پاسخ به اردشیر امیرارجمند و تناقض‌های فکری او

اردشیر امیرارجمند که زمانی در ایران مشاور میرحسین موسوی بود، در یک نوشته کوتاه با عنوان «تجربه‌های هشت سال گذشته برای حکومت، مردم و اصلاحات» که در وبسایت کلمه منتشر شده است، ضمن اشاره به ۸سال حصر زهرا رهنورد، مهدی کروبی و میرحسین موسوی، بدون آنکه نامی از شخص یا گروه مشخصی ببرد، به حکومت و اصلاح‌طلبان «عافیت‌طلب» انتقاد کرده و شیوه رهبران جنبش سبز را حریتی می‌داند که با شیوه رندانه اصلاح‌طلبان که به‌دروغ جامه مصلحت‌اندیشی و واقع‌بینی پوشیده، مخالف است. او در اشاره‌ای به سردمداران جمهوری اسلامی آنها را «اقتدارگرایانی خودشیفته و پرمدعا، غرق در فساد و گرفتار در شبکه‌ای از جزمیت‌های ویرانگر، جهل‌آفرین و استبدادزا» می‌خواند که برنامه‌ای برای مقابله با تحریم‌ها و ابَربحران‌های کنونی ندارند. امیرارجمند بر ایدئولوژی انتخاباتی اصلاح‌طلبان می‌تازد و می‌نویسد: «تبدیل تاکتیک انتخاب بین بد و بدتر به استراتژی و اکتفاء صرف به صندوق رای، خلاصه کردن اصلاح‌طلبی در اصرار به ورود به قدرت به هر میزان و به هر قیمتی و منش عملگرایی فارغ از اصول، چگونه زمینه‌ساز فرصت‌طلبی و فساد و موجب ناامیدی مردم از ما شد.»  او با «امام» خطاب کردن روح‌الله خمینی، معتقد است اگر در زمانه‌ای دیگر شرایط سیاسی کنونی جمهوری اسلامی را به او و علی خامنه‌ای نشان می‌دادند، آنها این وضعیت را استبدادی تلقی کرده و در صف نخست مبارزه با آن قرار می‌گرفتند.

در تلگرام بخوانید

اما باید در گفته‌ها و مواضع پیشین ارشیر امیرارجمند دقت کنیم و بر اساس آن‌ها به دنبال طرح پرسش از او و نشان دادن تناقض‌های فکری و عملی او و همفکرانش بود. سال‌ها پیش (تیرماه سال ۱۳۹۲) و درپی انتخاب شدن حسن روحانی به ریاست جمهوری، امیرارجمند در مصاحبه‌ای با جرس، خود را در جرگه تحول‌خواهان معرفی کرده و گفتمان دولت حسن روحانی را گفتمانی می‌داند که به‌گونه‌ای محسوس رنگ و بوی اصلاح‌طلبی و تحول‌خواهی دارد. با گذشت ۴سال از کارنامه دولت اول روحانی و در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۹۶، امیرارجمند ضمن حمایت قاطع از انتخاب مجدد روحانی، در توییتر خود نوشت: «همه هوادران ⁧جنبش سبز⁩ از ⁧روحانی⁩ برای کمک به تحقق حقوق همه ایرانیان با همه تنوع آن درمقابل نماینده ارتجاع و تشنج‌آفرینی قاطعانه حمایت کنیم.» مواضع امیرارجمند بین سال‌های ۹۲ تا ۹۶ نشان می‌دهد که او آگاهانه ایدئولوژی انتخاباتی اصلاح‌طلبان که همان انتخاب بین بد و بدتر است را پذیرفته و قاطعانه از آن حمایت کرده است اما پس از گذشت کمتر از دو سال از انتخاب دوباره روحانی به اشتباه خویش پی برده و تحلیلش از مشی اصلاح‌طلبان و حکومت تغییر کرده است. به نظر نویسنده این متن، باید از هرگونه تغییر به سمت احقاق حقوق مردم استقبال و همگان را تشویق کرد تا صف خود را از حکومت جمهوری اسلامی و اصلاح‌طلبان حامی آن جدا کنند اما این تغییر باید با شرایطی همراه شود تا مخاطب بتواند مواضع تغییرکرده و جدید را پذیرفته و به آن اعتماد کند.

نخستین شرط برای ایجاد اعتماد در نگاه مخاطب، پذیرش اشتباه و عذرخواهی صادقانه از او است. آن زمانی که امیرارجمند از رای مجدد به روحانی حمایت قاطع می‌کرد، توضیح نداد که ایدئولوژی انتخاب بین بد و بدتر می‌تواند منجر به چه نتایج ناامیدکننده‌ای شود. او نظرش درباره اصلاح‌طلبان این نبود که در دوراهی بین مردم و خود، دومی را برمی‌گزینند. نمی‌شود بدون پذیرش اشتباه و گفتگوی صادقانه با مخاطب انتظار داشته باشیم که مواضع جدیدمان پذیرفته شود.

شرط دوم برای جلب اعتماد مخاطب، برطرف کردن تناقض‌های فکری و تحلیلی است. امیرارجمند در نوشته کوتاهش که به آن اشاره شد، می‌نویسد: « در این هشت سال که طی آن به‌تدریج سیستم قفل شد، همه باید درک کرده باشیم در شرایط خطیر داخلی و بین‌المللی کنونی راه رهایی از این تله، نه رفتن حسن روحانی است و نه تغییر ترکیب مجلس و یا تغییر رییس قوه‌قضاییه و نه پیروزی در این یا آن انتخابات، بلکه تنها و تنها اصلاحات ساختاری است.» در ادامه به تناقض فکری او می‌پردازم.

نخست آنکه سیستم [جمهوری اسلامی] در ۸سال گذشته و به‌تدریج قفل نشده است. جمهوری اسلامی ۳۷سال است که به‌جز در مقاطعی کوتاه و به میزانی اندک، سیستم را قفل کرده و قفل نگه داشته است. اگر قفل بودن نظام جمهوری اسلامی را به ۸سال اخیر بکاهیم، دچار خطای تحلیلی شده و براساس آن، راه‌حل‌های اشتباه و متناقض ارائه می‌کنیم، همان‌طور که امیرارجمند، خواسته یا ناخواسته، در این دام افتاده است.

در تلگرام بخوانید

اگر چاره وضعیت کنونی ایران را اصلاحات ساختاری می‌دانیم و درعین‌حال معتقدیم که سیستم قفل است، نمی‌شود این اصلاحات را از سیستم طلب کنیم. او می‌نویسد: « چنین اصلاحاتی فقط با تکیه بر اصلاحاتِ جامعه‌بنیاد و بازگشت به مردم و به پشتوانه‌ وسیع‌ترین جبهه از آنان ممکن می‌گردد و در نخستین قدم، آزادی فوری و بدون قید و شرط رهبران سرافراز جنبش سبز است که اصلاحات ساختاری و مسالمت‌آمیز با کمترین هزینه وهمراه با تحکیم همبستگی و امنیت ملی، استقلال و تمامیت ارضی کشور و نفی هر گونه مداخله خارجی را ممکن می‌سازد». اگر نخستین گام اصلاحات ساختاری مدنظر امیرارجمند با آزادی فوری و بدون قید و شرط رهبران جنبش سبز محقق می‌شود، چگونه قرار است آنها آزاد شوند؟ اگر این آزادی را از نظام طلب می‌کنید که خود می‌دانید گرفتار چه تناقضی هستید و اگر از مردم می‌خواهید آن‌ها را آزاد کنند، باید توضیح دهید که شیوه آزادسازی چگونه است و از چه راهی مردم می‌توانند بر نیروی سرکوب پیروز شوند؟ هم‌چنین، امیرارجمند باید توضیح دهد که حتی در صورت آزاد شدن رهبران جنبش سبز، چگونه قرار است اصلاحات ساختاری مدنظر او به هدف برسد؟ تفاوت روش مدنظر او با روش استفاده‌شده در کوران جنبش سبز چیست و چرا طی این سال‌ها این روش ازسوی او و اصلاح‌طلبان طرد شد و به محاق رفت؟

اگر امیرارجمند به این پرسش‌ها پاسخ مستدل، شفاف و صادقانه بدهد، مشخص می‌شود که آماده مواجهه با مخاطب است اما از کسی که هم‌چنان روح‌الله خمینی را «امام» خود می‌داند بعید است که صادقانه با مخاطب به گفتگو بنشیند و دست از اشتباهات گذشته بردارد.

#زهرارهنورد #دیدگاهنو #حسینترکاشوند #اصلاحات #میرحسینموسوی #اردشیرامیرارجمند #مهدیکروبی

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon