محفل یالثارات و هسته سخت قدرت

علی افشاری

تحلیلگر سیاسی


در تلگرامبخوانید

برخورد سخیف نشریه یالثارات الحسین با هنرمندان شرکت کننده در جشن حافظ در روز های اخیر بحث برانگیز شده است. برای کسانی که با مشی ضد اخلاقی، شریرانه و غیر حرفه ای این شبه نشریه آشنایی دارند، این رفتار جای تعجب ندارد. در واقع سقوط اخلاقی و افزایش شرارت در این جماعت حد و مرزی ندارد. اما توهین ها و اظهارات موهن این نشریه بخصوص در شماره جدید به حق باعث آزردگی وعصبانیت جامعه هنری شده است. سابقه نشریه یالثارات که چند بار توقیف موقت شده است، مملو از اهانت ، هتاکی، دروغ پردازی، افترا ، ارعاب و وحشت پراکنی است. در واقع کارویژه این نشریه تولید خشونت در عرصه عمومی و فضاسازی رسانه ای برای گروه های فشار و جهت دهی به جامعه هدف است.

تلاش های وزارت ارشاد دولت روحانی برای تعطیلی این نشریه نیز به به جایی نمی برد و همانگونه که عبدالحمید محتشم گفته است، مجوز موقت آنها را دادگاهی مافوق هیات نظارت صادر کرده است. اگرچه این رویه قانونی است اما قوه قضائیه برخورد دوگانه ای داشنه ورسانه های اصلاح طلب و منتقد از چنین حقی محروم هستند. حرف محتشم تنها بیانگر توجیه حقوقی نیست، بلکه واقعیتی را در دل خود منعکس می کند که موضوع اصلی این یادداشت است. در واقع محتشم کد می دهد که فعالیت نشریه انصار حزب الله متکی به هسته سخت قدرت بوده و چنان پشتوانه ای در ساختار قدرت دارد، که دولت روحانی و قوه مجریه اقدامی علیه آن نمی تواند انجام دهد.

یالثارات نشریه گروه انصار حزب الله از نیرو های فعال و برجسته در گروه های فشار است. این گروه از سال ۷۲ به صورت جمعی و تحت نام مشخص فعالیت های سیاسی و تشکیلاتی اش را شروع کرد و تا مدت ها کانون اصلی خلق فشار های حکومتی و تحرکات توده ای برای بسط و حفظ فضای اختناق و انسداد سیاسی و فرهنگی بود. اعضای این گروه اگر چه از سال یادشده در قالب انصار حزب الله فعالیت کردند. اما برخی از انها سابقه فعالیت در گروه های فشار و درگیری های خیابانی و کار های ایذائی میدانی را از همان سال های اولیه انقلاب داشته و در آن ایام مشق خشونت کرده بودند. البته برخی نیز در جبهه های جنگ حضور داشتند. بین این گروه و هیات رزمندگان اسلام و حزب الله تهران باید تفکیک قائل شد.

انصار حزب الله محصول و مولود دوران رهبری خامنه ای است که بعد از شدت یافتن تجدید نظر طلبی برخی از نیرو های نظام و بخصوص جناح موسوم به خط امام برای مهار موازنه قوای اجتماعی در راستای خواست نهاد ولایت فقیه تشکیل شد. از زاویه ای دیگر در تولد این گروه فعال شدن شکاف بین خامنه ای و رفسنجانی و جنگ قدرت پنهان آنها در اوایل دهه هفتاد نیز موثر بود. حمله به سیاست های نیمه باز فرهنگی در دوره دوم ریاست جمهوری رفسنجانی و ادعای مبارزه با مفاسد اخلاقی نقطه آغاز فعالیت های میدانی این گروه بود که با آتش زدن و تهاجم به انتشارات ها، سینما ها و کتابفروشی ها و اذیت زنان بد حجاب به زعم آنها آغاز شد. اما چندی از فعالیت های این گروه نگذشته بود، که دکتر عبدالکریم سروش و حلقه کیان اماج حمله و کینه توزی آنها قرار گرفت. دیگر رسانه های دگر اندیش چون ایران فردا، فرهنگ توسعه و همچنین نشریه پیام دانشجوی حشمت الله طبرزدی بعد از تغییر رویکرد نیز هدف برخورد های ایذائی و خشن این گروه قرار گرفتند. رویارویی انجمن اسلامی دانشگاه پلی تکنیک و انصار حزب الله که تا آستانه درگیری فیزیکی پیش رفت، از رویداد های سیاسی مهم سال ۱۳۷۵ بود.

انتخابات هفتمین دوره ریاست جمهوری نقطه عطفی در حیات این گروه مروج خشونت و ابتدال در پوشش ارزش های انقلابی و مذهبی بود. انتشار ویژه نامه ای سراسر افترا و توهین نسبت به سید محمد خاتمی خشم بخشی زیادی از جامعه را برانگیخت. انصار حزب الله با رویداد تاریخی دوم خرداد ۷۶ پاپس نکشید و به فعالیت های تخریبی و تهاجمی خود ادامه داد. حمله به راهیپیمایی ۱۳ آبان دفتر تحکیم وحدت در سال ۱۳۷۶ و برخورد فیزیکی با بهزاد نبوی آغاز رویارویی انصار حزب الله و دفتر تحکیم وحدت بود. این رویارویی در تجمع اعتراض به نظارت استصوابی شورای نگهبان دفتر تحکیم در اسفند ماه ۱۳۷۶ تشدید شد. اگرچه انصار حزب الله مدعی عدم دخالت در این رویداد بود. اما برخی از چهره های وابسته به این گروه از حمله کنندگان به تجمع بودند. مضروب ساختن عبدالله نوری و عطاء الله مهاجرانی دیگر اتفاقی بود که دست انصار حزب الله در پشت سر آن دیده شد.

تقابل انصار حزب الله با جنبش دانشجویی ، رسانه های اصلاح طلب ، نیرو های فرهنگی، روشنفکران و در کل جامعه مدنی و نیروی مقاومت در برابر ولایت فقیه با فراز ونشیب در دهه هفتاد و هشتاد ادامه یافت. انصار در همه این مراحل نه تنها از مصونیت قضایی و امنیتی برخوردار بود، بلکه امکانات عمومی کشور و بخصوص نهاد های تحت نظر رهبری در خدمت تبلیغات و امور تدارکاتی آنها قرار داشت. انصار حزب الله در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد بیشتر در قالب رسانه ای فعالیت کرد و تحرکات میدانی نداشت. عبدالحمید محتشم دبیر کل انصار حزب الله این تغییر مشی را روند تکاملی انصار حزب الله عنوان نموده که به نیرویی مدنی تبدیل شده و دیگر فعالیت میدانی( بخوانید حرکات های خشونت طلبانه و هراس افکنی) ندارد. کنکانش در مواضع این گروه نشان می دهد حرف های محتشم با واقعیت تطبیق نمی کند. خود وی تقریبا دو سال پیش در اظهار نظری تهدید آمیز خبر داده بود که انصار حزب الله ۴۰۰۰ نفر را برای مبارزه با بی حجابی به خیابان ها می فرستد. البته این تهدید در نهایت توخالی از کار در آمد.

بررسی سابقه انصار حزب الله آشکار می سازد که این محفل بخشی از گروه های فشار و جامعه سرکوبگر توده ای حکومت است و معادل تمامیت آن نیست. از اینرو در دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد و روحانی گروه های دیگری تحت عناوین مختلف و چه بسا موقتی کارویژه گروه های فشار را ایفا کرده و می کنند. ساماندهی به گروه های فشار در جمهوری اسلامی از ابتدا تا کنون پدیده پیچیده ای بوده است. این جریان مورد حمایت و برنامه ریزی سازماندهی شده نهاد ولایت فقیه و بخصوص بازو های نظامی و امنیتی آن قرار دارد ،اما در عین حال یک بستر توده ای و اجتماعی نیز دارد. گفتمان این گروه بنیاد گرایی اسلامی شیعه محور است که در پی اجرای حکومت دینی فقه محور بر اساس حکمرانی فردی فقیه سنت گرای ایدئولوژیک است. شاید تبار و نقطه عزیمت این جریان را بتوان به فدائیان اسلام و شخص نواب صفوی متصل ساخت. این شبکه پیچیده با استفاده از مفاهیم و ارزش های گفتمان بنیاد گرایی اسلامی شیعی محور، ضدیت صریح با مدرنیته و غرب گرایی و عدالت اجتماعی و مبارزه با مترفین و ثروتمندان از جامعه هدف یارگیری کرده و با هماهنگ ساختن این نیرو ها و آموزش آنها ارتش مورد نیاز دستگاه ولایت فقیه برای ایفای کارویژه گروه های فشار در سطح خاص و نیروی موازی مردم را فراهم می نماید. این شبکه از گروه ها و مجموعه های مختلفی تشکیل شده و با نهاد هایی چون سپاه و بسیج و برخی هیات های مذهبی ولایت مدار ارتباط وثیقی دارد، اما در عین حال فراتر از آنها است و موجودیتش تنها در نهاد های حکومتی خلاصه نمی شود.

انگیزه و نیروی محرکه آن نیز فقط مبتنی بر عناصر اعتقادی نیست بلکه معادلات قدرت و انگیزه های اقتصادی و منفعت جویانه نیز تاثیرگذار است. اسم این جریان که مثل چتر آنها را در یک مجموعه قرار می دهد از ابتدای انقلاب تا کنون حزب الله بوده است. در آئینه تریبون های حکومتی آنها مردمی خدا جو توصیف می شوند که برای دفاع از ارزش های اسلام، انقلاب، نظام و ولی فقیه در صحنه حاضر بوده و آماده هستند هر هزینه ای را برای سرکوب ضد انقلاب و دشمنان ولی فقیه بپردازند. البته نوع رفتار، کلام و برخورد آنها با تعاریفی که در سنت و عرف از انسان خداجو می شود، تفاوت های بارزی دارد.

با وام گرفتن از تئوری ها و مفاهیم علوم سیاسی این جریان را می توان یک جامعه سرکوبگر توده ای دانست که رویکرد پوپولیستی بخش مسلط و کلاسیک قدرت جمهوری اسلامی را در عمل محقق می کند و همیشه آلرناتیو کاذب مردم را در تبلیغات حکومت شکل می دهد. وحدت و همبسته شدن این جریان در اراده ولی فقیه ابزاری کارامد برای نفی تنوع و تکثر موجود در جامعه است. این ابزار اگرچه به دلیل کثرت استفاده نخ نما شده است ،اما هنوز کارایی دارد. در واقع امت حزب الله به عنوان پوشش گروه های فشار از ارکان مهم شکل گیری و تداوم بقای نهاد ولایت فقیه از ابتدای انقلاب تا کنون بوده است. انصار حزب الله یکی از اجزای این جامعه سرکوبگر توده ای است که مسئولیت های مشخصی را در دهه های هفتاد، هشتاد و نود بر عهده داشته است. البته برخی از رهبران آن مانند محتشم، مجتبی شاکری و حسین الله کرم در درگیری های خیابانی دهه شصت و سرکوب مخالفان سیاسی و همچنین تلاش برای حاکمیت اجباری تک صدایی فرهنگی نیز فعال بوده اند. در واقع انها جزو خشن ترین بخش گروه های فشار بوده اند که با شدت عمل و وقاحت بی حد و حصر کلامی قرار نقش شمشیر و پیروزی در سایه ارعاب را ایفا کرده اند.

انصار حزب الله اگرچه در حال حاضر در صحنه های میدانی فعالیت بارز و مشخصی ندارند ، اما در عرصه فضا سازی های رسانه ای و سیاسی و کد دادن به نیرو های حامل برای عملیات میدان فعال هستند. آنچه مشخص است این گروه فقط متکی به اعضایش نیست تا وزارت ارشاد و یا کل دولت بتواند آنها را تعطیل و یا به صفر برساند. این گروه به هسته سخت قدرت متصل است. مواضع سخیف و موهن آنها تنها نشانگر هتاکی یک جمع تند رو نیست، بلکه بازتاب نظرات عریان و از زرورق خارج شده بخش مسلط قدرت در حوزه های فرهنگی و سیاسی است. همیشه هشدار ها و برخورد های مهار کننده و یا حذفی ابتدا از سوی این گروه ها زده می شود و زمینه سازی می شود و در نهایت اقدام رسمی تحقق می یابد که به دلیل محدودیت ها، واکنش اجتماعی و عوامل پیش بینی ناپذیر لزوما به صورت کامل با قصد گروه های فشار یکسان نیست، اما در یک راستا قرار دارد و سوژه ها به نوعی حالت غیر عادی و مسئله دار در عرصه رسمی پیدا می کنند.

پرخاشگری ها و برخورد های غیر اخلاقی یالثارات به هنرمندان که بدون هیچگونه شرم و آزرمی ادامه دارد، اگر چه بر بنیان دیدگاه های واپس گرای فرهنگی و ضدیت با فرهنگ غربی قرار دارد، اما متاثر از ناخشنودی نهاد ولایت فقیه از سیاست ورزی چهره های شاخص سینمایی کشور در انتخابات های اخیر نیز هست. باید توجه داشت جمهوری اسلامی از ابتدا برای تثبیت نظام فرهنگی خود و از میدان بیرون کردن سبک های بدیل، به افترا، برچسب زنی و شیوه های غیر اخلاقی روی آورده است. کافی است مروری اجمالی بر مطالب روزنامه جمهوری اسلامی و اتهامات بی پایه و خجالت آور آن به زنانی که در راهپیمایی اعتراض به حجاب اجباری در سال های ۵۷ و ۵۸ شرکت کرده بودند، صورت پذیرد. در مجموع حرف اصلی یادداشت این است که مشکل گروه های فشار فراتر از تقابل با سینماگران است و کل هستی جامعه را در سه دهه گذشته را مورد حمله قرار داده است. این جریان نیز متکی به گروه های خود بنیاد کوچک نیست، بلکه حامیان قدرتمندی در هسته سخت قدرت دارد. غلط نیست اگر گفته شود، بدون حضور این جریان بقای نهاد ولایت فقیه و حاکمیت تحمیلی آن در عرصه رسمی و ارزش ها و نماد های حاکمیتی اگر ممکن نباشد، با چالش های کمر شکنی مواجه خواهد بود.

علی افشاری فعال سابق دانشجویی و عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در دوران اصلاحات. علی افشاری در سال ۱۳۸۴ ایران را ترک کرد و هم اکنون در مقطع دکترا مشغول تحصیل و پژوهش در دانشگاه جرج واشنگتن آمریکاست. افشاری برنده جایزه هلمن-همت سازمان دیده بان حقوق بشر در سال ۲۰۰۶ است.

#انصارحزبالله #یالثارات #دیدگاهنو #علیافشاری #توهینبههنرمندان

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon