مخاطب  اصلی خامنه ای کیست : روحانی یا اوباما؟

مجتبی واحدی- سخنان اخیر سید علی خامنه ای  ظاهراً حاوی خط و نشان های جدید و شدید برای امریکایی ها و اعضای غربی گروه پنج به اضافه یک بود . اما واکنش های داخلی به آن به مراتب قوی تر بود یا به عبارت بهتر می توان گفت ” فقط واکنش های داخلی را به دنبال داشت.” امریکایی ها که بیش از سایر کشورها درگیر مذاکره با ایران هستند واکنشی حساب شده داشتند:.” به میز مذاکرات توجه داریم ..”. این واکنش که  عیناً برای دومین بار طی کمتر از چهل روز تکرار می شود پیام قابل فهم برای خامنه ای بود. در واقع امریکایی ها  ضمن نیاز به سرگرم سازی بخشی از افکار عمومی در داخل کشورشان ، احتیاج شدید رهبر جمهوری اسلامی به برخی درشت گویی های تریبونی را درک می کنند و بیش از توجه به “شعارهای الله اکبر ساز ” خامنه ای در در دیدارهای عمومی ، به نرمش قهرمانانه نمایندگان اعزامی جمهوری اسلامی  توجه دارند.البته نمی توان انکار کرد که اویاما  و خامنه ای هر دو نیازمند حصول توافق در مذاکرات هسته ای هستند. اما یقیناً نیاز خامنه ای حیاتی تر است و لذا سخنان ظاهراً رادیکال او که با دو هدف داخلی مطرح می شود موجب دستپاچگی امریکایی ها نخواهد شد؛ اگرچه حتی تصور بر هم خوردن مذاکرات نیز برای باراک اوباما ، وحشت انگیز است زیرا رفتار او در سالهای اخیر دشمنی های زیادی در میان سیاستمداران امریکایی از هر دو حزب بر انگیخته  و تنها امید او برای پیروز نشان دادن خویش به نتیجه رسیدن مذاکرات است.

اما رهبر جمهوری اسلامی  از این سخنان چه هدف یا اهدافی  را تعقیب می کند؟ بر این باورم که سخنان اخیر خامنه ای مانند بسیاری از اظهار نظر های ظاهراً انقلابی او دارای دو مخاطب خاص در داخل ایران است.  مخاطب نخست رهبر جمهوری اسلامی ، اراذل  و اوباش حکومتی و برخی فریب خوردگان متدین  هستند .  نقش اصلی هر دو طیف از این گروه ، تهدید و سلب امنیت از همه کسانی است که  حاضر به تمکین صد در صد در برابر زیاده خواهی ها و شهوت رانی های سیاسی  خامنه ای  نیستند. آنها یک روزمأموریت می یابند که خانه آیت اله صانعی را در قم به آتش بکشند ،  روز دیگر، مأموریت ایشان بر هم زدن سخنرانی حسن خمینی یا حسن روحانی است. این اراذل و اوباش ، اگر لازم باشد احمد زید آبادی را در تبعید گاه خود تهدید جانی می کنند و هر گاه دستور داشته باشند علی مطهری را در شیراز کتک می زنند.خامنه ای هیچ دغدغه ای نسبت به طیف نخست از این گروه که در واقع فرماندهی اوباشگری ها به عهده آنهاست ندارد زیرا آنان  دستور العمل ها را از بیت رهبری دریافت می کنند و  بابت اجرای دستورات ، از رانت های بی حساب وکتاب برخوردار می شوند. اما شرط انصاف آنست که اعتراف کنیم طیف دوم از این گروه، منفعت مالی ندارند . آنها فریب خوردگانی هستند که در سی و هفت سال گذشته ، تحت تأثیر اظهارات آیت اله خمینی و جانشین فاسد او، حاضر به همه گونه فداکاری بوده اند و اکنون نیز بر همان راه و روش هستند.با قاطعیت می گویم خامنه ای بخش عمده ای از تداوم حکومت خود را مدیون همین فریب خوردگان است و به هیچ قیمتی حاضر نیست آنان را ازدست بدهد. سخنرانی اخیر ولی فقیه  و انقلابی نمایی های او در این سخنرانی ، قبل از هرچیز با هدف زنده نگهداشتن و تهییج این طیف از تندروها ایراد گردید.خامنه ای اکنون بیش از هرزمان دیگر به تقویت روحی و اقناع این گروه نیاز دارد زیرا در هیچ زمانی طیف مخالفان او در  داخل کشور تا این حد گسترده  نبوده است. او اکنون برای سلب امنیت از طیف گسترده مخالفان و منتقدان ، نیازمند در صحنه داشتن بخش متدین و فریب خورده از طیف دلواپسان است.

اما درشت گویی های اخیر رهبر جمهوری اسلامی ، هدف مهم تری نیز داشت .او ظاهراً خطاب به امریکایی ها و اوباما سخن گفت اما به خوبی می دانست امریکایی ها توجه زیادی به سخنرانی های آکنده از ” روضه خوانی ” ندارند و امتیاز دهی و امتیاز گیری ها را پشت میز مذاکره یا  حین قدم زدن کری و ظریف انچام می دهند.در واقع  اظهارات خامنه ای  ، نامه سرگشاده  خطاب به حسن روحانی  و برخی حامیان او بود که باید همه مردم از آن مطلع شوند و تحلیل خود از شرایط کشور را مطابق میل خامنه ای اصلاح کنند .در دوسال گذشته ، بسیاری از تبلیغات چی های  روحانی ، با بزرگنمایی فریب کارانه از نقش دولت در روند مذاکرات تلاش کرده اند همه کوتاهی ها یا زد وبند های پشت پرده او را ، هزینه موفقیت مذاکرات هسته ای معرفی کنند و  به این طریق مطالبات حامیان انتخاباتی روحانی راسرکوب نمایند. امید این طیف از نزدیکان رئیس دولت  آن بود که حل مسئله هسته ای و شکستن تابوی مذاکره با امریکا، روحانی را به قهرمان ملی تبدیل و سایر کوتاهی ها و خلف وعده  های او را تحت الشعاع قرار دهد. اما خامنه ای باردیگر ثابت کرد از سایر عناصر حکومتی در جمهوری اسلامی باهوش تر است و اجازه نخواهد داد این امتیاز نصیب رئیس جمهور  شود. او اولاً با صراحت از تقدم زمانی مذاکره با امریکا نسبت به انتخاب روحانی پرده برداشت تا به توهم آفرینی برخی اعضای دولت و بوق های تبلیغاتی آنان پایان دهد و امتیاز احتمالی  به خاطر نزدیک شدن به امریکا را به نام خود ثبت نماید. ثانیاً در خصوص مذاکرات هسته ای هم نشان داد که تصمیم گیر اصلی خود اوست و هرگونه عقب نشینی یا مقاومت با دستور مستقیم رهبر  صورت گرفته و می گیرد. البته او در این مورد دروغ نگفته است. آغاز مذاکرات با امریکایی ها حد اقل هشت ماه قبل از روی کار آمدن دولت جدید بوده و تغییر روند مذاکرات هسته ای و تبدیل سیاست ” آنقدر قطعنامه بدهید تا قطعنامه دانتان پاره شود ”  و ” تحریم ها برکت و نعمت است ” به  ” ما از ابتدا گفته‌ایم می‌خواهیم تحریم‌های ظالمانه برداشته شود که البته در مقابل آن، حاضریم یک چیزهایی بدهیم ” ربطی به تغییر دولت ندارد و ناشی از الزام رهبر به نرمش قهرمانانه است. هیج تردیدی ندارم که این گونه اظهار نظر ها در آینده با شفافیت بیشتر تکرار خواهد شد  تا جایی که اکثریت  ایرانیان نقش دولت روحانی در پیشبرد مذاکرات را یک نقش حاشیه ای  تلقی نمایند  و او تنواند سایر ضعف ها و کوتاه آمدن های خود را موجه جلوه دهد. البته خامنه ای درسخنرانی اخیر ، احتمال بر هم خوردن مذاکرات را هم مدنظر قرار داد و به گونه ای سخن گفت که بسیاری از مخاطبان ایرانی، آن را ازچشم امریکایی ها ببینند.در واقع خامنه ای در این سخنرانی ، حسن روحانی را در حضور افکار عمومی مورد خطاب قرار داد و با یادآوری  برخی واقعیت های مربوط به مذاکرات هسته ای ، به او تفهیم کرد که اجازه نخواهد داد امتیازات احتمالی از این بازی ، نصیب  کسی جز رهبر شود. او همچنین با ظرافت ، تلاش کرد نقش مخرب  و هزینه ساز خویش در روند مذاکرات هسته ای تا سال نود و یک را تحت الشعاع موافقت خود با تغییر مسیر مذاکرات از طریق نزدیک شدن به امریکایی قرار دهد.

اینک باید دید برخی حامیان ذینفع روحانی ، هنوز هم می خواهند اقدامات و اظهارات شرم آوری همچون ادعای محمد جواد ظریف در خصوص نبودن زندانی عقیدتی در ایران را به بهانه ” عدم اخلال در مذاکرات هسته ای ” توجیه نمایند وهمچنان در سایر عرصه ها به نفع خامنه ای و نیروهای سرکوبگر کوتاه بیایند؟ خامنه ای به مردم گفت که روند جدید مذاکرات ، تصمیم او بوده است.  پس گشایش های اقتصادی ناشی از رفع تحریم ها را هم با هوشمندی به نفع خود مصادره خواهد کرد. اکنون نوبت روحانی است که نشان دهد دولت او چه دستاوردی برای مردم داشته است. شاید هیج چیز جز ایستادگی بر وعده های انتخاباتی نتواند موضع روحانی  را در داخل و خارج از کشور تقویت نماید. اگر او حمایت سیاسی حامیان انتخاباتی خویش را بازیابی نماید  شاید بتواند امتیازاتی از رهبر و حامیان او کسب نماید. نیاز خامنه ای به بهره گیری از موقعیت بین المللی روحانی نسبت به سال  نود ودو، به شدت کاهش یافته اما هنوز به صفر نرسیده است. روحانی همچنان می تواند از این نیاز برای احیای امید رأی دهندگان به خود  استفاده نماید مگر آنکه از ابتدا ، با هدف بازیگری در زمین طراحی شده توسط رهبر به میدان آمده باشد.

#دیدگاهنو #سیدمجتبیواحدی #واحدی

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon