قهرمانی فوتسال زنان و ضرورت بازخوانی قوانین تبعیض آمیز

آزاده دواچی

فعال حقوق زنان

در طول چند هفته ی گذشته ممنوعیت خروج نیلوفر اردلان به دلیل عدم اجازه ی همسر و محروم شدن از حضور در تیم فوتسال زنان ایران خبرساز شد. از زمان عمومی کردن و انتشار خبر ممنوع الخروجی نیلوفر اردلان تا به قهرمانی رسیدن تیم فوتسال زنان ، بسیاری از فعالان حقوق زنان در داخل و خارج از کشور مساله ی وضعیت زنان و اجازه ی همسر را دوباره به بحث و چالش کشیدند . نگاهی به واکنش های مختلف به این مساله از آن زمان تا هنگام برگشتن تیم زنان ایران از مسابقات نشان می دهد که مساله ی حضور زنان در ورزش همچنان به عنوان بحث چالش انگیز نیروهای محافظه کار درداخل ایران و فعالان حقوق زنان در داخل و خارج است.

در مصاحبه هایی که همسر نیلوفر اردلان بعد از این اتفاق انجام داد به نوعی مساله حق همسر برای خروج از کشور را نادیده گرفته و تنها بر اینکه این مساله ، مساله ای خصوصی است و تقدیر بوده است تاکید می کند . اقای توتونچی در مصاحبه ای اینگونه می گوید «اول از همه قهرمانی تیم بانوان را به همسرم، بازیکنان و کادر فنی و همچنین فدراسیون فوتبال تبریک می گویم و آنها نشان دادند که شایستگی قهرمانی را داشتند. قبل از شروع مسابقات صحبت‌های زیادی شده بود مبنی بر اینکه غیبت همسر من روی عملکرد تیم ملی تاثیر منفی می‌گذارد اما فوتبال یک ورزش گروهی است و فرد محور نیست. قسمت همسر من این بود که در مسابقات قهرمانی آسیا غایب باشد و تیم بدون او قهرمان شود. من در جایگاهی نیستم که بخواهم مخالف منافع ملی باشم اما روی زندگی شخصی ام و حفظ آرامش آن اصرار زیادی دارم.»

به نظر می رسد برای آقای توتونچی ، تعریف زن به معنی آرامش زندگی در خانه است که با استفاده از حمایت قوانین تبعیض آمیز توانسته آرامش خانواده اش  را حفظ کند. ظاهرا برای دیگر مسولان هم این تعریف صادق است،  چرا که هیچ تلاشی برای حمایت از نیلوفر اردلان به عنوان ورزشکار تیم ملی نمی شود . اما از سوی دیگر مساله ی مخالف همسر نیلوفر اردلان و عمومی شدن آن بار دیگر اهمیت تغییر در قوانین تبعیض آمیز را به خصوص در مورد زنان ورزشکار روشن می کند . واکنشهایی که در فضای مجازی نسبت به عدم خروج نیلوفر اردلان اتفاق افتاد ، طیف گسترده ای را در بر گرفت . این واکنشها تنها در رسانه های خارج از ایران نبود، بلکه رسانه های داخل ایران خبرهای مربوط به حذف نیلوفر اردلان از تیم ملی را پوشش دادند . اعتراضات شکل گرفته شده به این مساله تا آنجا پیش رفت که صفحه ی آزادی های یواشکی زنان در ایران از مردان خواست تا با فرستادن تصاویر خود و نوشته ای حق سفر کردن به همسر خود را  ببخشند .

نگاهی به صفحه ی آزادی های یواشکی نشان می دهد که این مساله با استقبال مردان هم مواجه شده است ، حتی اگر این استقبال درصد کمی داشته باشد اما مطرح شدن و رخنه ی آن به بدنه ی جامعه ی ایران می تواند حداقل بحث ورزش زنان را به حاشیه نکشاند، و از سوی دیگر براهمیت حضور زنان در ورزش ملی صحه بگذارد.  از دیگر واکنشهای به این موضوع ، جمع آوری امضا در نامه ای به معاون حقوقی رئیس جمهور است . این امضاها نیز بازتابی هم در فضای مجازی و هم در فضای رسانه های داخلی ایران داشته است . مجله ی همسری می نویسد : روز یکشنبه پنج مهر همزمان با خبر قهرمانی تیم فوتسال ایران، روزنامه های داخلی خبر از طوماری ده هزار امضایی جهت اصلاح ماده ۱۸ و ۱۹ قانون گذرنامه دادند.بیش از ۱۰هزار امضا جمع شده است که در میان آنها اقشار مختلفی از مردم شامل ورزشکاران و اعضای تیم ملی، هنرمندان،فعالان سیاسی،فعالان مدنی،فعالان حقوق زنان، اساتید دانشگاه، پزشکان،حقوقدانان، زنان خانه دار، دانشجویان، مهندسین، روزنامه نگاران، کارگردانان و … از زن و مرد دیده می‌شود. از جمله امضا کنندگان می‌توان به نام ابراهیم اصغرزاده، آذر منصوری، شمس لنگرودی، محمد یعقوبی، رخشان بنی اعتماد و باران کوثری و نیلوفر اردلانی اشاره کرد.

حجم زیاد اعتراضات به مساله ی ممنوع الخروجی و همینطور بازتاب رسانه ای آن نشان از عزم جامعه ی ایران به خصوص نسل جوان  برای تغییر در قوانین تبعیض آمیز است . بازتاب این اعتراضات هم چنان با سکوت مسؤلان در ایران مواجه شده است ، سکوتی که حتی حاضر نشد به استقبال قهرمانان زن در فرودگاه برود . روشن است که چرا مسؤلان ترجیح می دهند در خصوص فوتبال زنان سکوت کنند، چرا که برای آنان هویت زنان تنها در قالب های کلیشه ای شکل گرفته و هرنوع عبور از این قالبها برای مسوالان محافظه کار دلپذیر نیست .

با همه ی ناملایمات نسبت به ورزشکاران زن ،  قهرمان شدن فوتسال زنان در آسیا خود نوع دیگری از دستاورد های بزرگ ورزش زنان و مطرح شدن آن در سطح جهانی است ، زنانی که با وجود همه ی محدودیتها  و همه سنگ اندازی ها ، با وجود پوشش سخت و نفس نفس زدن در گرما با همان پوشش توانستند قهرمان آسیا شوند . نه اثری از آنها در رسانه های ملی است و نه جایی برابر در ورزش و فضای  رسانه ای دارند . هیچ کدام از تصاویرشان در تلویزیون های ملی پخش نشد و سرودی برای قهرمانی شان خوانده نشد . و از همه بدتر که با وجود این همه افتخار آفرینی،  بازگشت زنان بدون حضور هیچ کدام از مسولان  ورزشی و حمایتهای فدراسیون ورزش ایران و بازتاب آن در رسانه های ملی است  . این غیبت و عدم توجه به ورزش زنان ،  حتی وقتی بحث ملی گرایی و افتخار جهانی مطرح می شود و ازقضا زنان افتخار آفرین ملی هستند،  غرور ملی مردانه هیچ اهمیتی برای پیروزی و قهرمانی زنان نمی دهد . قهرمانی زنان برای مسؤلان همان قدر بی ارزش است که تلاش برای تغییر قوانین تبعیض آمیز . به همین دلیل است که مسؤلان در ایران هیچ اشتیاقی برای استقبال از قهرمانانشان ندارند چرا که در جامعه ی مردسالار قهرمان ها تنها مردان هستند .

به نظر می رسد هر چه قدر محدودیت در به حاشیه راندن زنان ایجاد شود ، مقاومت بیشتری از سوی زنان برای نشان دادن توانایی هایشان صورت می گیرد.  قهرمانی فوتسال زنان نشانه ی همین مقاومت و ایستادگی با وجود همه ی ناملایمات و عدم حمایت ها است و غلبه بر دشواریهای زنان در جامعه ی مردسالار است  . اما در عین حال که جامعه به  تشویق و تایید زنان ورزشکارمی پردازد ، آنها همچنان از بسیاری از رسانه های ملی غایب هستند .   از سوی دیگر واکنش جامعه به این مساله بار دیگر نیاز به توجه نهادهای مدنی و حقوقی را به این اهمیت جلب می کند که اکنون وضعیت جامعه ی ایران و به خصوص هویت امروزه ی زنان دستخوش تغییر زیادی شده است . بسیاری از این قوانین همچنان زنان را در حاشیه نگه می دارد و یادی از آنها نمی کند . شاید بتوان مهمترین دستاورد مساله ی پیروزی فوتبال زنان را در اهمیت جامعه  تلاش برای تغییر و عدم پذیرفتن محدودیتها دانست . مطرح شدن و اصلاح قوانین تبعیض آمیز که ضرورت حذف آنها اکنون بیش از پیش احساس می شوند . با این حال بار دیگر مساله ی پرحاشیه ی قهرمانی زنان در ایران نشان داد که تا چه اندازه  زنان ایرانی در عرصه ی مختلف توانایی تغییر را دارند تغییری مثبت ، پیش رونده که همیشه از دید جامعه و مسوالان به دور مانده است .

آزاده دواچی مترجم، شاعر و فعال حوزه زنان، کارشناس ارشد زبان و ادبیات انگلیسی، گرایش ادبیات تطبیقی ایران و فلسفه‌ی غرب است. وی هم‌اکنون مشغول به تحصیل در مقطع دکترای جامعه شناسی در حوزه زنان مهاجر در دانشگاه دیکن استرالیا است. آزاده دواچی مولف کتاب «فمنیسم؛ جنبش های زنان و چالش پیش رو» است

#آزادهدواچی #حقوقزنان #دیدگاهنو #فوتسالبانوان

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon