فوتبالِ حکومتی

امیرحسین بریمانی

تحلیلگر سیاسی


در تلگرامبخوانید

آنطور که آلن بدیو، “رخداد” را تعریف می کند، “رخداد آن چیزی ست که امکانی نااندیشیدنی را آشکار می کند”. از جمله رخدادهای اتفاقیِ (بدین معنی که علیتی انسانی نداشته و زاده ی شرایط است) اخیر، اعتراض روحانیون و اصول گرایان به برگزاری مسابقه ایران و کره در روز تاسوعاست. و باز هم آنطور که بدیو می گوید: همه چیز بستگی به این دارد که امکان تازه، چگونه به فعلیت در می آید. اتفاقی که بر سر رخدادِ مذکور افتاد، این بود که سریعن به نفع قدرت مصادره و درنتیجه، پتانسیل های آن برای تغییر شرایط کور شد. از نمونه های جالب این مصادره سازی (یا عقیم سازی)، امیرحسین علم الهدی بود که در روزنامه شرق نوشت: باید تعامل سازنده یی با روحانیون داشت و از طرفی دیگر هم ما ایرانیان، اساسن هیچ علاقه یی به شادی کردن در محرم نداریم (نقل به مضمون). اینکه ایشان با چه اطمینانی برای مردم تصمیم می گیرد، خود محل بحث است. روزنامه شرق نیز همچون دیگر رسانه های اصلاح طلب، ثابت کرده ست که توانایی های بسیاری برای وارونه سازی اعتراض دارد و ازین روی، نقش خود را در سرکوب و متعین کردن تمایلات مردم به خوبی ایفا می کند.

سیستماتیک ترین قدرت ها هم از پیش بینی رخدادهای احتمالی عاجزاند؛ بنابراین با تقسیم قدرتِ سرکوب میان نهادهای مختلف، کمترین آسیب را از تخریب گریِ رخدادها دریافت می کند. پیش از آنکه نگاه خیره ی مردم به پتانسیل های رخداد درجهت نفی گفتمان قدرت واقف گردد، عوامل سرکوب سریعن رخداد را در دام گفتمانی متعین می اندازند تا بتوانند بر چیستیِ هسته معناسازی آن احاطه داشته باشند و رخداد را آنچنان که بی خطر برای قدرت باشد، تبیین می کنند. به عبارتی دیگر می توان گفت که این الگو، برآمده از خواستِ حاکمیت برای تعریف امرممکن و امرناممکن است. امرناممکن، همان پتانسیل های چپ رخداد است که در مرحله اولیه ظهور آن رخداد، تنها یک امکان محسوب می گردند پس حاکمیت باید در معرفی پتانسیل های آن، بر گفتمان مردمی پیش دستی کند. پس ازین اعتراض نابخردانه، گفتمان مردمی می توانست برگزاری فوتبال در تاسوعا (استعاره یی از شادی مردم در زمان ممنوعه) را مورد بسط قرار دهد و کمی در باب این امرناممکن بیاندیشد و به نتایجی به جز نتایجی که حاکمیت رسیده است برسد.

گفتنی ست که ظهور این رخداد، خود همراه با موضع گیری حاکمیت بود و از همان ابتدا نیز راهی برای برون رفت از آن موضع گیری وجود نداشت بلکه تنها می شد بر سر مولفه های کوچک آن چانه زد. برگزاری مسابقه با تِمی حسینی (!) به هیچ وجه پیروزی مردم محسوب نمی گردد بلکه صرفن عدم امکان جابه جایی زمان مسابقه را (آن هم به دلایل بین المللی نه داخلی) معنا می دهد و البته فراتر ازین ها نباید غافل بمانیم که حاکمیت توانست اندیشه مذهبی را در درون متنیت یک مسابقه فوتبال نیز نفوذ دهد و مردم نیز تقریبن اعلام موضعی نکردند. اما این رخداد، چه پتانسیل دیگری داشت: سو استفاده از تلاقی دو حادثه ی ورزشی و مذهبی به نفع اهمیت افزایی به حادثه ی ورزشی. درواقع اینجا به هیچ وجه بحث اعتبارسنجیِ این دو گفتمان مطرح نیست بلکه صرفن اهمیت شناسی منافع فردی و جمعی مطرح است. نکته یی که حاکمیت مدنظر داشته ست نیز نه ضرورت حفظ اسلام بلکه تضعیف توانش جمعی مردم برای احیای یک لیبیدو جمعی بوده و برای این امر، از اسلام (به عنوان راهکاری همواره سلبی) بهره جسته است.

این بار، جز دفعاتی ست که قوانین لیبرالِ بین المللی به کمک مردم ایران شتافت که البته قدرت مذهبی، برای آن نیز چاره یی جُست و طرح حسینی کردن ورزشگاه و شعارهای مردم را به کرسی نشاند یا آنطور که احتمالن قدرت، خود را منطقی جلوه می دهد: تفاوت ها را به یک همانندی سوق داد. که معنایی جز سرکوب تفاوت ها ندارد! با کمی جرات می توان گفت که با کم شدن تعداد مسلمانان معتقد در جامعه، قدرت به سمت نخبه گرایی حرکت کرده ست و نخبگان نیز کسانی جز شیعیان رادیکالی نیستند که دست به حمله به سفارت عربستان می زنند و یا دست کم در بیست و دو بهمن شرکت می کنند. به شکلی دقیق تر، آیا بسیجیان مصداق تمام و کمال شهروند نخبه در جامعه فعلی ایران نمی باشند؟ کسانی که به سبب همدستی با قدرت، از امنیتی نسبی بهره مند بوده و قادرند حد کمی از قدرت (گاز فلفل، باتوم و غیره) را با خود حمل کنند بی آنکه برابری را زیرپا گذاشته باشند! همین نخبگان هستند که به صورتی خودجوش، جزیی از سازوکار سرکوب می گردند و مصادره سازی های قدرت را دوام می بخشند.

امیرحسین بریمانی فعال سیاسی و منتقد ادبیست که فعالیت خود را از سال ۹۳ آغاز کرده است. مقالات و نقدهایی از بریمانی در مطبوعات داخلی و خارجی به چاپ رسیده که از جمله آنان میتوان به “دیالکتیک سلبی زبان و امرواقع”،” فوران انرژی و سرکوب شدن توسط دستگاه های ایدئولوژیک” و “تقابل چیزواره گی امرشعری و هرمنوتیک” اشاره کرد. مجموعه شعر “توفیدن دستی بر گونۀ خواب” و “هر از همیشه آوراندن هجوم” نیز مراحل انتشار خود را طی میکند.

#اصلاحطلبان #امیرحسینبریمانی #دیدگاهنو #فوتبالوعزاداری

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon