ناسیونالیسم موجود و خاموشی ما


الهه ایمانیان

پژوهشگر مسائل زنان

همزمان با به‌وجود آمدن دولت-ملت‌ها، سازمانهای زنان هم درحال تاسیس بودند. در واقع رشد دولت-ملت‌ها با موج اول فمینیسم همراه شد. با رشد دولت-ملت‌ها افراد خود را متعلق به یک ملت مشخص می‌دانستند، یک هویت ملی که فارغ از زن یا مرد بودن به آن عرق خاصی داشتند. ناسیونالیسم، وفاداری به ایدئولوژی‌هایی است که اعضای یک ملت را به یکدیگر متصل و مقید می‌کند. ناسیونالیسم یک ساخت اجتماعی از جنسیت، نژاد، گرایش جنسی، مذهب و زبان را به عنوان معرف ملت ارائه می‌دهد.

مک‌ کلینتوک می‌گوید ناسیونالیسم‌ها جنسیتی هستند. سمبل‌ها، نمادها و گفتمان‌های درون ناسیونالیسم جنسیتی و مردانه هستند و در آن مردانگی مرکزیت و محوریت دارد. در بسیاری از جنبش‌های ملی و انقلاب‌ها، زنان حضور پررنگ و موثری دارند. جنبش‌های ملی‌گرا در پیگیری مطالباتشان با تقویت روحیه ملی‌گرایی از حضور زنان بسیار استفاده می‌کنند اما تجربه مشابه اکثر این جنبش‌ها بعد از پیروزی، به حاشیه راندن زنانی است که به اندازه مردان در به ثمر رساندن جنبش سهم داشته‌اند. روایت ناسیونالیسم از وطن پیکر زنانه‌ای است که نیاز به حمایت دارد. واژگانی مانند مام وطن، سرزمین مادری و زبان مادری معرف همان پیکر زنانه‌‌ای است که ضعیفه و ناموس ملت است، وظیفه زایش و پرورش نسل را برعهده دارد و ملت موظف است که با غیرت و جوانمردی خود از آن دفاع کند. اما ملت عبارت از برادریِ افراد با یکدیگر است، آنها سنت‌های آبا و اجدادی را پاس داشته و به نسل‌های بعد منتقل می‌کنند. ملت یک خانواده بزرگ متشکل از شهروندانی است که با یکدیگر برادرند.

در ناسیونالیسم موجود، زنان معرف و نماینده ای ندارند. زنان در چارچوب همان ناسیونالیسمِ جنسیتی که محدودیت‌های فراوانی برآنان تحمیل کرده باید عمل کنند. خواسته‌های زنان باید همان خواسته‌های ملت باشد، فارغ از اینکه خواسته‌های ملت لزوما زنان و سنت‌های رایج علیه آنها را نمی‌بیند و در نظر نمی‌گیرد. حفظ سنت ها یکی از اصول محوری این ناسیونالیسم است. هرچند بسیاری از این سنت‌ها رنگ و لعاب مدرن‌تر وجدیدتری به خود می‌گیرند تا همچنان مطابق با زمان مصرف داشته باشند، اما کماکان پابرجا هستند. ایستادگی زنان در مقابل سنت‌هایی که ضد زن و سرکوبگر هستند باعث طرد و انکار آنان می‌شود. با به‌کاربردن برچسب‌هایی مانند غرب گرا، خود باخته و رادیکال همواره تلاش می‌شود تا زنان درون گفتمان ناسیونالیسم موجود باقی بمانند. زنان به مدد فمینیسم صدای خود را بلند می‌کنند، از تجربه زیسته خود در محیط‌های اجتماعی مختلف در کنار مردانِ “هموطن” و تحت لوای قوانین کشور خود سخن می‌گویند و در مقابل نابرابری‌ها ایستادگی می‌کنند. درست همین جا است که مشخص می شود چرا به عنوان مثال در برخی از کشورهای اسلامی و در منطقه خاورمیانه، فمینیسم را مخالف ارزش‌های وطنی و پدیده‌ای غربی دانسته و به بهانه ضد وطن بودن سعی در بی‌اعتبار کردن آن دارند. زنان در بیان خواسته‌ها و پس گرفتن حقوق خود، فمینیسم زدایی و رادیکال زدایی می‌شوند، زیرا وقتی خواسته‌های آنها فراتر از چارچوب عرف و قوانین جاری می‌رود، رادیکالیسم آنها به ناسیونالیسم خدشه وارد می‌کند؛ برای مثال زنانی که به آزار خیابانی توسط مردانِ هموطن خود اعتراض دارند به بهانه وطن دوستی و حفظ چهره ملی به سکوت دعوت می‌شوند.

سوال مهم این است که ناسیونالیسم یا ملی‌گرایی چه پتانسیل‌هایی برای پذیرش تنوع دارد؟ آیا در ناسیونالیسم تنوعِ عاملیت وجود دارد؟

برای مثال اگر به رابطه ناسیونالیسم و زنان نگاهی بیندازیم؛ جایی که ناسیونالیسم زنان را در خود جای می‌دهد هدفمند است. ناسیونالیسمِ موجود با ساختن و ارائه یک ایماژ خاص از زنان، آنان را تبدیل به ابزاری برای استحکام، معرفی ودستیابی به اهداف خود می‌کند. زنان در ناسیونالیسم ابژه هستند و عاملیت ندارند. همانگونه که “فاطمه صادقی” پژوهشگرعلوم سیاسی و فعال حقوق زنان در ایران گفته‌ است: «اصولا ناسیونالیسم را نمی‌شود ایده‌ای برای آزادی و رهایی زن تلقی کرد. بلکه ضرورت‌های شکل‌دهی به ساختارهای دولت- ملت، به ویژه بعد از خروج استعمار [از] کشورهای اسلامی، است که بحث‌هایی مثل آموزش زنان و تحصیلات و ایجاد تحولات نسبی در حوزه‌ی خانواده را توضیح می‌دهد.» دولت-ملت‌هایی که اگر به خواست زنان هم توجه می‌کنند در راستای اهداف کلی دولت- ملت است. به عنوان مثال دلیل پیگیری بحث آموزش زنان این بود که چون آنان مادران آینده هستند و تربیت فرزندان کشور به دست آنها است، آموزش زنان تبدیل به مساله مهمی شد.

بنابراین ناسیونالیسم موجود به بهانه مبارزه با استعمار و حفظ استقلال به دفاع از سنت‌هایی که حتی نادرست هستند نیز می‌پردازد. در ناسیونالیسم تنوع مذهب، قومیت، نژاد، گرایش جنسی و زبان وجود ندارد. این ناسیونالیسم فاقد تنوع عاملیت است و با سیاسی کردن همه چیز از جمله مساله زنان و یا مسائل قومیتی و نژادی، تبدیل به یک گفتمان تک صدا می‌شود و به سرکوب نظرات مخالف خود به بهانه ارائه یک چهره مقبول از وطن می‌پردازد. در گفتمان ملی گرایی ستایش وطن وظیفه همه ملت است فارغ از اینکه این ملی‌گرایی در تامین منافع همگان چقدر جامع است . درواقع ناسیونالیسم تبدیل به ابزاری برای طرد “دیگری” می‌شود. همانطور که فاطمه صادقی گفته است، ایده‌ پردازان ناسیونالیسم درصدد برآمدند تا با فرافکنیِ همه رنج‌ها و مصیبت‌های تاریخی به یک “دیگری”، بازگشت به سنت‌های پیشین را هدف خویش قرار دهند. به عنوان مثال، این “دیگری” برای ناسیونالیست‌های ایرانی گاهی اعراب هستند که هویت اسلامی را به هویت ایرانی ما اضافه کرده اند و گاهی این دیگری غرب‌ است که سودای تهی کردن مفاهیم و ارزش های ملی ما را دارد. به هر روی، در مسیر مقابله با این “دیگری”، همه از اقوام و مذاهب گرفته تا زنان، باید منفعلانه فقط به ندای ناسیونالیسم گوش فرا دهند و هرچه فریاد دارند بر سر “دیگری” بکشند.

منابع:

Joyce M. Chadya، Mother Politics- Anti-colonial Nationalism

فاطمه صادقی، جنسیت، ناسیونالیسم و تجدد در ایران

گفت و گو‌ با فاطمه صادقی: ملی گرایی و جنبش زنان

الهه ایمانیان فارغ التحصیل جامعه‌شناسی از دانشگاه تهران و فوق لیسانس مطالعات زنان و جنسیت از دانشگاه ایالتی نیویورک است الهه ایمانیان، اکتیویست و فعال حقوق زنان در ایران است و در حال حاضر به عنوان پژوهشگر مسائل زنان با دانشگاه جورج واشنگتن همکاری میکند.

#ناسیونالیسمجنسی #ناسیونالیسم #فاطمهصادقی #دیدگاهنو #الههایمانیان #زنان

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon