط یک روحانی به ظاهر غیرسیاسی به نام حاج میرزا خلیل کَمَره‌ای به سفارت آمریکا در تهران می‌رسد. در سند آمده: “او همچنین اعتقادش درباره همکاری نزدیک اسلام و سایر ادیان جهان به ویژه مسیحیت را توضیح داد.”[۷]

برپایۀ این اسناد به روشنی دیده می شود، که برخلاف اظهارات آتشین ومزورانه، آیت الله خمینی هیچ ابایی از ارتباط با آمریکاییها وبلکه اطمینان بخشی به آنها ودر حقیقت تکدی قدرت از آنها نداشته است. در طرف مقابل هم آمریکاییهای پرنفوذی همچون رمزی کلارک، وزیر دادگستری وقت آمریکا در دوران معاصر انقلاب، ویا ریچارد کاتم دوست صمیمی مرحوم ابراهیم یزدی والبته مأمور سازمان سیا در ایران در تعریف وتمجید از آیت الله خمینی ولابی کردن برای انقلاب او از هیچ تلاشی فروگذار ننمودند[۸].

اگر بنا باشد تعریف وتمجید از یک شخصیت غربی ویا یک گروه غربی معیار وابستگی به اجنبی ومزدوری قلمداد شود، بر همین قیاس باید رهبر فعلی جمهوری اسلامی، آیت الله خامنه ای هم مزدور روسیه وتأمین کنندۀ مصالح این کشور قلمداد شود، بخصوص آنکه امارات وقرائن میدانی در این باره هم بسیار فراوانند. برای نمونه پوتین، دیکتاتور روسیه، در سفری که چند سال پیش تر به تهران داشته، بر اساس ادعای مقامات جمهوری اسلامی در توصیفی عجیب مدعی شده است تجلی مسیح را در رهبر جمهوری اسلامی دیده است[۹].

یا در اظهار نظری دیگر هواداران جمهوری اسلامی مدعی اند کاندولیزا رایس، وزیر خارجه اسبق کابینه جنگ طلب جورج بوش در ستایشی بلندبالا رهبر ایران فردی ماهر در تأمین مصالح ایران دانسته است[۱۰]. بر این اساس آیا می توان گفت چون یک وزیر خارجۀ جنگ طلب آمریکا از رهبر جمهوری اسلامی توصیفی ستایش آمیز داشته است، پس باید او را مزدور آمریکاییها در منطقه دانست؟!

نتیجه گیری

کوتاه سخن اینکه دستگاه تبلیغاتی واطلاعاتی نظام این بار نیز همانند دفعات گذشته هم در پرداخت مضمون شایعات به خطا رفته ومجدداً کوس رسوایی خود را بر بام زده وهم زمینه بی اثر شدن این قبیل شایعات را فراهم کرده است. از همه مهمتر اینکه نظام با ساخت وپرداخت این قبیل شایعات زمینه بازنگری نسل جدید در سوابق مشعشع مزدوی قدرت مداران حاکم را هم فراهم آورده است.

[۱] Tabarani, Gabriel G.. “CHAPTER XI IRAN VS ISRAEL:BATTLES OF IDEAS”. In How Iran Plans-to Fight America And Dominate the Middle East [چگونگی نقشه‌های ایران برای مبارزه با آمریکا و تسلط بر خاورمیانه]. بلومینگتون، ایندیانا: AuthorHouse. 243. ISBN ‎۷-۱۸۳۲-۴۳۸۹-۱-۹۷۸٫ Retrieved 25 ژوئن ۲۰۱۲٫

[۲] http://www.gwu.edu/~nsarchiv/NSAEBB/NSAEBB82/#docs.

Middle East Patterns: Places, Peoples, and Politics. Colbert C. Held, John Cummings. 2005. ISBN 0-8133-4170-1 pp360

[۳] Losing Iraq: Insurgency and Politics. Stephen C. Pelletiere. Greenwood Publishing Group, 2007. ISBN 0-275-99213-6 pp.47-48

[۴] Political Dictionary of the State of Israel: Supplement 1987-1993. Susan Hattis Rolef. Maxwell Macmillan International. 1993. ISBN 0-02-897193-0. pp.157

[۵] State Department: Israel Informed U.S. about resuming oil purchases from Iran. Jerusalem Post. Dec 20, 1989

[۶] IDF Radio says Israel made 2.5 million Dollar profit in oil deal with Iran. BBC. Feb 22, 1990.

[۷] http://www.bbc.com/persian/iran/2016/06/160601_kf_khomeini_carter_kennedy

[۸] http://www.bbc.com/persian/iran/2016/06/160610_l13_ghandi_khomeini

[۹]http://snn.ir/fa/news/243608/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%DA%86%D9%87-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%AF%D9%88%DB%8C%D9%86%D8%AF

[۱۰] همان

در تلگرام بخوانید

#دیدگاهنو

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon