مسئله ستایش، چیزی بیشتر از یک مسئله حقوقی؟











تصویری از اعتراض در مقابل کنسولگری ایران در افغانستان


در تلگرامبخوانید

امیرحسین بریمانی

فعال سیاسی

پیش از هرچیز باید متذکر شد که نویسنده این سطور به هیچ وجه مخالف با دردانگیز بودنِ فاجعه قتل ستایش نیست و سطور پیش رو نیز از هرگونه تعصب نژادی تهی هستند. مخالفت با واکنشهای افراطیِ شکل گرفته در باب دفاع از ستایش، در ترادف با تائید موضع مقابل آن یعنی آرای محقرانه نژادپرستانه نیست بلکه نه این و نه آن!

واکنش هیجان زده جامعه درباره ستایش، ارتباطی به مسئله نژادپرستی و مفهوم مهاجرت و اقلیت بودگی مهاجران نیست بلکه موارد مذکور صرفا سرپوشیست که جامعه بصورتی ناخودآگاهانه برای مخفی سازی موضوع اصلی به کار بسته است. این واکنش، وامگیری ای بود از بانک خشم توده ها که همگی برآمده از رخدادهای دیگری بوده اند.

انواع خشم همچون خشم سیاسی، خشم طبقه تهیدست از فقر و غیره، همواره به بهانه هایی سر بر میآورند که ارتباطی به موضوع خشمشان ندارد چراکه سرکوب شدن کنشهایی که آن موضوعات را مستقیما مورد اشاره قرار میدهند، بدیهی بوده و جامعه توش و توان مقابله با سرکوب را ندارد. پس این میل سرکوب شدهی تغییر، ناگزیر میگندد و تغییر شکل میدهد و نهایتا به قول ژیژک نابخردانه فوران میکند: حمله هیتسریک توده!

نکته مهم اینجاست که نابخردی این فورانها ارتباطی به این مسئله ندارد که اقتصاد لیبیدوییِ کنش اعتراضی از جای دیگری تغذیه میشود بلکه در تبیین چیستیِ موضوع اعتراض آنان آشکار میگردد. پس باید ببینیم قتل ستایش آیا واقعا چیزی بیشتار یک مسئلهی حقوقی است؟ وقوع قتل و آزار کودکان در جوامع مختلف چیزی پیشبینی پذیر است و با اینکه فجیع ترین بروز بیماریهای جنسی محسوب میشود، اما نهایتا فعالان اجتماعی سوژه هایشان را در صفحه حوادث نمیجویند!

چیزی که مسئله ستایش را با دیگر قتل و آزارهای رخ داده بر کودکان متمایز میسازد، پیوند خوردن آن با دو مسئله مهاجرت و نژاد پرستی است. شدت گرفتن مبارزه با نژادپرستی را به جرات میتوان یکی از به هنگام و انسانی ترین کنش اجتماعی چند سال اخیر ایرانیان دانست اما در این مورد بخصوص نمیتوان رویکرد مبارزه با نژادپرستی را حربه قرار داد چراکه قتل ستایش، یک اتفاق روشمند از سوی نژادپرستان و یا از سوی گفتمان قدرت نبوده است بلکه تنها یکی از مشکلات جامعه محسوب میگردد که برای مبارزه با آن، میباید روایت کلانتری را مورد هدف قرار داد.

مهاجران نمیتوانند صرفا بدلیل مزیت ها مهاجرت کنند و وقتی که به کشوری مهاجرت میکنند، یعنی زیستن در مرکز فسادها و مشکلات آن را نیز پذیرفته اند. مگر میشود زبانی را یاد گرفت و دشنام ها و عبارات تحقیرآمیز آن را در فرآیند آموختن طرد کرد؟ مگر میشود به شمال کانادا بروید و از سرمای بیش از اندازه آن دلخور باشید؟ قضیه به همین آشکاری است! جامعه ای که از سوی دیگری بزرگ مورد طرد قرار میگیرد و از طرفی توان مقابله با آن را ندارد، به رویه های خودآزارانه روی می آورد.

#مهاجرانافغانستانی #دیدگاهنو #ایران #افغانستان #قتلستایش #نژادپرستی

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon