مظلومیت حلب

در تلگرام بخوانید

علی افشاری – کنترل شهر تاریخی حلب بعد از چهار سال به صورت کامل در دست حکومت سوریه با حمایت میدانی، سیاسی، نظامی، مالی، راهبردی و لجستیکی دولت های ایران و روسیه و حزب الله لبنان قرار گرفت. این اتفاق مهم نقطه عطفی در تحولات سوریه است ومی تواند منجر به بازسازی کامل سیطره حکومت سوریه بر تمامی قلمرو جغرافیایی این کشور شود. اما این اتفاق تاثیر مثبتی بر صلح پایدار در سوریه ندارد بلکه با توجه به جنایت ها و تخلفات بزرگ به وقوع پیوسته ،اقتدار گرایی افسار گسیخته ناشی از دیکتاتوری خونین در این کشور قوت یافته است که در تحلیل آخر منشا اصلی بی ثباتی مستمر در سوریه بوده و خواهد بود. در واقع اگر تروریست ها و اسلام گرایان افراطی بخشی از مناطق تحت تصرف را از دست دادند، اما جایگزین آنها جریانی معتدل نشد، بلکه آن روی سکه تروریسم یعنی افراط گرایی دولتی حاکم شد.در شرایطی که نیرو های معتدل و مخالف استبداد بیش از پیش به حاشیه رانده شده اند و فضای پلیسی و ارعاب و وحشت دولتی شدت یافته است، عمق نفوذ استراتژیک تروریست ها در جامعه سوریه افزایش یافته و موقعیت آنها در جایگاه الترناتیوی به صورت بالقوه تقویت شده است.

در واقع منتفع صورتبندی غلط تقلیل منازعات سوریه به دو قطبی اسد و تروریست ها فقط دولت سوریه و متحدانش نیستند بلکه داعش نیز جزو برنده ها است و به همین دلیل اسد و داعش دو روی یک سه در سوریه هستند و دو خصمی هستند که بقای آنها به یکدیگر پیوسته است. سقوط حلب در دستان حکومت سوریه فقط فرصت بازپس گیری پالمیرا برای داعش را مهیا نساخت، بلکه پروپاگاندا و گفتمان این گروه افراطی و ستیزه جو را تقویت کرد که شیعیان در پیوند با دولت های روسیه و آمریکا دشمن سازش ناپذیر سنی ها در سوریه وعراق هستند. قدم زدن قاسم سلیمانی در خیابان های ویرانه حلب این پیام را به دنیا صادر کرد که چه کسی نقش اصلی در محاصره چندین ماهه حلب و بیرون راندن مخالفان مسلح را بر عهده داشته است. حضور وی موهبتی برای داعش بود تا ادعای ابو محمد عدنانی سخنگوی سابق این گروه که کشته شد، تایید گردد. او نیرو های سنی که در برابر حملات نیرو های ایرانی و روسی و لبنانی به بهانه حفظ غیر نظامیان و ریخته شدن خون کمتر عقب نشینی کرده بودند، را سرزنش کرده بود که کدامیک از رهبران اصیل امت اسلامی چنین کرده اند؟ اینک سقوط حلب ابزار تبلیغاتی گسترده ای به دست داعش داده است تا استفاده از هر روش برای شکست و ایجاد بازدارندگی در برابر نیرو هایی که آنها را کافر می خوانند توجیه کرده و با مانور بر روی حمله به شیعیان و قصد آنها بر سیطره بر اهل سنت، خود را به عنوان تنها آلترناتیو توانا جلوه دهد.

اما سقوط حلب بحث و جدلی گسترده در افکار عمومی ایران پدید آورد. دو قطبی پیرامون این ماجرا با همراهی و مخالفت صورت گرفت. علاوه بر کسانی که به دلایل سیاسی، ایدئولوژیک، عاطفی و نگاه های ناسیونالیستی افراطی از مداخله مخرب جمهوری اسلامی در سوریه دفاع می کردند، بخشی از نیرو ها نیز بودند که تصور کرده و می کنند که در حلب تنها تروریست ها در مقابل بشار اسد قرار داشتند و شکست آنها در کل به نفع ثبات و آرامش در سوریه و منطقه است.

در ادامه کوشش می شود دلایلی در نادرستی این تصور ارائه گردد. البته ملاحظه آنها در خصوص تحرکات گرایش های افراطی قابل درک است. نخست باید متذکر شد بعد از آنکه جنبش اعتراضی مسالمت آمیز مردم سوریه بعد از چند ماه با مداخله ارتش سوریه به خشونت کشیده شد و سیاست حمام خون و سرکوب گسترده در دستور کار دولت سوریه با تحریک و اصرار رهبر جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت، جنگ داخلی سوریه حول سه محور ” حکومت سوریه “، ” اسلام گرایان جهادی وافراطی” و ” مخالفان معتدل “شگل گرفت. مخالفان معتدل نیز دسته بندی های متعددی از لحاظ روش سیاسی( مسلحانه- مسالمت آمیز)، ایدئولوژی ، سن، جغرافیا، قومیت و گرایش فرهنگی داشتند و همچنین در یک تقسیم بندی کلی در داخل و خارج از قلمرو جغرافیایی سوریه فعالیت می کردند. شاید با اندکی تسامح و در چارچوب معیار های خاور میانه بشود همه آنها را معتدل نامید اما اغلب آنها خواهان دمکراسی و نظام چند حزبی بودند. همچنین باید توجه داشت که همه اسلام گرایان در سوریه موضع یکسانی ندارند. برخی چون احرار الشام ، داعش و فتح الشام( النصره قبلی) افراطی و غیر قابل مصالحه بوده و هستند اما مابقی گروه ها امکان گقتگو و پذیرش فعالیت در ساختار دمکراسی را دارند. در واقع در کشور های اسلامی بدون تفکیک در اسلام گرایان و جذب برخی از آنها گذار به دمکراسی ممکن نیست. مثال حزب النهضه در تونس در این خصوص روشنگر است.

شهر حلب تقریبا یک سال بعد از شروع جنبش اعتراضی در دست مخالفان قرار گرفت. تا پیش از آن حکومت سوریه حامیان چشمگیری در حلب داشت. تنوع قومی و فرهنگی شهر حلب با تنوع سیاسی نیز همراه بود. مخالفان مسلح ابتدا در حلب از نیرو هایی چون ارتش آزاد و لوای توحید تشکیل می شدند. بعدا جبهه النصره ، جیش المجاهدین و الانصار، احرار الشام، گروه نور الدین زنگی، جبهه الاصاله و التنمیه ، انصار الشریعه و اتاق عملیات فتح حلب نیز در استان حلب فعال شدند. لازم به توضیح است که گروه نور الدین زنگی ابتدا بخشی از جبهه الاصاله و التنیمه بود که جدا شد و گرایش افراطی پیدا کرد. همچنین لوای توحید در ابتدا با ارتش آزاد همکاری می کرد وضمن استقلال تشکیلاتی هماهنگ بود اما بعدا با دیگر گروه ها مانند گردان الحق در حمص، انصار شام در ادلب، جیش التوحید در دیرالزور و گردان مجاهدین شام در حما جبهه اسلامی سوریه را تشکیل داد و خواهان تشکیل دولت اسلامی شد.

به لحاظ عددی ارتش آزاد که گرایش سکولار و معتدل دارد بر گروه های دیگر برتری داشت. این نکته نیز باید در نظر گرفته شود که گروه های مخالف مسلح سوری عمدتا ائتلاف های شکننده از واحد های کوچک متعدد هستند. بشار اسد با کمک نیرو های میدانی سپاه قدس، حزب الله و گروه شبه نظامی قوات الرضا کوشید تا با حملات هوایی و زمینی حلب را تصرف نماید. این اقدامات که به مرور زمان شدید تر شد و با نادیده گرفتن تمایز بین غیر نظامیان و نظامیان و هدف قرار دادن عمدی و یا غیر عمدی بیمارستان ها منجر به جنایت های جنگی متعدد گشت، باعث شد تا مخالفت ها با دولت سوریه در بین ساکنان حلب افزایش یابد. البته بخشی از مخالفان نیز مرتکب جنایت جنگی شدند واز این منظر باعث نگرانی های جدی در داخل و خارج از مرز های سوریه شدند. اما حجم تخلفات آنها به مراتب کمتر از ارتش سوریه و متحدانش بود.

دولت سوریه بعد از مهار شوک اولیه و بازیابی خود از سال ۲۰۱۴ به موازات برگزاری نشست ژنو ۲ افزایش فشار بر حلب و محاصره این شهر را در دستور کار قرار داد. کنترل بخش غربی شهر در دست حکومت قرار گرفت و مخالفان در بخش شرقی شهر متمرکز شدند. از ابتدا حزب اتحاد دمکراتیک (پی دای دی) کرد های سوریه کنترل شمال حلب را در دست گرفت. این حزب ضمن درگیری با داعش با مخالفان مسلح رابطه خوبی نداشت و چندین بار در حلب با گروه های اسلام گرا درگیر شد. این حزب با بشار اسد رابطه خوبی داشته و دارد. بخشی از کرد های اسلام گرا نیز در حلب علیه دولت سوریه در چهار سال گذشته فعال بودند. بنابراین بخش معتدل و میانه روی نسبی مخالفان در حلب را ارتش آزاد، جبهه الاصاله و التنیمه، اتاق عملیات فتح حلب و جیش المجاهدین و النصار تشکیل می دادند و به لحاظ عددی و کیفی بر بخش تند رو غلبه داشتند. اما حضور نیرو های افراطی مخالف نیز در حلب از ابتدا قابل اعتنا بود.

ورود روسیه به صحنه جنگ داخلی سوریه در سال ۲۰۱۵ معادلات در صحنه میدانی را به نفع بشار اسد تغییر داد. از آغاز حلب به عنوان هدف کانونی آرایش جدید نظامی بلوک دولت سوریه و متحدان خارجی و منطقه ای تعریف شد. محاصره قسمت شرقی حلب از سپتامبر ۲۰۱۵ آغاز گشت. در ماه های اولیه دولت روسیه در مذاکره با دولت آمریکا خواهان تفکیک بخش های معتدل از تروریست ها بود. به موازات، استفاده بلوک فوق از تسلیحات غیرمجاز مانند بمب خوشه‌ای، بمب بشکه‌ای ،بمباران و گلوله باران کور و عملیات پر تلفات و هدف قرار دادن کودکان و زنان بیشتر شد و بی رحمی در سرکوب و حمله به مخالفان افزایش یافت. هر چقدر حملات آنها شدید تر شد، اقدامات حمایتی غرب و ترکیه و عربستان سعودی از مخالفان کمتر شد. اتش بس های نافرجام موازنه قوا را به نفع حکومت سوریه تغییر داد. در نهایت دولت آمریکا با انفعال و نگرانی از بالادستی تروریست ها و گرایش های افراطی میدان را به روسیه واگذار کرد. برخی از نیرو های مخالف و شهروندان حلب را ترک کردند. در ماه های آخر نزدیک به ۸ هزار نفر از مخالفان مسلح باقی مانده و در برابر ارتش سوریه و متحدانش مقاومت می کردند. طبق گزارش دی میتسورا نماینده سازمان ملل در امور سوریه در ماه اکتبر در شرق حلب ، از بین آنها حدود ۹۰۰ نفر از آنان وابستگان فتح الشام( جبهه النصره) و ۱۰۰ نفر دیگر وابسته به گروه های دیگر افراطی بودند. از ماه نوامبر دولت روسیه سیاست قبلی را کنار گذاشته و با نفی نیرو های معتدل در شرق حلب همه آنها را به عنوان هدف مشروع نظامی تلقی کرد. البته ارتش آزاد و دیگر گروه های کوچک معتدل نیز وقتی بدون حمایت در برابر حملات ارتش سوریه و نیرو های خارجی همسو رها شدند وسازمان ملل نیز نتوانست اقدامی در مهار خشونت های سوریه و روسیه و جمهوری اسلامی ایران انجام دهد، آنها علی رغم درگیری های قبلی با فتح الشام و زاویه داشتن با لواء توحید و احرار الشام اختلافات با آنها را نادیده گرفت و عملا با تعریف کردن جبهه درگیری با ارتش سوریه عملا تفکیک با گرایش های افراطی را نادیده گرفت. اگرچه این سیاست غلط بود و فرجام جنگ حلب را به معامله دو سر باخت بدل ساخت، اما ناشی از الزامات جنگ در شرایط نابرابر و ضرورت تشکیل جبهه واحد علیه دشمن مشترک بود.

از ماه نوامبر به بعد آهنگ خروج نیرو های مخالف مسلح و شهروندان غیر نظامی از شرق حلب گسترش یافت. در روز های آخر وزن نیرو های افراطی و بخصوص شاخه القاعده در سوریه افزایش یافت. البته رابطه متاخر این گروه با القاعده بعد از تغییر نام مشخص نیست. بنابراین همانطور که توضیح داده شد در چهار سال گذشته اکثر نیر وهای مخالف حاضر در حلب به استثنای هفته آخر از بخش معتدل مخالفان بودند و تروریست ها در اقلیت بودند. سیاست برخورد محتاطانه و اجتناب از مداخله غرب عملا باعث شد تا افراطی گری در بین مخالفان تقویت شود. همچنین باید توجه داشت که معتدل نیز نسبی است وبا توجه به شرایط سیاسی خاص سوریه باید ارزیابی شود. همانطور که در شرایط خاص سیاسی ایران افرادی چون حسن روحانی، اکبر هاشمی رفسنجانی، مصطفی پور محمدی، حسام الدین آشنا و … معتدل فرض می شوند همین معیار را باید در مورد سوریه هم در نظر گرفت.

#سوریه #بشاراسد #دیدگاهنو #علیافشاری #حلب

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon