واسطه پیام خمینی به کارتر، عامل دربار یا روحانی تعامل گرا؟


در تلگرامبخوانید

علی افشاری

تحلیلگر سیاسی

بازانتشار سندی مربوط به پیام آیت الله خمینی به دولت کندی در سایت بی بی سی به واکنش های گسترده ای منتهی شد و واکنش تند مرکز اسناد آثار بنیانگذار جمهوری اسلامی را در بر داشت. حمید انصاری مسئول این موسسه بدون ذکر نام، واسطه پیام ادعایی را عامل دربار نامید. طبق سند مورد اشاره بی بی سی  آیت الله میرزا خلیل کمره ای با مراجعه به سفارت آمریکا در آبان ۱۳۴۲ پیام آشتی جویانه آیت الله خمینی به دولت وقت آمریکا را ابلاغ کرده است. در این پیام آیت الله خمینی اعلام کرده که با منافع آمریکا در ایران مخالفتی ندارد  وحضور آنها برای ایجاد توازن در برابر شوروی و بریتانیا را مفید می داند. همچنین قائل به ارتباط و تعامل مثبت بین اسلام و مسیحت است.

انتشار این سند دریچه تاره ای  برای درک پیچیدگی های سیاست در ایران معاصر می گشاید. منتها باید توجه داشت که متن منتشرشده ویژگی های لازم برای یک سند جامع و مستدل را ندارد. این «سند»  گزارش وزارت خارجه آمریکا درباره ملاقات کارکنان سفارت آمریکا با میرزا خلیل‌کمره‌ای نیست بلکه پاراگرافی است از بولتن تحلیلی ٨١ صفحه‌ای سیا،‌ مورخ مارس ١٩٨٠ که در آن مشخصات اصل گزارش سفارت آمریکا در تهران دیده نمی‌شود.

تا زمانی که گزارش سازمان سیا و وزارت خارجه آمریکا و همچنین نظر کارشناسی سفارت و تصمیم اتخاذ شده از سوی دیپلمات های آمریکایی وقت در خصوص پیام دریافتی منتشر نشود، این سند وضعیت مستحکمی پیدا نمی کند. معمولا در حاشیه گزارش ارزیابی از اظهارات ملاقات شونده و راست آزمائی  و اهمیت ادعاهای وی ارائه می شود. همچنین چون بر مبنای روایت فرد واسطه است و حالت کتبی ندارد نمی تواند حجت و مدرکی فیصله بخش باشد، اما قرینه و نشانه قابل اعتنایی است. از آنجاییکه هم آیت الله خمینی و هم میرزا خلیل کمره ای در قید حیات نیستند، فهم چگونگی تبادل نظر بین آنها و انتقال پیام با دشواری های زیادی روبرو است. اگرچه در سند یادشده سخنان آیت الله کمره ای به عنوان ارسال پیام درج شده و اشاره ای به نظر شخصی وی نشده است، اما انتساب کامل سخنان درج شده  به پیام و نبود دخل و تصرف نیازمند شواهد بیشتری است  ونفس ادعا نمی تواند ملاک پذیرش باشد.

بررسی سوابق آیت الله خمینی نشان می دهد وی در سطح مواضع نظری خود در ضدیت با آمریکا و غرب متوقف نمانده و هر جا که احساس ضرورت کرده، در پشت پرده و بدون اینکه مسئویت مستقیمی را بر عهده بگیرد، باب مذاکره با شیطان بزرگ را گشوده و سعی در تنش زدایی کنترل شده و مقطعی کرده است. در پرتو اطلاعات موجود  احتمال درستی ارسال پیام یادشده و تلاش آیت الله خمینی برای جذب اعتماد دولت کندی و یا دفع شر کارگزاران وقت آمریکا در ایران وجود دارد ولی هنوز قطعیت کامل ندارد. در چارچوب طرح مبارزاتی آیت الله خمینی  علیه حکومت پهلوی ها و پیگیری مستمر ایده تشکیل حکومت اسلامی بر مبنای نظریه ولایت فقیه می توان نتیجه گرفت که وی درصدد  استقاده از ظرفیت فشار آمریکا بر حکومت پهلوی جهت اصلاحات سیاسی برآمده است. از اینرو   در دوره کندی و کارتر از این ظرفیت برای جلو بردن برنامه هایش و اعتماد سازی مقطعی استفاده کرده است.

منتها این استفاده  جنبه تاکتیکی داشته است. آیت الله از ابتدای فعالیت های سیاسی و اجتماعی خود تا مرگ نگرش ضد غربی داشت. اما در عین حال قائل به انعطاف و نرمش و چه بسا فریب دادن بگاه نیاز نیز بود. یکی از عوامل مهم در کشف ابعاد کامل این سند  ورمزگشایی از آن بررسی شخصیت  آیت الله خلیل کمره ای و چگونگی رابطه آن با آیت الله خمینی است. مرکز نشر آثار و اسناد آیت الله خمینی وی را به وابستگی به دربار و مشارکت در سند سازی متهم کرده است. سید حسن خمینی تا کنونی در باره میرزا خلیل کمره ای سکوت کرده است.

بررسی سوابق موجود نشان می دهد هیچ سند و مدرک قابل اعتنا و معتبری در خصوص وابستگی  ویا واسطه بودن  میرزا خلیل کمره ای به دربار پهلوی ها وجود ندارد. آیت الله خلیل کمره ای از  فقهای خوش نام و برجسته تاریخ معاصر است که نگاه های نو اندیشانه و وحدت گرا در جهان اسلام داشت.

وی در شهر خمین متولد شد و بعد از تحصیلات اولیه دینی به اراک رفت تا در کلاس های درس شیخ عبدالکریم حائری یزدی شرکت کند .با او به قم  آمد و در محضر اساتید بزرگی درس خواند وبه مرتبه اجتهاد رسید. او علاوه بر فقه در حکمت و عرفان نیز تبحر داشت. میرزا خلیل منادی وحدت در جهان اسلام بود. همچنین نگاهی نو در تفسیر قران داشت. آیت الله سید محمود طالقانی شاگرد میرزا خلیل بود  و ابتکاراتش در تفسیر قران را از وی الهام گرفت. میرزا خلیل به نمایندگی از آیت الله بروجردی به مصر سفر کرد و از شیخ شلتوت، رییس دانشگاه الازهر به خاطر به رسمیت شناختن مذهب تشیع تشکر کرد. او در کنفرانس ها و نشست های متعددی برای وحدت فرق اسلامی شرکت کرد و  پایه های اسلام را در سه اصل توحید، نبوت و معاد می دانست که باید مبنای وحدت همه گرایش های اسلامی قرار بگیرد. میرزا خلیل در وحدت شیعه و سنی تا جایی پیش رفت که در کنگره هزار شیخ طوسی در مشهد  اعلام کرد امروز  هر شیعه سنی است  وهر سنی شیعه است. او در سال ۱۳۴۳ شمسی و در پاسخ به علمای کردستان ایران، اعلام کرد که ایشان از صحابه و یاران پیامبر اسلام بودند و پیامبر اسلام هیچگاه به آنان توهین نکرده ‌است و از این‌رو از معدود فقهای شیعه بود که به صورت علنی اهانت به خلفای سه‌گانه را جایز نمی‌دانست.

او نسبت به درگیری های فرقه ای در جهان اسلام خیلی حساسیت داشت.میرزا خلیل در سال ۱۳۴۳ شمسی، پیامی برای ملک فیصل پادشاه عربستان سعودی ارسال داشت که ضمن اظهار نگرانی از تفرقه‌انگیزی‌های قومی و نژادی، از وی خواست که وسیله تفاهم و تقریب بین فقهای مذاهب اسلامی گردد. وی کتابی را که به عربی با عنوان «ارض النبوه جسر عظیم (سرزمین نبوت پل بزرگی است) تالیف نموده بود به ملک فیصل تقدیم کرد و کوشید وظیفه اتحاد عمومی مسلمانان را به عهده او گذارده، وی را متقاعد سازد که در ساختن این پل بزرگ نباید از معارف رسیده از امام علی (ع) غفلت کند.

میرزا خلیل اهل گفتگو و ارتباط خوب با ادیان دیگر و از جمله مسیحیت نیز بود  وبه تعامل با غرب باور داشت. .وی در تابستان ۱۳۴۸ شمسی، نامه سرگشاده‌ای تحت عنوان «فتح بی‌غرور» به ریچارد نیکسون رئیس جمهور وقت ایالات متحده آمریکا نگاشت و ضمن تبریک، فتح کُره ماه و تحقق وعده قرآن، از وی خواست که به شکرانه اینکه این فتح آسمانی در زمان  ریاست جمهوری او انجام پذیرفته‌است، اولا به گرسنگان و آوارگان جهان عموماً و ثانیاً به خصوص به دو میلیون مسلمان آواره فلسطینی در خاورمیانه که بیست سال است آواره و دربدرند، اجازه دهد بر سر خانه و لانه و آشیانه خود برگردند تا فتح دژ آسمان، فتحی همه جانبه باشد.

میرزا خلیل مکاتباتی نیز با واتیکان از طریق  اسقف اعظم فرانسوا ابومخ دبیر وقت امور غیرمسیحیان نیز داشت. میرزا خلیل فعال سیاسی نبود و مستقیما در سیاست دخالت نمی کرد اما از سیاست دور نیز نبود  وبه مسئولیت سیاسی اش عمل می کرد.  او در زمان رضا شاه به دلیل اعتراض به کشف حجاب و داشتن نسخه ای از نامه شیخ عبدالکریم حائری مدت کوتاهی بازداشت شد.

در  تابستان سال ۱۳۳۰ شمسی، پس از تصویب قانون ملی شدن صنعت نفت، میرزا خلیل در نامه‌ای به دکتر محمد مصدق  حق التالیف کتاب قبله اسلام را به ضمیمه «دعای تائید و بدرقه همت خدمتگزاران این کشور و این آب و خاک» به «دولت معظم شیعه» واگذار نمود.وی در عین حال رابطه خوبی نیز با آیت الله ابوالقاسم کاشانی داشت.

رابطه میرزا خلیل با دربار پهلوی دوم تیره نبود اما ارتباط خاصی نیز با محمد رضا شاه پهلوی نداشت. او از جمع فقهای مورد تایید حکومت وقت بود که گواهی او در خصوص سطح دانش فقهی طلبه ها برای گرفتن مجوز ادامه تحصیل و نرفتن سربازی مورد تصدیق واقع می شد. اما میرزا خلیل نگاه مثبت و جانبدرانه ای به نظام سلطنتی پهلوی نداشت. او نیز در جمع روحانیونی بود که نسبت به حمله به مدرسه فیضیه  اعتراض کرد.

اداره سوم ساواک طی گزارشی از مراسم عزداری در منزل میرزا خلیل  در تاریخ سیزده خرداد ۱۳۴۲ چنین می گوید: «در خیابان زرین نبش منزل آقاى آیت‏اله کمره‏اى که مجلس روضه خوانى منعقد است هم اکنون اعلامیه‏اى پخش شد که چاپى است و روى آن نوشته شده نظریه حضرت آیت‏اله کمره‏اى آقاى حاج میرزا خلیل مجتهد ـ مطلب قابل توجه آن عبارت از این است : در ایران هم آن طبقه از سلاطین که استقلال این کشور هنوز هم رهین آنها است با اینگونه تجلیل از علم و علماء پى‏ریزى استقلال کشور را تا قرنها لبه از خود حفظ کرده‏اند. توجه شخص اعلیحضرت به این امر بستگى دارد که اطرافیان دلسوز با اخلاص این مطالب را بعرض ایشان برسانند. نمیدانیم آیا اطرافیان دلسوزى دارند یا نه؟؟ چون روى سخن با شخص اوّل مملکت است. و در پایان آن نوشته شده امتیاز عاشورا با اینهمه غوغا که مورد تعظیم است همین است که این درس را حسین شهید با منطق خود و با خون خود بازگو کرد که میگفت یعنى حکومت حق علماء و حق انبیاء است که بر حلال و حرام خدا امینند و حق هم مطالبه کردنى است. امتیاز ما شیعه ـ نوع حکومت ما ـ عقیده ما ـ کتاب ما ـ ۷۲ تن ما ـ صدور رساله علمیه ما مبین ماست. حقیر این مسئله را از مهّمات مسائل مذهب مى‏دانم. خداوند توفیق عطا کند. »

دیدگاه و نظریه تئوریک میرزا خلیل موید حکومت اسلامی و حق فقها برای اعمال حکمرانی در دوره غیبت است. اما وی حکمرانی را انحصاری علما ندانسته وبا نظریه ولایت فقیه همراهی ندارد. در در کتاب “نوید اسلام” حکومت در دوره غیبت را امر مشترک بین متخصصین عرفی و مجتهدان واجد شرایط می داند .  وی  تقسیم  امور حکومتی بین متخصصین و مجتهدین و نوع همکاری آنها را این چنین شرح می دهد که  یک نظامی برجسته به مرجع تقلید کمک کند تا رساله اش را بهتر بنویسد و در شناخت موضوعات به وی کمک کند تا کار ضعیفی در نیاید. وی مجتهد آیین را در کنار مجتهد متخصص دو رکن اصلی اداره حکومت دانسته و معتقد است که در عصر غیبت، مجتهدین می توانند با همکاری مجتهدین متخخص در امور اقتصاد و دیگر مسائل، جامعه را اداره کنند.(۱)

میزرا خلیل نسخه عربی کتاب سرگذشت فلسطین یا کارنامه سیاه استعمار نوشته اکرم زعیتر را در اختیار اکبر هاشمی رفسنجانی قرار داد تا به فارسی ترجمه کند. بدینترتیب معلوم می شود که میرزا خلیل دیدگاه های سیاسی داشته است اما بیشتر وقت خود را به کار های مسجدی و نوشتاری  و جلو بردن دیدگاه های وحدت گرایانه در جهان اسلام جلو می برد. وی در راهپیمایی های بزرگ قبل از انقلاب همراه با آیت الله طالقانی شرکت داشت. اما بعد از انقلاب  در حاشیه قرار داشت. در هنگام بستری بودن در بیمارستان  آیت الله خمینی با فرستادن نمایندگانی از او دلجویی کرد. در سال ۱۳۶۳ پیکر او پس از انتقال به قم، در حجره کنار مرقد شیخ فضل‌الله نوری واقع در صحن بزرگ حرم حضرت  معصومه (س) به خاک سپرده شد. محل دفن وی نشان می دهد اولیای امور در جمهوری اسلامی وی را واسطه دربار نمی دانستند و گرنه اجازه دفن چنین کسی که به زعم آنها “روحانی نما” بوده است را در حرم  حضرت معصومه نمی دادند.

میرزا خلیل و آیت الله خمینی با هم رابطه داشته اند اما میزان و حدود آن  مشخص نیست. آنها هر دو اهل خمین بودند  ودوران طلبگی و تحصیل آنها نیز همزمان بوده و هم درس بودند. هر دو اساتید مشترکی چون شیخ عبدالکریم حائری و سید ابولحسن رفیعی قزوینی داشتند  وبا هم مباحثه می کردند. بنابراین با توجه به این نکات امکان اینکه آیت الله خلیل کمره ای قاصد و پیغام بر آیت الله خمینی باشد، محتمل است. بخصوص که میرزا خلیل نظر مثبتی به تعامل با دولت آمریکا و نهاد های غربی داشته است. چه بسا وی اصل ارسال پیام را به آیت الله خمینی پیشنهاد داده باشد. این مسائل مجهول هستند و تا زمانی که اطلاعات کافی در این خصوص منتشر نگردد، نمی شود داوری قطعی  ودرستی داشت. اما تقریبا با قطعیت می توان انتساب وی به دربار پهلوی و همچنین مشارکت در سند سازی و یا اقدام خودسرانه در ارتباط گرفتن با سفارت آمریکا در تهران را با توجه به ویژگی های شخصیتی او رد کرد. انتشار مطالب مربوطه توسط وزارت خارجه آمریکا  در این خصوص می تواند روشنگر باشد. عدم انتشار کامل این سند بعد از گذشت  ۵۳ سال عجیب به نظر می رسد.

علی افشاری فعال سابق دانشجویی و عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در دوران اصلاحات. علی افشاری در سال ۱۳۸۴ ایران را ترک کرد و هم اکنون در مقطع دکترا مشغول تحصیل و پژوهش در دانشگاه جرج واشنگتن آمریکاست. افشاری برنده جایزه هلمن-همت سازمان دیده بان حقوق بشر در سال ۲۰۰۶ است.

#آیتاللهخمینی #دیدگاهنو #علیافشاری

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon