© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon

    فرو ریختن عراق

    روز یکشنبه، اشتون کارتر وزیر دفاع آمریکا به انتقاد از عملکرد نیروهای عراقی در جنگ با گروه دولت اسلامی در رمادی پرداخت. “اتفاقی که افتاده است در واقع عدم تمایل نیروهای عراقی به جنگیدن است” وی همچنین گفت “میزان نیروهای عراقی کمتر نبود، اما هنگام جنگیدن تعداد کمی جنگیدند و در نتیجه جنگ را واگذار کردند”

    پذیرش این مشکل از سوی دولت آمریکا قابل توجه است. آمریکا ارتش عراق را مجددا در تابستان گذشته مجهز کرد و آموزش داد اما عملکرد ارتش در موصل، تکریت و درگیری های دیگر بسیار ناامید کننده بود. شکست در رمادی و صحبت های کارتر نشان میدهد که بازده سرمایه گزاری امریکا بر نیروهای عراقی نزدیک به صفر بوده است. این مسئله بسیار نگران کننده است چرا که تمام استراتژی کاخ سفید برپایه استفاده از نیروهای امنیتی عراقی به جای استفاده از سربازان آمریکایی بوده است.

    صحبت های وزیر دفاع از آن جهت شوکه کننده است که جان کری چند روز قبل به خبرنگاران اطمینان داد که پیروزی دولت اسلامی در رمادی موقتی خواهد بود و کاخ سفید آنرا یک “عقب نشینی تاکتیکی” نامید. عراقی ها پس از شکست در رمادی، واشنگتن را مقصر این شکست دانستند و شاید صحبت های وزیر دفاع پاسخی به این ادعا باشد. هرچند احتمال دارد کارتر بهتر از هرکسی بداند که در عراق چه میگذرد و پنتاگون نمیخواهد که مقصر شکست مجدد در عراق تلقی شود. سخنان متناقض دولت آمریکا در عراق به وضوح نشان میدهد که هیچ کس در دولت نمیداند در عراق چه خبر است!

    این اتفاقات عمیقا نگران کننده است. ایالات متحده ۲٫۵ تریلیون دلار در عراق هزینه کرده است و فشارهای زیادی را به جهت افزایش نیروهایش متحمل شده است –بجز ۳۰۰۰ نیرویی که از قبل در عراق بودند- تا بغداد را نجات دهد. به نظر نمیرسد مردم آمریکا از چنین اتفاقاتی در عراق پشتیبانی کنند، خصوصا درباره فرستادن ۵۰۰۰ مشاور نظامی و افزودن سه هزار نفر بر این تعداد بعد از ۶ تا ۸ ماه و احتمالا در صورتی که عراقی ها همچنان مشکل داشتند ارسال ۵۰۰۰ نیروی دیگر، آیا بازی را تغییر خواهد داد؟

    تصمیم گیرندگان در واشنگتن معتقد به افزایش تعهد امریکا در عراق هستند. عراق در ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷ با ترکیبی از نیروی نظامی  و سرمایه آمریکایی بازسازی شد. شاید آنها بدنبال قسمت دوم عملیات های ۲۰۰۷ در عراق باشند اما به قول ترک ها “شما نمیتوانید در یک وان حمام دوبار حمام کنید درحالی که آب را عوض نکرده اید.”

    آنچه در عراق میگذرد را میتوان بطور خلاصه دسته بندی کرد:

    1. گرد و غبار جنگ – در ماه آپریل دولت اسلامی در شرایط بدی بود و همه از بازپس گیری موصل صحبت میکردند. کردها ارتباط آنها با سوریه را قطع کرده بودند و آنطور که گفته شد دولت اسلامی در وضعیت دفاعی بود و شرایط نظامی آمریکا بسیار خوب توصیف میشد. دولت اسلامی توان تحرک نظامی نداشت و ارتباط آنها ثطع شده بود. سپس دولت اسلامی رمادی را تصرف کرد و سقف بر سر عراقی ها خراب شد. درگیری های فعلی به نظر طولانی و فرسایشی میرسد. پنتاگون یک کمپین ۳۶ ماهه را آغاز کرده است اما برتری در جنگ بطور مداوم دست به دست میشود و حالا نیروهای نظامی شیعه و ارتش عراق سعی دارند رمادی را پس بگیرند

    1. حق با کارتر است – نیروهای عراقی خوب نیستند و امور پیچیده شده است. با توجه به محاسبات، ایالات متحده نیروهای عراقی را حداقل چهار بار آموزش داده است (شاید هم پنچ یا حتی شش بار!) کسانی که اخبار عراق را دنبال میکنند میدانند که هربار که پیروزی رخ میدهد در نتیجه حملات هوایی آمریکاست و سهم شبه نظامیان شیعه تبلیغات رسانه ای و تصاحب پیروزی است. بعنوان مثال در نبرد برای آزادی تکریت، نیروهای عراقی کمی به نسبت حضور داشتند. هرچند قطعا بعضی واحدهای ارتش عراق از دیگر واحدها بهتر هستند اما بطور میانگین این رهبری ضعیف نیروهاست که بارها و بارها ثابت کرده است هرقدر هم که زمان و انرژی منابع توسط واشنگتن صرف شود، ارتش عراق نمیتواند یا نخواهد جنگید.

    1. عراق به نقطه بازگشت ناپذیر رسیده است – دولت اسلامی تهدید عمده ای برای عراق به حساب می آید. اما با اراده نظامی کافی میتوان در نهایت البغدادی را از پای درآورد. بسیاری از تحلیل ها نشان میدهد این اتفاق شروع شده است، فارغ از تصرف رمادی و تهدید مجدد باجی (که سابقا از جولای تا نوامبر ۲۰۱۴ در کنترل دولت اسلامی بود). همانطور که قبلا اشاره شده است، درمان فعلی برای معضل عراق -دادن سلاح به ارتش عراق، کردها (که نیازمند تائید بغداد است) و چشم بستن بر تلاش های ایران برای مبارزه با دولت اسلامی توسط شبه نظامیان- مشکلات جدیدی را ایجاد خواهد کرد. هر دانشجوی علوم سیاسی که با الفبای سیاست آشنا باشد، با نظریه ماکس وبر درباره انحصار خشونت مجاز در مواقع ضروری آشناست. برای وبر، به این معنا نیست که فقط دولت مرکزی ظرفیت استفاده از خشونت را دارد، آنچه مهم است مرکزیت است. دولت مرکزی میتواند به دیگران اجازه دهد تا از خشونت استفاده کنند یا این اجازه را از آنان سلب کند. آیا عراقی ها چنین انحصاری در استفاده قانونی از خشونت دارند؟ آیا کردها و شبه نظامیان شیعه تحت مرکزیت نخست وزیر عراق میجنگند؟ پاسخ به هر دو سوال خیر است. چیزی که این مسئله راجع به آینده میگوید موضوعی است که عده کمی میخواهند با آن روبرو شود: عراق یکپارچه هر روز بی معنی تر میشود

    وضعیت در عراق هر روز بدتر میشود جنگ بر سر رمادی و باجی آغاز یک روند طولانی تر فروپاشی عراق است. ما در عراق بازنده هستیم چرا که عراق – فارغ از اینکه نتیجه جنگ با دولت اسلامی چه باشد – خود را باخته است

     استیو کوک

    #آمریکا #عراق #جانکری #دولتاسلامی #شکست #فروپاشیعراق #کرد #قاسمسلیمانی #اشتونکارتر