پرستو فروهر: گفتند عکس ها و ویدئوهای مربوط به زمان قتل گم شده



فرشته قاضی

روزنامه نگار

هفده سال است همزمان با سالروز قتل های سیاسی پاییز ۷۷ راهی ایران می شود تا چراغ خانه ای را روشن نگاه دارد که زمانی مامن امن او و خانواده اش بود و زمانی دیگر قتلگاه پدر و مادرش. پرستو فروهر، هنرمند ایرانی ساکن آلمان که بعد از قتل های زنجیره ای که ۱۷ سال است به تلاش برای دادخواهی ادامه می دهد می گوید امسال نیز در منزل شخصی پدر و مادرش، مراسم بزرگداشت آنها را برگزار خواهد کرد هرچند که نمی داند نیروهای امنیتی امسال به چه طریقی رفتار خواهند کرد. طی سالهای گذشته ماموران امنیتی با مسدود کردن خیابان های منتهی به منزل فروهرها از حضور مردم و فعالان مدنی در مراسم جلوگیری می کردند. آنها با توقیف پاسپورت پرستو فروهر و احضار او تلاش می کردند مراسم بزرگذاشت قربانیان قتل های زنجیره ای محدود به خانواده و بستگان نزدیک او باشد. برخلاف سالهای گذشته، امسال پاسپورت پرستو فروهر هنگام ورود به ایران توقیف نشده و آگهی برگزاری مراسم بزرگذاشت پدر و مادرش در روزنامه اطلاعات منتشر شده است. او در مصاحبه با دیدگاه نو می گوید:  این بار پاسپورت مرا نگرفتند، تا الان هم احضارم نکرده اند. روز چهارشنبه هم آگهی مراسم بزرگذاشت پدر و مادرم در روزنامه اطلاعات چاپ شد و به هر صورت امیدوار هستم روز یکشنبه بتوانیم مراسم را برگزار کنیم اگر چه که در طول ۲ سال گذشته هم در همان لحظه های آخر با ممنوعیت ما روبرو شدیم. ممنوعیت را هم به شکل واضحی بیان نمی کردند بلکه می گفتند اقوام و بستگان بیایند و از آمدن بقیه جلوگیری خواهیم کرد. یعنی ممنوعیت بود ولی صراحت بیان ممنوعیت وجود نداشت در طول ۲ سال گذشته.

یعنی نوعی ممنوعیت غیر رسمی، درست است؟

 وقتی می گویند فقط اقوام حق دارند بیایند یا همسایه ها، این در واقع تهی کردن یک مراسم بزرگذاشت برای ۲ آدم سیاسی دگراندیش است که سالها بر سر عقایدشان ایستادند و به همین دلیل کشته شدند. بنابراین یک نوعی تحریف در ماجرا وجود دارد و آنها می خواهند ممنوعیت را اعمال کنند ولی بیان واضحی مثل گذشته در اعمال اش نداشته باشند. باید ببینیم امسال چه شیوه ای خواهند داشت.

یعنی می خواهند جایگاه عمومی و نسبت فروهرها با مردم و جامعه و به تبع آن افکار و اندیشه ها و دلیل کشته شدن شان را بگیرند و تنها در خانواده و بستگان خلاصه کنند؟ 

دقیقا، دقیقا، دقیقا. یعنی می خواهند هر گردهمایی صرفا هم در این مناسبت نه، اصولا  جمع شدن آنهایی که بر حق دگراندیشی می خواهند ایستادگی کنند را به هیچ وجه نمی گذارند اتفاق بیفتد. در این مورد به خصوص که سالهاست حساسیت زیادی نشان داده اند.

امسال باز مراسم در منزل شخصی پدر و مادرتان خواهد بود؟

بله گرفتن مراسم در خانه به هیچ وجه احتیاج به هیچ نوعی از مجوز ندارد به همین دلیل سالهاست بعد از اینکه ما با ممنوعیت در استفاده از مکان های عمومی روبرو بودیم تصمیم گرفتیم مراسم را در خانه آنها که محل یادآوری زندگی پرتلاش آنها ولی در عین حال قتلگاه آنها است برگزار بکنیم و به این ترتیب هیچ نیازی هم به گرفتن مجوز برای این مراسم وجود ندارد. هرکسی حق دارد مراسمی در حوزه خانه شخصی داشته باشد منتهی اگر واکنشی است از آن طرف است یعنی آنها هستند که ممنوع می کنند ما نیاز به مجوز نداریم برای این مراسم.

طی سالهای گذشته که برگزاری مراسم به نوعی ممنوع بوده راهها مسدود شده و آن دسته از مردم که می خواستند به مراسم بیایند امکان اش را نیافتند اما درکل تعدادشان هم محدود بوده، شما چه انتظاری ازمردم دارید؟

اولا به نظر من بازتاب پیدا کردن این سالگرد خود اهمیت دادن است بسیاری از آدم ها شاید از دور همراهی می کنند ولی در عین حال بسیاری هم در طول این مدت با تماس ها و گفتگوها و .. می گویند نمی گذارند برگزار شود. ولی همین که ممنوع می کنند کسانی ایستادگی می کنند و می آیند پشت نرده ها و نشان می دهند اعتراض خودشان را همین نوعی برگزاری مراسم بزرگذاشت است. بزرگداشت آدم هایی که استقامت کردند برسر خواست آزادی و عدالت در جامعه ، نوع اعتراضی که صورت می گیرد نسبت به نظامی که این خواست را سرکوب می کند. بنابراین همان هایی که می آیند حتی اگر تعدادشان کم باشد که امیدوارم کم نباشد و به این خانه هم راه پیدا نمی کنند برای من برگزاری نوعی مراسم بزرگذاشت است.

اخیرا عکسی از حیاط خانه پدر و مادرات منتشر شده که نشان میدهد ماموران جنازه آنها را بیرون می برند. آیا عکس ها و ویدئوهایی غیر از این عکس وجود دارد از این قضیه؟

من فقط در پرونده برگه تحویل عکس ها، ۱۱۸ قطعه عکس و ۲ نوار ویدئویی را، برگه تحویل اش را که اداره اگاهی تحویل داده بود به سازمان قضایی نیروهای مسلح که پس از اداره آگاهی مسول پرونده شددر خود پرونده دیدم ولی قاضی پرونده خودش به من گفت که می گویند گم شده و توضیح بیشتری هم نداد. این اعتراض هم مثل بقیه اعتراض ها به جایی نرسید.


پرستو فروهر یک هنرمند ساکن المان است که بعد از قضیه قتل ها به عنوان دختر فروهرها بیشتر شناخته شد. از آن پرستوی هنرمند تا پرستوی بعد از قتل های زنجیره ای که دادخواه قتل های زنجیره ای شده چه تفاوتی است؟ 

انسان بودن یعنی واکنش نشان دادن نسبت به آنچه که سرگذشت انسانی است. نسبت به محیط اطراف و جامعه و نزدیکانی که سرگذشت شان با ادم پیوند دارد. و نه تنها ان، نسبت به ضایع شدن حق در این جهان. اگر که من در گذشته هنرمند بودم هنوز هم هستم در گذشته هم کار هنری ام حساسیت های اجتماعی داشته ولی مسلما کسی که با چنین فاجعه ای روبرو می شود و چنین باری را سعی می کند تا آنجا که ممکن است و در توان دارد بکشد، این بازتاب پیدا می کند توی کارهای هنری که انجام می دهد. هنر در بستر اجتماع است که معنا پیدا می کند برای من در گذشته هم اینطور بوده الان هم اینطور است و هنرند با تجربه زیسته اش کار و زندگی می کند. تجربه زیسته من با فاجعه ای عجیبن شده که من در کار هنری ام هم سعی می کنم ایستادگی و مقاومت انسانی در برابر چنین فاجعه ای را به نوعی به تصویر بکشم و در زندگی ام هم همین کار را می کنم.

طی روزهای گذشته خانواده های ۸ تن از قربانیان قتل های زنجیره ای با انتشار اطلاعیه ای از مردم خواسته اند در هفدهمین سالروز این قتل ها همراه آنها باشند. خانواده های فروهر، شریف، مختاری، دوانی، پوینده و حاجی زاده در این اطلاعیه خطاب به مردم نوشته اند: در یادآوری و بزرگداشت آن جان‌های شیفته‌ی آزادی، که شریان شریف زندگی‌شان در این روزها قطع شد، ما را همراهی کنید. همراهی‌مان کنید در پافشاری بر دادرسی عادلانه‌ی جنایتی که بر آنان رفت، در ایستادگی بر روشنگری و دادخواهی جنایتی که بر دگراندیشان رفته است. قتل های زنجیره ای نامی است که رسانه ها بر قتل روشنفکران و دگر اندیشان از سوی ماموران وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در پاییز ۷۷ نهاده اند؛ قتل هایی که با قتل داریوش و پروانه فروهر، رهبر حزب ملت ایران و همسرش خبرساز شد و پس از آن با محمد مختاری و محمد جعفر پوینده، ازاعضای کانون نویسندگان ایران ادامه یافت که ابتدا ناپدید شدند و سپس پیکر بی جان آنها پیدا شد.

حذف روشنفکران و دگر اندیشان به صورت قتل و ترور فیزیکی از سوی دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی از سالها قبل از سال ۷۷ آغاز شده بود، اما حکومت در نهایت مسولیت تنها قتل ۴ نفر را بر عهده گرفت و تلاش کرد پرونده قتل های زنجیره ای را در قتل پروانه و داریوش فروهر، محمد مختاری و محمد جعفر پوینده، خلاصه کند. هرچند که این قتل ها را به “عوامل خودسر در وزارت اطلاعات” نسبت داد. قتل محمد شریف، نویسنده ومترجم و از اعضای دفتر تدوین مجموعه آثار دکتر شریعتی که ۹ آذر ۷۷ ناپدید و جسد او در ۱۶ آذر همان سال در پزشکی قانونی پیدا شد و همچنین پیروز دوانی که سوم شهریور همان سال مفقود شده و هیچ جسدی از او پیدا نشد از سوی جمهوری اسلامی، جزو پرونده قتل های زنجیره ای محسوب نشد. هر چند که روزنامه نگاران و افکار عمومی ایران از شریف و دوانی به همراه، احمد امیرعلایی، نویسنده و مترجم؛ غفار حسینی، مترجم؛ حسین برازنده، ابراهیم زال‌زاده، ناشر؛ احمد تفضلی، منوچهر صانعی، حمید حاجی‌زاده و پسر ده ساله اش “کارون”، کاظم سامی، هایک هوسپیان مهر، فریدون فرخزاد و معصومه مصدق، نوه دکتر مصدق و دهها روشنفکر و منتقد سیاسی دیگر به عنوان قربانیان قتل های زنجیره ای یاد می کنند، اما تاکنون حکومت مسئولیت هیچ یک از این قتل ها را بر عهده نگرفته است.

فرشته قاضی وی سابقه همکاری با بیش از ۱۸ روزنامه توقیف شده در ایران از جمله روزنامه های خرداد، فتح، هم میهن، آفتاب امروز، بهار و بنیان را دارد. او در ایران در حوزه های مختلف سیاسی همچون پارلمان، هیات دولت و ریاست جمهوری، وزارت خارجه، وزارت کشور، احزاب و دانشگاهها و قوه قضائیه تجربه فعالیت حرفه ای روزنامه نگاری داشته است. قاضی در حال حاضر با وب سایت روزآنلاین در حوزه های حقوق بشر و سیاست همکاری می کند.

#پرستوفروهر #دیدگاهنو #فرشتهقاضی

© 2020 New Vision Research Institute

  • White Facebook Icon