ظهور سورئال جنازه رضا شاه

به نظر می رسد حفاری اطراف حرم شاه عبدالعظیم مهراز راز جنازه مفقود شده رضا شاه برداشته است. قرائن و نشانه ها حکم می کند، جنازه مومیایی پیدا شده متعلق به رضا شاه است. بعد از تکذیب انتقال جنازه رضا شاه به خارج از کشور از سوی خانم فرح پهلوی این سئوال جدی مطرح بود که این جنازه کجا است؟ اقدام غیر انسانی و بی خردی خلخالی و جمعی از انقلابیون ان زمان که البته مخالفان جدی نیز در جمع انقلابی ها داشتند، باعث شد تا مقبره وی که از آثار تاریخی با ارزش های هنری و معماری بود، از بین برود. علی رغم آنکه در فقه امامیه تعرض به جنازه انسان بخصوص مسلمان حرمت دارد، خلخالی بی اعتنا به آموزه های فقه سنتی و تعالیم حوزه ها، فرمان نبش قبر را با چراغ سبز سید احمد خمینی صادر کرد. اما در آن زمان علی رغم تخریب کامل قبر، جنازه او پیدا نشد. هیچ بعید نبود که اگر خلخالی پیکر رضا شاه را پیدا می کرد با توجه به کینه کور و خشونت نفرت برانگیزی که در او وجود داشت، آن را آتش می زد، همانطور که شاه اسماعیل صفوی بعد از کشتن فرخ یسار آخرین پادشاه سلسله شروانشاهان به انتقام خون پدر و پدر بزرگش، استخوان های پدران وی را از مقبره بیرون آورد و سوزاند تا لقب “پدرسوخته” به عنوان بالاترین تحقیر در خصوص یک فرد در جامعه رواج یابد.

در تلگرام بخوانید

کارنامه رضا شاه به مانند هر سیاستمدار برجسته دیگر تاریخ ایران، نقاط سیاه و روشن دارد. او به توسعه و قوام ایران در تاریخ معاصر کمک کرده است اما در عین حال میراث مشروطه و آزادی های سیاسی و اجتنماعی در ایران را در زیر استبداد چکمه لگد گوب کرد. حرص و طمع سیری ناپذیری وی در جمع آوری اموال و غصب ثروت های دیگران نیز از نقاط ضعف بارز او است. مناسبات وی با قدرت های خارجی مانند بریتانیا که البته هنوز سایه سنگین تئوری توطئه بر آن سنگینی می کند، دیگر وجه آسیب پذیر او است. اگرچه حمایت دولت وقت بریتانیا در رشد وی در عرصه سیاسی ایران قابل انکار نیست، اما او فرد وابسته و مهره ای مسلوب الاختیار نبود. در پایان نیز با مداخله دولت بریتانیا از سلطنت خلع و با بدرفتاری به جزیره موریس تبعید شد.

برخورد نامتوازن و نگاه افراطی به مرکز گرایی و یکسان سازی هویت فرهنگی در سامان دهی به دولت مدرن در ایران دیگر نقطه منفی کارنامه رضا شاه است. البته این رویکرد در تثبیت دولت و جامعه جدید ایران اثرات مثبت داشته ولی فرایند ملت سازی در مسیری چالشی و ناقص شکل گرفت.

در مورد رضا شاه هم یزرگ نمایی زیاد و هم سیاه نمایی پررنگی شده است. او پدر دولت مدرن و یا دیوان سالاری جدید در ایران نیست. تجدد درارکان حکمرانی و شیوه سامان دهی اجتماع از زمان ناصرالدین شاه آغاز شد. در دوره رضا شاه به لطف روشنفکران و فن سالاران تریبت شده در نهضت مشروطه روند تجدد در کشور شتاب یافت. درخشان ترین بعد عملکرد رضا شاه در دوران سلطنت گسترش نظام آموزش، پایه گذاری دادگستری مدرن، بهبود موقعیت زنان و بستر سازی برای نقش آفرینی اجتماعی آنها و کوتاه کردن دست روحانیت به صورت نهادی از حوزه های آموزش، قضاوت و امور حقوقی کشور بود. ازاینرو اشتباه است در عین نگاه انتقادی، تلاش های رضا شاه و میهن دوستی وی در تثبیت امنیت و رشد ایران را نادیده گرفت.

اما مستقل از اینکه چه داوری پیرامون عملکرد وی داشت، بنیانگذار پادشاهی پهلوی که می خواست اولین رئیس جمهور ایران شود ولی در این راه ناکام ماند، بخش جدایی ناپذیر از تاریخ ایران است. تحت هیچ شرایطی وی را نمی توان حذف کرد. هیچ سیاستمداری که برای مدتی اداره کشور و ملتی را در دست داشته ،هر چقدر هم که ظلم کرده باشد، قابل پاک کردن از تاریخ و گذشته ملت و جامعه مشخصی نیست.

وضعیت کنونی هر کشوری محصول اقدامات رهبران و شخصیت های برجسته گذشته آن است و برای پاسداشت تاریخ و میراث فرهنگی و اجتماعی ناگزیر باید آن را به نحوی مناسب حفظ کرد. ثبت و نگاهداری میراث گذشتگان تابعی از ارزش داوری نیست، بلکه برای بازنمائی گذشته در نگاهی عینی و حفظ منابع دست اول برای شناخت آیندگان صورت می پذیرد.

شخصیت هاى تاریخى مستقل از اینکه عملکرد درست یا غلط داشته ااند ، سازندگان مقطعى از حیات سیاسى و اجتماعى یک ملت هستند و در آخر هر آنچه تعلق به آنها دارد به عنوان سرمایه یک کشور براى مشاهده و بررسی در حال و آینده باید حفظ شود. همانطور که در مورد پیشینیان و آثار به جاى مانده در مورد آنها داورى ارزشى نشده و با وجود نگرش هاى متفاوت نسبت به آنها ثبت و ضبط و نگه دارى شده اند، پیکر رضا شاه نیز وضعیت مشابهی دارد ، همانطور که کاخ هاى وى و خانه پدرى اش در آلاشت سواد کوه مازندران موزه شده اند.

.

البته جمهوری اسلامی نابختیار است که درست در زمانه ای که صدای ” رضا شاه روحت شاد ” در بخشی از جامعه طنین انداز شده است، ناگاه جنازه وی بعد از غیبتی چهل ساله ظاهر می شود. این واقعیت سورئال تر از آن است که درباره اش نوشت. این اتفاق بخصوص اگر قرار باشد پیکر رضا شاه در جای مناسبی دفن شود ویا نگهداری شود، دردسر های امنیتی برای نظام ولایی دارد. اما اینبار حاکمان فرصت دیگری یافته اند تا نشان دهند آیا هنوز در سطح کم خردی و کینه توزی کور خلخالی و خام اندیشی وی هستند و یا اینکه تا حدی گذر زمان واقع بین شان کرده است و اجازه می دهند جنازه رضا شاه به شکلی مناسب و درخور آرام بگیرد. از آنجاییکه این جنازه مومیایی است می تواند در قالب محفظه مناسبی به لحاظ فنی و بهداشتی در یکی از کاخ های مجموعه سعد آباد در قالب موزه نگه داری شده و به عنوان یک اثر تاریخی در معرض دید عموم قرار بگیرد.

البته تردید دارم که این پیشنهاد عملی باشد بخصوص که در فقه امامیه اساسا مومیایی کردن جنازه مورد تایید قرارنگرفته است. اما به هر حال طرح این پیشنهاد خالی از فایده نیست و چه بسا از منظر تاریخی و حفظ میراث فرهنگی و اجتماعی یک ضرورت باشد. همچنین میزان درک فرهنگی و برخورد متمدنانه را آشکار می سازد.

اگر این پیشنهاد اجرا نشود، حداقل شایسته است پیکر رضا شاه در یکی از کاخ هایش دفن شود. به هر حال هر تصمیمی مسئولان ارشد نظام بگیرند تبعاتی در آینده دارد. تداوم بی حرمتی به جنازه رضا شاه، می تواند در آینده وضعیت مشابهی را برای مقبره آیت الله خمینی به بار آورد که به لحاظ اشرافی گری ، تجملات و تشریفات صد ها برابر مقبره رضا شاه برای آن هزینه شده است. البته مستقل از اشتباهی که در امام زاده سازی از قبر بنیانگذار جمهوری اسلامی صورت گرفت واموال عمومی و خصوصی در مسیری غلط تلف شد، اما این مجموعه بزرگ نیز الان بخشی از تاریخ ایران است و باید در صورت تغییر جمهوری اسلامی حفظ شود.

در پایان باید این نکته را هم متذکر شد که خود رضا شاه نیز در دوران سلطنتش چندین بنای مهم تاریخی دوران قاجار از جمله تکیه دولت در تهران، عالی قاپوی تبریز، دروازه های قدیمی شهر تهران، مجسمه برنز ناصر الدین شاه و .. را تخریب کرد. قاجار ها نیز بخشی از میراث دوران زندیه و صفویه را از بین بردند. این رسم غلط از قدیم در بین حکومت های ایران حاکم بوده است اما از یک جایی باید متوقف شده واز این چرخه معیوب خارج شد.

در تلگرام بخوانید

#دیدگاهنو #علیافشاری

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon